نسخه نهجالبلاغه برای درمان ترس ناشی از «جنگ روانی» چیست؟
در نهجالبلاغه، توکل بر خداوند که در آیه ۱۷۳ سوره آل عمران با عبارت «نعم الوکیل» توصیف شده، یک مفهوم ایستا و به معنای دست روی دست گذاشتن نیست.
خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه: توجه دوباره به نهجالبلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند.
اهتمام به این کتاب شریف را میتوان در سخنرانیهای حضرت آیت الله خامنهای در کنگره نهجالبلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام - که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصلههایی به اندازهی فاصلهی ایمان و کفر از هم دور هستند - با واقعیتی مواجه هستیم.
امروز آشکارترین و روشنترین حقایق اسلامی به وسیلهی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته میشود.
امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهتگیریها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهجالبلاغه است.
در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت میکنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهجالبلاغه نیز بررسی کنیم.
آنچه در ادامه میخواند دریافتهایی از مضامین عالی نهجالبلاغه پیرامون آیه ۱۷۳ سوره آل عمران است:
آیه ۱۷۳ سوره آلعمران، تجلیگاه روحیهای است که مؤمنان راستین در بحرانیترین لحظات تاریخ اسلام از خود نشان دادند: «الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ».
این آیه در شرایطی نازل شد که پس از جنگ احد، شایعهی تهاجم دوبارهی مشرکان برای ریشهکن کردن اسلام در شهر پیچید.
در حالی که منافقان و مرجفون (شایعهپراکنان) در صدد ایجاد رعب و وحشت بودند، یاران واقعی پیامبر (ص) نه تنها نهراسیدند، بلکه بر ایمانشان افزوده شد و با بانگ «حسبنا الله» بر دشمن تاختند.
این روحیه، دقیقاً همان جوهرهای است که در سراسر نهجالبلاغه، از کلام امام علی (ع) تراوش میکند.
توکل؛ فراتر از یک واژه در نگاه علوی
در نهجالبلاغه، توکل بر خداوند که در آیه مذکور با عبارت «نعم الوکیل» توصیف شده، یک مفهوم ایستا و به معنای دست روی دست گذاشتن نیست.
امام علی (ع) در خطبه ۱۸۳ نهجالبلاغه، با صراحت بر کفایت الهی تاکید ورزیده و میفرمایند: «وَ هُوَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ».
برای امیرالمؤمنین، خداوند تنها پناهگاه در غمرات و سختیهای کارزار است.
توکل در مکتب نهجالبلاغه، ریشه در معرفت عمیق به ربوبیت پروردگار دارد.
آنجا که امام در نامه ۳۱ خطاب به فرزندشان امام حسن (ع) میفرمایند: «خود را در تمام کارها به خدا بسپار که خود را به پناهگاهی استوار و نگاهبانی مقتدر سپردهای».
این پیوند بین آیه و کلام امام نشان میدهد که «حسبنا الله» گفتنِ مؤمنان در احد، ثمرهی یقین قلبی به قدرت لایزالی بود که امام علی (ع) آن را «رکن وثیق» (پایگاه استوار) مینامد.
شجاعت ایمانی و غلبه بر جنگ روانی دشمن
آیه ۱۷۳ به صراحت به «جنگ روانی» اشاره دارد؛ آنجا که میگوید دشمنان قصد داشتند با بزرگنماییِ جمعیت خود («إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ») در دل مسلمانان ترس ایجاد کنند.
نهجالبلاغه درمان این ترس را در «عظمت خدا در جان» میبیند.
امام علی (ع) در خطبه همام (متقین) میفرمایند: «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ»؛ یعنی آفریدگار در جانشان بزرگ است، پس هر چه غیر اوست در چشمشان کوچک مینماید.
وقتی مؤمن با این عینک به جهان مینگرد، انبوه لشکر دشمن که آیه از آن سخن میگوید، در برابر قدرت الله، ناچیز جلوه میکند.
به همین دلیل است که آیه میگوید این تهدیدها «بر ایمانشان افزود».
در نگاه نهجالبلاغه، فشار و سختی، صیقلدهنده ایمان است و مؤمن در کوران حوادث، با تکیه بر «نعم الوکیل»، شجاعتی حیدری مییابد که هیچ تهدیدی او را به عقبنشینی وا نمیدارد.
کفایت الهی و سنت پیروزی بر اساس صدق
در ادامه آیات سوره آلعمران (آیه ۱۷۴)، نتیجه این توکل را بازگشت با نعمت و فضل الهی میداند.
امام علی (ع) در نهجالبلاغه (خطبه ۵۶) به این سنت الهی اشاره کرده و میفرمایند: «فَلَمَّا رَأَی اللَّهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْکَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَیْنَا النَّصْرَ»؛ یعنی هنگامی که خداوند صدق و راستی ما را دید، خواری را بر دشمنان ما و نصرت را بر ما نازل کرد.
این «صدق» همان تبلور عملیِ «حسبنا الله» است.
توکل در میدان نبرد، زمانی که جانها به لرزه میافتند، معیار سنجش ایمان است.
آیه ۱۷۳ آلعمران و معارف نهجالبلاغه هر دو بر این اصل استوارند که کفایت خدا (حسبنا الله) مخصوص کسانی است که از «ترس از مردم» عبور کرده و به «خوف از خدا» رسیدهاند.
پیوند توکل و تدبیر در سیره علوی
برخی گمان میکنند «حسبنا الله» یعنی رها کردن اسباب، اما نهجالبلاغه و شأن نزول آیه ۱۷۳ خلاف این را ثابت میکنند.
پیامبر (ص) و یارانش با وجود جراحات جنگ احد، برای تعقیب دشمن حرکت کردند.
امام علی (ع) که خود قهرمان این میدانهاست، توکل را با شمشیر زدن و تدبیر کردن جمع میکند.
ایشان در حکمتهای نهجالبلاغه بر این نکته تاکید دارند که پناه بردن به خدا باید همراه با ایستادگی در راه حق باشد.
«حسبنا الله» در آیه ۱۷۳، شعارِ مجاهدانی است که زره بر تن دارند و در میانهی میدان ایستادهاند، نه عافیتطلبانی که در خانههای خود نشستهاند.
این همان تفسیری است که امام علی (ع) در نامهها و خطبههای جهادی خود به کار میبرد؛ توکل به مثابه موتور محرک عمل، نه ترمز آن.
در نهایت، معارف نهجالبلاغه پیرامون آیه ۱۷۳ سوره آلعمران، ما را به یک «بصیرت راهبردی» میرساند.
در دنیایی که ابزارهای رسانهای و قدرتهای مادی همواره در حال «تخویف» (ترساندن) مؤمنان هستند، تمسک به «حسبنا الله و نعم الوکیل» یک ضرورت زیستی است.
امیرالمؤمنین (ع) در پایان نهجالبلاغه (حکمت ۴۸۰) بار دیگر بر این حقیقت مهر تایید میزنند که راه رسیدن به مقصود، تنها و تنها توکل بر خداست.
مؤمنی که تربیتیافته مکتب نهجالبلاغه است، در مواجهه با اجتماع دشمنان، نه تنها دچار فروپاشی روانی نمیشود، بلکه با استناد به وعده تخلفناپذیر الهی در سوره آلعمران، بر پایداری خود میافزاید.
این پیوند ناگسستنی میان قرآن و نهجالبلاغه، نقشهی راهی است برای هر انسان حقطلبی که میخواهد در غوغای فتنهها، آرامش ایمانی و صلابت علوی خود را حفظ کند.
خدایی که در احد برای مؤمنان «کافی» بود، همان خدایی است که علی (ع) در نهجالبلاغه او را تنها تکیهگاه خللناپذیر معرفی میکند.