نگارگری؛ بازتابی از پیوند عمیق تاریخ اسلام،هویت ایرانی و اندیشه عرفانی
زنجان- در شهر زنجان، جایی فراتر از یک گالری صرف شکل گرفته است؛مجموعهای که روایتگر مسیری طولانی درهنر نگارگری ایرانی و بازتابی از پیوند عمیق تاریخ اسلام، هویت ایرانی و اندیشه عرفانی است.
خبرگزاری مهر - گره استانها: در شهر زنجان، جایی فراتر از یک گالری یا موزه صرف شکل گرفته است؛ مجموعهای که روایتگر مسیری طولانی در هنر نگارگری ایرانی و بازتابی از پیوند عمیق تاریخ اسلام، هویت ایرانی و اندیشه عرفانی است.
بیش از چهار دهه از زندگی خود را صرف خلق آثاری کرده که امروز از آنها بهعنوان بخشی از حافظه تصویری هنر معاصر ایران یاد میشود؛ آثاری که از تاریخ اسلام و عاشورا تا فلسفه، ادبیات عرفانی و فولکلور آذربایجان را دربر میگیرد.
مسیر هنری اصلنجفیفرد از کودکی آغاز شد؛ علاقهای زودهنگام به نقاشی که با آموزش نزد استادان بومی زنجان شکل گرفت
مسیر هنری رضا اصلنجفیفرد از کودکی آغاز شد؛ علاقهای زودهنگام به نقاشی که با آموزش نزد استادان بومی زنجان شکل گرفت و در ۱۸ سالگی با مهاجرت به اصفهان، وارد مرحلهای جدیتر شد.
اصفهان، با پیشینه عمیق در هنرهای سنتی، برای او تنها یک محل تحصیل نبود، بلکه فضایی برای زیستن در دل نقاشی ایرانی بهشمار میآمد.
در همین دوره، آشنایی با مکاتب مختلف نقاشی و تمرکز بر نگارگری ایرانی، مسیر هنری او را تثبیت کرد.
مطالعه مستمر آثار نقاشان برجسته ایران و جهان، او را به درکی عمیق از ساختارهای زیباییشناسی هنر رساند، اما در میان همه مکاتب، مکتب استاد محمود فرشچیان بیشترین همخوانی را با نگاه درونیاش داشت.
این انتخاب، سرانجام در سال ۱۳۷۴ به شاگردی مستقیم در محضر استاد فرشچیان انجامید؛ نقطهای که خود اصلنجفیفرد از آن بهعنوان نقطه عطف زندگی هنریاش یاد میکند.
ثمره این سالها، خلق نزدیک به ۱۴۰۰ اثر هنری در حوزههای متنوع است؛ آثاری که بخشی از آنها امروز در قالب موزه دائمی آثار رضا اصلنجفیفرد در مجموعه پردیس روزبه زنجان نگهداری و بهصورت دورهای در معرض دید عموم قرار میگیرند.
موزهای که نهتنها گذشته این مسیر را روایت میکند، بلکه چشماندازی رو به آینده دارد؛ آیندهای که قرار است با راهاندازی نخستین موزه متاورسی ایران، نگارگری ایرانی را به مخاطبان جهانی پیوند بزند.
از اینجا به بعد، روایت این مسیر را میتوان از زبان خود هنرمند شنید؛ روایتی که هم از تجربه شخصی میگوید و هم از دغدغهای تاریخی برای حفظ و گسترش هنر ایرانی.
آشنایی و شاگردی استاد محمود فرشچیان، نگاه من را به هنر بهطور کامل تغییر داد
اصلنجفیفرد درباره نقطه عطف زندگی هنری خود به خبرنگار مهر میگوید: با اینکه از کودکی به نقاشی علاقه داشتم، اما سال ۱۳۷۴ برای من یک نقطه عطف واقعی بود.
آشنایی و شاگردی استاد محمود فرشچیان، نگاه من را به هنر بهطور کامل تغییر داد.
این ارتباط با وساطت مرحوم آیتالله اژهای شکل گرفت و تا پایان عمر استاد ادامه داشت.
در این دوره، فقط تکنیک یاد نگرفتم؛ جهانبینی هنریام دگرگون شد.
وی این دوره را فراتر از آموزشهای فنی میداند و ادامه میدهد: در محضر استاد، نسبت فرم و معنا برایم جدی شد.
فهمیدم نگارگری فقط زیبایی بصری نیست، بلکه زبان اندیشه است؛ زبانی که اگر درست بهکار گرفته شود، میتواند مفاهیم عمیق دینی، فلسفی و انسانی را منتقل کند.
این شاگردی، زمینه حضور او در پروژههای مهمی را نیز فراهم کرد.
اصلنجفیفرد درباره همکاری با استاد فرشچیان در پروژههای مذهبی توضیح میدهد: یکی از حساسترین تجربههای من، حضور در پروژه طراحی ضریح امام رضا(ع) بود.
مسئولیت انتقال دقیق طرحهای استاد روی فلز به من سپرده شد؛ کاری که کوچکترین خطا در آن جایز نبود.
بعد از آن، در پروژههای مرتبط با ضریح امام حسین(ع) هم همکاری داشتم.
مهمترین پروژه شخصی نجفی اصل مجموعه «تاریخ اسلام» است
این تجربهها برای من تلفیق هنر، ایمان و مسئولیت تاریخی بود.
بهگفته او، مهمترین پروژه شخصیاش مجموعه «تاریخ اسلام» است؛ پروژهای که از نوجوانی آغاز شده و همچنان ادامه دارد: این مجموعه را از ۱۸ سالگی شروع کردم و از ابتدا میدانستم که یک پروژه کوتاهمدت نیست.
امروز هم آن را یک مسیر مادامالعمر میدانم.
هر تابلو بر اساس پژوهشهای تاریخی طراحی میشود و یک تیم پژوهشی مستقل هم منابع را بررسی میکند.
تاکنون حدود ۱۴۰ تا ۱۵۰ تابلو از این مجموعه اجرا شده است.
وی یکی از آثار شاخص این مجموعه را تابلوی «مبعث پیامبر اسلام(ص)» معرفی میکند و میگوید: در این اثر، لحظه بعثت را با زبان نمادین تصویر کردهام؛ جبرئیل، نور وحی و کتاب سفید که نماد روح پاک پیامبر است.
فرمان «اقرأ» در این تابلو، نقطه آغاز یک تحول تاریخی را نشان میدهد.
عاشورا، محور مهم دیگری در آثار اصلنجفیفرد است.
او درباره تابلویی که بهنوعی بازخوانی تابلوی «عصر عاشورا» محسوب میشود، توضیح میدهد: در این اثر تلاش کردم با رجوع دقیقتر به منابع تاریخی، مفهوم بازگشت اسب بیسوار را بازتعریف کنم.
این صحنه فقط یک تصویر احساسی نیست؛ نمادی از انتقال امامت به امام سجاد(ع) است.
برای من عاشورا، قبل از هر چیز یک جریان فکری و تاریخی است.
در کنار تاریخ اسلام، تاریخ ایران و فرهنگ بومی نیز جایگاه ویژهای در آثار او دارد.
اصلنجفیفرد درباره مجموعه فولکلور آذربایجان میگوید: داستان سارای آذربایجان، یک روایت واقعی تاریخی است؛ نمادی از وفاداری به عشق.
این ویژگی، آن را از بسیاری از داستانهای عاشقانه افسانهای جهان متمایز میکند.
اما شاخصترین اثر او، تابلوی «معراج پیامبر اسلام(ص)» است؛ اثری که نامش در سطح بینالمللی نیز مطرح شده است.
او درباره این تابلو میگوید: تابلوی معراج حاصل هشت سال مطالعه، شش ماه طراحی و دو سال اجرای نهایی است.
این اثر در سال ۱۳۸۸ بهعنوان بزرگترین تابلوی معراج جهان اسلام معرفی شد و همان سال، حراجی کریستی دبی قیمت پایه یک میلیون دلار را برای آن اعلام کرد.
اصلنجفیفرد درباره نگاه زیباییشناسی این اثر توضیح میدهد: در این تابلو، همه عناصر دارای ساحت ظاهری و باطنیاند و ترکیببندی بر اساس اصول هنر ایرانی و نسبتهای شریفه شکل گرفته است.
هیچ عنصری بر دیگری غلبه ندارد و همهچیز در تعادل معنا پیدا میکند.
وی درباره آینده این مسیر هنری میگوید: هدف من از راهاندازی موزه، فقط نمایش آثار نبود.
چشمانداز ما، ایجاد نخستین موزه متاورسی ایران است تا هنر نگارگری ایرانی ـ اسلامی بهصورت دیجیتال و پایدار در دسترس مخاطبان جهانی قرار گیرد.
این هنر، صبر، عشق و استمرار میخواهد و اگر این سه نباشد، به نتیجه نمیرسد.