خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

شنبه، 02 اسفند 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

نگاهی نو به دغدغه‌های انسانی

مهر | فرهنگی و هنری | شنبه، 02 اسفند 1404 - 14:30
محمدکاظم شهرام، پژوهشگر ادبی و شاعر معاصر، به‌تازگی رباعیاتی با مضامین انسانی و اخلاقی سروده است.
رباعيات،شاعر،شعر،كتاب،شفقت،زجر،جهل،تعصب،نيكي،شهرام،آزار،مخاطب

به گزارش خبرنگار مهر، محمدکاظم شهرام، شاعر و پژوهشگر ادبی متخلص به «آینا بابا» که سال‌ها در حوزه سرایش شعر فعالیت دارد، مجموعه‌ای از رباعیات تازه با درونمایه‌های انسانی، اجتماعی و معرفتی سروده است.
این شاعر پیش‌تر دو کتاب شعر منتشر کرده است؛ کتاب «هم‌آواز باران» شامل رباعیات و دوبیتی‌ها و کتاب «منظومه عشق» شامل غزلیات و رباعیات که توسط انتشارات امینان منتشر شده‌اند.
آثار او عموماً بر مفاهیم اخلاقی، نگاه عرفانی ساده‌فهم و دغدغه‌های انسانی استوار است.
در رباعیات تازه، شهرام با زبانی روان و پیام‌محور، به موضوعاتی چون ارزش وجود انسان، پیوستگی انسان‌ها، ضرورت رهایی از تعصب و جهل، و نقش نیکی و شفقت در آرامش فردی و اجتماعی می‌پردازد.
این شعرها مخاطب را به خودسازی، زیستن در اکنون و پرهیز از آزار دیگران دعوت می‌کنند.
به باور برخی علاقه‌مندان شعر کلاسیک مضمون‌محور، این سروده‌ها در امتداد نگاه فکری آثار پیشین شاعر قرار می‌گیرند و تلاش دارند پیام‌های اخلاقی را در قالبی ساده و قابل فهم به مخاطب منتقل کنند.
عنوان این مجموعه رباعیات تازه او «آوای صلح» است:
من انسانم هرگز نباشم خسی
و گنجینه‌ی هستی‌ام من بسی
نه برتر، نه پایین‌تر از مردمم
نرنجم، نرنجانم از خود کسی
نیست چیزی خودبه‌خود در این بقا
نیست چیزی در جهان از هم جدا
ذره‌ایم و وصل هم در این زمین
هرکس است عضوی ز هم در این سرا
کهنگی را می‌کنم از تن برون
نوبهاری تا شود جان از درون
بر گذشته چون نچسبیدم به زجر
سهل گردد زندگیم در کنون
***
رنجی ندهم تا که نگردم بیمار
جویم به حیات، اصل خود را هربار
با صافی ذات خود ببینم آن وقت
دینم همه نیکی است نه آنکه آزار
****
با تعصب بدتر از دشمن شوم
بددل و بدذات و اهریمن شوم
می‌رهم از جهل و از آسیب خلق
با خموشی ذهن را روشن کنم
***
تا شفقت در من است دانم جهان
ایمنم دارد مرا در هر زمان
خوفی از فردا ندارم هیچ‌وقت
چون نبودم باعث زجر و زیان