«جان سخت» از اسکی آلپاین خداحافظی کرد/ حالا بیایند و رکوردم را بزنند
ملی پوشی که از دومین سال زندگی اش قدم در پیست گذاشت و به همراه پدرش این رشته ورزش را یاد گرفت، پس از سال های فعالیت در تیم ملی ایران و کسب افتخارات پرتعداد از این رشته ورزشی خداحافظی کرد.
به گزارش خبرنگار مهر، محمد کیادربندسری باسابقهترین اسکیباز آلپاین ایران از دو و نیم سالگی پا به دنیای اسکی گذاشت و طی نزدیک به ۳۰ سال فعالیت مستمر، سه دوره حضور در المپیک زمستانی، کسب تنها مدال بازیهای آسیایی و ۱۰ مدال قهرمانی آسیا تصمیم به خداحافظی از تیم ملی اسکی ایران گرفت؛ خداحافظی مردی که هدفش نه مدال، بلکه ثبت رکورد، ایستادگی و تلاش برای موفقیت اسکی ایران بود.
کمتر کسی است که نام اسکی آلپاین بیاید و اسمی از محمد کیادربندسری در ذهنش نقش نبندد.
اسکی بازی که اسکی را از سن دو و نیم سالگی، زیر نظر پدرش آغاز کرد؛ پدری که نه تنها نخستین مربی، بلکه همراه همیشگی مسیر حرفهای او بود.
کیادربندسری از هفتسالگی وارد مسابقات شد و در نهایت پس از نزدیک به سه دهه حضور مداوم در میادین داخلی و بینالمللی پس از پایان المپیک زمستانی ۲۰۲۶ میلانوکورتینا از تیم ملی اسکی خداحافظی میکند.
وی در طول این سالها موفق به کسب ۱۰ مدال قهرمانی آسیا (۳ طلا، ۳ نقره و ۴ برنز) شد، تنها مدال تاریخ ایران در بازیهای آسیایی ۲۰۱۱ را به دست آورد، سه دوره در المپیک زمستانی حضور داشت و در دو دوره رقابتهای قهرمانی جهان بهصورت مستقیم در جایگاههای ۲۳ و ۲۵ قرار گرفت و راهی فینال شد.
این ملی پوش سابقه و پرافتخار اسکی ایران در گفتگو با خبرنگار مهر به مرور خاطرات دوران حرفه ایش پرداخت و به پرسش هایی در مورد سال ها فعالیتش در این رشته پاسخ داد:
* پس از سی سال فعالیت حرفه ای از تیم ملی اسکی خداحافظی کردید.
حتما حس متفاوت و شاید ناراحت کننده ای است؟
- ورزشکاران در هر رشته ورزشی بسته به شرایط آن کشور، هدف تعیین می کنند و برای رسیدن به این هدف، تلاش میکنند.
در رشتههایی که شانس مدال داریم، مثل کشتی، سطح توقع، رسیدن به مدال المپیک است.
اما سابقه و تجربه نشان داده حتی کشورهای پیشرفته اروپایی که ۴۰۰ تا ۵۰۰ پیست اسکی دارند هم برای گرفتن مدال در اسکی به مشکل میخورند.
برای ما هدف مدال نیست، هدف رسیدن به رکورد است.
من هیچ وقت در مسابقات جهانی دنبال مدال نبودم، چون دور از انتظار است ولی از سال ۲۰۱۸ تا همین المپیک، برای خودم یک هدف ساختم: حضور در سومین المپیک.
چون در کل تاریخ اسکی ایران فقط سه ورزشکار بودند که سه دوره المپیک رفتند و آنها مربوط به قبل از انقلاب بودند.
برنامه ورزشی من تا سال ۲۰۲۲ نوشته شده بود اما چون به یک المپیک نرسیدم، مجبور شدم چهار سال دیگر هزینه، وقت، زحمت و جوانی بگذارم تا به سومین المپیکم هم برسم و حالا با خیال راحت می توانم از تیم ملی اسکی خداحافظی کنم.
* این مسیر از نظر مالی و شخصی چه شرایطی داشت؟
- بعد مادی برای ما وجود ندارد، بعد معنوی دارد.
وقت و جوانی مهم است.
درآمد و زندگی من از راه مسابقه و پیست نبود.
من تمام زندگی ام را برای این رشته گذاشتم که امروز در این نقطه قرار دارم.
* شرایط تمرینات آمادهسازی و انتخابیها راضی کننده بود؟
- ما شرایط خوبی نداشتیم.
اردوی تابستانی برایمان برگزار نشد.
انتخابات فدراسیون هم در جریان بود.
من کاملاً بهصورت انفرادی تمرین میکردم.
اوایل پاییز، فدراسیون تصمیم گرفت برای رشته اسکی آلپاین ۱۲ مسابقه انتخابی برگزار کند تا سه نفری که شانس بیشتری برای حضور در المپیک دارند با هم رقابت کنند.
قرار بود هر کسی پوئن فیز (امتیاز جهانی) بهتر و اختلاف تایم بهتری داشته باشد، انتخاب شود.
خوشبختانه من این شرایط را داشتم؛ هم بهترین پوئن فیز و هم بهترین اختلاف تایم.
در مجموع ۱۱ مسابقه برگزار شد و من ۶ مسابقه را اول شدم و برای المپیک انتخاب شدم.
* حتی کرونا هم مانع شما نشد؟
- در همان مسابقات انتخابی به کرونا مبتلا شدم اما مجبور بودم مسابقه بدهم.
هشت سال برای رسیدن به این هدف جنگیده بودم و نمیتوانستم به خاطر این بیماری همه زحماتم را نادیده بگیرم.
بایستی پنج روز قرنطینه باشم، اما با ماسک میرفتم پیست و مسابقه میدادم.
* این دوره المپیک چه تفاوتی با دورههای قبل داشت؟
- این دوره کاملاً متفاوت بود.
المپیک در یک نقطه متمرکز نبود.
فاصله شهرها و دهکده های بازیها زیاد بود و این موضوع باعث پراکندگی دستگاههای اداری، اجرایی، برندها و نمایندگیها شد.
تنها امتیاز این المپیک برای من این بود که در شهر بورمیو تنها ورزشکار بودم و این برایم خیلی خوب بود.
البته شکل برگزاری بیشتر شبیه مسابقه قهرمانی دنیا بود تا المپیک.
نگاه بیشتر مسئولین به ورزشکاران ورلدکاپی بود.
ساعتهای مناسب و پیستهای بهتر را برای تمرین به آنها میدادند.
نگاه یکسان نبود، در حالی که المپیک باید شرایط یکسان داشته باشد.
* درباره عملکردتان و اختلاف زمان توضیح میدهید؟
- در المپیک قبلی، در اسلالوم با اختلاف ۱۳ ثانیه در مجموع دو مانش (مرحله)، رتبه ۳۴ را گرفتم.
در این دوره، اختلاف زمان من در مجموع دو مرحله،۲۳ ثانیه بود اما رتبه ۳۳ را کسب کردم.
یعنی با وجود اینکه زمانم ۱۰ ثانیه بیشتر بود، رتبۀ بهتری گرفتم.
همین گواهی بر سختی مسیر مسابقه این دوره است.
پیستها سختتر بودند، مسیر طولانیتر و کاملاً یخی بود.
طبیعی است آب میپاشند تا شرایط برای همه ورزشکاران یکسان باشد که همین امر باعث شد افراد بیشتری هم به خط پایان نرسیدند.
* پاسخ شما به منتقدان چیست؟
- باید شرایط را پذیرفت.
اگر کسی منتقد اختلاف زمان من است، یک روز قرار بگذاریم در همین ایران با هم مسابقه بدهیم.
اگر توانستند در ایران من را شکست دهند و بهتر از من اسکی کنند، هرچه مدال و حکم در این نزدیک به سی سال گرفتهام، آتش میزنم.
به این افراد مدعی می گویم من از اسکی خداحافظی میکنم؛ حالا بیایید و رکورد من را بزنید.
* چرا مربی تیم ملی همراه شما نبود؟
- چون ایشان در انتخابی تیم ملی نشان دادند مربی همه ورزشکاران نیستند.
بهتر شد در المپیک حضور نداشتند، چون هم مسابقه ها را به کام من تلخ میکردند، هم آرامش من و خودشان را به هم میزدند.
من قبل از اعزام هم به فدراسیون گفتم اگر ایشان بیاید، نمیخواهم کنارم باشد.
* وضعیت شغلی و بیمهای شما چگونه بود؟
- بعضی ها میگویند ما حقوق میگیریم و از این قضیه ناراحت هستند اما از سال ۹۷ به بعد بیمهام را خودم به صورت خویش فرما پرداخت کردم.
از سیستم اسکی و فدراسیون نه حقوق گرفتم و نه حتی یک روز برای من بیمه رد شد.
البته چند ماهی هست که در پیست دربندسر مشغول به کار هستم.
* برگردیم به موضوع حمایت پدر مرحومتان.
نقش پدر شما در این مسیر قهرمانی چه بود؟
- من تمام زندگیام را مدیون پدرم هستم.
امکان نداشت مسابقهای باشد و پدرم من را به آن مسابقه نبرد.
تمام تابستان ها مسابقه ورزشی نظیر دو، کوه داشتیم، جمعهها مسابقه دو بود و پدرم من را به زور از خواب بیدار می کرد و تشویقم میکرد در آن مسابقه ها شرکت کنم.
اگر برای تصمیم مجدد به عقب برگردم، باید از پدرم بپرسم آیا باز این مسیر را انتخاب میکند یا نه؛ چون دقیقاً پدرم من را اسکیباز کرد و من هرچه دارم از او دارم.
* اگر بخواهید خودتان را در یک جمله خلاصه کنید؟
- جانسخت و گرگ صبور (با خنده)
* توصیه شما به نسل جوان اسکیباز چیست؟
- اگر می توانند، موبایل ساده داشته باشند و از فضای مجازی فاصله بگیرند بهتر است، اگر توانستند اسکی را ادامه بدهند، آن وقت میفهمند سختی های این مسیر چیست.
باید تمام تمرکزشان روی ورزش و اسکی باشد نه چیز دیگری.
* برخی ملی پوشان بیشتر اقدامات نمایشی می کنند تا عملکرد فنی، نظر شما چیست؟
- متاسفانه ما یکسری ورزشکار داریم که یکسال در اروپا و سه ماه در پیست های عالی و هر روز در فضای مجازی اند و ناخودآگاه عملکرد ضعیف شان را با عکس یادگاری با فلانی و گفتگو با فلان مسئول قایم می کنند و سعی دارند با حاشیه برای خودشون توجه بخرند.
این دوستان چیزی که در فضای مجازی هستند و چیزی که در واقعیت هستند زمین تا آسمان با هم فرق دارد کاش واقعا شفاف تر باشند.
* اینکه میگویند اسکی در دست شمشکی ها و دیزینی ها و دربندسری هاست تا چه حد صحت دارد؟
- این واقعا موضوع غیر منطقی است که مطرح می شود.
وقتی من فاصله خانه ام تا پیست دربندسر دو دقیقه است قطعا من شرایط بهتر و بیشتری برای اسکی باز شدن دارم تا کسانی که در شهر های اطراف زندگی می کنند.
چرا در شمشک و دربندسر یک کشتی گیر پیدا نمی شود؟
چرا یک فوتبالیست و والیبالیست ملی پوش در شمشک و دربندسر نیست؟
چرا در شمال کشور اسکی باز خیلی مطرح نداریم ولی عوضش کشتی گیران مشهوری داریم.
شرایط اقلیمی و امکانات شهری مشخص می کند افراد چه شانسی داشته باشند.
* در مورد ریاست در فدراسیون هم همین نظر را دارید؟
- شما نگاه کنید در آن ۱۰ - ۱۱ سالی که روسای فدراسیون فاقد تخصص و آشنایی با اسکی بودند فقط اسکی ایران را ضعیف کردند.
این افراد با شعار توسعه اسکی در استانهای کشور آمدند و گفتند اسکی نباید برای دربندسری و شمشکی ها باشد در حالی که فقط به دنبال مسافرت رفتن خودشان بودند.
دنبال این بودند که در سفرها با پرواز بیزینس بروند یا کدام ماشین را برای فدراسیون بگیرند و متاسفانه با این تفکر اسکی را به این جا رساندند.
حتی یک قدم مثبت برای این رشته بر نداشتند و می بینیم هیچ توسعه ای حتی در استانها هم صورت نگرفت.
* برنامه تان برای بعد از خداحافظی چیست؟
- فعلا برنامه خاصی ندارم.
من در حال حاضر عضو هیئت مدیره و رئیس پیست اسکی دربندسر هستم.
آنجا مشغول به کار هستم.
برای ادامه همکاری با فدراسیون هم با توجه به اینکه حسن شمشکی رئیس انجمن اسکی آلپاین است گفتم چه با حکم و چه بی حکم تا زمانی که ایشان در کمیته آلپاین فعالیت دارد کمکشان می کنم.
* از خودتان راضی بودید؟
- از خودم در این مدت خیلی راضی بودم.
فقط یک مشکل خیلی بزرگ داشتم که به هرچیزی خواستم برسم، به سختی رسیدم.
* حتما در پایان این همه سال فعالیت افرادی هستند که نیاز باشد از آنها قدردانی کنید؟
* اول از همه پدرم، دوم و سوم هم پدرم.
من هرچه دارم از پدرم بوده است.
بعد از مرحوم پدرم جا دارد از چند نفر دیگر هم تشکر کنم که خالصانه در این سالها به من کمک کردند.
آقای جهانبخش ساوه شمشکی اولین مربی ام بعد از ورودم در مسابقات بود خیلی برای من زحمت کشید و واقعا باید از او تشکر کنم.
نفر بعدی آقای حسن شمشکی است نماینده ایران در المپیک ۱۹۹۸ و مدیرعامل کنونی پیست اسکی دربندسر، شمشکی همه جوره من را کمک کرد و بهترین مشاور من برای انجام کارها بود و هست.
آقای سید مرتضی صید هم داماد ما هست و هم برادر بزرگترم.
مثل یک مربی حرفه ای در تمام مسابقات کنار من بود و زحمت زیادی برایم کشید و تعدادی از افراد دیگر که اگر بخواهم اسمشان را بیاورم خیلی طولانی می شود.
کسانی که به من لطف کردند، حتی خیلی کوچک از همه آنها متشکرم.
امیدوارم نماینده خوبی برای اسکی ایران بوده باشم.
من تمام تلاشم را در همه این سالها کردم و صد خودم را گذاشتم.
امیدوارم اسکی کشورم را در بهترین جایگاه ببینم و از پیشرفت آن من هم متحیر و خوشحال شوم.