صدای اعتراضات مردم بودن با تشویق به خشونت فرسنگها فاصله دارد
بعد از حوادث تلخ دی ماه، نزدیک به 30 نفر از اهالی سینما بازداشت و تعدادی از افراد سرشناس احضار شدند ، قوه قضائیه هم خبر از تشکیل پرونده برای اعضای خانه سینما داده بود. ما با مهدی کوهیان فعال حقوق صنفی هنرمندان در این باره گفت و گو کردیم
بعد از حوادث تلخ دی ماه نزدیک به 30 نفر از اهالی سینما بازداشت و تعدادی از افراد سرشناس احضار شدند، قوه قضائیه هم خبر از تشکیل پرونده برای اعضای خانه سینما داده بود.
کد خبر: 761997 | ۱۴۰۴/۱۲/۰۲ ۰۸:۵۴:۰۶
تینا جلالی: بعد از حوادث تلخ دی ماه ، نزدیک به 30 نفر از اهالی سینما بازداشت و تعدادی از افراد سرشناس احضار شدند ، قوه قضائیه هم خبر از تشکیل پرونده برای اعضای خانه سینما داده بود.
ما با مهدی کوهیان فعال حقوق صنفی هنرمندان در این باره گفت و گو کردیم و از او درباره این موضوعات سوال پرسیدیم که پیش روی شماست:
*آقای کوهیان ، امیدوارم بحث خوبی داشته باشیم در ابتدا اگر صحبتی با بینندههای ما دارید بفرمایید
خیلی ممنون از دعوتتون ، در این روزهایی که حال همه ما خوب نیست و این همه عزیزی که از دست رفتند که واقعاً دل همه ما را به درد آورده و البته خشمی هم در وجودمان به وجود آورده واقعاً صحبت کردن سخت است به نظر من شرایط بسیار دشواری است ، اینکه من الان چه بگویم که در این شرایط، اهمیت داشته باشد برای من مسئله است ، امیدوارم در ادامه صحبت هایی مطرح شود تا نکاتی درش باشد که حداقل در این شرایط به درد مردم و جامعه هنری بخورد
دو نفر از مدیران خانه سینما احضار شدند / نقش اجتماعی هنرمندان به عنوان یک قشر فرهیخته و نخبه جامعه اهمیت دارد/ هنرمند و قشر فرهیخته به گونه ای واسطه بین قدرت و مردم قرار می گیرد و به جلو هل داده می شود/ قشر فرهیخته ما نباید به سمت خشم انقلابی برود
*بله درست می فرمایید ، به خاطر اتفاقاتی که شاهدش بودیم حال همه ما خوب نیست ولی امیدوارم با سعه صدر از این مشکلات عبور کنیم ، جناب کوهیان بحث را از اینجا آغاز کنیم که اواخر دی مرکز رسانه قوه قضاییه خبری منتشر کرد مبنی بر تشکیل پرونده قضایی برای اعضای خانه سینما و بازداشت تعدادی از اهالی این خانه .
وقتی خبر توسط مرکز رسانه قوه قضاییه منتشر شد ، ما خبر را در خبرگزاری ها دیدیم ، دو نفر از مدیران خانه سینما قبل انتشار خبر احضار شده بودند و با آنها گفتگوهایی شده بود که این گفتگوهای سخت و به هر حال کمی نسبت به دفعات قبل جدی تری بود ولی به هر حال بعد از این خبر ، ما برداشتمان این بود که وقتی گفتند ۱۰ نفر از اعضای خانه سینما ممکن است اعضای هیئت رئیسه باشند وکسانی که در تدوین آن بیانیه نقش داشتند ، خبررسانی به گونه ای بود که ما باز نمیفهمیدیم امضا کنندگان چه کسانی هستند؟
چون بیانیه خانه سینما که امضا کننده نداشت صادر کننده داشت ، همزمان بیانیه دیگری هم توسط اهالی سینما منتشر شده بود که آن بیانیه ۱۸۰ امضا داشت ، تعدادی از این افراد احضار شدند ، به هر حال گفتگوهایی که با مقامهای مسئول صورت گرفت به نظرم در مورد خانه سینما و نقش خانه سینما و آن بیانیه یک سوء تفاهم بزرگی به وجود آورده بود که من احتمال می دهم آن سوتفاهم تابه الان مرتفع شده باشد
برای اینکه ما چیزی مبنی بر اینکه پروندهای تشکیل شده باشد و باید رسیدگی قضایی صورت بگیرد دریافت نکردیم ، یعنی نامه ای به خانه سینما برای تشکیل پرونده ابلاغ نشده
*آخرین اطلاعات از جزئیات بازداشت شدهها، احضار شده ها را که در دست دارید بفرمایید
من فکر میکنم در این شرایطی که چند هزار نفر از هموطنان ما جانشان را از دست دادند ، در مورد اینکه چند نفر از هنرمندان در حوزه سینما تئاتر موسیقی بازداشت یا احضار شدند جای صحبتی نباشد.
*حرف شما متین ولی به هر حال در این مدت هنرمندان کنش و واکنش های نسبت به این موضوع و دیگر مشکلات جامعه داشتند ، همچنان هم در صفحات خودشا ن نگرانی هایشان را ابراز میکنند ، به نظرم برای اینکه در تاریخ ثبت شود باید گفت.
حتما ، به هر حال هنرمندان یک گروه مرجع هستند نمی توانند بدون واکنش باشند حتماً واکنشهایی دارند من احتمال می دهم حتی بعد از این ، واکنشها بیشتر هم باشد چون در تایمی اینترنت و فیلترینگ قطع بود و کسی اصلاً نمیتونست وارد صفحاتش شود برداشت من این است که ممکن است در آینده این گروه مرجع ، نقش فعالتری دراین موضوع داشته باشند و اتفاقاً چه خوب که این گفتگو ترتیب داده شد تا کمی در خصوص همین واکنشها صحبت کنیم ، من بیشتر دوست دارم به جای اینکه به شما آمار بدهم اینکه بگویم چند نفر بازداشت شدند یا چند نفر در بازداشت هستند در مورد نقش اجتماعی آنها صحبت کنیم ، به هر حال تعدادی هستند احضار شدند، بازداشت شدند و پروندههایشان ن در جریان است و تعدادی هم آزاد شدند و به نظر من در آینده آزاد می شوند ، چند نفر دیگری هم که هنوز در بازداشت هستند ولی اون چیزی که مهم است نقش اجتماعی هنرمندان به عنوان یک قشر فرهیخته یک قشر نخبه جامعه است ،
مخصوصاً وقتی که احزاب سیاسی هم کارایی ندارند ، هنرمند و قشر فرهیخته به گونه ای واسطه بین قدرت و مردم قرار می گیرد و به جلو هل داده می شود.
یعنی حلقه ارتباط یا سخنگو که از هر دو طرف ماجرا ، مثل کیسه بوکس برای خالی شدن خشم ، به آنها فشار وارد می شود.
آنها از هر دو طرف در این این ایام مورد هجمه قرار می گیرند اما آن چیزی که من فکر میکنم باید در موردش حرف بزنیم فاصله گرفتن از خشم انقلابی است.
خشم انقلابی که در دو سوی این منازعه میبینیم، اما قشر فرهیخته ما نباید به سمت خشم انقلابی برود.
خشمی که بعد از اعمالش معلوم نیست برگشتی وجود داشته باشد ، چیزی که ما الان متاسفانه در ادبیات عدهای میبینیم از دو سوی ماجراست.
دولت اسامی از دست رفتگان را منتشر کرده من دیدم پایگاه خبری رجا مطلبی علیه دولت منتشر کرده که شما چرا همه این جانباختگان را در یک لیست منتشر کردید ارزش این از دست رفتگان با هم فرق دارد.
وقتی در مورد خشم انقلابی صحبت می کنیم این می شود که یک جایی به خودش این اجازه را می دهد که در خصوص جان مردم ارزش گذاری کند ،
درگیر هیجانات نشویم/ هنرمند نمی تواند مروج خشونت باشد ، آن چیزی که به خانه سینما اتهام زدند و گفتند بیانیه خانه سینما باعث بروز خشونت در جامعه شده؛ درست نیست /آن کسانی که باید با حکمرانی صحیح از این فضا و این دو قطبی جلوگیری می کردند ، نکردند ، آن ها مسئول هستند ولی الان در این منازعه باید آرامش حکمفرما شود
*ولی پایگاه خبری ریاست جمهوری گفت همه فرزندان ایران هستند
دقیقا ، واقعا جای تاسف است از این طرف ماجرا هم همینطور ، یعنی شما در دو سوی ماجرا خشم انقلابی می بینید یعنی این طرف ماجرا هم ادبیاتش به گونهای است که انگار آن عزیزی که مامور حفظ امنیت است ، یا فلان استانداری یا کارمند مرکز صدا و سیما که جانس از دست رفته انگار آنها هم جانشان بی ارزش و اهمیت بوده است .
واقعا جای تاسف دارد که ما از دو سوی این محور خشونت طلب ، حرفهایی میشنویم که به جز نفرت به جز کینه چیزی دیگری برای جامعه ما در پی نخواهد داشت.
من فکر میکنم آن چیزی که ما باید حواسمان باشد این است که درگیر هیجانات نشویم ،
در دو سوی ماجرا این خشم و نفرت باید کنترل شود ، البته که من فکر میکنم قدرت عامل ایجاد این خشم است ، یعنی آن کسانی که باید با حکمرانی صحیح از این فضا و این دو قطبی جلوگیری می کردند ، نکردند ، آن ها مسئول هستند ولی الان در این منازعه ما باید به فکر این باشیم که یک آرامش حکمفرما شود و جامعه از راههای مسالمت آمیز از خطوط قرمز عبور کند ،ولی من بگویم هنرمند درگیر راه غیر مسالمت آمیز نمی شود.
هنرمند نمی تواند مروج خشونت باشد ، آن چیزی که به خانه سینما اتهام زدند و گفتند بیانیه خانه سینما باعث بروز خشونت در جامعه شده درست نیست .
* مشخصاً از بعضی بازیگران نام هم بردند مثل آقای کیانیان ، آقای پرستویی یا علی دایی ،
ببینید اولاً که صدای مردم بودن و اعتراضات مردم رو بیان کردن این با تشویق به خشونت فرسنگها فاصله دارد ؛ بیان اعتراض از طریق یک تریبونی مثل اینستاگرام که با سختی زیاد باز می شود چطور می تواند مروج خشونت باشد ، چنین اعتراضی به مسالمت آمیزترین شکل ممکن صورت گرفته است ، اما سینماگران و هنرمندان در این ایام حواسشان باشد .
از سال ۱۴۰۱ تا الان این احضارها و این بازداشت ها بوده ، در مواردی هم پرونده سازی بوده اما شاهدم که بسیاری از آنها آزاد و تبرئه شدند/ اگر هنرمندان به غیر از اینکه اعتراضشا ن را از طریق یک رسانه مطرح میکنند چه کاری می کنند؟
یا با کدام قدرت خارجی در ارتباطند؟
*شنیده شده که تعداد بازداشتی اهالی سینما ۳۰ نفر بوده و بعضی چهره های سرشناس احضار شدند ،استوری بازیگرها رو رصد میکردم میدیدم از آقای روزبه سجادی حسینی نام برده شد که بازداشت شده یا شنیده ها حاکی از این بود که آقای حامد بهداد احضار شده آقای عسگرپور مورد بازجوییهای قرار گرفتن آقای اسعدیان مورد بازجویی قرار گرفتنداین موارد اطلاعاتی بود که به دست ما رسید ، شما چه به عنوان فعال صنفی درباره این صحبتها که مطرح می شود چه نظری دارید؟
ببینید ، از سال ۱۴۰۱ تا الان این احضارها و این بازداشت ها بوده ، در مواردی هم پرونده سازی بوده اما شاهدم که بسیاری از افرادی که احضار شدند و بازداشت شدند ، بعد در نهایت تبرئه شدند نه اینکه با عفو، منظورم آن عفو سال ۱۴۰۱ نیست ، در همین سیستم قضایی کشور محاکمه شدند و تبرئه شدند ولی آنقدر سر و صدا قبلش انجام شد که مثلاً فلانی بازداشت شد فلانی احضار شد که انگار برای فلانی چه اتفاقی افتاده، متاسفانه در بسیاری از این موارد وقتی پرونده طرف را میبینیم یا موضوع را بررسی می کنیم می بینیم اصلاً هیچی نیست یعنی هیچ مدرکی وجود ندارد ، هیچ دلیلی وجود ندارد که یک اتهامی به کسی نسبت داده شود،
* شما در جریان پرونده روزبه سجادی حسینی هستید؟
خیر ، در مورد این مصادیق نمیخواهم حرف بزنم ، چون در این مرحله حتی اگه من اطلاع هم داشته باشم ، صحبت کردن در مورد آن دخالت در مرحله تحقیقات مقدماتی می شود و جنبه مجرمانه دارد ، اجازه بدهید من وارد این مصادیق نشوم ، حرف من به صورت کلی است ، مگر اصلاً آقای روزبه سجادی حسینی چه کار کرده به جز اینکه چهار تا استوری گذاشته باشد؟
حتی به تندترین شکل ممکن یا دیگر هنرمندان ما ،اگر آنها به غیر از اینکه اعتراضشا ن را از طریق یک رسانه مطرح میکنند چه کاری می کنند؟
یا با کدام قدرت خارجی در ارتباطند؟
اصلا کدام یک از این حرف هایی که در سال ۱۴۰۱ زده شد اثبات شد ؟
خود الهه و نیلوفری که اگر یادتان باشد چه مستندایی تلویزیون از آنها پخش کرد و چه چه حرف هایی درباره آنها زدند؟
در نهایت اتهام ارتباط با دول متخاصم که در دادگاه تجدید نظر منتفی شد و بعد هم آن اتهاماتشان مشمول عفو قرار گرفت .
یعنی هیچ وقت هیچ کدام از این اتهامات اثبات نشد .
قانونی داریم که اصلاً خیلی عجیب غریب است ، که می گوید مراوده غیر اتفاقی با تبعه رژیم صهیونیستی جرم است.
دقت کنید مراوده غیر اتفاقی و نه جاسوسی/ خانم بنی اعتماد در جلسه ای سر همین ماجرا به مسئولی گفت شما یک کارگردان یک فیلمنامه نویس یک فرهیخته اسرائیلی برای من پیدا کن که طرفدار اسرائیل باشد؟
شما یادتان می آید سال ۹۰ یا ۹۱ بود فکر میکنم تعدادی از مستندسازان را گرفتند و گفتند آنها جاسوس انگلیس هستند یا با بی بی سی در ارتباط هستند ،اگر خاطرتان باشد همه این افراد تبرئه شدند ، این همه سر صدا و خبرگزاری فارس و تلویزیون گفتند که ما یک تیم گرفتیم ببینید و...
اما همه تبرئه شدند .
ببینید ما قانونی داریم که اصلاً خیلی عجیب غریب است ، که می گوید مراوده غیر اتفاقی با تبعه رژیم صهیونیستی جرم است.
دقت کنید مراوده غیر اتفاقی و نه جاسوسی ، یعنی اگر شما که خبرنگار ایرانی هستید و میخواستید با یک فیلم ساز اسرائیلی که ضد اسرائیل فیلم می سازد مصاحبه کنید مرتکب جرم می شوید.
در صورتی که فیلم « ۵ دوربین شکسته »که کارگردان فلسطینی و اسرائیلی آن را ساختند از تلویزیون ایران پخش میشود.
و پارسال جایزه اسکار دریافت کرد.
ولی یک تعداد از مستندسازهای مادر اول ۱۴۰۱ با همین اتهام بازداشت شدند و پرونده برایشان تشکیل داده شد اما هیچ جنبه مجرمانهای که تصور شود آنها به رژیم اسرائیل یا در تحکیم آن کمکی کرده باشند نبوده.
اما صرف اینکه با یک تبعه رژیم صهیونیستی مراوده غیر اتفاقی داشتن برای آنها پرونده تشکیل شده بود.
من از خانم بنی اعتماد این جمله را آریه میگیرم که ایشا ن در جلسه ای سر همین ماجرا به مسئولی گفت شما یک کارگردان یک فیلمنامه نویس یک فرهیخته اسرائیلی برای من پیدا کن که طرفدار اسرائیل باشد ، طرفدار اشغالگری باشد ، تمام هنرمندان اسرائیلی و حتی یهودی کشورهای مختلف ضد اشغالگری اسرائیل فعالیت کردند و شما یک امکان بسیار بزرگ را از هنرمندان ما سلب می کنید که با آنها ارتباط نداشته باشند
اینکه می گویم ما درگیر اتفاقات دو سو نشویم و دو قطبی نشویم ، آن نفرتی است که الان در رسانههای اونوری میبینیم و درباره شرکت کنندگان در جشنواره فجر اتفاق می افتد ، و آنها را تقسیم کردند با واژه هنرورز .
من شنیدم عنوانی درباره آنها استفاده میکنند با نام هنرورز حکومتی .
این همان حرف مراوده غیر اتفاقی با جشنواره فجر است.
میخوام ببینید ما درگیر یک سری افکاری هستیم که در دو سوی ماجرا روزهای سختی را برای ما طراحی کردند .
هر کسی با هر توجیهی جشنواره ای را تحریم می کند انگار فکر و اندیشه خودش را تحریم می کند /جشنواره فجر با پول چه کسانی برگزار می شود ؟
با پول بیت المال، پول من و شما و ملت ، چرا شما به گونه ای صحبت میکنید که انگار این پول ، پول حاکمیت است؟
* آقای کوهیان به حضور در جشنواره فجر اشاره کردید ، در شرایطی که در جامعه روزهای ناآرام را سپری می کند و با ناراحتی ها دلخوری ها این توقع به وجود آمده بود که جشنواره فیلم فجر در شرایط بهتری برگزار شود ، یک مقداری درش وقفه به وجود بیاید و یا حداقل با تعویق برگزار شود.
به عنوان یک فعال صنفی نظر شما درباره این موضوع چیست؟
البته قبلا هم گفتم ، من با هرگونه تحریم رویدادهای فرهنگی هنری در هر جای دنیا تاکید میکنم هر جای دنیا مخالفم ، یعنی رویداد فرهنگی هنری قابل تحریم نیست ، کسی که تحریم میکند فکر و اندیشه خودش را تحریم میکند ، از نظر من فرق نمیکند ،جشنواره فجر باشد یا جشنواره کن باشد یا برلین باشد ، یا اسکار باشد ، هر جای دیگهای که هر کسی با هر توجیهی جشنواره ای را تحریم می کند انگار فکر و اندیشه خودش را تحریم می کند ، چون تبادلات فرهنگی و هنری یکی از حقوق نسل های نوین حقوق بشر هست ، وقتی جشنواره را تعطیل یا تحریم می کنید یکی از حقوق بشر را از او سلب کردید.
ضمن اینکه جشنواره فجر با پول چه کسانی برگزار می شود ؟
با پول بیت المال، پول من و شما و ملت ، چرا شما به گونه ای صحبت میکنید که انگار این پول ، پول حاکمیت است؟
حاکمیت از کجا این پول را آورده ؟
این هزینه ها دقیقاً برای ملت است .پس
به نظر من کسانی که جشنوارههای خارجی را هم تحریم می کنند آنها هم فکر و اندیشه خودشان را تحریم میکنند.
اما در مورد جشنواره فجر امسال در شرایط بسیار سختی برای برگزارکنندگان و شرکت کنندگان برگزار می شود .من حال همه آن ها را می فهمم ، در این جشنواره شرکت نکردم و احتمالاً شرکت نمیکنم چون وقتش را ندارم نه اینکه نخواهم شرکت کنم .
ولی میفهمم این دوستان در چه حالی جشنواره را برگزار میکنند.
ببینید من جایی هم گفتم که جشنواره فجر از رژه نیروهای مسلح که مهم تر نیست که رژه نیروهای مسلح امسال در هفته دفاع مقدس برگزار نشد .
مراسمی بزرگتر از رژه نیروهای مسلح برای ابراز قدرت که در کشور نداریم که آیا جشنواره فجر از رژه نیروهای مسلح مهمتر بود ؟
این حجم از ناراحتی و خشم مردم ، کمی فروکش میکرد کمی شرایط عادی میشد و از مردم ، از شرکت کنندگان و از مشارکت کنندگان دلجویی می شد و بعد جشنواره برگزار می شد
عقلای نیروهای مسلح با همفکری به این نتیجه رسیدند که بعد از جنگ ۱۲ روزه و در شرایط سیاسی اجتماعی نباید این برنامه برگزار شود ، خب مراسمی بزرگتر از رژه نیروهای مسلح برای ابراز قدرت که در کشور نداریم که آیا جشنواره فجر از رژه نیروهای مسلح مهمتر بود ؟
مراسم رژه نیروهای مسلح واقعاً برگزار نشد ، و ما میتوانستیم این برنامه را به تاخیر بیندازیم من نمی گویم برگزار نشود ، چون واقعاً تصمیم گیرنده نیستم نظرم هم اصلا صاحب نیست ، ولی میتونم این پیشنهاد را بدهم که جشنواره می توانست در شرایط ایده آل تری برگزار شود .
این حجم از ناراحتی و خشم مردم ، کمی فروکش میکرد کمی شرایط عادی میشد و از مردم ، از شرکت کنندگان و از مشارکت کنندگان دلجویی می شد و بعد جشنواره برگزار می شد.
گویا یکی دو ایونت عمومی در این زمینههای حوزه فرهنگ و هنر و رسانه برگزار نشده مثل جشنواره گردشگری ، گویا وزارت گردشگری برگزار نکرده ، و نمایشگاه هایی بود که برگزار نشده .
ما در مورد یک ایونتی صحبت میکنیم که باید حال و روح و روانمون همه خوب باشد ، این جمله معنی این را نمی دهد که ما جشنواره را تعطیل کردیم ، بلکه این معنی میداد که ما برای افکار عمومی برای روح و روان مردم ارزش قائلیم، و این میتوانست واقعاً در فرصت دیگری و موقعیت بهتری برگزار شود.
ولی در هر صورت من فکر میکنم که باید همین فرصتها را هم غنیمت شمرد ، همین جشنواره فجر از نظر من یک فرصت استثنایی برای بیان اعتراض ، این یک فرصتی است که اتفاقاً قدرت حاکمان موظف است امنیتش را حفظ کند و بهترین فرصت که اگر کسی اعتراض دارد در تندترین حالت ممکن از این فرصت استفاده کند.
مصادره اموال هنرمندان واین تهدید را کمی مضحک می دانم چرا که بنیانهای حقوقی و فقهیش بسیار بسیار متزلزل است.
*آقای کوهیان به بحث اصلی برگردیم ، در خبر مرکز قوه قضاییه که منتشر شده بود نکته ای بود مبنی بر مصادره اموال هنرمندان که اموال هنرمندان و آنهایی که برایشان پرونده تشکیل شده یا احضار شدند ، به عنوان یه تحلیلگر حقوقی چقدر این موضوع محلی از اعراب دارد؟
در مورد این ادعایی که مطرح می شود و یا تهدیدی که صورت گرفته ، ببخشید ولی این تهدید را کمی مضحک می دانم چرا که بنیانهای حقوقی و فقهیش بسیار بسیار متزلزل است.
*روزنامه اعتماد با حقوق دانان مصاحبه کرده بودند و مصادره اموال را تنبیهی ناشیانه دانشته بودند.
پس من وارد مسائل حقوقی و فقهیش نمی شوم که اصلاً نه در فقه شیعه نه در حقوق ما این کیفر جایی ندارد ، این تهدید احتمالاً استفاده تبلیغاتی و رسانهای برای جریانی که دنبالرو این ماجرا هست دارد.
اما می توانم بگویم دراین زمینه هیچ چیزی تا به حال به هنرمندان ما نه ابلاغ شده و نه پروندهای تشکیل شده و نه کسی در این زمینه تفهیم اتهام شده .
من حداقل الان که خدمت شما هستم این موضوع در مرحله تهدید باقی مانده و هیچ کدام تبدیل به پروندهای که در جایی مطرح شده باشد یا به کسی تفهیم اتهامی شده باشد که به عنوان مثال مجازاتش معلوم باشد نشده استو
بنابراین من نمی دانم که آن اخباری که صحبتش هست برای چه کسی یا کسانی اتفاق افتاده اگر هم هست من بی اطلاعم.
در دولت قبل ، قدرت آقای اسماعیلی بیشتر بود/شبی که زندان اوین آتش گرفته بود و خانواده های کسانی که بازداشت شده بودند مدام به من زنگ میزدند و من میتونستم با یک کسی در قوه قضاییه ارتباط داشته باشم خبر بگیرم به خانواده ها منتقل بکنم/ اما الان رفتارهای محترمانهتر و منطقیتری می بینیم
*گویا وزارت ارشاد در مسائل اخیر و برای اینکه پرونده های هنرمندان بازیگران چه موسیقی چه تئاتر چه هنرهای تجسمی یه حل شود ، همکاری های خوبی داشته ، البته وزیر هم صحبت های کرده بود درباره این موضوع چه نظری دارید؟
حتما این همکاری وجود دارد یعنی ما بلافاصله اولین جایی که زورمان بهش می رسد وزارت ارشاد است ولی در دوره آقای اسماعیلی قدرت آقای اسماعیلی بیشتر بود ، ممکن است نگاه من از نظر سیاسی با آقای اسماعیلی فاصله داشته باشد اما بیشتر از دولت فعلی همکاری داشتند
* پرونده ها آن زمان خیلی بیشتر بود
بله بیشتر بود و اتفاقاً در مورد بعضی از دوستان خیلی هم تند تر بود.
ولی واقعاً زورشان برای حل کردن مشکلات بیشتر بود ؛ خارج از انصاف حرف نمی زنم ، ، در آن دوره واقعاً ارتباط نزدیکتری هم وجود داشت ، ما در روز ممکن بود چندین بار با هم صحبت کنیم ، یا حتی کارگروهی که بعداً من ازش استعفا دادم آن کارگروه افرادی داشت که به عنوان مثال آن شبی که زندان اوین آتش گرفته بود و خانواده های کسانی که بازداشت شده بودند مدام به من زنگ میزدند و من میتونستم با یک کسی در قوه قضاییه ارتباط داشته باشم خبر بگیرم به خانواده ها منتقل بکنم این ارتباط ارگانیک خیلی نزدیکتر بود در آن دوره ، البته الان هم با مدیران خانه سینما و وزارت ارشاد ارتباط وجود دارد ، حتماً هست من نمی گویم ارتباط وجود ندارد ولی من شخصاً دیگر آن ارتباطی که واقعاً زمان آقای اسماعیلی بود و ایشان به اصطلاح یک کارگروهی تشکیل داده بود و ما همانجا بودیم الان نیست .
*شنیده شده که شورای عالی امنیت ملی دستور داده از کنار پرونده های هنرمندان سهل تر عبور کنند.
ما هم مثل شما میشنویم .
*گویا دستور داده شده.
بله شنیدیم و جزو شنیده هاست البته همانطور که عرض کردم که بعد از آن خبر قوه قضائیه ، آن چیزی که من در فضای عمومی میبینم احتمالاً این چیزی که شما دارید می گید ، اگر صحت داشته باشد کمی حملهها فروکش پیدا کرده فروکش یعنی به این معنا که دیگر ما احضار جدیدی ندیدیم ، یا اگر دیدیم رفتارها خیلی رفتارهای محترمانهتر و منطقیتری بوده شاید این حرف درست باشه امیدوارم واقعاً چنین مصوبه داشته باشد
حال همه بد است ، حال هنرمندها از همه بدتر/ یک بازیگر یک نویسنده یک کارگردان باید حالش خوب باشد تا بتواند کار کند ، بعضی می گویند شما چه طور وکیل یه قاتل شدید، در جواب ما می گوییم که ما از قتل دفاع نمیکنیم ما از حقوق یک کسی که مرتکب قتل شده که احیاناً ممکن است که اصلاً خطایی باشد و اصلاً قتل غیر ارادی باشد دفاع می کنیم
*خودتان با هنرمندان در ارتباط هستید به لحاظ روحی توصیه های به آنها داشتید؟
ببینید حال همه بد است ، حال هنرمندها از همه بدتر ، من همیشه در قراردادهایی که برایشان مینویسم اشاره می کنم فورس ماژور .
فورس ماژور در در عالم فرهنگ و هنر و رسانه با فورس ماژور در فضای عمومی جامعه فرق میکند.
یعنی شرایط اضطراری الان شرایط فعلی جامعه به گونه ای است که کارخانهها باز هستند، کارگرها دوباره برمیگردن سر کار خودشان، بر فرض مثال اگر دو روز تعطیل بودند الان میروند سرکارشان.
ولی به بازیگر یا نویسنده و یا نقاش و یا موزیسین نمیتونیم بگوییم آقا فردا صبح پاشو بیا دوباره سر کارت.
یک بازیگر یک نویسنده یک کارگردان باید حالش خوب باشد تا بتواند کار کند ، متوجهید؟
پس شرایط فورس ماژور برای قشر فرهیخته قشر هنرمند فرق می کند ، باور کنید چهار تا مطلب میخواستم بنویسم دستم به قلم نمیرفت که حالا مطالب من مطالب تحلیلی و حقوقی هست شما در نظر بگیرید کسی که می خواهد کار احساسی و کار هنری کند ، باید حالش خوب باشد باید دوباره شرایط جامعه به یک شرایط آرامش برگردد تا او بتواند کارش را انجام بدهد ؛ بنابراین دوستانی که با من در ارتباط هستند می دانم خال مساعدی ندارند.
انصافاً من به همه دوستانی که در طول این مدت همراهشان بودم گفتم شما هر تصمیمی که بگیرید من کنار شما هستم و اینکه یک وکیل یک حقوقدان نگاه نمیکند ببیند که موکلش اصلاً حق می گوید یا نمی گوید ، موکلش حق دارد یا ندارد ، چون هر کسی حق دارد اعتراض کند ، شاید حرفش درست نباشد بنابراین من کنار حق آدمها هستم نه اینکه حرفشان حرف درستی باشد یا غلط باشد من از حقوق آزادی بیان دفاع میکنم
بعضی می گویند شما چه طور وکیل یه قاتل شدید، در جواب ما می گوییم که ما از قتل دفاع نمیکنیم ما از حقوق یک کسی که مرتکب قتل شده که احیاناً ممکن است که اصلاً خطایی باشد و اصلاً قتل غیر ارادی باشد دفاع می کنیم
می خواهم بگویم کسانی که ما از حقوقشا ن دفاع میکنیم نگاه نمی کنیم واقعا ببینیم که چه گفتند ، بیانشان باید بیان آزاد باشند ، آن چیزی که گفتند درست بوده یا غلط بوده مسئولش من نیستم تشخیص دهنده من نیستم ؛ ما از حقوق آدما دفاع میکنیم ،
مطلب را تمام کنم هنرمندان حالشان خوب نیست سینماگران حالشان خوب نیست قشر فرهیخته حالشان خوب نیست ، یک مقداری باید تحمل ما بالا رود برای بیان احساساتی که احیاناً دارند یا خواهند داشت، من توصیهام این است آنجایی که که تصمیم میگیرند آنهایی که تصمیم میگیرند واقعاً توجه داشته باشند الان یک فاجعه بزرگ در کشور اتفاق افتاده یک عزای ملی بوده در این کشور خود دولت سه روز عزای عمومی اعلام کرده بنابراین تا بخواهیم به شرایط عادی برگردیم کمی طول می کشد تحمل کنید بروز احساسات را تحمل کنید این ابراز خشم را حتی اگر تندترین بیانها درش به کار گرفته شود تحمل کنید.
* جناب کوهیان استوری یکی از بازیگرهای شناخته شده را می دیدیم که نوشته بود به ما توصیه شده که در این شرایط حرفی نزنیم، و در حال حاضر هم وقتی فضای مجازی را میبینم بعضی از هنرمندها هیچ حرفی نمی زنند ولی خب مشخص است که ناراحت و شوکه هستند ، ممکن است شما در جریان این موضوع باشید که که به آنها توصیه شده باشد که چیزی نگویند و بعضی از آنها سکوت اختیار کزده باشند؟
« بنشین و بفرما و بتمرگ »در ادبیات ما یک معنی می دهد اینکه کدامش را استفاده کنیم مهم است/ اتفاقاً الان زمان آن است که هنرمند باید حرف بزند.
اتفاقاً الان زمان آن است که صحبت های هرمند می تواند آرامش بخش باشد
خیلی وقت ها در جریان برخی از این مسائل هستم ،خیلی وقت ها هم به من زنگ بزنند و بگویند به فلان بازیگر بگو فلان استوری را بردار.
تا جایی که توانستم سعی کردم در این موضوع دخالت نکنم و بگویم که من ضابط قضایی نیستم که بخواهم این کار را بکنم.
اما ای کاش که اگر هم کسی میخواست توصیه بکند توصیه میکرد که« من احساسات تو را میفهمم من خشم تو را میفهمم من میفهمم در دلت چه خبراست.
هرچی هم خواستی بگو ولی حواست باشه اگر که چیزی گفتی برا خودت مشکلی ایجاد نکنی »
یعنی بیان جوری باشد ببخشید گفته می شود « بنشین و بفرما و بتمرگ »
در ادبیات ما یک معنی می دهد اینکه کدامش را استفاده کنیم مهم است.
اینکه بگوییم «استوری که تو می گذاری بعدها برایت باعث ایجاد مسئولیت می شود» خب آن کسی که الان نمیتواند خشمش را کنترل کند ، کمی حواسش باشد در استفاده کلمات خودش دوباره مروج خشونت نشود
کمی تأمل کند ، ولی این به معنای این نیست که هیچی نگوید ، اتفاقاً الان زمان آن است که هنرمند باید حرف بزند.
اتفاقاً الان زمان آن است که صحبت های هرمند می تواند آرامش بخش باشد من همیشه این را عرض میکنم گروه اجتماعی اگر حرف خودش را از زبان یک مرجع بشنود ، دیگر برای مطالباتش به اشکال مختلف که معلوم نیست به چه نحوی بیان می شود حرفی نزند.
فرض کنید که یک صد نفر آدم می خواهند در مورد یک موضوع حرف بزنند ممکن است با ادبیات مختلفی حرف بزنند ولی اگر یک نفر نماینده داشته باشند یا یه نفر حرف آنها را با یک ادبیات صحیح بگوید ، آن ۱۰۰ نفر بگویند خب این که حرف ما را گفت دیگر ما چیزی نمی گوییم.
بنابراین اتفاقاً هنرمند باید الان حرف بزند ، و اتفاقاً باید حرف جامعهشم را بگوید اما دقت کند که خودش به چرخه خشونت تبدیل نشود، و این به نظر من بسیار مهم است.
* خوب نیست که اینجا از آقای اسعدیان و آقای عسگرپور صحبت نکنیم ، جزو رئوس خانه سینما هستند و شنیده شده که بازجویی هایی شدند.
من ترجیح میدهم در این زمینه صحبتی نکنم چون اصلا مسئله شخصی افراد است و یکی از دلایلی که من باعث می شود کمتر در مورد اسامی حرف بزنم و بیشتر درباره مصادیق صحبت کنم مسئاله شخصی آدم هاست شاید هنرمندان نخواهند این موضوعات مطرح شود.
یا نخواهند در این زمینه کسی اطلاعی داشته باشد یا خودشا ن به نحوی که صلاح بدانند در موردش صحبت کنند در مورد پروندهها هم همینطور.
*به هر حال باید در تاریخ ثبت شود.
حالا من اینجا از این سوال شما استفاده کنم و این توضیح را بدهم که چرا ما بعضی وقتا واقعاً درباره بسیاری از موضوعات حرف نمی زنیم و اطلاع رسانی نمیکنیم.
بعضی وقت ها هست که خود آن شخص نمی خواهد بعضی وقت ها هست که اصلاً صحبت کردن به ضرر پرونده آن شخص است.
بعضی وقت ها هم هست که اصلاً هنوز چیزی ثابت نشده و حرفی زده می شود و بعد جمع کردنش در افکار عمومی کار سختی است.
خودم شخصاً اگر هر جا اطلاع رسانی کردم و در آینده بکنم جایی بوده که از روشهای حقوقی و مذاکره و این نکات ناامید شدم و سعی میکنم آنجا از قدرت رسانه استفاده بکنم ولی فکر میکنم در این شرایط هنوز واقعاً فضای گفتگو هست .در چند روز اخیر اتفاقات خوبی افتاده ما دوباره شروع کردیم با هم صحبت می کنیم.
*بیشتر توضیح می دهید؟
بعضی وقت ها خبری بیرون می آید برای اینکه در جمعی ایجاد وحشت کند
به نظرم در چند روز آینده اتفاقات خوبی برای آزاد شدن دوستانی که در بند هستند می افتد.
قول و قرار هایی گذاشته شده ، اینکه واقعا عملی شود یا نشود را نمی دانم ولی به هر حال در گفتگوها و در مذاکرات اتفاقات خوبی افتاده است.
بنابراین من فکر میکنم که ما هرچه کمتر خودمان به ایجاد کننده خشونت باشیم بهتر است.چه بسا از آن کسی که هدفشان این بوده که خشونت ایجاد کند در ایجاد رعب و وحشت و نگرانی جلو بزنیم.
توصیه ام به شما و اصحاب رسانه است چه بسا واقعاً وقت هایی اصلاً یه خبری بیرون میاد برای اینکه در جمعی ایجاد وحشت کند.
* ولی نمی شود که صحبت نکرد.در مورد دو سینماگری که جانشان را از دست دادند هم صحبت کنید .می دیدم که بخشی از حال و هوای این روزهای سینماگران به دلیل آقای جواد گنجی خوب نیست.
آیا تعداد بیشتری بودند؟
ما راستی آزمایی کردیم به هر حال ما اگه بخواهیم اسم کسی را بگوییم یا مثلاً در موردش صحبت بکنیم باید بررسیهایی کرده باشیم ، این دو نفر آقای جواد گنجی و صبا رشتیان ،کسانی بودند که در راستی آزمایی که انجام شده خب خبر درست بوده.
خبر ممکن است کسانی دیگر هم باشند اما ما به دلیل قطع ارتباطات به دلیل نداشتن اطلاعات کافی شاید نتونستیم هنوز شناسایی یا راستی آآزمایی کنیم.
صبا رشتیان از اصفهان بود من با مادرشا ن صحبت کردم واقعا ناراحت کننده است ایشان انیماتور بود نقاش بود ورزشکار بود و متاسفانه ایشان از کسانی هست که خانواده سینما از بین رفته است.
در خانواده موسیقی هم هستند که اسامی آن ها لیست 10 یا 11 نفره منتشر شده ، به هر حال جامعه هنری هم کنار بقیه آحاد ملت بوده و این اتفاقات براش افتاده ما هم مثل بقیه واقعا عزاداریم و امیدوارم واقعا خون این افراد تبدیل بشه به یک قدرتی تبدیل به یه انرژی بشه که حال همه بهتر بشه امیدوارم امیدوارم درس گرفته شود و درس گرفته بشه از این اتفاقات خیلی خیلی ناراحت کننده است نمیدونم چی بگویم.
مسائل شخصی سینماگران ارتباط با خانه سینما ندارد/حقوق علی شادمان نقض شده بود
*و سوال آخر درباره پرونده پژمان جمشیدی است.
چند روز پیش خبری منتشر شد مبنی بر اینکه دادگاه این بازیگر به زودی برگزار می شود.
خانه سینما درباره این مسئله هم ورود داشت ؟
آخرین اطلاعاتی که من دارم ایشان عضو انجمن بازیگران نیستند حتی اگر بودند هم مسائل شخصی سینماگران ارتباط با خانه سینما ندارد ، اما به عنوان معاون حقوقی خانه سینما می توانم بگویم که تا به امروز بنا بر این بوده که مسائل شخصی افراد ارتباطی با خانه سینما ندارد ،چرا که اگر بخواهیم ورود کنیم از فردا باید دنبال طلاق باشیم دنبال حضانت باشیم دنبال حق ملاقات فرزند باشیم که چنین خبرهایی الی ماشا الله زیاد میبینید و می خوانید و در نشریات زرد زیاد نوشته می شود ،البته که حتماً کسان دیگری هستند که پیگیر این موضوع هستند ، خانه سینما حداقل تا جایی که من بودم و در جریان هستم کسی بنا نیست در این امور دخالت بکند مگر جایی که واقعا احساس بکنیم هتک حرمت و حیثیتی به هنرمند شده و شأن فرهنگی هنری هنرمند زیر سوال رفته است.حالا احتمالاً شما می پرسید که پس چرا در ماجرای مثلاً علی شادمان دخالت کردید؟
ماجرای علی شادمانم ممکن است تصور پیش بیاید که ماجرای شخصی باشد و اتفاقا هست ولی بررسی که ما کردیم دیدیم که یک رفتار خارج از شأن حرفهای و صنفی اتفاق افتاده و حتی در آن مسئله شخصی با آن آدم جوری که رفتار شده بود حقوقشان نقض شده بود ما فقط صرفاً در مورد آن مسئله تذکر دادیم اگر مثلاً در مثل آقای جمشیدی یا هر کسی دیگه هم این اتفاق رو احساس کنیم مجموعه بررسی می کند و تصمیمگیری می کند ولی تا امروز خیر ، این مسئله شخصی است و ایشا ن خودشان پاسخگو خواهند بود
ممنون که وقتتان را به ما اختصاص دادید