طرحی آمریکایی به نام مذاکره موشکی؛ از آمریکا اصرار از ایران انکار
قطعا یک ایران موشکی بسیار ترسناکتر از یک ایران بدون سلاح و موشک است.
باشگاه خبرنگاران جوان - روز ۲۹ بهمن و سالروز قیام مردم آذربایجان در حسینه امام خمینی (ره) مانند هر سال برگزار شد؛ مردم چشم انتظار لحظه دیدار بودند و هر چه عقربهها به پیش میرفت این اشتیاق بیشتر و بیشتر میشد تا مقام معظم رهبری وارد حسینه شدند و شوری مثال زدنی در سراسر حسینه پیچید.
رهبر انقلاب شروع به ایراد سخنرانی کردند و نگاه همه به خصوص رسانههای جهان به دلیل اتفافات اخیر کشور و تهدیدات آمریکا عیله تهران به حسینه امام خمینی (ره) دوخته شده بود تا مانند همیشه به نقطه طلایی سخنان حضرت آیتالله خامنهای رسیدیم؛ یعنی همان بخشی که رهبر معظم انقلاب به لفاضیهای ترامپ پاسخ دادند.
فرمانده کل قوا در بیانات خود اشارهای به حضور ناوگان آمریکایی در منطقه داشتند و فرمودند قطعا یک ناو میتواند خطرناک باشد، اما خطرناکتر از آن سلاحی است که آن ناو را به قعر دریا میبرد؛ همین یک جمله کافی بود تا تمام رسانههای جهان به تعجب وادار شودند.
گمانه زنیها از همان ساعات اولیه شروع شد، آیا ایران سلاح سِری دارد که هیچ کس از آن خبر ندارد و تاکنون رونمایی نشده؟
منظور رهبر معظم انقلاب چه بود؟
آیا منظور حضرت آیت الله خامنهای فقط یک موشک بود یا از تولید یک سلاح جدید خبر میداد؛ به سرعت صحبتهای رهبر معظم انقلاب به تیتر رسانههای جهان تبدیل شد.
واکنشهای به صحبت رهبر انقلاب
پس از بیانات رهبر انقلاب واکنشها شروع شد، رسانههای داخلی و خارجی و جریانهای داخلی این سخنان را تأکیدی بر راهبرد بازدارندگی و قدرت موشکی و دریایی ایران دانستند؛ تحلیلگران داخلی گفتند منظور رهبر انقلاب، نمایش توان هدف قرار دادن ناوهای پیشرفته و ایجاد توازن در برابر قدرتهای بزرگ است.
فرماندهان و چهرههای مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در مواضع مشابه بر توسعه موشکهای ضدکشتی، پهپادها و تاکتیکهای جنگ نامتقارن تأکید کرده و این جمله را همسو با همان دکترین دانستند؛ برخی تحلیلگران سیاسی داخلی این پیام را بازدارنده و روانی ارزیابی کردند؛ آن هم یعنی بیشتر برای هشدار دادن و جلوگیری از درگیری مستقیم.
رسانههای غربی هم به شدت این سخنان را بازتاب دادند و این جمله رهبری را بهعنوان هشدار به حضور ناوهای آمریکا در خلیج فارس تفسیر کردند و آن را نشانه ادامه تنش دریایی دانستند.
تحلیلگران نظامی در گزارشهایی اشاره کردند که ایران سالها روی سلاحهای ضدکشتی و تاکتیکهای نامتقارن برای مقابله با ناوهای پیشرفته سرمایهگذاری کرده است؛ موضوعی که بهطور مستقیم به فعالیتهای نیروی دریایی ایالات متحده مرتبط دانسته میشود.
اما واقعا این فرمایش رهبر معظم انقلاب چه دلیلی داشت؟
آیا کشورمان به فناوری دست پیدا کرده که قادر است ناوهای آمریکایی را به قعر خلیج فارس و دریای عمان بفرستد؟
برای رسیدن به جواب این سوال باید به سالهای اول انقلاب بازگردیم.
از نداشتن سیم خاردار تا رسیدن به فناوری هایپرسونیک
وقتی در سال ۱۳۵۷ انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید، تمام توان نظامی ایران به کشورهای غربی به خصوص آمریکا وابسته بود، اما ایالات متحده که حالا با شریک قدیمی خود دشمن شده دیگر نه خود سلاحی به ایران میفروشد و نه میگذارد کشوری به ایران سلاح بدهد؛ گواه آن هم دردسرهایی بود که مقامات کشورمان برای خرید چند فروند موشک در زمان جنگ داشتند، اما برای این موضوع باید چارهای میکرد.
ایران که حتی توان تولید سیم خاردار را هم نداشت قصد داشت تا وارد عرصه تولید تجهیزات نظامی شود؛ پس کار تولید را با سلاحهای ساده شروع کرد، قایقهای ماهیگیری را مسلح کرد و با تجهیزات بسیار معمولی به سراغ ساخت پهپاد رفت که همانها هم در سالهای پایانی جنگ تحمیلی ۸ ساله کمک بزرگی به کشور کرد، اما پس از پایان جنگ این موضوع سرعت بیشتری گرفت تا جایی که امروز بسیاری از کشورها به تجهیزات ایران احتیاج دارند و یا حتی از آن کپی برداری میکنند، مانند اقدام آمریکاییها که از روی پهپاد شاهد ۱۳۶ ایران کپی و مهندسی معکوس کردند.
البته کار همین جا متوقف نشده و ایران در سایر حوزهها به خصوص موشکی و شناورهای تندرو هم حرفهای زیادی برای گفتن ندارد، جمهوری اسلامی اکنون به انواع موشکهای پدافندی و تهاجمی مسلح است که خیلیها آنها را دیده و برخی هم طمع آن چشیدهاند.
ایران پس از جنگ به سرعت با همکاری دانشگاهها ساخت تجهیزات نظامی مدرن را دستور کار قرار داد، اما تا دهه ۹۰ برای عملیات از آنها استفاده نکرده بود، تا این که بهدلیل انجام عملیات گروههای تروریستی در مجلس شورای اسلامی و حرم امام راحل فرصت انتقام فراهم شد و موشکهای ایران قلب ترویستها در سوریه را شکافتند.
پس از حمله به رژه نیروهای مسلح در اهواز هم یک بار دیگر ایران توان عملیاتی موشکی خود را به رخ جهانیان کشید، اما این پایان ماجرا نبود؛ تحرکات تروریستی رژیم صهیونیستی که دیگر قابل تحمل نبود و تجاوزاتی که به سفارت ایران در سوریه و بعد هم جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رخ داد، نیروهای مسلح کشور را واداشت تا این بار درسی بزرگ به جنایت کاران صهیونیست بدهند، درسی که تا ابد فراموش نکنند.
تجاوزات اسرائیل با ۳ مرحله پاسخ جمهوری اسلامی ایران روبه رو شد که به عملیاتهای وعده الصادق معروف شد که آخرین مورد آن هم همین جنگ ۱۲ روزه بود، در این عملیاتها ایران بارها مراکز نظامی و اقتصادی، چون پالایشگاه حیفا را آماج موشکهای خود قرار داد تا انتقام خونهای بی گناهی که توسط اسرائیل ریخته شود بود را بگیرد.
اما به جرات میتوان گفت مهمترین عملیاتی که ایران در سالهای گذشته انجام داد که هیچ کشوری شاید توان انجام آن را نداشته باشد، ۲ حمله موفقیت آمیز به پایگاههای آمریکایی در پاسخ به اقدامات تروریستی واشنگتن بود، نیروهای مسلح کشورمان در ۱۸ دی ماه ۱۳۹۸ و در پاسخ به ترور ناجوانمردانه سردار دلها و مقاومت سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی پایگاه عین الاسد آمریکا در خاک عراق را هدف قرار دادند و در عملیاتی دیگر و در پاسخ به شبی که ایالات متحده برای نجات رژیم اسرائیل از آتش موشکهای ایرانی مراکز هستهای ایران را بمباران کرد، پایگاه نظامی العدید این کشور در قطر را موشک باران کردند.البته ایالات متحده پیشتر هم طمع موشکهای ایران را چشیده بود، وقتی پهپاد ۲۲۰ میلیون دلاری گلوبال هاوک در آسمان دریای عمان با موشک پدافندی ایران تکه تکه شد.
شاید به همین دلایل است که امروز تیممذاکرهکننده آمریکا با دستور ترامپ، رئیسجمهور این کشور بر مذاکره موشکی با ایران پافشاری میکند، موضوعی که با یک نه قاطع از سوی جمهوری اسلامی ایران مواجه شده است؛ قطعا یک ایران موشکی بسیار ترسناکتر از یک ایران بدون سلاح و موشک است؛ آن هم در مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی که هر نقطه از جهان را ارث پدری خود میدانند.
نگاه به کشورهای دیگر درسی برای ایران
همه میدانند که ایالات متحده در مذاکرات به درخواست رژیم صهیونیستی بارها درخواست کرده تا موضوع موشکی هم علاوه بر موضوع هستهای بخشی از توافق باشد، اما همیشه با مخالفت ایران رو به رو شده است؛ چرا که دلایل کاملا منطقی برای این مخالفت وجود دارد.
یکی از دلایل این مخالفت نگاه به گذشته است، اگر جمهوری اسلامی ایران در سالهای جنگ تحمیلی ۸ ساله عراق، قدرت نظامی بالایی داشت، شاید اصلا عراق جرات تجاوز به خاک کشورمان را هم در سر پرورش نمیداد، چه برسد که بخواهد اقدام نظامی کند.
شاید این بحث مطرح شود که با وجود تقویت قوای نظامی، باز هم رژیم اسرائیل جنگی ۱۲ روزه علیه کشورمان به راه انداخت، اما همه چیز روشن است و بارها توسط مقامات کشورمان مطرح شده؛ اسرائیل قصد داشت تا با این جنگ و شورشهای خیابانی کشور را به سمت نابودی و تجزیه ببرد، اما وقتی پاسخ قاطع موشکی ایران را دریافت کرد و ضربات مهلکی به توانمندیها و مراکز حساسی، چون مقر موساد یا پارک علم و فناوری ارتش و پالایشگاه حیفا خورد، متوجه محاسبات غلط خود شد.
از طرف دیگر نگاه به سابقه رفتار آمریکا با کشورهای دیگر که سلاح خود را تحویل دادند نشان داده که واشنگتن همیشه این راهبرد را برای پیشبرد مقاصد خود به کار بسته است، نمونه آن عراق که دوبار مورد تجاوز آمریکا قرار گرفت و به چنان وضعیتی گرفتار شد که هنوز مردم این کشور تاوان این تجاوز را میدهند، یا لیبی که روزی معمر قذافی رهبر آن بود، کشوری که هم سلاح هستهای داشت و هم موشک؛ اما در یک توافق با آمریکا، همه سلاحهای خود را زمین گذاشت و شد آن چه نباید میشد، لیبی چون سلاحی در دست نداشت با یک حمله آمریکا سرنگون شد و حتی آمریکا به قذافی که یک سر توافق با خودشان بود هم رحم نکرد و امروز حالا این کشور اسیر جنگهای داخلی شده است.
در مصر هم بعد از انقلاب مردمی این کشور، محمد مرسی رئیسجمهور مصر شد که تلاش کرد به آمریکا نزدیک شود.
مسئله مصر نیز به خوبی بیانگر در صدر قرار داشتن منافع آمریکاییها بر سایر مسائل را نشان داد، زیرا رژیمصهیونیستی به شدت از روی کار آمدن دولتی بر آمده از حزب اخوان المسلمین در هراس بود و این کار آمریکا و حمایت از کودتای نظامی در مصر، برای تامین منافع این رژیم در منطقه صورت گرفت.
همه این موارد به ما نشان میدهد که برخلاف خواسته آمریکا نه تنها نباید در مورد تسلیحات کشور، بلکه باید به فکر پیشرفت روزافزون آنها هم باشیم؛ تا مانند چنین روزی که دشمن حتی با توهم دست به تهدید ایران زد دست نیروهای مسلح چنان پر باشد که فرماندهی کل قوا از غرق کردن ناو آمریکایی صحبت کند.