واشنگتن در پی تثبیت نفوذ در نظم جدید قفقاز
سفر ونس را میتوان تلاشی برای «قانونیسازی نفوذ» آمریکا در قفقاز جنوبی دانست؛ نفوذی که با اسناد رسمی، پروژههای اتصال و روایت صلح و تجارت بازنمایی میشود. این تغییر زمین بازی، ایران را در برابر یک انتخاب راهبردی قرار میدهد: یا با ابتکارهای اقتصادی و کریدوری عملی وارد میدان میشود و نقش خود را در حکمرانی مسیرهای اتصال تثبیت میکند، یا ناچار خواهد بود به پروژههای دیگران واکنش نشان دهد؛ واکنشی که معمولاً دیرهنگام و پرهزینه است.
سفر ونس را میتوان تلاشی برای «قانونیسازی نفوذ» آمریکا در قفقاز جنوبی دانست؛ نفوذی که با اسناد رسمی، پروژههای اتصال و روایت صلح و تجارت بازنمایی میشود.
این تغییر زمین بازی، ایران را در برابر یک انتخاب راهبردی قرار میدهد: یا با ابتکارهای اقتصادی و کریدوری عملی وارد میدان میشود و نقش خود را در حکمرانی مسیرهای اتصال تثبیت میکند، یا ناچار خواهد بود به پروژههای دیگران واکنش نشان دهد؛ واکنشی که معمولاً دیرهنگام و پرهزینه است.
کد خبر: 761750 | ۱۴۰۴/۱۱/۲۹ ۱۶:۰۰:۰۰
لیلا پایدار- در اوایل فوریه ۲۰۲۶ جیدی ونس معاون رئیسجمهور آمریکا در سفری کمسابقه وارد قفقاز جنوبی شد؛ سفری که از آن بهعنوان نخستین حضور یک معاون رئیسجمهور ایالات متحده در این منطقه یاد میشود.
این سفر در ادامه توافق صلح ارمنستان و جمهوری آذربایجان و در چارچوب تلاش واشنگتن برای تثبیت نفوذ خود در نظم در حال شکلگیری قفقاز جنوبی انجام گرفت.
قفقاز جنوبی، متشکل از ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان، پس از فروپاشی شوروی همواره یکی از میدانهای رقابت قدرتهای بزرگ بوده است.
منازعه طولانی قرهباغ کوهستانی نهتنها مرزها، بلکه موازنه قدرت منطقهای را دستخوش تغییر کرد.
در همین بستر، توافق صلح ۸ اوت ۲۰۲۵ میان ایروان و باکو با میانجیگری آمریکا، زمینه را برای نقشآفرینی فعالتر واشنگتن در این منطقه فراهم کرد.
در جریان سفر ونس، در ایروان بیانیه مشترکی درباره پایان مذاکرات «توافق همکاری هستهای صلحآمیز» در چارچوب موسوم به توافق ۱-۲-۳ به امضا رسید.
همزمان در باکو نیز بیانیه «شراکت راهبردی» میان جمهوری آذربایجان و آمریکا امضا شد؛ سندی که ناظر بر بازتعریف نسبت واشنگتن با نظم سیاسی، اقتصادی و امنیتی قفقاز جنوبی است.
حامد خسروشاهی، کارشناس مسائل قفقاز، در گفتوگو با خبرنگار اعتمادآنلاین، با اشاره به اهمیت این سفر گفت: سفر معاون رئیسجمهور آمریکا چند ماه پس از امضای معاهده صلح میان نیکول پاشینیان و الهام علیاف انجام شد؛ توافقی که صرفاً امنیتی و سیاسی نبود و ابعاد اقتصادی آن، بهویژه در حوزه اتصال و کریدورها، برجسته است.
به گفته او، در این توافق درباره مسیر موسوم به کریدور شمال ارس که باکو آن را زنگزور مینامد توافقهایی صورت گرفته و حتی نامگذاری این مسیر ذیل عنوان «کریدور ترامپ» بهصورت اولیه مطرح شده است.
خسروشاهی افزود: در ایروان، امضای بیانیه همکاری هستهای صلحآمیز را باید در امتداد راهبرد «تنوعبخشی» ارمنستان ارزیابی کرد.
ایروان تلاش دارد از قفلشدگی در یک سبد محدود امنیتی و انرژیمحور عبور کند و به سمت الگویی حرکت کند که در آن سرمایه، فناوری و روابط چندلایه نقش پررنگتری داشته باشند؛ مسیری که بهطور ضمنی کاهش وابستگی انحصاری به روسیه را نیز هدف گرفته است.
در مقابل، در باکو بیانیه شراکت راهبردی با آمریکا گامی در جهت تثبیت جایگاه جمهوری آذربایجان بهعنوان چهارراه مواصلاتی منطقه تلقی میشود.
کشوری که میکوشد علاوه بر بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی خود، در تعیین قواعد اتصال، امنیت مسیرها، تعرفهها و حتی همکاریهای فناورانه، نقش تعیینکنندهتری ایفا کند.
امضای این سند در سطح معاون رئیسجمهور آمریکا نشاندهنده ارتقای سطح بازی و پیوند دادن اقتصاد و اتصال به پشتوانه سیاسی و امنیتی واشنگتن است.
به گفته این کارشناس، واکنش روسیه نیز بخش مهمی از تصویر را روشن میکند.
مسکو بلافاصله پس از سفر ونس از توسعه روابط خود با هر دو کشور سخن گفت و حتی موضوع رقابت بر سر پروژه نیروگاه هستهای ارمنستان را مطرح کرد؛ پیامی آشکار مبنی بر اینکه قصد ندارد این میدان را بهسادگی واگذار کند.
این واکنش نشان میدهد قفقاز جنوبی بیش از گذشته از رقابت صرفاً نظامی فاصله گرفته و به صحنه رقابت بستههای اقتصادی و پروژهمحور تبدیل شده است.
خسروشاهی در ادامه به پیامدهای این تحولات برای ایران اشاره کرد و گفت: نخستین پیامد، ژئواقتصادی است.
مسئله فقط یک مسیر عبوری در مرزهای شمالغربی ایران نیست، بلکه «حکمرانی کریدور» مطرح است؛ اینکه چه بازیگری قواعد عبور، امنیت مسیر و سهم اقتصادی را تعیین میکند.
اگر روایت آمریکایی پروژههای اتصال تثبیت شود، بخشی از رقابت ترانزیتی به سمت مسیرهایی خواهد رفت که دور زدن ایران و روسیه بهعنوان مزیت معرفی میشود.
وی افزود: پیامد دوم به حوزه انرژی و فناوری مربوط است.
در صورت عملیاتی شدن همکاری هستهای آمریکا و ارمنستان، وابستگی ایروان به گاز ایران و سازوکار مبادله گاز و برق میان دو کشور میتواند دچار تغییر شود.
در چنین شرایطی، جایگاه ایران در اقتصاد ارمنستان بیش از گذشته به توان تهران در پروژهسازی، سرمایهگذاری و حضور اقتصادی واقعی گره میخورد؛ هرچند رژیم تحریمها و حضور آمریکا موانع جدی ایجاد میکند.
به گفته این کارشناس، پیامد سوم ماهیتی امنیتی–سیاسی دارد.
ارتقای سطح روابط واشنگتن و باکو در قالب شراکت راهبردی میتواند تصمیمات جمهوری آذربایجان در حوزههای امنیتی و فناورانه را بیش از گذشته با ملاحظات آمریکا همراستا کند و هرگونه تنش را سریعتر بینالمللی و پرهزینهتر سازد.
در مجموع، سفر ونس را میتوان تلاشی برای «قانونیسازی نفوذ» آمریکا در قفقاز جنوبی دانست؛ نفوذی که با اسناد رسمی، پروژههای اتصال و روایت صلح و تجارت بازنمایی میشود.
این تغییر زمین بازی، ایران را در برابر یک انتخاب راهبردی قرار میدهد: یا با ابتکارهای اقتصادی و کریدوری عملی وارد میدان میشود و نقش خود را در حکمرانی مسیرهای اتصال تثبیت میکند، یا ناچار خواهد بود به پروژههای دیگران واکنش نشان دهد؛ واکنشی که معمولاً دیرهنگام و پرهزینه است.