طلاق به دلیل اصرار شوهر برای بلاگر شدن
زوج جوان پس از چهار سال زندگی مشترک، هفته گذشته در برابر قاضی نشستند تا دادخواست جدایی خود را ارائه دهند. موضوعی که به بحران زندگی این زوج تبدیل شد، اصرار مرد به ترک کار ثابت و فعالیت تماموقت در شبکههای اجتماعی بود. این تصمیم، بهسرعت بر رابطه علی و مریم سایه انداخت و کار آنها را به جدایی کشاند.
زوج جوان پس از چهار سال زندگی مشترک، هفته گذشته در برابر قاضی نشستند تا دادخواست جدایی خود را ارائه دهند.
موضوعی که به بحران زندگی این زوج تبدیل شد، اصرار مرد به ترک کار ثابت و فعالیت تماموقت در شبکههای اجتماعی بود.
این تصمیم، بهسرعت بر رابطه علی و مریم سایه انداخت و کار آنها را به جدایی کشاند.
کد خبر: 761777 | ۱۴۰۴/۱۱/۲۹ ۱۴:۵۱:۴۴
زوج جوان پس از چهار سال زندگی مشترک، هفته گذشته در برابر قاضی نشستند تا دادخواست جدایی خود را ارائه دهند.
موضوعی که به بحران زندگی این زوج تبدیل شد، اصرار مرد به ترک کار ثابت و فعالیت تماموقت در شبکههای اجتماعی بود.
این تصمیم، بهسرعت بر رابطه علی و مریم سایه انداخت و کار آنها را به جدایی کشاند.
به گزارش جام جم، زن جوان وقتی مقابل قاضی دادگاه خانواده قرارگرفت، درباره ماجرای زندگیاش گفت: چند ماه پیش، متوجه شدم همسرم بدون مشورت با من، شغل ثابت و با درآمد خوبش را رها کرده است.
دلیلش هم این بود که میخواست تماموقت بهعنوان تولیدکننده محتوا در فضای مجازی فعالیت کند.
این موضوع برای من غیرمنتظره و نگرانکننده بود.
همیشه از پسانداز برای خرید خانه حرف میزدیم؛ سعی میکردیم با مدیریت مخارج، قدمبهقدم به آن آیندهای که میخواستیم بسازیم نزدیکتر شویم؛ اما این تصمیم شوهرم و بعد هم خرید گرانقیمت تجهیزات فیلمبرداری و دوربینهای حرفهای بدون مشورت با من انجام شد.
وقتی علی به من گفت تمام پساندازمان را برای خرید یک دوربین جدید داده، خیلی ناراحت و عصبانی شدم.
احساس کردم آینده مشترکمان را نابود کرده است.
این موضوع باعث شد احساس کنم در زندگی مشترک نادیده گرفته شدهام و او فقط به شهرت خودش اهمیت میدهد.
برای همین گفتم این کار به وضعیت مالی و روانی ما لطمه میزند.
از همان اول سعی کردم با او صحبت کنم و دلایل خودم را توضیح دهم، اما احساس کردم علی اهمیت زیادی به نگرانیهای من نمیدهد و مدام از فرصتهای پیشرو صحبت میکند.
این موضوع تنشهای ما را تشدید کرد و درنهایت به تصمیم برای جدایی منجر شد.
او اگر به من اهمیت میداد، حداقل امنیت مالی ما را فدای این رویای دستنیافتنی نمیکرد.
زندگی ما پر از دوربین شده بود و هیچ حریم خصوصیای برای ما باقی نگذاشت.
هرچه سعی کردم با این موضوع کنار بیایم، نتوانستم.
برای همین دیگر نمیخواهم کنار این مرد زندگی کنم.
او شهرت مجازیاش را به زندگی واقعیمان ترجیح داد و زندگیمان را به خاطر یک دغدغه شخصی نابود کرد.
در ادامه، مرد جوان نیز به قاضی گفت: آقای قاضی، من بهدنبال رویای خودم رفتم، چون میدانستم در این زمینه استعداد و پتانسیل کسب درآمد بالا دارم.
همیشه سعی کردهام زندگی بهتری برای همسرم فراهم کنم و این تصمیم از روی آیندهنگری و تلاش برای رشد مالی بود؛ اما متوجه شدم این اقدام باعث ناراحتی همسرم شده است.
سعی کردم مریم را متقاعد کنم که محتوای دیجیتال شغل آینده است و این سرمایهگذاری بههیچوجه به معنای نابودی مالی نیست.
اما او این موضوع را درک نکرد.
من واقعا نمیخواستم او احساس کند که در زندگی مشترکمان در حال پسرفت هستیم.
ما در مورد پیشرفت صحبت کرده بودیم، اما مریم این موضوع را آنقدر بزرگ کرد که درنهایت به یک بحران تبدیل شد.
مریم بهشدت منفیبافی میکرد و من نمیتوانستم او را متقاعد کنم که به من اعتماد کند.
همین مسأله را بهانه کرد و چندین روز با هم بحث و جدل داشتیم.
حتی من را به بیمسئولیتی متهم کرد و حاضر به درک من نشد.
فقط لجبازی کرد و درنهایت، این مسأله به اینجا کشید.
در پایان نیز قاضی وقتی صحبتهای این زوج را شنید، سعی کرد آنها را از جدایی منصرف کند، ولی وقتی اصرار آنها را دید، رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول کرد و از این زوج خواست با یک مشاور خانواده مشورت کنند.