خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

چهارشنبه، 29 بهمن 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

رئال مادرید، منچستریونایتد و یک جام جهانی

اعتماد | همه | چهارشنبه، 29 بهمن 1404 - 12:58
در این گزارش چشم‌انداز پرآشوب مربيگري فوتبال و معماي انتخاب سرمربی را بررسی کردیم.
ليگ،فوتبال،مربي،جام،گذشته،رئال،مربيان،هدايت،فصل،جهاني،بازي،گ ...

کد خبر: 761753 | ۱۴۰۴/۱۱/۲۹ ۱۲:۵۵:۳۷
شاید آنقدرها هم عجیب نبود که توماس توخل تصمیم گرفت تا سال ۲۰۲۸ به کارش با تیم ملی انگلیس ادامه دهد.
او فقط یک سال است این سمت را بر عهده دارد و همان‌طور که مارک بولینگهام، مدیر اجرایی اتحادیه فوتبال انگلیس گفته، «واقعا از این شغل لذت می‌برد.»
به گزارش روزنامه «اعتماد» و به نقل از اتلتیک، آنقدر که حاضر است پس از جام جهانی تابستان امسال، فرصت بازگشت به فوتبال باشگاهی را کنار بگذارد.
هرچند بولینگهام وجود بند فسخ در قرارداد او را رد نکرد، خبر تمدید قرارداد نشان داد توخل فعلا خودش را از رقابت برای نیمکت‌های احتمالی در منچستر و مادرید کنار کشیده است.
این موضوع ادامه روند جالبی است: مربیان تراز اول زودتر از گذشته و برای مدت طولانی‌تری وارد فوتبال ملی می‌شوند.
در این فضا زمان بیشتری برای فکر کردن، دیدن و یاد گرفتن دارید.
می‌توانید به باشگاه‌ها سر بزنید و با دسترسی بیشتر، از نزدیک آنها را بشناسید.
همچنین بدون محدودیت‌های مالکان و مدیران ورزشی درباره سودآوری، پایداری مالی یا تمدید قراردادها، خودتان ترکیب را انتخاب می‌کنید.
البته انتخاب شما محدود به استعدادهای یک کشور است، اما دست‌کم انتخاب با خودتان است.
در فوتبال باشگاهی چنین نیست؛ جایی که نقش مربی بیش‌ازپیش به تخته تاکتیک، زمین تمرین و ۹۰دقیقه‌ای که هر سه روز یک‌بار بازی می‌کنید محدود شده است.
با توجه به برخی اظهارنظرهای خسته و دلزده پپ گواردیولا و آرنه اسلات، قهرمانی در لیگ‌ها و جام‌ها این روزها خیلی زود فراموش می‌شود.
اما بردن جام جهانی چنین نیست ؛ و نسخه امسال که بزرگ‌ترین و پربیننده‌ترین دوره تاریخ خواهد بود، توجه نخبگان را جلب کرده است.
شاید به همین دلیل یولیان ناگلزمان پس از یورو ۲۰۲۴ در کشورش، در سمت سرمربی آلمان ماند.
با این حال، تمدید توخل تا پس از جام جهانی و تا یورو ۲۰۲۸ جالب است، به‌ویژه همزمان با خبر ادامه کار کارلو آنچلوتی با تیم ملی برزیل تا سال ۲۰۳۰.
آنچلوتی مسن‌تر و شاید حتی راضی‌تر از توخل است -که فراموش نکنیم در آلمان و فرانسه قهرمان لیگ شده و در انگلیس لیگ قهرمانان اروپا را برده - اما این مربی ۶۶ ساله ایتالیایی همچنان گزینه‌ای ایده‌آل برای رئال مادرید است؛ آن هم در زمانی که رئال به مربی نیاز دارد.
این مساله چند پرسش مطرح می‌کند: آیا فوتبال ملی دوباره در حال تثبیت جایگاه خود به عنوان اوج فوتبال است؟
و این ابر‌باشگاه‌هایی که به ابر‌مربی نیاز دارند، حالا به کجا باید رو کنند؟
اگر گواردیولا پس از ۱۰ سال منچسترسیتی را ترک کند، این تابستان می‌تواند پایان یک دوران باشد.
احتمالا اگر برود، دوباره مدتی استراحت می‌کند؛ یا شاید هدایت یک تیم ملی را بر عهده بگیرد.
زین‌الدین زیدان شش سال گذشته را با صبر و حوصله بیرون مانده و منتظر بوده دیدیه دشان بالاخره پس از جام جهانی از هدایت فرانسه کنار برود.
چهره‌های بزرگ یکی پس از دیگری صحنه فوتبال باشگاهی را ترک می‌کنند.
برخلاف انتظار بسیاری، یورگن کلوپ پس از یورو ۲۰۲۴ هدایت آلمان را قبول نکرد و ظاهرا از نقشش به عنوان مدیر فوتبال جهانی ردبول لذت می‌برد.
وقتی رئال مادرید ماه گذشته ژابی آلونسو را اخراج کرد، کلوپ به شبکه Servus TV گفت این خبر و شایعات مربوط به او «هیچ حسی در من ایجاد نکرد.»
آلونسو استثنایی بود در میان علاقه فلورنتینو پرس به بازگرداندن مربیان موفقی چون آنچلوتی و زیدان برای دوره دوم.
همین موضوع باعث شده برخی همچنان باور داشته باشند ژوزه مورینیو روزی دوباره به برنابئو بازمی‌گردد، فارغ از مسیر اخیر حرفه‌ای‌اش.
همانطور که کمتر کسی تصور می‌کرد آنچلوتی پس از دوره‌های ناپولی و اورتون، دو لیگ قهرمانان دیگر با رئال ببرد، درباره مورینیو هم شاید همین‌طور باشد.
مورینیو پس از کمک به روی کاستا برای پیروزی در انتخابات ریاست بنفیکا و قبول هدایت این تیم در سپتامبر گذشته،‌بندی در قراردادش دارد که به او اجازه می‌دهد ۱۰ روز پس از آخرین بازی فصل جدا شود.
اگر رئال سراغش نیاید، آیا تعجب‌آور خواهد بود اگر فدراسیون فوتبال پرتغال پس از جام جهانی از او بخواهد جانشین روبرتو مارتینز شود؟
برای کمی خیال‌پردازی بیشتر، نام آلونسو همچنان به نیمکت هنوز اشغال‌شده لیورپول گره خورده، اما پیش‌بینی‌ها همیشه به واقعیت تبدیل نمی‌شوند.
همانطور که در ۲۰۲۴، وقتی آلونسو تصمیم گرفت در بایرلورکوزن بماند، چنین شد.
و چه‌بسا اگر جام جهانی برای لوییس دلا فوئنته بد پیش برود، آلونسو هدایت اسپانیا را بپذیرد؛ همان‌طور که لوییس انریکه در ۲۰۱۸، در حالی که هنوز در دهه چهارم زندگی‌اش بود، این کار را کرد.
مربیان اغلب تصمیم‌های ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی می‌گیرند.
ممکن است بی‌دلیل بمانند یا از ترس جا ماندن، بی‌قرار شوند.
روبرتو مانچینی این فصل می‌خواست به لیگ برتر بازگردد.
نیمکت وستهم و سپس ناتینگهام فارست خالی شد.
پس از مذاکره با فارست، مردد شد و حالا هدایت السد قطر را بر عهده دارد.
اگر بیشتر صبر می‌کرد، شاید گزینه منچستریونایتد و تاتنهام باشد؛ پس از اخراج روبن آموریم و توماس فرانک، شاید گفت‌وگوهای بیشتری شکل می‌گرفت.
در عوض، تاتنهام فعلا ایگور تودور را تا پایان فصل انتخاب کرده است.
اگر مانچینی، قهرمان یورو ۲۰۲۱ با ایتالیا، «مرد دیروز» تلقی شود، پس درباره روبرتو دزربی چه باید گفت؟
تصمیم او برای پیوستن به مارسی در ۲۰۲۴ برخی را غافلگیر کرد؛ جایی که پس از شکست مقابل اوسر، پیشنهاد قرارداد منچستریونایتد را به بازیکنانش نشان داد تا بگوید شور و علاقه به فوتبال را بر پول ترجیح داده است.
به نظر می‌رسد باشگاه‌هایی که تابستان به دنبال مربی خواهند بود، گزینه‌های تثبیت‌شده کمتری دارند؛ و اوضاع پیچیده‌تر می‌شود چون همین گزینه‌ها مدام در حال جابه‌جایی‌اند.
خلأیی در حال شکل‌گیری است
چه کسی قرار است به‌طور معتبر جانشین گواردیولا، کلوپ، آنچلوتی و مورینیو شود؟
همان‌طور که آنها جای مارچلو لیپی، فابیو کاپلو، سر الکس فرگوسن، آرسن ونگر، ویسنته دل‌بوسکه و اوتمار هیتسفلد را گرفتند؟
در عصر گواردیولا، رقبای اصلی‌اش مورینیو و کلوپ بودند.
تازه‌ترین رقیبش ساخته دست خودش است: میکل آرتتا.
شش سال از حضور آرتتا در آرسنال می‌گذرد و با وجود پیشرفت، هنوز لیگ برتر را نبرده؛ حتی وقتی فصل گذشته فرصت مناسبی داشت.
در عوض، لیورپول از فرصت استفاده کرد.
تساوی ۱-۱ پنجشنبه مقابل برنتفورد باعث شد اختلاف آرسنال در صدر به چهار امتیاز کاهش یابد، در حالی که ۱۲ بازی باقی مانده است.
انزو مارسکا، دیگر عضو سابق کادر گواردیولا، تنها شش ماه پس از فتح لیگ کنفرانس و جام باشگاه‌های جهان از چلسی اخراج شد.
ژاوی نزدیک به دو سال است پس از جدایی از بارسلونا بیکار است؛ قهرمانی لالیگای ۲۳-۲۰۲۲، نخستین قهرمانی پس از لیونل مسی، تقریبا عادی و فراموش شد.
مربیانی که آینده به نظر می‌رسند خیلی زود گذشته جلوه می‌کنند
برخی می‌گویند اسلات نمونه تازه‌ای از این روند است.
مائوریسیو پوچتینو مسیری را طی نکرد که بسیاری انتظار داشتند، پس از رساندن تاتنهام به فینال لیگ قهرمانان.
مائوریتزیو ساری با چلسی و یوونتوس جام برد، اما نتوانست تیمی بیابد که فوتبال ناپولی‌اش را تکرار کند.
آندره ویاس‌بواس در ۲۰۲۴ رییس پورتو شد.
اریک تن‌هاخ مدیر فنی توئنته است.
آموریم اسپورتینگ را پس از تقریبا دو دهه قهرمان کرد، اما مانند تن‌هاخ، بیشتر به‌خاطر ناکامی در احیای منچستریونایتد به یاد آورده می‌شود.
آیا این او را مربی بدی می‌کند؟
نه.
اما هیاهوی یونایتد بلندتر از دستاوردهایی است که او را به آنجا رساند و در کوتاه‌مدت تصور بازگشتش به لیگ برتر دشوار است.
مشکلات توماس فرانک و دیگران در جهش به باشگاه بزرگ‌تر در همان لیگ، این سوال را ایجاد می‌کند که آیا آندونی ایرائولا (بورنموث) یا الیور گلاسنر (کریستال پالاس) - که قراردادشان تابستان تمام می‌شود - در باشگاهی بزرگ‌تر به‌طور خودکار موفق خواهند شد؟
الزامات متفاوت است.
فشار رسانه‌ای بسیار بیشتر است.
نشست‌های خبری کوچک ناگهان به سالن‌هایی با رسانه‌های بین‌المللی تبدیل می‌شود.
میم‌های آموریم با تخته تاکتیک هنگام باخت به گریمس‌بی، تصاویر دستکاری‌شده از گراهام پاتر، یا لیوان قهوه با برند آرسنال در دست مربی تاتنهام، می‌تواند در لحظه‌ای اعتبار کسی را زیر سوال ببرد.
بازی در اروپا روش‌هایی را که در رقابت‌های داخلی جواب داده‌اند، به چالش می‌کشد.
به همین دلیل انتخاب مربی سخت‌ترین تصمیم یک باشگاه است.
باشگاه‌ها می‌توانند بررسی کنند مربی نسبت به معیارهایی مانند «امتیاز مورد انتظار» یا نسبت دستمزد و هزینه خالص نقل‌وانتقالات تیم قبلی‌اش چگونه عمل کرده است.
اما این کافی نیست.
سهم دقیق یک مربی در موفقیت همیشه روشن نیست.
مثلا در برنتفورد، موفقیت نتیجه کار فرانک بود یا ساختار حرفه‌ای باشگاه؟
تحت هدایت کیت اندروز - که پیش از این فصل هیچ تیمی را مربیگری نکرده بود - حالا هفتم لیگ برترند و چهار امتیاز با سهمیه لیگ قهرمانان فاصله دارند.
در برایتون، چه چیزی بیشتر عامل تثبیت در لیگ برتر بوده است؟
کریس هیو‌تون، پاتر، دزربی و فابیان هورسلر؟
یا سیستم تحلیل داده و جذب بازیکن که حتی پس از جدایی مدیرانی چون دن اشورث و پل وینستنلی پابرجا ماند؟
سویا نیز زمانی نمونه موفقی از این مدل بود.
اونای امری سه بار لیگ اروپا را برد، اما بیرون از سویا کارنامه‌اش متفاوت ارزیابی می‌شود.
یک مربی را در محیطی پرفشارتر و بدون همان ساختار قرار بدهید، انتظار نتایج مشابه دشوار است.
برعکس، وقتی مربی در شرایط خوبی است، همیشه چمن آن‌طرف سبزتر نیست.
شاید در باشگاهی دیگر قدرت و نفوذی که دیگو سیمئونه در اتلتیکومادرید یا آرتتا در آرسنال دارد، در اختیارش نباشد.
اینکه برخی مربیان چنین می‌اندیشند و ترجیح می‌دهند بمانند، حس کمبود مربیان بزرگ در بازار را تشدید می‌کند.
باشگاه‌ها هم سختگیرتر شده‌اند.
سبک بازی می‌خواهند، در حالی که فوتبال در حال تغییر است و شاید وابسته نبودن به یک سبک مشخص بهتر باشد.
می‌خواهند مربی در محدوده خودش بماند: تمرین، آماده‌سازی بازی و توسعه بازیکن.
نمی‌خواهند به چالش کشیده شوند یا قدرت را در جذب بازیکن واگذار کنند.
این هم دایره انتخاب را کوچک‌تر نشان می‌دهد.
آنتونیو کونته، قهرمان در دو کشور با چهار باشگاه مختلف، به‌دلیل «دردسرساز بودن» یا کوتاه‌مدت‌نگری کنار گذاشته می‌شود، در حالی که چرخه عمر مربیان اصولا کوتاه است.
دزربی در گذشته استعدادیاب مورد علاقه‌اش را با خود می‌آورد.
سسک فابرگاس در کومو سهام دارد و در امور مختلف نقش دارد.
او زیرنظر گواردیولا و ونگر بازی کرده؛ مربیانی که باشگاه را به تصویر خود ساختند.
سوگیری‌ها فراوان است.
به مربیانی که اخیرا لیگ کنفرانس یا لیگ اروپا را برده‌اند نگاه کنید: امری، دیوید مویس، مورینیو، جان‌پیرو گاسپرینی؛ چند نفرشان پیش‌تر کنار گذاشته یا تمسخر شده بودند؟
شاید در زندگی امریکایی «پرده دوم» وجود نداشته باشد، آنگونه که اف.
اسکات فیتزجرالد نوشت، اما در فوتبال هست.
این مربیان مسن‌تر شده‌اند، اما ایده‌هایشان همچنان مرتبط است، هرچند فضای زمانه چیز دیگری بگوید.
آلونسو و تیاگو موتا (که فقط ۹ ماه در یوونتوس دوام آورد) در نخستین تجربه‌های بزرگ‌شان لغزیدند.
کریستین کیوو در اینتر و ونسان کمپانی در بایرن نه؛ اما در مورد کمپانی، وقتی بایرن در ۱۲ فصل از ۱۳ فصل گذشته قهرمان بوندس‌لیگا بوده، چگونه قضاوت می‌کنید؟
چرا او گزینه جذاب‌تری برای شغلی بزرگ نسبت به ماسیمیلیانو آلگری یا سیمونه اینزاگی تلقی می‌شود؛ مربیانی که تیم‌های ایتالیایی با منابع کمتر را به دو فینال لیگ قهرمانان رساندند؟
آیا اگر آلگری پیشنهاد جانشینی زیدان در رئال را می‌پذیرفت، اعتبار بیشتری داشت؟
آیا اگر اینزاگی به‌جای الهلال در لیگ عربستان، به لیگ برتر می‌رفت، همچنان نامش بر سر زبان‌ها بود؟
منچستریونایتد، رئال مادرید، تاتنهام و دیگران در ماه‌های آینده باید با این معماها روبه‌رو شوند: کمبود واقعی یا ساختگی گزینه‌ها، تجربه در برابر پتانسیل، و مساله «مربی مناسب در زمان نامناسب» به‌خاطر مشکلات ساختاری باشگاه یا ترکیب تیم.
آیا آنها می‌توانند خود را تطبیق بدهند؟
آیا ما باید تطبیق بدهیم؟
اینها پرسش‌های دشواری است که فعلا اتحادیه فوتبال انگلیس مجبور نیست بپرسد.
توخل گفت: «این احتمال وجود دارد که وسوسه شوم به فوتبال باشگاهی برگردم.
اما نه در دو سال و نیم آینده.»