اقدامات منافقین برای کشتار مردم در حوادث اخیر/ از مسلح کردن گروهها تا حضور در صحنه
یک کارشناس مسائل سیاسی ضمن تشریح نقش منافقین برای کشتار مردم در اغتشاشات اخیر، گفت: آنها حجم بالایی از اخبار جعلی تولید و منتشر میکنند.
باشگاه خبرنگاران جوان - پنجاهوچهارمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان بهعنوان یک شخصیت حقوقی، روز سهشنبه (۲۸ بهمن ماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجتالاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با حضور وزیری نماینده دادستان، خانواده شهدا و وکلای آنها و همچنین وکلای متهمان در مجتمع قضایی امام خمینی (ره) بهصورت علنی برگزار شد.
حجت الاسلام والمسلمین مسعود مداح وکیل شکات در این جلسه دادگاه به تبیین نقش تروریستی و جنایتکارانه گروهک موسوم به سازمان مجاهدین خلق ایران و طرح شکایت از جانب موکلین خود که از آسیبدیدگان اصلی جنایات تروریستی این گروهک پرداخت و گفت: مسئله مهمی که ماهیت تروریستی این سازمان و قصد مجرمانه در تأسیس آن بهمنظور ارتکاب جرایم سازمانیافته را نشان میدهد، این است که این گروه در طول سالهای فعالیت خود از هیچگونه دشمنی علیه ملت و مردم ایران مضایقه نکرده است.
وی ادامه داد: از جمله، جنایات گستردهای که در جریان عملیات موسوم به عملیات فروغ جاویدان رخ داد که بنا بر اظهارات و اعترافات خود اعضای این گروه، بیش از ۵۵ هزار نفر کشته یا زخمی شدند، همچنین تخریب و تصرف گسترده شهرها و روستاها که متأسفانه از سوی آنان مورد افتخار نیز قرار گرفته است و با تطبیق ارکان مادی و معنوی جرایم، محاربه و افساد فیالارض نسبت به شرکتکنندگان این عملیات، اعم از سردستگان، فرماندهان ارشد و فرماندهان میانی، محرز است و از جانب موکلین خود، تقاضای انتساب این عناوین اتهامی به تمامی متهمان پرونده را دارم.
وکیل شکات گفت: اکثر متهمان حاضر در پرونده، یا از فرماندهان ارشد عملیات فروغ جاویدان بودهاند یا در زمره فرماندهان میانی قرار داشته و یا در سایر عملیاتهای تروریستی نقش فعال ایفا کردهاند.
شهود متعدد نیز مکرراً گواهی دادهاند که حتی افرادی که در بخشهای پشتیبانی نظیر بهداری یا آشپزخانه فعالیت داشتهاند، به دلیل ماهیت کاملاً مجرمانه و مسلحانه این گروه، عملاً جزئی از ساختار عملیاتی آن محسوب میشدند بهگونهای که به تصریح شهود، هیچ فردی بدون سلاح از مقر این سازمان خارج نمیشده است؛ بنابراین با یک گروه سازمانیافته، مسلح و تروریستی مواجه هستیم که اعضای آن نسبت به اهداف مجرمانه گروه آگاهی کامل داشتهاند و پیش از عملیات نیز توسط سرکردگان گروه توجیه و سازماندهی میشدهاند.
مداح تصریح کرد: رجوی دستور داده بود که اگر مردم مخالفت کردند، مردم را بکشند و اعضا هم با آگاهی کامل پذیرفتند.
توبه و اظهار ندامت و پشیمانی در این افراد وجود ندارد و همه این اقدامات جنایتکارانه را انجام دادند.
اظهارات بسیاری از متهمین پرونده را در جلسه گذشته خدمت دادگاه محترم عرض کردم که مشمول موضوع ماده ۱۳۰ از قانون مجازات اسلامی میشود.
وکیل شکات افزود: منافقین ادعا میکنند هدف ما از این عملیاتهای نظامی، شورش ها، اقدامات تروریستی و کشتارها سیاسی بوده؛ نه در قوانین کنونی نه در شرع مقدس و نه در هیچ قانون بینالمللی و قانون کیفری و در هیچ کشوری از دنیا این کشتارها، شهادت این تعداد نفر انسان بیگناه، جنایت گسترده و این تخریب عمدی وحشیانه به بهانه کار سیاسی قابل توجیه نیست.
من از سازمان منافقین سوال دارم که اگر موضوع شما سیاسی بوده چرا به بیمارستان حمله کردید؟
وی افزود: بیش از ۳ شاهد در این دادگاه شهادت دادند که منافقین به بیمارستان حمله کردند و اجساد و مجروحین را در حیاط بیمارستان آتش زدند.
یکی از شاهدان در دادگاه به چشم خودش دیده بود که منافقین به بخش زایمان بیمارستان حمله کرده، کودکی که در آغوش مادرش بوده را به رگبار بستند و مادر این کودک را هم به شهادت رساندند.
این جنایتکاران نمیتوانند ادعا کنند که اقدامات ما سیاسی بوده است.
این جنایات نه تنها در هیچ جای دنیا توجیه ندارد بلکه از منظر حقوق بینالمللی نیز خلاف حقوق بشر بوده و جنایت جنگی است.
مداح تصریح کرد: این اقدامات بر اساس ماده ۱۸ کنوانسیون ژنو مصوب ۱۹۴۹، ماده ۲۱ پروتکل الحاقی مصوب سال ۱۹۷۷ و ماده ۷ و ماده ۸ اساسنامه دیوان بینالمللی کیفری (ICC) مصداق عملیاتهای تروریستی و مخالف حقوق بشر است.
حتی در حقوقی کیفری سایر ملل، همین کشورهایی که از منافقین حمایت میکنند و به آنها پناه دادند مصداق حمایت از تروریسم است.
به عنوان مثال قانون سال ۲۰۰۰ میلادی در کشور انگلستان صراحتاً بیان میکند: اگر اعمال خشونت آمیز مانند آتشسوزی یا قتل با انگیزه سیاسی انجام شود طبق این قانون تروریسم تلقی میشود و نه مبارزه سیاسی.
در قانون کیفری فرانسه و آمریکا، قتل عمد، آتشسوزی عمدی حمله به تاسیسات عمومی و خصوصی را مصداق تروریسم معرفی کرده است.
وکیل شکات یادآور شد: مسئله دیگر این است که منافقین ادعا دارند که با این اقدامات میخواستند ماشین جنگ را خاموش کنند و صلح اتفاق بیفتد، در حالی که عملیات فروغ جاویدان را پس از پذیرش قطعنامه از سوی صدام و پس از صلح ایران و عراق انجام دادند.
اینها ۴۰ سال است که جنایت میکنند و آدم میکشند و ۴۰ سال است که جنایات خود را با این ادعاهای مضحک توجیه میکنند.
وی گفت: در ادامه به ارائه شواهد و مستندات مربوط به عملیات موسوم به فروغ جاویدان و نقش اعضای سازمان منافقین میپردازم.
مداح افزود: طبق اسناد موجود، رجوی به صدام التماس کرده است تا تجهیزات و پشتیبانی لازم برای انجام عملیات دریافت کند.
در نشستی پس از عملیات، مسعود رجوی صراحتاً اعلام کرده است که ایران و عراق در شرایط غیرجنگ هستند، اما باید کاری کنیم که این کشورها به سمت جنگ بروند، دلیل این اقدام نیز روشن است؛ حیات و ممات یک گروه تروریستی و مجرمانه به وقوع جنگ و کشتار وابسته است، چرا که اعضای آن از طریق فعالیتهای تروریستی و آدمکشی کسب درآمد میکنند.۱۹۴ سند موجود نشاندهنده ارتباط مستقیم اعضای سازمان منافقین با استخبارات عراق و شخص صدام حسین است؛ بنابراین ادعای این گروه که هدف ما خاموش کردن آتش جنگ بوده کاملاً بیاساس است.
وکیل شکات با بیان اینکه شواهد قتلها و جنایات این گروه مشخص است، گفت: موکلین من ولی دم کودکانی هستند که بهطرز فجیعی کشته شدهاند، از جمله دختر دو سالهای که در اتوبوس زندهزنده به آتش کشیده شد و نوجوانان دانشآموزی که در خیابان ترور شدند.
این اقدامات هیچ ارتباطی با مقابله با نظام جمهوری اسلامی یا اهداف اولیه مشروع نداشته و صرفاً جنایات علیه مردم ایران است.
مداح گفت: موضوع دیگر مسئولیت کیفری اعضای این گروه است.
تغییر مداوم اعضا در سازمان منافقین و جابجایی افراد از بخشهای سیاسی، رسانهای یا بهداری به عملیاتهای مسلحانه نشان میدهد که تمام اعضا، صرفنظر از سمت اولیه، در ساختار تروریستی گروه سهیم و مسلح هستند.
برای مثال، شخصی که در بخش سیاسی یا نشریات فعالیت میکرده، ناگهان در عملیات فروغ به مسئول محور اسلحه تبدیل شده و اقدام تروریستی انجام داده است.
این اقدامات، مطابق مواد ۲۲ و ۱۴۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، مصداق محاربه و افساد فیالارض بوده و قابل انتساب به تمامی اعضای فعال در عملیات است؛ بنابراین با یک گروه مسلح، سازمانیافته و تروریستی مواجهیم که حتی افرادی که ظاهراً در بخشهای پشتیبانی فعالیت میکنند، عملاً در ساختار جنایت سازمان سهیماند.
وی ادامه داد: همچنین، اهداف اولیه فرضی سازمان منافقین، حتی اگر مشروع تلقی میشد، کاملاً منحرف شده و به ارتکاب جرم تغییر مسیر داده است.
از اینرو، متهم ردیف اول پرونده، که شخصیت حقوقی سازمان منافقین است، مسئول تمامی اقدامات مجرمانه و تروریستی اعضای تحت پوشش خود محسوب میشود.
مداح در ادامه گفت: این هدف و این فعالیتهای مجرمانه مستمر ادامه داشته و اینطور نبوده که در بازهای از زمان این اهداف و این ارتکاب اعمال مجرمانه متوقف شده و یا حتی تغییری کرده باشد.
وی تصریح کرد: سازمان منافقین همان ماهیت تروریستی در دهه ۶۰ را داشته است؛ روزی دست به ترور مردم عادی زده و روزی هم هواپیماربایی کرده و روزی بمب گذاری در دفتر نخست وزیری انجام داده و روزی حمله نظامی مستقیم علیه مردم ایران داشته است و همین گروه روزی خمپاره زنی انجام میداده و روزی هم با مسلح کردن افراد مختلف دست به کشته سازی و جنایت زده است.
وکیل شکات پرونده با طرح این سوال که آیا ماهیت و اهداف این گروه تغییر کرده است؟
گفت: خیر.
تنها اعضای این گروه تغییر پیدا میکنند، شخصی ممکن است عضو شورای رهبری بوده و او را مسئول رسانه کردند.
یا فرد دیگری مسئول سیاسی بوده و او را مسئول روابط بین الملل کردند.
آیا این افراد نسبت به اقدامات مجرمانه گروه اطلاعی نداشتند؟
آیا هدف این گروه تغییر کرده است؟
آیا این افراد نسبت به اقدامات مجرمانه گذشته اعلام برائت کردند؟
خیر.
وکیل شکات گفت: سازمان منافقین، اساساً با هدف ایجاد اخلال در نظم عمومی، کشتار مردم و فساد عامه تأسیس شده است.
اعضا و سردستگان سازمان، حتی در نقش معاونت و پشتیبانی، در جنایات گسترده شریک هستند.
در ادامه دادگاه کلیپی از تولیدات رسانهای منافقین درباره عملیات فروغ جاویدان و کلیپ دیگری در مورد اغتشاشات اخیر و اقدامات منافقین برای مسلح کردن گروههایی برای کشتار مردم عادی در دادگاه پخش شد.
مداح گفت: آن دسته از افرادی که در ساختار اصلی و فعال سازمان قرار دارند، مسئول اقدامات گروه هستند و تغییر سمت آنها، مسئولیت کیفری آنان را رفع نمیکند.
وی در مورد ماهیت جنایات سازمان منافقین گفت: این گروه پیش از انجام عملیات تروریستی و کشتار مردم، حتی از مفاهیم و اصول دینی بهرهبرداری و سوءاستفاده کرده است، یعنی افراد، تحت عنوان اعتقاد مذهبی و با استناد به دین، برای ارتکاب جنایات و کشتار آماده میشوند.
این رفتار کاملاً مشابه آن چیزی است که در گروههای تروریستی مانند داعش دیده میشود؛ یعنی شستوشوی مغزی، تحریف دین و توجیه اقدامات خشونتآمیز.
این گروهها، برخلاف پیامبر رحمت للعالمین که با دشمنان خود برخورد انسانی و اخلاقی دارد، انسانهای بیگناه از جمله کودکان، بیماران و غیرنظامیان را زنده زنده به آتش میکشند یا گردن میزنند.
مرتضی سیمیاری کارشناس مسائل سیاسی در جایگاه حاضر شد و با توجه به پیچیدگیهای فنی و امنیتی، رسیدگی به این پرونده را مستلزم بررسی تخصصی اسناد، ارزیابی اطلاعات و پاسخ به سوالات زیر دانست و گفت که این سوالات در سه چارچوب ارائه میشود.
۱: بررسی اینکه اقدامات سازمان منافقین در آشوبهای تروریستی اخیر چه اثری داشته است؟
۲: آیا اقدامات این سازمان مصادیق جرمانگاری داشته یا نه؟
۳: تبیین اینکه آیا اسناد و مدارک موجود دلالت بر همکاری متهمین در تسهیل اقدامات تروریستی در کشور داشته یا نه؟
سیمیاری توضیح داد: روز هجدهم و نوزدهم دی تنها جلوهای از اقداماتی است که در ۳۰ خرداد ۶۰ در کشور انجام شد و نکته قابل توجه اقدامات اخیر این است که این هستههای تروریستی مسلح و شبکه اراذل و اوباش با همان مدل ۳۰ خرداد سال ۶۰ در صحنه حاضر شدند و دست به کشتار زدند و کودک سه ساله و یا فعال فرهنگی را به شهادت رساندند.
این اتفاقات دقیقا شبیه همان مدلی که در دهه ۶۰ انجام شده بود و انواع سلاحهای گرم غیرسازمانی با سلاحهای سرد متنوع مورد استفاده ترریستها قرار گرفته است.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: جنگ ۱۲ روزه شبکه سایبری منافقین و سایر گروههای تروریستی بخشی از مشاوره و اقداماتی بود که گروهک تروریستی منافقین در فضای مجازی، ترورها و شبکه سایبری اش انجام دادند.
البته در آن مقطع، با وجود این مشاورهها، به دلیل دفاع مقتدرانهای که نیروهای مسلح ما انجام داد و انسجام ملی و اتحاد مقدسی که بین مردم ایران شکل گرفت، نه تنها دشمن به اهداف خودش دسترسی پیدا نکرد، بلکه رژیم صهیونیستی به اذن خداوند متعال زیرساختهای حیاتیاش ضربات بسیار سختی خورد و در جنگ دوازده روزه دشمن نتوانست به اعمال خودش برسد.
وی افزود: بعد از اینکه جنگ دوازده روزه به پایان رسید، نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، گفت پرونده ایران ناتمام است و این امر باعث شد که اتاق عملیاتی آمریکایی صهیونیستی یک طرح پنج مرحلهای برای اقدام علیه ایران ایجاد کند.
مرحلهای از روز فردای پایان جنگ، آتشبس یا توقف جنگهای دیگر که بگذریم، آغاز شد.
در واقع، اغتشاشات به عنوان سیزدهمین روز از جنگ شناخته میشوند؛ به همین عنوان گفته میشود که عملیات دشمن بعد از پایان جنگ دوازدهم آغاز میشود.
اولین گام یا اولین مرحله تشدید فشار اقتصادی برای تحت فشار قرار دادن مردم ایران بود که اصطلاحاً به آن پروژه فشار حداکثری میگویند.
سیمیاری اظهار کرد: او میگوید کاری که ما در وزارت خزانه داری انجام دادیم، ایجاد کمبود دلار در کشور ایران است این استراتژی در ماه دسامبر به اوج خود رسید.
ما بدون شلیک حتی یک گلوله در ایران، معترضان را به خیابان کشاندیم و این نمونهای از فشارهایی است که جریان تروریستی با ایجاد کمبود دلار ایجاد و سعی میکند از این اصل برای تحت فشار قرار دادن مردم ایران استفاده کند.
جایی از جمهوری اسلامی ایران نام برده نمیشود، هدف آنها مردم ایران هستند، این گام اول است.
وی ادامه داد: گام دوم، گسترش کارزار اخبار جعلی برای ایجاد فشار، نارضایتی عمومی اقتصاد پایه، تحریک آستانه تاب آوری عمومی برای شکل گیری تجمعات اعتراضی است.
خود دشمن شرایط را سخت میکند، بعد به محض اینکه تحریمها را افزایش میدهد، در فضای مجازی عنوان میکند که ناکارآمدی وجود دارد و مسائلی مانند فساد را مطرح میکند و خود او که مشکلات اقتصادی که را ایجاد کرده از آنها به عنوان زمینه آشوب استفاده میکند.
سیمیاری گفت: گام سومی که آنها انجام دادند، ورود عناصر جذب شده از فضای مجازی از سوی جریانهای تروریستی سازمان یافته از جمله سازمان مجاهدین خلق و حضور آنها در میان معترضان به منظور قتل و کشته سازی حداکثری است.
قبلا در همین دادگاه درباره این موضوع صحبت کردیم که گروهک تروریستی منافقین از پوششهای مختلف که غالب آنها پوششهای جنسی است، استفاده میکند برای اینکه از درون فضای مجازی به سود صهیونیستها یارگیری انجام دهد.
یکی از درخواستهایی که موساد دائما از منافقین دارد اینکه سرباز خیابانی یا سازمان رزم موساد برایش ایجاد کند.
وی با اشاره به مفهوم کشته سازی در ادبیات امنیتی تاکید کرد: کشته سازی اقدامات میدانی با هدف ادراک گذاری در صحنه است.
کشته سازی به ۲ روش همگرا و واگرا داریم.
کشته سازی همگرا در حوادث اخیر دیده شد، افرادی را دیدیم که از این ۳۱۱۷ نفر که ۲۴۱۵ نفرشان از شهدای ما هستند، بخش قابل توجهی از اینها کشته شدند.
بدین معنا که به اینها از فاصله کمتر از یک متر با سلاح گرم و یا سرد از سر و پهلو و گردن شان در صحنه به شهادت رسانده بودند و این مدل شایعی است.
وی در ادامه گفت: کشته سازی واگرا هم داریم که در میدان عملیاتها و آشوبها کشته سازی نشده و در چند خیابان بالاتر و پایینتر از اغتشاشات، افرادی کشته شدند.
به طور مثال، در یکی از شهرها، بچه کوچکی در فاصله حداقل ۴۰۰ متری از محل اصلی آشوبها به رگبار بسته شده بود.
هدف این است که صحنه آشوبها را از نقطه آ به نقطه ب تغییر دهند.
این مدل کشته سازی واگرا است که هر دو مدل نامبرده، در اغتشاشات اخیر مورد استفاده قرار گرفته است.
با مدلهایی که موساد برای اینها ترسیم کرده است.
سیمیاری گفت: یک مدل کشته سازی هم اینکه عواملی تروریستی که در فضای مجازی جذب میکنند، اغلب کشته سازی شدند.
بدین معناکه آنها را تهییج میکنند تا به سمت مراکز نظامی و مراکزی که مهمات جنگی دارند، حرکت کنند اسلحه خانههای آنها را در اختیار گرفته و سلاح هایشان را پخش کنند.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: در شهرهای مختلف آمریکایی و اروپایی برخورد پلیس با شهروندانشان را دیدهاید، تصاویرش در فضای مجازی موجود است و میتوانید آنها را ببینید.
وی گفت: در مورد ایران یک پروژه توسط سرویسهای اطلاعاتی فرانسه و آلمان هدایت میشود.
فرانسویها در این پروژه به آمریکاییها میگویند که اگر به ایران حمله کنید، قضیه مثل عراق نخواهد بود و لازم است هزینههای بسیار زیاد چند تریلیون دلاری را انجام دهید.
آنها از نظر ادراکی روی آمریکاییها تاثیر میگذارند.
نکته دیگر این است که گفته میشود نمیتوان مانند سوریه عمل کرد و مردم حفظ خواهند شد، اما اصل موضوع توسط مؤسسه ضدایرانی افدیدی هدایت میشود.
این مؤسسه نقشهای کشیده و نشان داده که در صورت حمله به ایران باید تمام زیرساختهای تجهیزاتی، اینترنت، انرژی، پالایشگاهها، بیمارستانها و اماکن مهم دولتی هدف قرار گیرد.
سرویسهای اطلاعاتی اروپایی پشت این طرح ایستادهاند و هدف این است که ایران از درون به سوریهای جدید تبدیل شود.
این کارشناس ادامه داد: مورد دیگر تجاوز نظامی به بهانه دفاع از آشوبگران برای تکهتکه کردن ایران است.
در جلسات سرویسهای اطلاعاتی منطقهای، تروریستها در حال رویا فروشی هستند و میگویند قرار نیست ایران حفظ شود، هدف این است که ایران تبدیل به چندین ایرانستان شود، خوزستان جدا شود، بلوچستان جدا شود، کردستان جدا شود، منطقه ترکمنصحرا جدا شود و تقریباً چیزی از ایران به اسم ایران باقی نماند.
آنچه تروریستها قرار است در این مناطق حاکم کنند، دقیقاً بخشی از طرح آمریکایی صهیونیستی است که پیشتر توضیح داده شد.
نقش منافقین در این اغتشاشات چیست؟
سیمیاری گفت:، اما نقش منافقین در این اغتشاشات چیست؟
آنها دارای یک ارتش ترورهای سایبری هستند که حجم بالایی از اخبار جعلی تولید و منتشر میکنند، پایگاه اجتماعی در میان مردم ندارند و از ظرفیت لازم برای ایفای نقش ویترینی یا آلترناتیو نظام ایران برخوردار نیستند.
بررسیهای ما نشان میدهد که ماموریت آنها، طبق دستور اربابانشان، انتشار ناامیدی، نفرتپراکنی، سازماندهی اقدامات تروریستی و ایجاد وحشت عمومی بوده است، کاری که در جریان اغتشاشات اخیر نیز انجام شد.
البته تعدادی از گروههای تروریستی منافقین نیز در صحنه اغتشاشات حضور داشتند که همه این عوامل و عناصرشان توسط جامعه اطلاعاتی دستگیر شدند و گزارشهای مرتبط به سمع و نظر مردم ایران رسید.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: اطلاعات نهادهای امنیتی نشان میدهد نقش منافقین به دلیل ضربه خوردن تیمهایشان زیر ۱۰ درصد بوده و خودم اعتقاد دارم حدود ۵ درصد است، علت کم بودن حضور منافقین در اغتشاشات مربوط به تحلیل غلط وقایع و میزان تواناییهای آنهاست.
روز سیزدهم دی، مریم رجوی معروف به صبا در جلسات و نشست با کل اعضای ستاد داخلی، پیامی را میخواند که قابل توجه است: او میگوید بیشتر بکشید، آمریکا مجوز داده و تروریستی نیست منظور از «تروریسم مجوز داده» این است که اگر اقدام انجام دهید، سازمان مجاهدین خلق در لیست تروریستی آمریکا قرار نخواهد گرفت و هرچه بیشتر بکشید، ارباب آمریکایی بیشتر راضی خواهد بود.
این کارشناس گفت: روز ۱۶ دی، قبل از شروع آشوبهای تروریستی، جلسهای با حضور مسعود و مریم رجوی برگزار شد و نیروها توجیه شدند که صداهایی که در حمایت از پهلوی در اغتشاشات ایجاد شدهاند، توسط آمریکا و اسرائیل قابل تشخیص نیستند و آنها روی اسب بازنده شرطبندی کردهاند.
به این ترتیب، مقداری ناامیدی بین اعضا ایجاد شد و اربابان آمریکایی فکر میکردند هنوز جای زیادی برای عملیات وجود دارد.
روز ۱۸ دی، روز شروع آشوب، تا ساعت ۱۲ مسئول ستاد، دستور تشکیل نیروها میدهد که کسی داخل تجمعات نرود تا به اسم پهلوی تمام نشود.
در این دستور آمده است که اگر بخواهند حضور پیدا کنند، میگویند ما جا ماندیم و اشتباه کردیم در ادامه، دستور داده میشود کانونها شورشی و مسلح شوند و وارد تجمع شوند و تا جایی که میتوانند سلاح بیاورند، اما دیر میرسند.
وی گفت: روز ۱۹ دی، با ورود نیروها و به دلیل اشراف امنیتی، آنها شدیداً ضربه میخورند و نتوانستند اقدام خاصی انجام دهند.
جالب توجه است که بعد از نوزدهم دی، باز در جلسه ستاد داخلی گفته شد که آمریکا اجازه داده عملیات انجام شود و تضمین داده که با انجام عملیات آنها در لیست تروریستی قرار نخواهند گرفت.
در این زمان، چندین مورد انتقال پول از طریق فضای مجازی برای اقدامات تروریستی ثبت شد.
پیش از این، اگر میخواستند سلاح نمایش دهند، آن را در نمایشها نشان میدادند، اما در این شرایط خاص، اجازه داده شد که سلاح به تجمعات برده شود و اقدامات افراطی انجام شود.
سیمیاری ادامه داد: منافقین قرار بود که این عملیات را انجام دهند یعنی عامل عنصر اصلی باشند، در جنگ ۱۲ روزه هم به سرویس اطلاعاتی موساد قول داده بودند که هزار میدان را برای شما اشغال میکنیم.
فتح تهران اشاره به این دارد که تمامی اماکن نظامی دولتی و مناطقی که با اماکن امنیتی مرتبط میشود توسط عناصر تروریستی مسلح اشغال شود.
یعنی عناصر مسلح با پوشش معترض به مراکز حساس نظامی وارد شوند.
وی افزود: رضا پهلوی روی فتح تهران تاکید اساسی دارد و بچههای مردم را به بهانه اعتراض به میدان میفرستند.
در کشورهای اروپایی اگر شما با پلیس اروپایی و پلیس آمریکایی چشم به چشم شوید دستگیر میشوید، اما پلیس ما باید چند بار در بلندگو فریاد بزند و دعوت به آرامش کند و حتی مورد ضرب و جرح قرار گیرد.
موساد و منافقین دستور داده بودند که مراکز حساس دولتی و نظامی اشغال شوند و این نگرش افراطی پدید آید که نظام سقوط کرده است.
این کارشناس سیاسی گفت: منافقین نتوانستند در جنگ ۱۲ روزه اشغال هزار میدان و فتح تهران را انجام دهند، بنابراین ۱۸ و ۱۹ دی ماه رژیم صهیونیستی در قالب سلطنتطلبان وارد میدان شد و عملیات انجام داد.
به دلیل اینکه منافقین فاقد توانایی اجتماعی لازم هستند.
سیمیاری اظهار کرد: اینها منافقین را دور زدند و به سراغ گروهک پهلوی رفتند، اما مشکل اساسی که پهلوی داشت این بود که ظرفیت مناسب برای پیادهسازی نقشههای آمریکاییها را نداشت و به این دلیل آمریکاییها ۴ فاز را برای توانمندسازی پهلویها انجام دادند که در اولین گام آن را رهبر نمادین کردند در صورتی که پسر شاه سابق فاقد تحصیلات یا سوابق اجرایی موفق بود و حتی در خواندن بیانیههایی که برایش مینویسند نیز مشکل دارد که ما در ادبیات تروریستی این افراد را کودنهای تروریستی میگوییم.
یعنی اینکه رضا ربع پهلوی در زمان خواندن بیانیههای مربوط به آشوبهای ۱۸ و ۱۹، روزها را به اشتباه ۱۹ و ۱۸ قرائت میکند و برعکس میکند و یا در نشست مونیخ در خیلی موارد گفتههایش نامفهوم و غیرقابل فهم هستند، سطح هوش او به شدت پایین بوده و حتی روخوانی نیز نمیتواند انجام دهد.
وی افزود: آمریکاییها در تلاش هستند تا به او دستور دهند تا در چارچوب طراحی موساد عمل کند، اما نکته قابل توجه مسئله ترونیکاها در شبکههای اجتماعی است که در اغتشاشات قبلی القاسازی کردند که پهلوی توانایی ایجاد هواداری گستردهای را دارد و این کار را یگان امنیتی و اطلاعات اسرائیل با استفاده از هوش مصنوعی اینها انجام داده است.
سیمیاری با بیان اینکه منافقین رقیب جدی سلطنت طلبها هستند و اگر فرصتی پیدا شود، رضا پهلوی را ترور خواهند کرد، گفت: به دلیل اربابشان یا صاحب خانه از منافقین درخواست کرده، مجبور شدند که در این پروژه همکاری داشته باشند.
نکته مهم بعدی ماموریت منافقین در تشکیلات ایرانیان خارج از کشور است.
گروهکهای تروریستی سلطنت طلب به دلیل اختلاف نظری زیادی که با یکدیگر دارند، امکان برگزاری تجمعات را ندارند و برای این منظور موساد مستقیما لیدرهایی را در خارج از کشور استخدام کرد و با تامین مالی آنها و با قرار دادن پرچم رژیم جعلی صهیونیستی در کنار پرچم پهلوی آن را ساماندهی کرد.
وی ادامه داد: این لیدرها اغلب شامل ایرانیانی هستند که به وطن گریز یا بیگانه دوست شهرت دارند که یکی از این افراد ایرج مصداقی است که سابقه عضویت در گروهک تروریستی را دارد که تحت پوشش وطن دوستان و ملی گرایان وارد صحنه شده است.
کمک دیگری که موساد به منافقین انجام داده است شامل ایجاد ظرفیتهای عملیاتی و تیمهای تروریستی مسلح میباشد و در این مرحله موساد با استخدام افراد اراذل و اوباش و با کمک گروههای تجزیه طلب تروریستی و سازمان مجاهدین خلق نسبت به اعزام افراد مسلح در بین معترضین نموده است تا افراد را ترور کنند و جریان کشته سازی را به راه اندازند.
هدف نهایی اغتشاشات این بود که در دور قبلی آشوبها که شبکه تروریستی بعد از جنگندههای صهیونیستی و آمریکایی نتوانسته بودند وارد صحنه شوند، این بار معادله عوض شود و اگر آشوبها به نقطه مطلوب خود برسد، جنگدههای دشمن وارد ماجرا شوند و اقدام تروریستی انجام دهند.
سیمیاری اظهار کرد: در ۲۲ دی زنجیره طراحی آمریکاییها پاره شد و ترامپ گفت که خودم را برای حمله نکردن به ایران اغنا کردم.
نکته مهم قابل توجه مدل مدنظر آمریکاییها برای ایران، همانند مدل سوریه است و قصد دارند کشور ما را تکه تکه و نابود کنند و در توهم سرنگونی نظام مقدس جمهوری اسلام قرار دارند تا بعد از سرنگونی ایران، تمامی زیرساختهای نظامی و حیاتی ایران نابود شده و ایران به مناطق کوچک و ناتوان تجزیه شود.
خوشبختانه با حضور مردم در صحنه و درایت نیروهای امنیتی توانستیم این فتنه را با موفقیت پشت سر گذاریم و به تعبیر مقام معظم رهبری، کمر فتنه را بشکنیم.
مداح، وکیل شکات اضافه کرد: اقدامات گروهک تروریستی منافقین، اقدامات مستمری بوده و این طور نیست که اهداف گروه در یک زمانی مجرمانه باشد و در یک بازه زمانی دیگر، از اهداف مجرمانه خود عدول کنند.
ما در قانون و شرع مقدس، اصل شخصی بودن مجازات را قبول داریم و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمیگیرد.
سوالی که در اینجا مطرح است این است که اگر شخصی در یک گروه مجرمانه و تروریستی سازمان یافته که هدفش کشتار مردم، اخلال در نظم عمومی و تمامیت ارضی، اقتصادی و ...
میباشد، عضو شود آیا طبق قانون مجازات میتوان آن را مجرم نامید؟
به استناد مواد ۴۹۸ و ۴۹۹ قانون مجازات اسلامی و سایر قوانین، صرف عضویت در این گروهها با علم و آگاهی به اهدافشان جرم است در صورتی که تغییر سردسته در این گروه که اهداف و ماموریتش عوض نشده است، رافع مسئولیت نمیباشد.
وی افزود: اگر خلاف موضوع فوق بود، تمام گروههای تروریستی به محض انجام اقدامات تروریستی، مدیران و روسای خود را عوض میکردند که دیگر هیچ کس نتواند آنها را مجازات کند در حالیکه که این مسئله رافع مسئولیت نبوده و هنوز اقدامات تروریستی را انجام میدهند.
ما این موضوع را میتوانیم به افرادی که بعد از عملیات فروغ جاویدان یا سایر ترورهای دهه ۶۰ بودهاند نیز منتسب کنیم و این افراد علم به گروه و جنایتی که انجام میدهند دارند و نسبت به جنایات گذشته، انزجاری نداشتند.
افراد به واسطه مسئولیتی که دارند، معاونت در جنایت گسترده داشته و حتی اگر مباشرت و شراکت نداشته باشند، حداقل به واسطه جنایت گستردهای که انجام میشود این فرد معاونت در جرم داشته که مصداق بزه افساد فی الارض است و لذا تغییر اعضا و یا ابزار تفاوتی در ماهیت و قصد این گروه در کشتار و ترور جمعی ندارند و رافع مسئولیت آنها نیست.
اظهارات وکیل متهمان پرونده
پیروزفر، وکیل متهمین ردیف ۸۷ تا ۱۰۷ پرونده در جایگاه حضور یافت و در اعتراض به صحبتهای وکیل شکات گفت: طبق مستندات موجود در صفحههای ۶۲۵، ۶۲۸ و ۶۲۹ کیفرخواست، موضوع پیگیری سازمان از موارد مستندات مطرح شده که وکیل شکات نیز به همین موارد و همچنین نشریات استناد کرده و گفتهاند که این عملیات ۵۵ هزار نفر کشته بر جای گذاشته است.
مهمترین ایرادی که در کیفرخواست در خصوص این عملیات رعایت نشده این است که تعداد آمار اعلامی مطابق با کیفرخواست نیست و وکیل شکات تعداد ۵۵ هزار نفر را براساس اظهارات سازمان مجاهدین خلق اعلام کرده، در حالیکه در کیفرخواست این آمار و تعداد بزه دیدگان ذکر نشده است و از بنیاد شهید تقاضا دارم آمار دقیق را اعلام کند.
وی افزود: تعداد کشتهها در عملیات آفتاب حدود ۶ هزار و ۵۰۰ نفر اعلام شده، اما آمار در عملیات فروغ جاویدان منطبق با اعلام وکیل شکات نیست.
از طرف دیگر هم باید طبق مسئولیت مجازات کیفری، تعداد بزهدیدگان مشخص باشد که در کیفرخواست این موضوع تعیین نشده است.
نکته دیگری که وکیل شکات آن را رعایت نمیکند این است که تنها به صرف عضویت این افراد، تاکید بر جرم محاربه و مفسد فی الارض دارد در حالیکه ایشان اصلا سال عضویت را در نظر نمیگیرد.
برای به جز ۵، ۶ نفر از موکلین بنده، سال عضویت از جهت مباشرت در جرم حائز اهمیت است، خیلی از موکلین من در سالی عضو سازمان شدهاند که به هیچ عنوان در عملیات فروغ جاویدان نبودهاند و این مسئله بسیار مهم است و از محضر دادگاه محترم تقاضا داریم این مورد را در نظر بگیرد.
وکیل متهمان تصریح کرد: وکیل شکات مطابق با اظهارات خود در جلسات گذشته، ارکان و مدیریت اعضا را حدودا به ۱۳ تا ۱۵ نفر انتساب کرده بودند که طبق ماده ۱۳۰، سرکردهها این افراد هستند، اما ۱۰۷ نفر متهم در این پرونده به عنوان سرکرده معرفی شدهاند، بنابراین کادر مرکزی و تصمیمگیری به بقیه افراد منتسب نمیشوند.
پیروزفر گفت: به دلیل وجود تناقض در آمارهای ترور اعلامی از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران از جمله اعداد متفاوتی مثل ۵۵ هزار، ۶۵۰۰ یا ۳۶۰۰ نفر استناد به نشریات و مصاحبههای این سازمان مبنای دقیقی برای دادگاه نیست و ممکن است موجب تعارض در کیفرخواست شود.
پیشنهاد این است که برای تعیین تعداد جانباختگان، صرفاً به آمارهای رسمی و مستند، مانند اطلاعات بنیاد شهید و امور ایثارگران استناد شود تا عدد قطعی، قابل دفاع و بدون تردید باشد.
وی گفت: دادگاه نیز باید در حدود کیفرخواست یا بر اساس تحقیقات تکمیلی به یک رقم قطعی و مستند برسد، نه بر پایه ادعاهای متهمان یا افتخارات اعلامی خود آنها.
همچنین نسبت به نظریه کارشناس، تا زمانی که گزارش کامل و مرتبط ارائه نشود، استناد به آن محل اشکال است.
قاضی گفت: در عملیات فروغ گفتند نشریات وجود ندارد که وجود دارد.
حجت الاسلام والمسلمین مداح گفت: فقط فیلمها وجود دارد.
قاضی گفت: خانم پیروزفر گفت، در خصوص عملیات فروغ اشارهای به نشریات نشده که وکیل شاکی میگوید به عنوان مثال در بند پنجم از مستندات نشریه اتحادیه انجمنهای دانشجویان مسلمان خارج از کشور شماره ۱۴۴ صفحه ۶۸ در ادامه اش بیان شده «حاوی بازتاب عملیات نظامی تروریستی فروغ جاویدان»، این عین متن است، پس وجود دارد.
مداح گفت: نکته دیگر اینکه حرف بنده پیرامون اینکه اذعان کردم که خود رسانههای منتسب به شخصیت حقوقی سازمان متهم ردیف ۱ اذعان به ۵۵ هزار نفر کشته و زخمی داشتند و این هم در صفحه ۶۲۷ که شما قرائت کردید، مندرج است و هم اینکه نشریات را هم نشان دادم.
اعتراض سوم شان هم این بود که گفتند، وکیل شکات تنها چند نفر را به عنوان سردسته و سرکرده معرفی کرده است.
وکیل شکات ادامه داد: ما در این جلسات نفراتی که نام بردیم مثل مهدی براعی متهم ردیف هفت که مسئول مثلاً محور اسلام آباد بود و محمود عطایی متهم ردیف ۲۶ که فرمانده محور تهران بود این افراد در عملیات فروغ جاویدان و عملیات دیگری که، طبق پاورپوینتی که خدمت شما ارائه شد و ضمیمه لایحه شد، در عملیات فروغ جاویدان سردسته و سرکرده هستند.
همین محمود عطایی در اینجا مسئول محور تهران است و در عملیات آفتاب اساساً فرمانده عملیات است.
مداح اضافه کرد: این افرادی که اعلام کردیم و آن چیزی که به واحد رسانه دادیم و پخش شد نسبت به افرادی بود که در عملیات فروغ سردسته بودند و مناقاتی با این ندارد که بدانیم سایر متهمین پرونده در عملیاتهای تروریستی دیگر سردسته بودند، این چه منافات و تعارضی دارد که بخواهیم این اشکال را مطرح کنیم؟
قاضی گفت: تنها نکتهای که وکیل متهمین تقاضا کرده بودند، دادگاه اظهارنظر صریح را انجام دهد، اینکه اظهار کردید که به اظهارات متهمین استناد نشود، این برخلاف اصول قواعد دادرسی است و اظهارات متهمین جزو دلیلترین دلایل در هر نظام حقوقی است و با توجه به اینکه نشریات که مورد استناد قرار میگیرد، به ویژه نشریه ارگان رسمی متهم ردیف اول باشد، چنانچه ما شخصیت حقوقی را یک پیکر و یک انسان تصور کنیم مانند آنچه که در شخصیتهای حقوقی درباره حقوق تجارت، درباره واقعی بودن یا فرضی بودن شخصیت حکم مطرح میشود و یک اندامی را برای او در نظر میگیریم، نشریه به معنای زبان و سخن شخصیت حقوقی است و از این جهت آنچه که در قالب نشریه رسمی یک شخصیت حقوقی منتشر میشود، میتوان در حکم اقاریر یک شخصیت حقوقی تلقی شود.
وکیل شکات پرونده افزود: در صفحه ۴۲۷ و ۶۲۸ کیفرخواست فقط ۱۰ مصداق از نشریات سازمان را مستند قرار داده و بعد از این در صفحه ۶۲۹ بحث تلویزیون سازمان را نیز مورد اشاره قرار داده است.
سازمان منافقین در نشریه اتحادیه انجمنهای دانشجویان مسلمان و در صفحه اول آن به عملیات فروغ جاویدان اشاره میکند و از کشته و زخمی شدن ۵۵ هزار نفر در این عملیات خبر میدهد.
ایرادی که گرفته شده و در آن به تناقض آمار کشته شدهها پرداخته شده، به این دلیل است که در کیفرخواست تنها تعداد کشته شدهها آمده و بیش از ۱۷ هزار نفر عنوان شدهاند در حالی که اینجا امار کشته شدهها و مجروحان آورده شده است.
سپس قاضی دادگاه اظهارکرد: بنده چندین بار کیفرخواست پرونده را مطالعه کردم.
در صفحه ۶۲۹ کیفرخواست و در خط یازدهم صراحتا به این موضوع اشاره شده است.
در گزارش نهایی ستاد فرماندهی در خصوص بخش دوم عملیات فروغ جاویدان به زخمی شدن و شهید شدن ۵۵ هزار نفر از نیروهای جمهوری اسلامی ایران توسط متهم ردیف اول اشاره شده است.
نکتهای که وجود دارد این است که عدد ۵۵ هزار بر اساس گزارش نهایی ستاد فرماندهی در خصوص این عملیات ستاد فرماندهی قید شده است.
در ادامه به بیمارستانهای مملو از مجروحهای جنگی در ایران، شهرها و روستاهای مملو از پیکر افرادی که به دست نیروهای سازمان کشته یا شهید شدند نیز اشاره شده است.
دهقانی اضافه کرد: در بند دوم صفحه ۶۲۹ از کیفرخواست ذکر شده «گزارش نهایی مربوط به ستاد فرماندهی ارتش در خصوص این عملیات» که با توجه اینکه وصف ارتش برای آن بکار رفته و مشخص نیست که منظور ارتش منافقین یا ارتش آزادی بخش است یا خیر، از نماینده حقوقی ارتش دعوت کردیم تا استعلامات لازم را از ارتش انجام دهیم.
میخواهیم بررسی کنیم که آیا این عدد ۵۵ هزار نفر مورد تایید ارتش جمهوری اسلامی ایران است یا خیر؟
یا اساسا این اطلاعیه بوده که توسط منافقین بیان شده است؟
پس عدد ۵۵ هزار نفر به عنوان مستندات در داخل کیفرخواست توسط نمایندگان دادستان رد شد.
وکیل شکات در ادامه گفت: افراد به واسطه مسئولیتی که دارند، در این جنایت گسترده حداقل دارای معاونت هستند، یعنی اگر مباشرت یا مشارکت مستقیم هم نداشته باشند، دستکم معاونت در جرم برای آنها متصور است.
وقتی جنایات گسترده، جاسوسیهای وسیع و اقدامات علیه تمامیت جسمانی افراد به شکل سازمانیافته در حال انجام است، سردسته و سرکردهای که هدایت و مدیریت این اقدامات را بر عهده دارد، به واسطه نقش و تصمیماتی که میگیرد، حداقل معاونت در این جرایم را داراست و این موضوع از مصادیق روشن مسئولیت کیفری است؛ بنابراین تغییر اعضا یا تغییر ابزار تأثیری در اصل مسئولیت ندارد.
ممکن است روزی این گروه با تانک و اقدام نظامی مستقیم حمله کند و روزی دیگر از طریق فضای مجازی، با اراذل و اوباش ارتباط برقرار کند، سلاح در اختیار آنها بگذارد، تشویش اذهان عمومی ایجاد کند، مدیریت افکار انجام دهد یا شستوشوی ذهنی برای انجام اقدامات تروریستی صورت دهد؛ اما در ماهیت تفاوتی ایجاد نمیشود.
وی ادامه داد: قصد و هدف اینها واحد است قصد کشتار جمعی، قصد ترور، قصد اخلال در نظم عمومی، قصد جاسوسی و برهم زدن امنیت کشور.
در نتیجه، تغییر ابزار یا تغییر نیروها نمیتواند رافع مسئولیت یک گروه تروریستی و مدیران آن باشد.
وکیل متهمان گفت: در عملیات فروغ جاویدان از سوی برخی تعداد افراد جانباخته ۵۵ نفر عنوان شده، در حالی که این آمار با عدد مندرج در کیفرخواست مطابقت ندارد.
تعداد بزهدیدگان دقیقاً مشخص نشده و بنیاد شهید نیز باید اعداد دقیق را اعلام کند تا برای بررسی مسئولیت کیفری، رقم مشخص و مستند داشته باشیم.
به عنوان مثال، در عملیات آفتاب تعداد ۵۰۰ نفر ذکر شده است، اما در عملیات فروغ جاویدان تعداد دقیق منطبق با کیفرخواست ارائه نشده است.
وی در مورد زمان عضویت در سازمان نیز گفت: حتی اگر متهم در مقام مباشرت یا معاونت در جرم باشد، عضویت قانونی در سازمان برای مسئولیت کیفری وی ضروری است.
برخی از متهمان سالها عضو سازمان مجاهدین خلق نبودهاند و این موضوع باید در بررسیها لحاظ شود.
پیروزفر گفت: به آمار و ادعاهای خودِ سازمان مجاهدین خلق نباید استناد شود، چون اعداد مطرحشده در نشریات و اظهارات این سازمان متناقض و غیرقابل اتکاست و با کیفرخواست هم تطابق ندارد، بنابراین ملاک باید فقط منابع رسمی و مستند مانند بنیاد شهید و امور ایثارگران باشد تا تعداد دقیق جانباختگان مشخص شود.
وی گفت: شهدای عملیاتهای نظامی مانند فروغ، آفتاب و چلچراغ با قربانیان ترورهای خیابانی متفاوتاند و نباید این دو با هم جمع شوند، چون ماهیت حقوقی جداگانه دارند.
همانطور که گفته شد در داخل این سازمان، فرایند فشار روانی شدید، انزواطلبی اعضا و تمرکز تصمیمگیری در دست تعداد محدودی از افراد وجود داشته و اراده و اختیار اعضا عملاً به چند نفر منتسب بوده است.
این موضوع نیز در ارزیابی مسئولیتها باید مورد توجه قرار گیرد.
پیروزفر گفت: در درون سازمان مجاهدین خلق ایران اعضا را ایزوله میکردند، ارتباطشان با خانواده قطع میشد، رعب و وحشت ایجاد میکردند، ازدواج و روابط شخصی را محدود میکردند و محدودیتهای شدید فیزیکی و روانی اعمال میشد.
مجموعه این شرایط به نوعی به شستوشوی مغزی منجر میشد که به گفته برخی حقوقدانان، اراده آزاد فرد را تضعیف یا زائل میکند.
قاضی گفت: باید بین باور اعتقادی و فقدان اختیار تفکیک قائل شد، صرف داشتن یک باور یا تربیت سازمانی به معنای سلب کامل اراده نیست.
اگر فرد فهم و اختیار داشته، مسئولیت کیفری همچنان متوجه اوست؛ بنابراین مسئله اصلی، احراز واقعیِ میزان اختیار و اراده افراد در زمان ارتکاب عمل است.
پیروزفر گفت: در سازمان مجاهدین خلق ایران دقیقاً دو عامل وجود داشته که مصداق کنترل ذهن و شستوشوی مغزی است، اول ایزولهسازی فیزیکی و قطع ارتباطات، دوم فشار و سلطه روانی مستمر.
ماده ۵۰۰ مکرر هم بر همین دو محور تأکید دارد، تسلط روانی و آسیب به قدرت تصمیمگیری، به نحوی که فرد مورد بهرهبرداری قرار بگیرد یا به ارتکاب جرم سوق داده شود.
فضایی که برای اعضا ایجاد شده بود، محرومیتهای فیزیکی، فشارهای روانی، القائات مداوم و تصمیمگیریهای کاملاً از بالا، عملاً شخصیت مستقل افراد را از بین میبرد.
کسانی که سلاح به دست گرفتند، سوار تانک یا خودرو شدند و تیراندازی کردند، تحت القای شدید فکری و روانی بودند؛ بنابراین میتوان گفت اراده آنها مخدوش بوده و تصمیمگیری آزاد نداشتند.
وی گفت: کنترل ذهن دقیقاً همین است، فشار سیستماتیک برای تغییر باورها، تکرار مستمر مفاهیم تا تبدیل به باور قطعی، جداسازی زنان و مردان، طلاقهای اجباری، قطع ارتباط با خانواده و ایجاد ترس.
همه اینها ابزارهایی برای شکستن اراده فرد است.
وقتی اراده شکسته شود، دیگر انتخاب واقعی وجود ندارد و رفتار فرد بیشتر محصول همان سلطه و القاست تا تصمیم شخصی.
قاضی در ادامه گفت: شستشوی مغزی در تعریف حقوقی و روانشناختی یعنی نابودی باورهای قبلی و جایگزینی کامل یک باور جدید، بهطوری که فرد با اختیار و اعتقاد درونی، رفتار جدید را بپذیرد و تصور کند کار درستی انجام میدهد.
یعنی تغییر باید عمیق، واقعی و در سطح باور باشد، نه صرفاً در سطح رفتار.
اما آنچه در اظهارات شهود مطرح شده، چنین وضعیتی را نشان نمیدهد.
خود افراد تصریح میکنند که این اقدامات را قبول نداشتند و فقط به دلیل ترس انجام میدادند.
این یعنی شستشو انجام نشده است.
وی ادامه داد: بنابراین باید بین سلب کامل اراده و انجام عمل از روی ترس تفاوت قائل شد.
در شستشوی مغزی، اراده از بین میرود و باور جدید جایگزین میشود، اما در اکراه، اراده باقی است و فرد میداند کار اشتباه است، فقط راه فرار ندارد.
پیروزفر، گفت: جرم جدیدی است در کنوانسیونهای بین المللی مثل کمیسیون ضدشکنجه یا کمیسیون حقوق مدنی و جرم که ایران هم در سال ۹۹ به تصویب رساند، البته ضمانت اجرا ندارد و ابهام دارد.
یکی از مهمترین نواقصی که میخواهم به آن نظر کنم، اینکه احساس کردم در جلسه گذشته نسبت به آن شاهد تلقین صورت گرفت که بعد از اینکه از او پرسیدم اراده نداشته، ایشان گفت ما ارادهای در تصمیم گیری نداشتیم.
بحث شستشوی مغزی در سازمان مجاهدین مطرح بوده است.
وی گفت: سازمان مجاهدین خلق موکل من نیست، به عنوان وکیل موکلین خود صحبت میکنم بیشتر موکلین من خانم بوده و ۷-۸ نفرشان مرد هستند.
بحث شستشوی مغزی جزو جرایم جدید است که آمده و فرایندی است که انسانها تحت تاثیر فشارهای روانی و جسمی قرار میگیرند و باورها و رفتارهایشان تغییر پیدا میکند.
به این فرایند که در کنوانسیونها به آن خیلی پرداخته شده و حقوقدانان بحثهای زیادی روی این موضوع مطرح کردند (مثل تهدید، شکنجه، تکنیکهای روانی و هیپنوتیزم) شستشوی مغزی میگویند.
با شستشوی مغزی در باورهای انسانها و رفتارهایشان تغییر عمدی و سیستماتیک اتفاق میافتد و ناخواسته در اراده افراد ظاهر میشود.
قاضی گفت: هدفتان از این اظهار در دفاع چیست؟
شستشوی مغزی عملی است که افراد، تحت فشار روانی، تحقیر و تهدید شدید قرار میگیرند تا عقاید و باورهای خود را به طور عمده تغییر دهند.
پس آنچه به عنوان شکنجه یا به عنوان جرم روانی مطرح میشود، تغییر باورها یا رفتارها به طور عمده است که اغلب این شستشوی مغزی را به این منظور که مفهوم روانشناسی تعریف میکنند، فشار شدید روانی و جسمی میشود فرد به غیر از آنچه که معتقد است، اعتقاد پیدا کند.
پیروزفر گفت: اگر اجازه صحبت دهید میخواستم درباره فیلمی که امروز پخش شد، صحبت کنم.
ببینید بحث اظهارات شهود که مطرح شد، بحث تکرار مکررات باورها بود که از طرف مسعود رجوی و سازمان مجاهدین و افرادی که اعضای اولیه بودند که این افراد خیلی تاثیرگذار بودند، بود.
به بحث اراده و تصمیم سازی در سازمان مجاهدین خلق تاکید دارم.
طبق صحبتهایی که شهود مطرح کردند، و همچنین شاهد قبلی در جلسه مطرح کرد و گفت: ما خیلی ایزوله بودیم؛ ایشان به عنوان یک فرد عادی بوده است.
او گفت همه اعضا بشدت تحت تاثیر مسعود رجوی و امیال او بودند.
در حقوق جزا بحث شستشوی مغزی به شدت جدی است، و روی این موضوع کار شده است.
در اظهارات برخی حقوقدانان و در کنوانسیونها مطرح شده، تکنیکهای شستشوی مغزی سه تاثیر در ذهن و روان انسان دارند.
مداح تاکید کرد: ماهیت بغی این است که ایدئولوژیک است، آیا کسانی که در دهه ۶۰ در شهرها ترور انجام میدادند ایزوله شده بودند؟
خیلیها آن زمان از سازمان جدا شدند، پس امکان جدا شدن از سازمان وجود داشت، حتی در قرارگاه اشرف.
در رابطه با عدم اراده و زائل شدن اراده اعضا نیز باید بگویم، زائل شدن اراده وجود ندارد.
تشخیص زائل شدن اراده با کیست و چه مرجعی میتواند این را تشخیص بدهد؟
آیا شاهد نسبت به اراده خودش میتواند شهادت بدهد یا نسبت به اراده دیگری؟
وقتی صحبت از اراده و قصد درونی میشود من نمیتوانم نسبت به اراده شخص دیگری شهادت بدهم.
نسبت به اجبار میتوانم شهادت بدهم، اما آیا نسبت به اراده دیگران میتوانم شهادت بدهم؟
خیر.
وی افزود: مرجع صالح تشخیص این امر پزشکی قانونی است، اگر متهمین و موکلین متواری در دادگاه حاضر میشدند میتوانستیم آنها را به پزشکی قانونی ارجاع دهیم و ببینیم که آیا اینها اراده داشتهاند یا خیر.
نکته دیگر اینکه شاهد از الفاظ حقوقی استفاده نمیکرد، من در جلسه گذشته هم گفتم به این موضوع اعتراض کردم.
مسئله بعد اینکه اراده تعریف مشخص دارد.
اراده یک قصد درونی است که عللی که این قصد درونی را زائل میکند به صورت حصری و انحصاری بیان شده است.
ما چیزی خارج از این را نمیتوانیم در علل رافع مسئولیت کیفری نام ببریم.
بر اساس ماده ۳۷۵ قانون مجازات اسلامی حتی اکراه هم رافع مسئولیت کیفری نیست.
وکیل شکات پرونده اظهار کرد: در هیچ کجای ماده قانونی حتی اشاره به این موضوع ندارد که نسبت به شخصی که داوطلبانه رفته عضو این فرقه شده و جنایتی را انجام داده بگوییم رفع مسئولیت میکند.
شخصی در ایران جرم انجام داده، در زندان بوده، مشمول عفو شده و از زندان آزاد شده.
بعد از آزادی فرار کرده و به پاکستان رفته و از پاکستان به قرارگاه اشرف رفته است.
از آنجا به بعد در عملیات مرصاد شرکت کرده، آیا میتوانیم بگوییم این شخص اراده نداشته است؟
این شخص اسماعیل مرتضایی فرمانده تیپ در عملیات چلچراغ فروغ جاویدان و آفتاب بوده.
آیا این شخص ارادهای نداشته است؟
حتی اگر وکیل متهمان شاهدی را بیاورد و ادعا کند که این اشخاص اراده نداشتند قابل قبول نیست، چون شاهد تنها میتواند درباره اراده درونی خودش شهادت بدهد.
قاضی دادگاه اضافه کرد: بحث نافی شستو شوی مغزی و اینکه هرکس در رابطه با اراده خود میتواند شهادت بدهد قابل پذیرش است، اما اینکه آیا فشار روانی و تهدید در خصوص تغییر آن به باور رخ داده یا نه با حضور کارشناسان روانپزشکی انجام خواهد شد.
فرخانی، نماینده حقوقی ارتش گفت: فرمانده ارتش آزادیبخش سازمان منافقین، در گزارشهای خود بیان کردهاند که در عملیاتها ۵۵ هزار نفر کشته یا زخمی شدهاند.
این آمار صرفاً از سوی خود سازمان منافقین ارائه شده و در نشریه اتحادیه انجمنهای دانشجویان در بخش مربوط به نظامیها تأیید نشده است.
وی گفت: واقعیت امر این است که سازمان مجاهدین خلق در آن زمان توان و ظرفیت نداشت که چنین تعداد تلفات را در نیروهای نظامی ایران ایجاد کند.
در طول هشت سال دفاع مقدس، ارتش جمهوری اسلامی ایران حدود ۴۸ هزار شهید تقدیم انقلاب کرد؛ بنابراین ادعای این سازمان در مورد تلفات نیروهای نظامی نادرست و اغراقآمیز است.
علاوه بر این، اهداف سازمان عمدتاً غیرنظامی بوده و شامل حمله به نیروهای داوطلب بسیج، ژاندارمری و مردم عادی نیز میشده است.
بسیاری از قربانیان افراد غیرنظامی و غیرمجاهد بودهاند.
وی ادامه داد: در عملیاتهای سازمان منافقین، افراد و اماکن غیرنظامی نیز مورد حمله قرار گرفتند.
هر کسی که جزء مجاهدین نبود، حتی اگر نظامی یا غیرنظامی عادی بود، به عنوان «پاسدار» در نظر گرفته میشد.
این تفکر منجر شد که قربانیان شامل تمامی اقشار جامعه شوند، کارگر، دانشآموز، معلم، کارمند و حتی قضات.
برای مثال، شهید رضا مظفر همراه با دو برادرش، حسن مظفر کارمند و علی مظفر معلم، در عملیات فروغ جاویدان به شهادت رسیدند.
همچنین از استانهای مختلف، از جمله تهران و یزد، قربانیانی وجود داشتهاند.
حتی کودک سه سالهای به نام نوشین شریفی از اسلامآباد غرب و قاسم ترکمانی ۸۹ ساله از قم نیز از قربانیان این عملیات بودهاند.
وی گفت: تعداد زیادی از شهدای عملیاتها غیرنظامی بودند و اماکنی که مورد حمله قرار گرفت شامل بیمارستانها، خودروها، مزارع و اموال مردم بود.
نیروهای غیرنظامی که سازمان آنها را پاسدار مینامید، جزو اهداف قرار داشتند.
فرخانی گفت: عملکرد اعضای سازمان و سرکردگان آن از نظر قوانین بینالمللی و کنوانسیونهای ژنو ۱۹۴۹ قابل بررسی است.
اسرا باید انسانی نگهداری شوند، از حق آزادی، امنیت و مراقبتهای بهداشتی برخوردار باشند، اما سازمان منافقین از اسرا به عنوان سپر انسانی در عملیاتها استفاده میکرد و جان آنها به خطر میافتاد.
برخی اسرا از اردوگاههای عراقی به دست سازمان میافتادند و کمترین حمایت قانونی یا انسانی از آنان نمیشد.
اطلاعات آنها باید به سازمان صلیب سرخ ارائه میشد تا امکان پیگیری حقوقی و اطلاع خانوادهها فراهم شود.
وی گفت: تعداد زیادی از شهدای عملیاتها غیرنظامی بودند و اماکنی که مورد حمله قرار گرفت شامل بیمارستانها، خودروها، مزارع و اموال مردم بود.
نیروهای غیرنظامی که سازمان آنها را پاسدار مینامید، جزو اهداف قرار داشتند.
فرخانی در ادامه گفت: اسرایی را که میگرفتند به اردوگاههایی میبردند که با همکاری استخبارات عراق آمار این اردوگاهها را به صلیب سرخ نمیدادند؛ لذا هر بلایی را سر این اسرا میآوردند و کشته میشدند، شکنجه میشدند یا مواردی از این قبیل همه به صورت چراغ خاموش و در فضای غیر شفاف و بدون نظارت انجام میشد.
اسرای زیادی بودند که مورد جنایات شنیع این سازمان قرار گرفتند.
یکی از دلایل اصلی اینکه سازمان منافقین اسرا را به عنوان نیروهای خودش محسوب کرده بود این بود که اردوگاههای عراقی به ویژه در سالهای پایان جنگ، اردوگاههایی بودند که از لحاظ بهداشتی و درمانی و نظافت خیلی ضعیف بودند.
وی افزود: تعداد اسرا زیاد بود و تبادل اسرا صورت نگرفته بود و برخی از همین افراد بالاجبار و از جهت فرار از شرایط اردوگاههای عراقی به منافقین پیوستند.
منافقین هم از این شرایط سوءاستفاده میکردند و در واقع سربازان و اسرای ایرانی را جذب میکردند.
وی در ادامه با اشاره به عملکرد ارتش جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح به عنوان یکی از نمادها و سمبلهای حقوق بشر دوستانه در جنگ هشت ساله، گفت: رفتار توام با کرامت با اسرای عراقی یکی از دلایل این امر است.
دژبان ارتش جمهوری اسلامی ایران نهاد مستقیم و مرجع اصلی نگهداری و برخورد و رفتار با اسرا بوده است.
رفتار ما به حدی با اسرای عراقی خوب بود که برخی از آنها پس از آزادی سپاه بدر را تشکیل دادند و علیه صدام جنگیدند.
ما تعداد زیادی از اسرای عراقی را با سواد کردیم.
در هیچ جای دنیا برای اسیر جنگی امکان ملاقات شرعی با خانواده پیش بینی نشده در همین کنوانسیون هم اینطور نیست.
ولی جالب است که بدانید در اردوگاههای اسرای عراقی در کشور ما مکانهایی تعیین شده بود که اگر همسران این اسرا به ایران میآمدند امکان ملاقات شرعی با همسر خود را داشتند.
این را مقایسه کنید با اقداماتی که سازمان منافقین با سربازان و اسرای ما داشت.
نماینده حقوقی ارتش تصریح کرد: یکی از شنیعترین و غیرانسانیترین رفتارهای اینها با اسرا این بود که نامههایی که اسرا به خانوادهها و عزیزان خود مینوشتند را باز میکردند و در این نامهها دست میبردند.
مصداقهای زیادی از این امر وجود دارد، مثلا اسیری به همسرش نامه نوشته و احوالش را جویا شده و خواسته از سلامتی خودش خبر بدهد عکسش را هم به پیوست برای خانواده ارسال کرده است، ولی سازمان منافقین این عکس را برداشته و به جای اسرا و از زبان آنها به خانوادهاش توهین کردند.
یا مثلا گفته که من دیگر ایران برنمیگردم و شما میتوانید دنبال زندگی خودتان باشید، یابالعکس.
علی اکرامی، عضو جداشده به عنوان شاهد در جایگاه حاضر شد و گفت: در سال ۵۸ در دانشگاه نفت آبادان تحت تاثیر شعارهای جذاب و فریبنده سازمان قرار گرفتم.
شعارهایی که در سطح جامعه در مورد عدل علی، برابری زن و مرد و موارد دیگر مطرح میکردند باعث شد عضو سازمان شوم.
در سال ۱۳۶۰ بعد از شروع فاز عملیاتی سازمان، ارتباط من با این سازمان قطع و به زندگی مخفی روی آوردم و مجددا سال ۶۴ با سازمان ارتباط گرفتم.
وارد پاکستان شدم، دو ماه آنجام بودم و بعد به عراق رفتم.
تا سال ۷۴ در بخش روابط خارجی بودم.
با حضور شورای مرکزی همراه مسعود و مریم رجوی بودم.
وی بیان کرد: من به عنوان کسی که از نزدیک شاهد حمایتهای صدام از سازمان بودم در دادگاه حاضر شدم.
اکرامی بیان کرد: بعد از اینکه رجوی در انتخابات موفق نشد به دنبال پیدا کردن یک دولت خارجی برای کمک به براندازی انقلاب بود.
در سال ۵۹ سازمان وارد پاکستان شد.
در آنجا جلساتی با استخبارات عراق داشت.
رجوی نشستهایی با مجاهدین گذاشت و وارد فاز مسلحانه شد و هدف کشتن نیروهای نظامی ایران در داخل کشور بود.
سال ۶۵ رجوی وارد عراق شد و ارتش آزادی بخش را تشکیل داد.
تمام عملیاتهایی که انجام میشد کارهای شناسایی آن با عراق بود.
ارتش عراق پشتیبانی سنگین میکرد.
وی افزود: قبل از عملیات فروغ جاویدان، رجوی و چند نفر دیگر با صدام جلسه داشتتند.
رجوی در نشستها گفته بود که چند روز پذیرش قطعنامه را عقب بیاندازد تا ما عملیات کنیم.
صدام هم گفته بود صبر میکنیم تا شما عملیات را انجام دهید.
تجهیزات مثل تانک را صدام در اختیار رجوی قرار داد.
یکی دیگر از اعضای جدا شده از سازمان در جایگاه حاضر شد و قسم یاد کرد.
وی گفت: سال ۵۸ عضو سازمان شدم.
خانواده کاملا مذهبی داشتم.
دلیل عضویتم در سازمان اعتراضات شخصی خودم بودم.
من به عنوان هوادار وارد سازمان شدم و یک مرتبه وارد فاز نظامی شدم.
سال ۶۵ وارد فاز نظامی شدیم.
روحیات من با موضوعات نظامی هم خوانی نداشت و فقط به دلیل مسائل سیاسی وارد سازمان شده بودم.
سال ۶۳ از پاکستان به اشرف رفتم.
از سال ۶۵ یک مهره سوخته برای سازمان بودم.
قاضی پرسید: در مورد وظایف خود در سازمان صحبت کنید.
این عضو جدا شده سازمان گفت: من در عملیات میدانی فروغ حضور نداشتم.
به عنوان دیدبان توپخانه بودم.
ما به عنوان پشتیبان بودیم.
من از کرند جلوتر نرفتم و برگشتم.
قاضی از این شاهد پرسید: شما از افرادی که از اروپا برای عملیات آورده بودند اطلاع دارید؟
این شاهد پاسخ داد: بله.
در نشست آخر و قبل از عملیات این افراد حضور داشتند.
به محض اینکه نشست تمام شد به یک نفر گفتم این عملیات یک کشتارگاه است.
ما ۱۲۰ نفر بودیم که ۱۵ نفر بازگشتیم.
قاضی پرسید: با مردم روبه رو شدید.
این شاهد پاسخ داد: خودم چند بار با مردم رو به رو شدم.
مردم نمیدانستند ما چه کسانی هستیم.
به ما گفته بودند هیچ اسیری نگیریم، چون اسرا مانع حرکت شما میشود هر کسی را جلوی راه خود دیدید با تیر بزنید.
وی بیان کرد: در مورد من سازمان شستشوی مغزی انجام نداده بود، چون خودم تصمیم گرفتم عضو سازمان شوم.
حسنی، عضو جداشده به عنوان شاهد در جایگاه حاضر و سوگند یاد کرد.
حسنی اظهارکرد: سال ۵۸ جوان بودم و درست و غلط را تشخیص نمیدادم.
در آن زمان گروههای سیاسی زیاد بودند و یکی از آنها سازمان مجاهدین بود و من به شخصه شیفته صحبتهای مسعود رجوی شدم و اعتقاد داشتم رجوی بهتر میتواند کشور را جلو ببرد.
در جریان اقدامات مسلحانه دهه ۶۰ باز هم به همکاری با سازمان ادامه دادم.
سال ۶۶ به ما گفتن که باید به عراق بریم، باز هم قبول کردم و جدایی از سازمان را خیانت میدانستم.
رجوی هیچ کسی را جز خودش قبول نداشت.
وی اظهار کرد: من در عملیات فروغ جاویدان حضور داشتم.
من نیروی اعتقادی بودم که جذب سازمان شدم.
این اعتقادات تا مقطع عملیات فروغ جاویدان ادامه داشت.
در عملیات تعدادی را از خارج از کشور مانند آلمان آورده بودند.
ما هیچ اطلاعاتی از بیرون از قرارگاه اشرف نداشتیم تنها اطلاعات ما اخباری بود که روزانه سازمان پخش میکرد.
ما حتی از شرایط آب و هوایی هم خبر نداشتیم.
رجوی در نشست آخر، عملیات فروغ جاویدان را ساده تشریح کرده بود و میگفت به راحتی میتوانید کرمانشاه را رد کرده، پایگاه نوژه همدان را گرفته و به تهران برسید.
میگفت پشتیبانی کامل ارتش عراق را داریم و مردم هم همراه شما هستند، اما همین مردم در کرند اسلام آباد جلوی ما را گرفتند.
مردم نمیدانستند که ما ایرانی هستیم یا عراقی.
این عضو جدا شده سازمان گفت: ما با لباسهای معمولی به عملیات رفتیم.
به ما میگفتند ۷۲ ساعته به تهران میرسید.
حسین ابریشمچی فرمانده تیپ ما بود.
رجوی میگفت از صدام خواهش کردم پذیرش قطعنامه را یک هفته عقب بیندازد.
مردم از جنگ خسته شدهاند.
حسنی گفت: به ما گفته بودند در عملیات خودتان را معطل اسرا نکنید.
سازمان آمار داد حدود ۵۵ نفر را کشته است، اما من این آمار را قبول ندارم، زیرا از کرند تا گردنه چهارزبر هیچ درگیری نداشتیم.
وی گفت: من تا عملیات فروغ به سازمان اعتقاد داشتم.
اما باز هم در سازمان ماندم.
مهدی افتخاری زمانی که ما از تنگه چهارزبر برمیگشتیم، با چند نفر فرار کردند و ما آنجا ماندیم و به سختی برگشتیم.
آنها حتی به نیروهای خودشان هم رحم نکردند.
به ما گفته بودند هر کسی را جلوی خودتان میبینید بزنید تا به تهران برسید.
قاضی دهقانی در پایان گفت: باید شهادتها براساس نقش متهمان در تدارکات، جذب و آموزش باشد.
وی تاریخ برگزاری جلسه بعدی دادگاه را ۱۲ اسفند اعلام کرد.
منبع: قوه قضاییه