رویداد دیماه،اتفاقی ساده نبود/با یک تروما و معضل عظیم تاریخی مواجهیم
سمینار فرهنگی همایش علمی و تخصصی «واکاوی ناآرامیهای اجتماعی در ایران؛ پیوستگی عوامل بیرونی و زمینههای درونی» در نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار مهر،سمینار فرهنگی همایش علمی و تخصصی «واکاوی ناآرامیهای اجتماعی در ایران؛ پیوستگی عوامل بیرونی و زمینههای درونی» صبح امروز با حضور بیژن عبدالکریمی و میثم مهدیار در نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران برگزار شد.
در آغاز این نشست، بیژن عبدالکریمی با اشاره به خیرمقدم مجری گفت: مجری محترم شهادت نیروهای انتظامی را تسلیت گفتند، اما من در کنار سوگواری برای نیروهای امنیتی، عزادار جمعیتی هستم که در خیابان کشته شدند و به این شکل، کشته شدن همه درگذشتگان را تسلیت میگویم.
رویداد دیماه یک اتفاق ساده نبود، بلکه یک رخداد در معنای عمیق کلمه بود.
این دومین رویداد مهم سال پس از جنگ دوازدهروزه بود.
منظور من از «رویداد» این است که پس از آن، تمام گفتمانها دگرگون میشوند.
وی افزود: در رویداد اول، نوعی انسجام ملی شکل گرفت و هم حاکمیت و هم سایر نیروها باید گفتمان خود را تغییر میدادند، اما متأسفانه نوعی لَختی در هر دو سوی ماجرا وجود داشت.
در رویداد دوم، خشونتی در تاریخ ما رخ داد که بسیار کمسابقه بوده است.
ما با یک تروما و معضل عظیم تاریخی مواجهیم
عبدالکریمی ادامه داد: چنین سطحی از خشونت، از جمله سر بریدن، مثله کردن، آتش زدن، اهانت به قبر و حمله به مراکز مذهبی، در تاریخ ما بیسابقه یا بسیار کمسابقه است.
بیتردید همه میدانیم که عوامل خارجی حضور داشتهاند و هماهنگی نیروهای جداییطلب و اپوزیسیون نمیتوانسته صرفاً محصول توان خودشان باشد؛ بدون شک موساد و سیا نیز نقش داشتهاند.
اما جایی که زخم هست، مگس مینشیند و نگاه ما باید معطوف به زخم باشد.
وی تأکید کرد: هرکس بکوشد این رویداد را عادی جلوه دهد و با رویکردی تقلیلگرایانه به آن نگاه کند، دستانش به خون این جمعیت بیگناه آلوده است.
ما حق نداریم این رویداد را سادهسازی کنیم.
ما با یک تروما و معضل عظیم تاریخی مواجه هستیم.
ما شاهد ظهور نوعی نئوفاشیسم هستیم؛ وضعیتی که در آن برخی کنشگران سیاسی گمان میکنند تهدید و فحاشی راه صحیح است.
خانواده و فرزندان من مورد فحاشی و تهدید قرار گرفتهاند.
این خشونت در ایران رخ میدهد؛ ایرانی که یکی از بزرگترین مراکز معنوی و فرهنگی جهان است.
عبدالکریمی با اشاره به ویژگیهای فرهنگی ایران گفت: معنویت ایران با اسلام آغاز نشده است.
ایران سرزمین عشق است و عشق یک مؤلفه وجودشناسانه در عقل و اندیشه ایرانی است.
در ایران وقتی از دری عبور میکنید تعارف میکنید و وقتی غذا میخورید نیز تعارف وجود دارد.
این سرزمین، سرزمین مولانا، حافظ و فردوسی و یگانه سرزمین شیعه در جهان است و شیعه یعنی عشق.
این سرزمین، سرزمین حسین و علی(ع) است که مظاهر بزرگ کرامت انسانیاند.
ائمه(ع) به لطف و کرامت مشهورند و وقتی در چنین سرزمینی این سطح از خشونت رخ میدهد، باید به این تروما اندیشید.
وی ادامه داد: اینکه برخی نیروهای اجتماعی بهاشتباه چشم به بیگانه دوختهاند و انتظار دارند نتانیاهوی جنایتکار حمله کند، بیتردید نادرست است؛ اما در مقام دانشگاه، ما صرفاً محکوم نمیکنیم، بلکه میپرسیم چرا چنین وضعیتی رخ داده است؟
نظام دانش نیز آلوده این خونهاست
عبدالکریمی با تأکید بر ضرورت بازنگری گفت: ما به یک بازبینی اساسی در ساختار سیاسی، اجتماعی، نظام دانش، ساختار رسانه و فعالیتهای فرهنگی نیاز داریم.
به اعتقاد من، پس از انقلاب اسلامی تنها بخشی که وظایف خود را بهدرستی انجام داده، حوزه نظامی و موشکی بوده و ما تنها در آن حوزه موفق عمل کردهایم.
نظام دانش و فرهنگ ما درست عمل نکرده است.
وی افزود: نظام دانش نیز دستش در این خونها آلوده است و دانشگاه، حوزه علمیه و جریان روشنفکری همگی دخیل هستند.
حوزه علمیه نتوانسته با سوژه مدرن ارتباط برقرار کند و در این زمینه به نحو مطلق شکست خورده است.
از سوی دیگر، روشنفکران در این چند دهه عمدتاً کاری جز افزودن شکاف میان حاکمیت و ملت نکردهاند و آتش بغض را شعلهورتر کردهاند.
امروز جو غالب در دانشگاه، غربپرستی و غربسالاری است و ارزشهای قرن شانزدهمی بهصورت مطلق پذیرفته شدهاند.
افرادی که هم نگاهی محترمانه به سنت دارند و هم نگاهی پرسشگرانه به غرب، کمتر مجال بروز پیدا میکنند.
وی با اشاره به وضعیت فرهنگ گفت: نظام دانش در خشونت دخیل است و همه ما به سهم خود در خون جوانان شریک هستیم.
این امر ضرورت بازنگری را نشان میدهد.
ما بسیار درباره فرهنگ سخن میگوییم، اما با وجود شعارها، نهادهای فرهنگی و بودجههای کلان، جامعه ما بهشدت از فرهنگ تهی شده است.
عبدالکریمی ادامه داد: فرهنگ پوستر، پول و خرج نیست.
به قول نیچه، انسان یگانه موجودی است که خودش را پل میکند تا از خودش به خودش برسد.
اگر دانشجوی من پس از خروج از کلاس همان انسان قبلی باشد، هیچ اتفاقی رخ نداده است.
قرار نیست صرفاً اطلاعات دانشجو افزایش یابد؛ بلکه باید در جان او تحول رخ دهد.
فعالیتهای زرد فرهنگی، ما را صرفاً دچار خودفریبی میکند.
دانشجو اگر در دانشگاه فریاد نزند، به خیابان میرود
وی گفت: ساختار فرهنگی در دست پوپولیستهاست، در حالی که فرهنگ کار انبیاست و کار هر کوتهفکری نیست.
فرهنگ را ساده گرفتهایم.
هر طلبه یا معاون فرهنگیای تصور میکند مشغول کار فرهنگی است، در حالی که اگر کار فرهنگی واقعی وجود داشت، چنین خشونتی در خیابانهای ما شکل نمیگرفت.
عبدالکریمی افزود: فعالیت فرهنگی در دانشگاهها دو آفت دارد؛ نخست پوپولیستی بودن و دوم، تکوکراتیک و بوروکراتیک بودن.
همه تلاش میکنند کاری انجام دهند که مسئلهساز نباشد.
دانشجو اگر در دانشگاه فریاد نزند، به خیابان میرود و اگر از پرسش بترسد، افسار فکرش به دست رسانههای معاند میافتد.
فضای گلخانهای ناقص است و ما نیازمند بازنگری در ساختارهای امنیتی و حراستی متعلق به دورههای تاریخی گذشته هستیم.
وی تأکید کرد: روح فرهنگ، تفکر است و روح تفکر، پرسشگری.
اگر نظام دانش ما تکان نخورد، این رویدادهای خشونتآمیز در آینده با شدت بیشتری تکرار خواهند شد.
خشونت، پیشتر در حوزه نظر رخ داده است
در ادامه نشست، میثم مهدیار، استاد دانشگاه علامه طباطبایی، با بررسی ابعاد نظری خشونت گفت: خشونتی که امروز در جامعه میبینیم، پیشتر در حوزه نظر شکل گرفته است.
ما با یک دوگانگی نظری مواجهیم؛ از یک سو انگاره امنیتی و از سوی دیگر، ملیگرایی روششناختیِ مسلط در دانشگاه و روشنفکری که عوامل بیرونی را نادیده میگیرد.
وی افزود: خشونت اجتماعی امروز، محصول قطبیدگی نظری است که مانع از پیوند میان عوامل بیرونی و زمینههای درونی شده است.
اگر به همین منوال پیش برویم، بحرانهای آینده خشنتر و عمیقتر خواهند شد.
در ادامه، مجری نشست با جمعبندی نکات مطرحشده از سوی میثم مهدیار بیان کرد: نقش نهاد علم در شکلگیری این وضعیت بسیار مهم است و انگارههای غربگرایانه در آن بیتأثیر نبودهاند.
بخشی از خشونتهای بروز یافته، ناشی از تودهوار شدن جامعه و گسست از پیوندهای اجتماعی و تاریخی است و نهاد آموزشوپرورش و همچنین الگوهای توسعه شهری، نقش مهمی در شکلگیری این وضعیت ایفا کردهاند.
در ادامه، یکی از حاضران در نشست، در تأیید سخنان عبدالکریمی درباره کار فرهنگی، ملاحظهای را مطرح کرد و گفت: در زمان پیامبر(ص) و خلفا، با وجود عرفهای اجتماعی، حاکمان حجاب اسلامی را بر مردم اجبار نمیکردند و حتی کنیزان پوششی حداقلی داشتند.
این نشان میدهد که اجباریکردن حجاب از منظر شریعت اسلام صحیح نیست.
همچنین در ارگانهای اداری، چادر را بهصورت اجباری اعمال کردهایم و نوعی اکراه و اجبار نسبت به پوشش اسلامی برای زنان شکل گرفته است؛ در حالی که پوشش مردان نیز در اسلام تصریح شده و نوعی نگاه تبعیضآمیز در مسئله حجاب پدید آمده است.
پس از آن، بیژن عبدالکریمی در پاسخ به پرسشی درباره نقش استاد در ایجاد تحول در دانشجو و نسبت آن با کار فرهنگی گفت: ما دو نوع حرکت وجودی داریم که یکی از آنها حرکت ذهنی است.
مدیریت ذیل رشتههای علمی تعریف میشود و دانشجو در آن صرفاً مقداری اطلاعات فرامیگیرد.
اما حوزه فرهنگ با ادبیات، فلسفه و مذهب سر و کار دارد.
من در کلاسهایم هیچگاه کسی را به خواندن نماز توصیه نمیکنم، اما بسیاری از دانشجویانم بعدها به من گفتهاند که پس از شرکت در کلاسها، میل به نماز در آنها ایجاد شده است.
وی ادامه داد: برای مثال، شریعتی در نسل خود تحولی ایجاد کرد که هر روحانی یا استاد دانشگاهی قادر به انجام آن نیست.
کار فرهنگی بسیار دشوار است، اما در این کشور، هر مدیری که بازنشسته میشود، او را مسئول فرهنگی میکنند.
آنچه در خیابان رخ داد و آنچه در دانشگاه وجود داشت، بینسبت با یکدیگر نبود.