خواسته سلطنتطلبان برای مداخله نظامی آمریکا چه نتیجهای خواهد داشت؟
مداخله خارجی به اقدام مستقیم یا غیرمستقیم یک دولت، ائتلافی از دولتها یا سازمانهای بینالمللی در امور داخلی یا خارجی یک کشور دیگر گفته میشود.
باشگاه خبرنگاران جوان - این روزها صدای ضدانقلاب در تجمعات محدودِ برگزار شده در برخی نقاط دنیا بلند است و به اسم آزادی میهن و خیال خام بازگشت دوباره پهلوی به هر کاری دست میزنند تا شاید از آب گل آلود اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی سال جاری ماهی گرفته و به نان و نوایی برسند.
در اکثر این تجمعات چهرههای آشنا، همچون بروز ارجمند، احسان کرمی، علی کریمی، ارژنگ امیرفضلی، حمید فرخنژاد و برخی دیگر از چهرههای خود فروخته دیده میشود، اما دیدن این افراد که روزی در ایران پرکار و سلبریتی بودند و حالا به چنان وضعیتی گرفتار شدند که در دامان رضا پهلوی خوش رقصی میکنند، چندان عجیب نیست؛ موضوع عجیب نوع ادبیات آنهاست که برای دوست و دشمن جالب توجه است.
مدتی به عقب باز میگردیم، به روزهای ۱۸ و ۱۹ دی و حوادثی رخ داد و برخی عناصر وطن فروش و وابسته به رژیم صهیونیستی و آمریکا در جریان اعتراضاتِ بهحق کسبه بازار بابت افزایش قیمت دلار روی موج سوار شدند و اعتراضات را به اغتشاش و شبهکودتا تبدیل کردند.
همان زمان رئیس جمهور آمریکا که تصور پایان کار جمهوری اسلامی را در سر میپروراند با صحبتهایی مداخله جویانه مقامات کشورمان را تهدید به اقدام نظامی کرد و از آن زمان این موضوع وِرد زبان وطن فروشان خائن شد که نمونههای چنین صحبتهایی را میتوان در اظهارات این چهرههای خود فروخته بهکَرات دید؛ برای نمونه بروز ارجمند که در تجمع مونیخ در مصاحبه با یک رسانه فارسی زبان ضدانقلاب چنین موضوعی را مطرح کرد و خواستار اقدام نظامی علیه ایران شد و نام آن را کمک خارجی گذاشت!
سلطنتطلبان در همه تجمعات خود خواستار حمله نظامی آمریکا به خاک جمهوری اسلامی ایران میشوند، در تورنتو با تجمع در مقابل کنسولگری آمریکا رسما خواستار حمله به خاک ایران شدند؛ حتی زمانی که ناو آبراهام لینکلن به دریای عمان رسید اظهار شادی این براندازان قابل توصیف نبود.
این موضوع برای نخستین بار است که در طول تاریخ دیده میشود که مردم یک کشور دست به دامن کشوری دیگر شوند تا به کشورشان حمله نشامی کند!
گویا این کلمه یک کد از سوی ترامپ برای ضدانقلاب بود تا فضای جامعه جهانی را علیه ایران آشفته کند، اما رئیس جمهور آمریکا خوب میداند این موضوع مصداق بارز مداخله خارجی در امور داخلی یک کشور است که جدای از این که با قوانین بین المللی مغایرت دارد، موجب میشود جهان علیه این کشور موضع بگیرد؛ همچنین این اقدام برای آمریکا هم بهایی سنگینی دارد، چرا که قبل این کشور هزینه چنین کاری را بارها پرداخت کرده؛ اما مداخله خارجی چیست؟
مداخله نظامی چیست؟
مداخله خارجی به اقدام مستقیم یا غیرمستقیم یک دولت، ائتلافی از دولتها یا سازمانهای بینالمللی در امور داخلی یا خارجی یک کشور دیگر گفته میشود؛ اقدامی که با هدف تأثیرگذاری بر ساختار سیاسی، امنیتی، اقتصادی یا اجتماعی آن کشور انجام میگیرد؛ این مفهوم در روابط بینالملل جایگاه مهمی دارد و همواره میان اصل «حاکمیت ملی» و ادعاهای مربوط به «حفظ صلح، امنیت یا حقوق بشر» محل مناقشه بوده است.
از نظر تاریخی، مداخله خارجی اشکال گوناگونی دارد؛ در دوران استعمار کلاسیک، قدرتهایی مانند انگلیس و فرانسه با حضور نظامی و اداری مستقیم، سرزمینهای دیگر را کنترل میکردند.
در قرن بیستم و بهویژه در دوره جنگ سرد، مداخلهها بیشتر به شکل حمایت از دولتها یا گروههای سیاسی همسو، کودتاهای پنهان، جنگهای نیابتی و فشارهای اقتصادی ظاهر شد.
برای نمونه، رقابت میان آمریکا و شوروی باعث شد در بسیاری از کشورهای آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین شاهد مداخلات مستقیم یا غیرمستقیم باشیم.
مداخله خارجی را میتوان به چند نوع تقسیم کرد؛ اول مداخله نظامی که شامل اعزام نیرو، حملات هوایی یا اشغال سرزمین یک کشور دیگر است، دوم مداخله سیاسی که حمایت مالی یا رسانهای از احزاب، گروههای مخالف یا حتی دخالت در انتخابات یک کشور دیگر که این نوع مداخله معمولاً کمتر آشکار است، اما میتواند تأثیر عمیقی بر روندهای داخلی داشته باشد.
سومین مدل مداخله خارجی، مداخله اقتصادی است که شامل اعمال تحریمها، فشارهای مالی یا کنترل منابع حیاتی است و آخرین مدل هم مداخله بشردوستانه است، این مداخله زمانی رخ میدهد که جامعه بینالمللی با استناد به نقض گسترده حقوق بشر یا وقوع نسلکشی، وارد عمل میشود.
در حقوق بینالملل، اصل عدم مداخله یکی از اصول بنیادین منشور ملل متحد است که بر احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها تأکید دارد؛ با این حال، در عمل تفسیر این اصل همواره چالشبرانگیز بوده است.
برخی کشورها مداخله را برای حفظ امنیت بینالمللی یا مقابله با تهدیدهای فرامرزی توجیه میکنند، در حالی که منتقدان آن را نقض حاکمیت ملی و عاملی برای بیثباتی میدانند.
پیامدهای مداخله خارجی بسته به زمینه و شیوه اجرا متفاوت است، اما در کل، مداخله خارجی موجب طولانی شدن جنگهای داخلی، افزایش تنشهای قومی و تضعیف نهادهای دولتی شده است؛ بنابراین، مداخله خارجی مفهومی چندوجهی و بحثبرانگیز است که همواره در تقاطع اخلاق، حقوق و منافع سیاسی قرار دارد و ارزیابی آن نیازمند توجه به زمینه تاریخی، اهداف اعلامی و نتایج عملی آن است.
آمریکا، پرچمدار مداخلات خارجی
ایالات متحده که خود را قدرت بلامنازع و اول جهان میداند در سالهای گذشته در امور کشورهای بسیاری دخالت کرده پرچمدار انواع مداخلات در طول تاریخ است.
یکی از طولانیترین مداخلههای این کشور جنگ ویتنام بود که از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۵ طول کشید که به جنگ ویتنام معروف شد که به باتلاقی مرگبار برای دولت آمریکا از آن یاد میشود؛ اتفافا در این نبرد آمریکا شکست سنگینی را متحمل شد، اما طبق آمار بین ۴ تا ۵ میلیون نفر از مردم ویتنام و برخی کشورهای همسایه کشته شدند.
یک نمونه دیگر کودتای شیلی در سال ۱۹۷۳ بود که آمریکا با حمایت از مخالفان حکومت وقت این کشور باعث شد شیلی تا سال ۱۹۹۰ درگیر آشوب باشد و در جریان آن حدود ۳ هزار نفر کشته و ناپدید شدند و بیش از ۳۰ هزار نفر زندانی و شکنجه شدند.
در منطقه غرب آسیا هم آمریکا بارها دست به مداخله زده که بزرگترین آن که ۲۰ سال هم طول کشید و طولانیترین مداخله عصر حاضر شد؛ از افغانستان سخن میگوییم که بنا به گفته رئیس جمهور فعلی آمریکا ۷ تریلیون دلار بود و در آن بیش از ۱۷۰ هزار نفر کشته، حدود ۴ میلیون نفر در داخل افغانستان آواره و بیش از ۵ میلیون نفر هم از این کشور خارج شدند.
عراق هم یک هدف دیگر مداخلههای آمریکا بود، این کشور دوبار توسط واشنگتن هدف حمله و مداخله نظامی قرار گرفت و تحریم هم باعث موجب شد تا این همسایه غربی ایران دچار مشکلات عمدهای شود، در جریان مداخلات آمریکا بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار نفر کشته شدند.
لیبی هم نمونه دیگر مداخله آمریکا در امور سایر کشورهاست؛ لیبی بهصورت داوطلبانه در مقابل همه خواستههای آمریکا کوتاه آمد، برنامه هستهای خود را لغو و ارتباط خود با روسیه را به کمترین حد خود رساند، اما این رفتار معمر قذافی به ضرر خود او تمام شد، به طرزی که نه تنها حکومت را از دست داد؛ حتی نتوانست جان خود را حفظ کن.
پس از سقوط حکومت قذافی، لیبی به شدت دچار آشوب و بیثباتی شد.
با از بین رفتن ساختار قدرت مرکزی، فضا برای ظهور گروههای تروریستی از جمله داعش فراهم شد؛ گروههایی که با هدف تصاحب قدرت و بهرهبرداری از منابع طبیعی کشور، وارد میدان شدند.
اما بارزترین و روشنترین مداخله نظامی و به قول براندازانِ این روزها کمک خارجی آمریکا در سوریه رقم خورد؛ سوریهای که روزی آباد بود بعد از مداخله آمریکا جولانگاه انواع و اقسام گروههای تروریستی شد؛ از داعش و جبههالنصره گرفته تا جبهه تحریر شام و ارتش آزادیبخش که همین امروز هم تبعات آن باقی است و سرکرده جبههالنصره که روزی به بریدن سر شیعیان و تعداد آن افتخار میکرد،کت و شلوار پوشیده و کراوات زده و رئیس خودخوانده سوریه شده است.
ایران هدف مداخلات خارجی؛ پیش و پس از انقلاب
شاید جالب باشد که بدانید ایران هم از مداخلههای آمریکا در امان نبوده است؛ شاید تصور کنید که مداخلات واشنگتن در ایران فقط محدود به دوران پس از انقلاب است، اما این تصوری غلط است، یکی از اقدامات کشورهای خارجی در ایران کودتای ۱۹۵۳ علیه دولت مصدق بود که کشورهای آمریکا و انگلیس در ایران به راه انداختند؛ چرا که دولت مصدق سعی در ملی کردن صنعت نفت داشت و نتیجه آن سقوط دولت مصدق بود، از مداخله شوروی، آمریکا و انگلیس هم سخنی نمیگوییم چون همه آن را خواندهاید و در موردش خوب میدانید، همان مداخلهای که سران شوروی، انگلیس و آمریکا در تهران نشست برگزار کردند و شاه ایران با اصلا به حساب نیاوردند که حداقل در جریان برگزاری این نشست باشد، شرکت در آن پیشکش.
در اواخر قرن ۱۹ نیز کشورهای انگلیس و شوروی به بهانههای مختلف مخصوصا در زمان جنگهای جهانی اول و دوم با وجود اعلام بی طرفی ایران به کشورمان حمله کردند و آن را اشغال کردند.
این درست در زمان حکومتهای قاجار و پهلوی اول بود که یکی از آنها منجر به اخراج رضاخان شد که در آن زمان پادشاه ایران بود؛ حکومت انگلیس پیشتر در زمان ناصرالدین شاه قاجار با حمله نظامی هرات را از ایران جدا کرده بود.
مداخله در امور ایران در دوران پهلوی دوم هم ادامه دار بود، مخصوصا در زمینه امور سیاسی و اقتصادی، اما با پیروزی انقلاب در سال ۵۷ و قطع دست ایالات متحده از ایران شکل این مداخلات رنگ و بویی دیگر گرفت.
پس از پیروزی انقلاب و تسخیر لانه جاسوسی (سفارت آمریکا در ایران) دولت وقت آمریکا سعی کرد با یک مداخله نظامی افراد سفارت را از ایران خارج کند که این عملیات در صحرای طبس شکست خورد، البته آمریکاییها در ادامه این عملیات نظامی طرح کودتا برای نابودی انقلاب را داشتند که شکست خورد و بعد از آن هم طرح کودتای نقاب (پایگاه نوژه) طرح ریزی شد؛ کودتایی که به هدف نرسید؛ جنگ ۸ ساله ایران و عراق و حمله وحشیانه رژیم اسرائیل به ایران که به دفاع مقدس ۱۲ روزه معروف شد بارزترین مداخلات نظامی در امور ایران به حساب میآیند، آن هم با آمار بالایی از تلفانی مالی و انسانی.
با ثبات و قدرتگیری انقلاب اسلامی اما مدل مداخلههای آمریکا هم از مداخله نظامی و کودتا به مداخله مخفی و پنهان تغییر کرد، واشنگتن بعد از انقلاب بیش از ۴ هزار تحریم علیه ایران اسلامی در زمینههای مختلف، چون بهداشت و درمان وضع کرد تا شاید مردم ایران را خسته کند، از سوی دیگر با استخدام برخی افراد خودفروخته در سالهای مختلف مانند ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ سعی کرد ایران را ناامن کند؛ در نتیجه تمام مداخلات خارجی در ایران پیش و پس از انقلاب افراد زیادی کشته و شهید شدند و افراد زیادی آواره شدند.
نکته و مشترکی که در همه مداخلههای نظامی در هر نقطه جهان به چشم میخورد؛ جنگ داخلی، هرج و مرج از بین رفتن امنیت است، بخش ترسناک ماجرا آنجاست که شاید این هرج و مرج به راحتی از بین نرود و مهمان جامعه مورد مداخله بماند.
حامیان حمله نظامی آمریکا نمیدانند که یک حمله نظامی بدون خرابی زیرساختها و کشتهشدن غیرنظامیان نخواهد بود؛ ادعای ملیگرایی برای کسانی که خواهان حمله نظامی آمریکا به کشور هستند قطعا یک شوخی و طنز است که با ملیگرایی و وطندوستی زمین تا آسمان فاصله دارد.
تاریخ به وضوح نشان داده و ثابت کرده دشمنان همواره به دنبال نابودی و تجزیه ایران بوده و هستند، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب؛ در این میان چهرههای وطن فروشی مثل احسان کرمیها، علی کریمیها و برزو ارجمندها هم دقیقا در زمین دشمنان بازی میکنند، دشمنی به به موقع و در زمان معین به حساب این پیادهنظامها هم خواهد رسید.