نگاهی به شخصیت رضا پهلوی؛ این کودکِ ۶۳ ساله
محمدرضا پهلوی علیرغم تمامی محاسبات اشتباه در زندگی یک چیز را به خوبی فهمیده بود: ناتوانایی و بیارادگی پسرش.
به گزارش مشرق، محمدرضا پهلوی علی رغم تمامی محاسبات اشتباه در زندگی اش یک چیز را به خوبی فهمیده بود.
ناتوانایی پسرش برای اداره امور.
حمدمهدی سمیعی که در مقاطعی ریاست بانک مرکزی و ریاست سازمان برنامه و بودجه را به عهده داشت در خاطرات خود می نویسد: شاه خیلی راجع به پسرش صریح و بی رحمانه و علنی می گفت : «من اصلاً نمیدانم که این [ولیعهد] واقعاً میتواند و دلش میخواهد که سلطنت بکند یا نه؟
بنابراین ممکن است اصلاً آن شخصیت و اراده را نداشته باشد برای این کار.
بنابراین باید یک امکانات و سازمانهایی وجود داشته باشد در مملکت که جانشینی به طور اتوماتیک و آرام انجام بگیرد.»
این تردید شاه به حدی بود که بعد از مرگ او هم مسئله جانشینی یکی از موضوعات مناقشه برانگیز در میان وابستگان شاه شده بود.
آنان تردید محمد رضا را می دانستند و معتقد بودند شاه هیچ وصیت نامه ای ندارد.
احمدعلی مسعودانصاری که از نزدیکان و حلقه اول دربار بود، چنین نظری داشت.
او در خاطراتش می نویسد: « هوشنگ انصاری به من گفت وقتی به قاهره رسیدم بپرسم که آیا شاه درمورد مسائل سیاسی و آینده ایران و ولیعهد وصیتی هم کرده است یا نه؟
من وقتی به قاهره رسیدم مترصد بودم که ببینم وصیت نامهای در کار هست یا نه و عجبا که فهمیدم وصیت نامهای در کار نیست و به همین علت هم فرح دست به کار شده بود که متنی به نام وصیت نامه سیاسی شاه تهیه شود و مأموریت و انجام کار را به عهده دکتر [هوشنگ]منتصری سپرده بودند و جواد معینزاده و چند نفر دیگر هم همکاری میکردند و دست اندرکار بودند و حاصل کار آنها هم همان متنی است که امروز بهعنوان وصیتنامه سیاسی شاه معروف شده و البته بعد از مرگ او و به وسیله اشخاص یاد شده تهیه گردیده است.
این متن که بیشتر احساساتی و عاطفی است تا سیاسی، فاقد رهنمودهایی است که معمولاً وصیتنامه یک رهبر سیاسی را از وصیتنامه دیگران متمایز میکند و در آن تنها به مسئله جانشینی ولیعهد اشاره شده است والّا از چه باید کردها و توصیههای سیاسی سخنی به میان نمیآید.»
در هر صورت و فارغ از صحت و سقم وصیت نامه شاه، رضا پهلوی ۲۰ ساله در ۹ آبان ۱۳۵۹ مقابل دوربین قرار گرفت و برای سلطنت سوگند یاد کرد.
او در ۹ آبان ۱۳۳۹ و در ۴۳ سالگی محمدرضا به دنیا آمد.
شاه برای داشتن فرزند پسر سه همسر تغییر داد.
هنوز چند روزی از تولد رضا نگذشته بود که در چهاردهم آبان، محمدرضا پهلوی فرمانی صادر کرد که یک روز بعد در جلسه فوق العاده مجلس سنا و در حضور سران مملکتی خوانده شد.
شاه در این فرمان، فرزند پنج روزه اش را به عنوان ولیعهد ایران معرفی کرد.
او نوشت: «کلیه خاندان، و علمای اعلام و هیئتهای دولت و نمایندگان مجلسین سنا و شورای ملی و استانداران، و فرمانداران استانها و شهرستانها و عموم فرماندهان نیروهای مسلح زمینی، هوایی، دریایی ارتش و ژاندارمری و شهربانی کل کشور ایران و تمام طبقات کشور و قاطبه ملت بزرگ ایران وظایف مقرره و احترامات لازمه را درباره والاحضرت شاهپور رضا پهلوی ولیعهد کشور ایران به جا آورند.».
رضا پهلوی در محیطی کاملاً محافظتشده و جدا از مردم عادی پرورش یافت.
یک پرستار فرانسوی او را بزرگ کرد و در مدرسهای اختصاصی در داخل کاخ سلطنتی تحصیل کرد.
در سال ۱۹۷۸ و در سن ۱۷ سالگی، ایران را برای آموزش خلبانی به مقصد پایگاه نیروی هوایی ریس در تگزاس ترک کرد و چند ماه بعد که انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) پیروز شد، رژیم پهلوی برای همیشه از ایران رفت.
این پایان حضور او در ایران بود.
رضا پهلوی بعد از مدتی سرگردانی در کشورهای مختلف سرانجام در حومه واشنگتن دیسی ساکن شد.او بارها در دانشگاه های مختلف پذیرش گرفت و به گفته دفترش بالاخره موفق شد بعد از تعویض چند دانشگاه لیسانس خود را بگیرد.
محمد رضا خوب پسرش را شناخته بود که در توانایی های او به عنوان جایگزین شک داشت.
در تمام این سالها نه حزب سیاسی ساخت، نه سازمان منسجم ایجاد کرد و نه توانست میان طیفهای متکثر مخالف جمهوری اسلامی اجماع پایدار ایجاد کند.
تا چند سال اخیر هم حضور سیاسیاش بیشتر در قالب مصاحبههای رسانهای خلاصه میشد تا اکت میدانی.
پدرش در زمان خروج از کشور، علاوه بر ۳۵ میلیارد دلار دارایی نقدی، فهرستی از اشیای قیمتی و جواهرات را هم همراه خود برده بود.
۳۸۴ چمدان حاوی جواهرات، دو تاج مزین به حدود پنج هزار قطعه الماس، ۵۰ قطعه زمرد و بیش از ۳۶۰ عدد مروارید بوده از جمله اموالی است که او با خود برده و تمام این ۴۷ سال خاندان پهلوی از آن ارتزاق می کنند و به همین دلیل است که رضا سالها از پاسخ به این پرسش ساده در محافل خبری طفره میرفت که در چهل سال اخیر منبع درآمدش از کجا تأمین میشود، و شغلش چیست؟
سرانجام او در سال ۱۳۹۱ در مصاحبهای با رادیو فردا اعتراف کرد که برای تأمین معاش خانواده خود از مادرش کمک میگیرد و در مصاحبه دیگری هم در مورد شغل خود گفت: «درواقع شغل من در این سالها، مبارزه سیاسی بوده است!
مبارزه سیاسی درآمدی ندارد.
من خوشبختانه با کمک خانوادهام تا به حال توانستهام زندگیام را بگذرانم.
هزینههای من و خانوادهام را هم میهنان و مادرم میدهند تا بتوانم همه انرژی خود را صرف فعالیت سیاسی کنم.»
او تا قبل از تحرکات چند سال اخیر، هیچ فعالیت سیاسی مشخصی نداشت اما به محض پا گذاشتن در عرصه سیاست خصیصه مهمی در شخصیتش پدیدار شد.
خصلتی که از پدر و پدر بزرگش به ارث برده بود.
وابستگی به قدرتهای خارجی.
نماد عینی این مسیر در سالهای اخیر سفرش به اسرائیل، دعاخوانی بر دیوار ندبه و دیدار او با بنیامین نتانیاهو در اواخر فروردین ۱۴۰۲ بود.
دیداری که تصویری از تحقیر، نابرابری و فقدان شأن سیاسی را به نمایش گذاشت.
تا جایی که حتی زبان بدن او در تصاویر منتشرشده، بیانگر موقعیت التماسی این رابطه بود.
او در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ در آمریکا هم از سیاست فشار حداکثری علیه ایران استقبال کرد و در مقاطعی خواستار تشدید فشارهای بینالمللی و دخالت نظامی علیه ایران شد.
شاید یکی از عجیبترین بخشهای زندگی رضا پهلوی، بیگانگی فرزندان او از فرهنگ و زبان ایران باشد.
رضا پهلوی سه دختر به نامهای نور، ایمان و فرح دارد .
نکته قابل تأمل اینکه این سه دختر که عنوان «ولیعهدی» به ترتیب به آنها رسیده است، زبان فارسی را نمی دانند.
رضا پهلوی به اندازه ای تصور پادشاهی و بازگشت به ایران از ذهنش دور بود که حتی به فرزندان خود فارسی نیاموخت.
بررسی اظهارنظرهای جدید رضا پهلوی نشان میدهد که او دچار خودبزرگبینی و توهم محبوبیت است.
او سالها از این حجم در مرکز بودن دور بوده و حالا در سخنان خود دائماً بر کلمه «من» تأکید میکند و مدعی است که «مردم او را صدا میزنند» و «مردم او را میخواهند».
با این حال تحلیل کارشناسان مستقل چیز دیگری میگوید.
معاون اجرایی موسسه کوئینسی، در این باره معتقد است که پهلوی فاقد پایگاه اجتماعی است و تلاشهای او صرفاً برای جلب حمایت خارجی و روی کار آمدن «از بالا» است، نه یک جنبش مردمی.
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد مسائل ایران هم معتقد است فریاد نام «پهلوی» در برخی اعتراضات صرفاً به دلیل نبود نامهای دیگر است.
بعضی دیگر از کارشناسان هم بر این باورند که بخشی از برجستهشدن دوباره نام او حاصل دوپینگ رسانهای در خارج از کشور با حمایت اسرائیل است.