چه کسی جلوی بازگشت تماشاچیان به فوتبال را گرفته؟
بعد از اتفاقات 18 و 19 دی در کشور بنا بر دستورات مقامات امنیتی حضور تماشاچیان در بازی های لیگ ممنوع شد.
بعد از اتفاقات 18 و 19 دی در کشور بنا بر دستورات مقامات امنیتی حضور تماشاچیان در بازی های لیگ ممنوع شد.
کد خبر: 761380 | ۱۴۰۴/۱۱/۲۷ ۱۲:۵۵:۲۰
فوتبال در تمام دنیا با تپش قلب هوادارانش زنده است.
ورزشگاهی که در آن صدای فریاد تشویق و حتی اعتراض شنیده نشود فرقی با یک زمین تمرینی سوت و کور ندارد.
درست مثل استادیومهای ایران در این روزها.
به گزارش روزنامه «اعتماد»، مدتی است که لیگ برتر فوتبال ایران با پدیدهای دستوپنج نرم میکند که روح رقابت را از آن گرفته است.
صندلیهای خالی و سکوت مرگباری که بر فضای مسابقات حاکم شده است دل هر فوتبالدوستی را به درد میآورد.
بعد از اتفاقات 18 و 19 دی در کشور بنا بر دستورات مقامات امنیتی حضور تماشاچیان در بازیهای لیگ ممنوع شد.
در این بین یکی،دوبازی با حضور حداقلی هواداران برگزار شد اما ممنوعیت کلی حضور هواداران پابرجا ماند.
حال در شرایطی که 40 روز از آن اتفاقات میگذرد و شرایط کشور دست کم در ظاهر آرام شده گویا هنوز تصمیم خاصی برای باز شدن در ورزشگاهها به روی هواداران گرفته نشده است.
سابقه نهادهای غیر فوتبالی در برخورد با مقوله «هواداران» در فوتبال نشان داده که این گروهها تمایل چندانی به حضور هواداران در استادیومها ندارند و هر اتفاقی که در کشور میافتد بلافاصله حضور هواداران را محدود میکنند.
در تمام سالهای گذشته بارها چنین اتفاقی رخ داده است.
نکته دردناک اینجاست که دستور بدون تماشاگر شدن بازیها در یک آن صادر میشود اما لغو این دستور مدتهای زیادی به طول میانجامد.
این وضعیت نهتنها جذابیتهای بصری و هیجانی مسابقات را از بین برده بلکه ضربهای مهلک به روحیه تیمها و انگیزه بازیکنان وارد کرده است.
وقتی بازیکنان در تونل ورزشگاه قدم به میدان میگذارند و با سکوهای سیمانی و خالی روبهرو میشوند گویی بخشی از هویت حرفهای خود را در رختکن جا گذاشتهاند.
در غیاب هواداران، بازیها به مسابقاتی بیروح و مکانیکی تبدیل شدهاند که در آن دیگر خبری از بازگشتهای حماسی در دقایق پایانی یا فشار خردکننده روی تیم حریف نیست.
در این میان مربیان بسیاری لب به اعتراض گشودهاند و معتقدند که تیمهایشان در این فضای سرد تمرکز و شور لازم برای ارایه یک بازی باکیفیت را ندارند.
لیگ برتر که زمانی ویترین هیجان در ورزش کشور بود اکنون به مجموعهای از بازیهای دوستانه و کسلکننده شباهت پیدا کرده که حتی تماشای تلویزیونی آن هم لذت سابق را ندارد.
در این بین سخنان مسوولان ارشد ورزش کشور بارقههایی از امید ایجاد کرد اما در مقام عمل تغییری حاصل نشد.
وزیر ورزش و جوانان با درک عمیق از این بحران بر اهمیت بازگشت نشاط به جامعه تأکید کرده است.
او چند روز قبل در مصاحبهای با اشاره به ضرورت ایجاد فضای شاداب اعلام کرد: این موضوع را با رییسجمهور و اعضای هیات دولت نیز در میان گذاشتم.
کشور امروز بیش از هر زمان دیگری به نشاط و سرزندگی نیاز دارد و فوتبال میتواند نقش مهمی در ایجاد این فضا ایفا کند.
این اظهارات نشاندهنده این واقعیت است که دولت نیز به نقش استراتژیک فوتبال در سلامت روان جامعه پی برده است.
با این حال، علیرغم درخواست صریح وزیر برای طرح موضوع در شورای تأمین و فراهم شدن امکان بازگشت تدریجی هواداران درهای ورزشگاهها همچنان به روی صاحبان اصلیاش بسته مانده است.
بسیاری از ناظران نگران هستند این وضعیت تا پایان امسال پابرجا بماند و دستاندرکان تصمیم بگیرند همهچیز را به سال بعد موکول کنند.
روز شنبه دیدار گلگهر سیرجان و پرسپولیس در سیرجان بدون تماشاگر برگزار شد.
حتی دیداری که گفته میشد تنها با حضور زنان برگزار خواهد شد و برای آن بلیتفروشی هم صورت گرفته بود در لحظات آخر بدون تماشاچی شد.
باشگاه خیبر خرمآباد طی روز شنبه از آغاز بلیتفروشی دیدار مقابل ملوان انزلی و برگزاری مسابقه با حضور زنان خبر داده بود اما در فاصله چند ساعت مانده به شروع بازی تصمیم جدیدی درباره این مسابقه گرفته شد.
رسانه رسمی باشگاه خیبر اعلام کرد بنا بر اعلام مسوولان مربوطه، مسابقه دو تیم خیبر خرمآباد و ملوان انزلی بدون حضور تماشاگران برگزار خواهد شد و هیچ هواداری امکان حضور در ورزشگاه را نخواهد داشت.
این تناقض میان تأکید بر نشاط اجتماعی و تداوم محدودیتها هواداران را دچار سردرگمی و ناامیدی کرده است.
چرا در حالی که عالیترین مقام ورزش کشور از لزوم حضور تماشاگران سخن میگوید سازوکارهای اجرایی در شهرهای مختلف همچنان مانع از تحقق این امر میشوند؟
چطور یک باشگاه دستور فروش بلیت را دریافت میکند اما بعد از بلیتفروشی ناگهان همهچیز به هم میریزد؟
ادامه این روند، فوتبال ایران را به سمت یک رکود فرسایشی میبرد و حتی اسپانسرها تمایل کمتری به سرمایهگذاری در یک لیگ بیروح نشان میدهند و از همه مهمتر نسل جوان پیوند عاطفی خود را با تیمهای داخلی از دست میدهد.
اگر قرار است فوتبال دوباره به آغوش جامعه بازگردد و نقش خود را به عنوان موتور محرک نشاط ملی ایفا کند باید از مرحله شعار و نامهنگاری عبور کرد.
بازگشت هواداران به ورزشگاهها نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت حیاتی برای نجات لیگی است که نفسهایش به شماره افتاده است.