احضار کهنالگوها برای روایت قصه امروز؛ دیوی که به انسان تبدیل شد!
سیروس کهورینژاد کارگردان نمایش «چهل گیس» درباره شیوه همکاری با محمد چرمشیر توضیح داد در این نمایش برخلاف عمده آثار دیالوگ محور محمد چرمشیر به سراغ خلق تصاویر رفتیم.
سیروس کهورینژاد کارگردان نمایش «چهل گیس» که این شبها در مجموعه تئاترشهر روی صحنه است، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره شکلگیری ایده و داستان این اثر نمایشی توضیح داد: ماجرا از دل یک روایت کهن میآید؛ روایتی که در فرهنگ ما، در شاهنامه و در باورهای عامیانه حضور دارد.
داستان به نوعی به نسبت میان دنیای انسانها و دنیای دیوان بازمیگردد؛ جهانی که شاید امروز خیلیها باورش نداشته باشند اما در لایههای عمیق فرهنگی ما حضور پررنگی دارد.
در این روایت، دیوها که در واقع میتوان آنها را معادل اجنه در فرهنگ عامه دانست، در کنار انسانها زیست میکنند و نوعی چرخش و جابهجایی میان این ۲ جهان اتفاق میافتد.
وی ادامه داد: در بطن این داستان، با ماجرای ازدواج دیو و چهلگیس مواجه هستیم.
این پیوند قرار است نظمی تازه ایجاد کند اما در جریان آن، سر دیو بریده میشود و دیو به انسان تبدیل میشود.
این دگردیسی، هسته اصلی روایت ما را شکل میدهد.
اما قصه نمایش در همین نقطه متوقف نمیشود.
در روایت ما، «چهلگیس» ناپدید شده و گفته میشود که او به جنگل رفته و دیگر بازنگشته است.
این غیبت، تعادل جهان را بر هم میزند و آشوبی پنهان در دل روایت شکل میگیرد.
کهورینژاد با اشاره به خط اصلی داستان گفت: برای بازگرداندن این تعادل، شخصیتی به نام صفورا را از جنوب کشور میآورند تا او را به جای چهلگیس جا بزنند؛ به این امید که تبوتاب و آشوبی که دیو میتواند در نبود چهلگیس ایجاد کند، فروکش کند.
اما این جایگزینی ساده نیست.
صفورا خود درگیر مناسبات عاطفی پیچیدهای است.
شخصیتی به نام جمعه که عاشق صفورا است، وارد ماجرا میشود و همین حضور، درام را تشدید میکند و لحظات تراژیک نمایش را شکل میدهد.
جمعه مانع ازدواج صفورای دزدیدهشده با دیو میشود و از همینجا، تنشهای اصلی روایت شکل میگیرند.
این کارگردان تئاتر در ادامه، درباره فرم اجرایی نمایش و نسبت آن با متن توضیح داد: متن این اثر را محمد چرمشیر نوشته است.
بهطور کلی، متون آقای چرمشیر معمولاً مخاطب را از مسیر زبان و گفتگو درگیر میکنند اما در این کار، ما به سمت مسیری دیگر رفتیم.
متنی که برای «چهل گیس» نوشته شد، برخلاف تصور رایج، متنی تصویری است؛ متنی که بر اساس تصویر نوشته شده و در آن، تصویر و کنش جایگزین دیالوگ میشود.
در واقع یک حرکت، میتواند جای یک جمله را بگیرد.
وی افزود: این رویکرد، حاصل یک همکاری طولانیمدت میان من و آقای چرمشیر است.
ما از دهه ۷۰ تجربههایی را با هم آغاز کردیم تا به تدریج دیالوگ را کمرنگ کنیم و تصویر را جایگزین آن کنیم.
دلیلش هم روشن است؛ وقتی تصویر جای زبان را میگیرد، تماشاگر با یک تصویر خالص مواجه میشود، نه با تصویری که از فیلتر واژهها عبور کرده باشد.
در این وضعیت، مخاطب خودش میتواند معنا بسازد، بدون آنکه زبان او را به سمتی خاص هدایت کند.
کهورینژاد با اشاره به نگاه فلسفی خود به زبان و تصویر عنوان کرد: هرکدام از ما یک فهرست واژگانی محدود داریم و همین محدودیت، ناخواسته ذهن مخاطب را به سمتی خاص هدایت میکند.
اما تصویر این امکان را میدهد که مخاطب، بدون واسطه زبان، با اثر مواجه شود.
به همین دلیل است که ما به نوعی به الکن بودن زبان رسیدهایم؛ نه به معنای ناتوانی، بلکه به معنای عبور آگاهانه از زبان برای رسیدن به تصویر.
در این نمایش، آقای چرمشیر بیشتر تصویر نوشته و من همان تصاویر را روی صحنه اجرا کردهام.
تماشاگر هم با دیدن این تصاویر، شروع به ساختن داستان خودش میکند.
وی درباره فضای آئینی کار نیز توضیح داد: به نظر من، این فرم اجرایی به سمت آئین حرکت میکند.
من این تصاویر را به ناخودآگاه جمعی و آئین های جنوب ارجاع دادهام.
شاید ساختار اثر، رگههایی از آئین های جنوبی داشته باشد، اما مهمتر از آن، کهنالگوهایی است که در ناخودآگاه تاریخی ما وجود دارد.
وقتی این نشانهها در کنار هم قرار میگیرند، معنای تازهای میسازند.
ترکیب رنگها، کنشها و نشانهها مثل یک نقاشی در ذهن تماشاگر شکل میگیرد و نوعی آشناییزدایی و سپس آشناییسازی رخ میدهد.
ما گذشته و کهنالگوها را احضار میکنیم تا قصه امروزمان را بسازیم.
این کارگردان در بخش پایانی گفتگو، درباره چالشهای تولید تئاتر گفت: تئاتر امروز، تئاتری زخمخورده است؛ زخمهایی عمیق که هم ریشه اقتصادی دارند و هم فرهنگی.
از یکسو، افرادی وارد حوزه اقتصاد تئاتر شدهاند که دغدغه هنر ندارند و فقط به سود فکر میکنند و از سوی دیگر، زخمهای فرهنگی باعث شده اعتماد عمومی به هنر کمرنگ شود.
وقتی این اعتماد از بین میرود، انتظارات از هنرمند بیشتر و فشارها سنگینتر میشود.
کهورینژاد تأکید کرد: هنرمند امروز، چه بازیگر باشد چه کارگردان یا طراح صحنه، گاهی حتی امکان سادهترین تبلیغ برای اثرش را هم ندارد.
در چنین شرایطی، مجبور است از جیب خرج کند و با مشکلات مالی جدی کنار بیاید.
ما برای این نمایش، ۲ ماه تمرین کردیم و هزینههای زیادی متحمل شدیم.
اگر اجرا نمیرفتیم، تمام این زحمات و هزینهها از بین میرفت.
خود من شخصاً از بخشهای دیگر زندگیام زدم تا این کار روی صحنه برود.
سختیهایی که شاید هیچوقت بهطور کامل گفته نشوند، اما واقعیت تولید تئاتر امروز هستند.
نمایش «چهل گیس» به نویسندگی محمد چرمشیر و کارگردانی سیروس کهورینژاد از ۱۶ بهمن تا ۱۵ اسفند در تالار چهارسوی مجموعه تئاترشهر به صحنه رفته است.
سیروس کهورینژاد، مهلقا مینوش، حمید رمضانی، زهره محمودی، هیوا پورشفیقی، محدثه امیریان، سید محمدحسین صالحی، رضا بهنامی، نگار شهبازی، نیلوفر زمانی، بهنام زرستونیا، مریم بابائی، مرضیه دهقانپور، باریتا حاجیپناه، سیمین زاهدنمازی، صحیفه رنگرز، صبا حسنپور، راضیه اسماعیلی، نرگس درخواه، محمد ترابی کنجین و محمدمهدی نهتانی گروه بازیگران این نمایش را تشکیل میدهند.