خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

یکشنبه، 26 بهمن 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

اثر سیاست‌های پولی بانک مرکزی بر کنترل تورم

اعتماد | همه | یکشنبه، 26 بهمن 1404 - 21:41
تورم یکی از مهم‌ترین چالش‌های اقتصاد کلان در اغلب کشورهاست و تقریباً هیچ جامعه‌ای را نمی‌توان یافت که در دوره‌ای از تاریخ اقتصادی خود با آن روبه‌رو نشده باشد. افزایش مداوم سطح عمومی قیمت‌ها قدرت خرید خانوارها را کاهش می‌دهد.
پولي،تورم،مركزي،بانك،سياست،افزايش،كنترل،اقتصادي،پول،مالي،زما ...

کد خبر: 761275 | ۱۴۰۴/۱۱/۲۶ ۲۱:۳۴:۳۹
زهرا تجویدی- تورم یکی از مهم‌ترین چالش‌های اقتصاد کلان در اغلب کشورهاست و تقریباً هیچ جامعه‌ای را نمی‌توان یافت که در دوره‌ای از تاریخ اقتصادی خود با آن روبه‌رو نشده باشد.
افزایش مداوم سطح عمومی قیمت‌ها نه‌تنها قدرت خرید خانوارها را کاهش می‌دهد، بلکه ناامنی را در فضای کسب‌وکار گسترش می‌دهد، تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران را مختل می‌کند و در نهایت می‌تواند رشد اقتصادی را تضعیف کند.
در چنین شرایطی نقش بانک مرکزی به‌عنوان نهاد متولی سیاست پولی برجسته می‌شود.
بانک مرکزی با در اختیار داشتن ابزارهایی مشخص تلاش می‌کند جریان پول و اعتبار را به‌گونه‌ای مدیریت کند که تورم مهار شود و ثبات نسبی در اقتصاد برقرار بماند.
تورم و جایگاه آن در اقتصاد
تورم به زبان ساده به معنای افزایش مستمر و فراگیر قیمت کالاها و خدمات در یک اقتصاد است.
آنچه تورم را از افزایش مقطعی قیمت‌ها متمایز می‌کند، تداوم و گستردگی آن است.
وقتی تورم بالا می‌رود، واحد پول ملی بخشی از ارزش خود را از دست می‌دهد و مردم برای خرید همان سبد کالا و خدمات گذشته باید پول بیشتری بپردازند.
این پدیده می‌تواند ناشی از عوامل مختلفی باشد؛ از رشد سریع نقدینگی و کسری بودجه دولت گرفته تا شوک‌های عرضه، افزایش هزینه‌های تولید و انتظارات تورمی.
در میان این عوامل، سیاست‌های پولی جایگاه ویژه‌ای دارند، زیرا مستقیماً با حجم پول و هزینه تأمین مالی در ارتباط‌اند.
بانک مرکزی به‌عنوان متولی سیاست پولی
بانک مرکزی نهادی است که مسئولیت اصلی آن حفظ ثبات پولی و مالی در کشور است.
اگرچه در برخی کشورها وظایف دیگری مانند حمایت از رشد اقتصادی یا اشتغال نیز برای بانک مرکزی تعریف شده، اما کنترل تورم تقریباً در همه نظام‌های پولی یکی از اهداف محوری به‌شمار می‌رود.
استقلال نسبی بانک مرکزی از دولت، شفافیت در تصمیم‌گیری و پاسخگویی در برابر افکار عمومی از عواملی هستند که می‌توانند اثربخشی سیاست‌های پولی را افزایش دهند.
زمانی که بانک مرکزی بتواند بدون فشارهای کوتاه‌مدت سیاسی تصمیم بگیرد، احتمال موفقیت در مهار تورم بیشتر می‌شود.
سیاست پولی چیست و چگونه عمل می‌کند
سیاست پولی مجموعه اقداماتی است که بانک مرکزی برای مدیریت عرضه پول و شرایط اعتباری انجام می‌دهد.
این سیاست‌ها معمولاً در دو دسته انبساطی و انقباضی قرار می‌گیرند.
در دوره‌هایی که اقتصاد با رکود و بیکاری بالا مواجه است، بانک مرکزی ممکن است سیاست پولی انبساطی را در پیش بگیرد تا با افزایش نقدینگی و کاهش هزینه وام‌گیری، تقاضا را تحریک کند.
در مقابل، زمانی که تورم بالا می‌رود، سیاست پولی انقباضی به کار گرفته می‌شود تا از سرعت رشد قیمت‌ها کاسته شود.
نکته مهم این است که اثر سیاست پولی فوری نیست و معمولاً با وقفه زمانی بر اقتصاد ظاهر می‌شود.
بانک‌های مرکزی برای اجرای سیاست پولی از ابزارهای مختلفی استفاده می‌کنند.
نرخ بهره یکی از شناخته‌شده‌ترین این ابزارهاست.
با افزایش نرخ بهره، هزینه وام‌گیری برای بانک‌ها، بنگاه‌ها و خانوارها بالا می‌رود و تمایل به مصرف و سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد.
این کاهش تقاضا می‌تواند فشارهای تورمی را تعدیل کند.
ابزار دیگر عملیات بازار باز است که از طریق خرید و فروش اوراق بدهی دولتی انجام می‌شود.
بانک مرکزی با فروش اوراق، نقدینگی را از بازار جمع می‌کند و با خرید اوراق، به بازار پول تزریق می‌کند.
نسبت سپرده قانونی نیز ابزاری است که از طریق آن بانک مرکزی مشخص می‌کند بانک‌ها چه بخشی از سپرده‌های خود را باید نزد بانک مرکزی نگه دارند.
افزایش این نسبت قدرت وام‌دهی بانک‌ها را محدود می‌کند و به مهار تورم کمک می‌کند.
نقش نرخ بهره در کنترل تورم
نرخ بهره به‌عنوان قیمت پول شناخته می‌شود و تغییر آن پیام‌های مهمی به فعالان اقتصادی ارسال می‌کند.
زمانی که بانک مرکزی نرخ بهره را افزایش می‌دهد، در واقع اعلام می‌کند که قصد دارد سرعت گردش پول را کاهش دهد.
بنگاه‌ها در چنین شرایطی پروژه‌های سرمایه‌گذاری خود را با دقت بیشتری انتخاب می‌کنند و خانوارها نیز ممکن است بخشی از مصرف خود را به تعویق بیندازند.
این رفتارها در مجموع به کاهش تقاضای کل منجر می‌شود.
کاهش تقاضا، به‌ویژه در شرایطی که تورم ناشی از فشار تقاضاست، می‌تواند رشد قیمت‌ها را مهار کند.
البته اگر تورم بیشتر ریشه در مشکلات عرضه داشته باشد، افزایش نرخ بهره به‌تنهایی کافی نخواهد بود.
کنترل نقدینگی و اهمیت آن
یکی از کانال‌های اصلی اثرگذاری سیاست پولی بر تورم، کنترل نقدینگی است.
رشد سریع نقدینگی بدون پشتوانه تولیدی، معمولاً به افزایش تورم منجر می‌شود.
بانک مرکزی با مدیریت پایه پولی و نظارت بر عملکرد شبکه بانکی تلاش می‌کند رشد نقدینگی را در سطحی متناسب با رشد اقتصادی نگه دارد.
این کار نیازمند هماهنگی با سیاست مالی دولت نیز هست، زیرا کسری بودجه‌های بزرگ که از طریق منابع بانک مرکزی تأمین می‌شوند، می‌توانند تلاش‌های پولی برای کنترل تورم را خنثی کنند.
تورم تنها یک پدیده عینی نیست، بلکه تا حد زیادی به انتظارات مردم و فعالان اقتصادی نیز وابسته است.
اگر جامعه انتظار داشته باشد که قیمت‌ها در آینده افزایش یابد، رفتارهای امروز خود را بر اساس این انتظار تنظیم می‌کند.
کارگران خواهان دستمزد بالاتر می‌شوند، بنگاه‌ها قیمت‌ها را پیشاپیش افزایش می‌دهند و مصرف‌کنندگان خریدهای خود را جلو می‌اندازند.
این چرخه می‌تواند خود به عاملی برای تداوم تورم تبدیل شود.
سیاست پولی زمانی موفق خواهد بود که بتواند انتظارات تورمی را مهار کند.
اعلام شفاف اهداف تورمی و پایبندی عملی بانک مرکزی به آن اهداف نقش مهمی در این زمینه دارد.
اعتماد عمومی سرمایه‌ای نامرئی اما بسیار ارزشمند برای بانک مرکزی است.
اگر مردم و بازارها به این باور برسند که بانک مرکزی در کنترل تورم جدی و توانمند است، اثر سیاست‌های پولی تقویت می‌شود.
در چنین فضایی حتی اقدامات محدود نیز می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای داشته باشد.
برعکس، اگر اعتماد عمومی تضعیف شود، بانک مرکزی ناچار است از ابزارهای سخت‌گیرانه‌تری استفاده کند که ممکن است هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی بالاتری به همراه داشته باشد.
شفافیت در اطلاع‌رسانی و پرهیز از تصمیم‌های ناگهانی از عوامل تقویت‌کننده اعتماد عمومی هستند.
تعامل سیاست پولی و سیاست مالی
کنترل تورم صرفاً وظیفه بانک مرکزی نیست و بدون همراهی سیاست مالی دولت به نتیجه مطلوب نمی‌رسد.
زمانی که دولت با کسری بودجه مزمن روبه‌روست و آن را از طریق استقراض از سیستم بانکی یا بانک مرکزی جبران می‌کند، فشار تورمی افزایش می‌یابد.
در چنین شرایطی حتی سیاست پولی انقباضی نیز ممکن است اثرگذاری محدودی داشته باشد.
هماهنگی میان سیاست پولی و مالی به این معناست که دولت در تنظیم بودجه و هزینه‌های خود به اهداف ثبات قیمتی توجه کند و بانک مرکزی نیز بتواند سیاست‌های خود را با اطمینان بیشتری اجرا کند.
اگرچه سیاست پولی ابزار قدرتمندی برای کنترل تورم است، اما محدودیت‌هایی نیز دارد.
یکی از این محدودیت‌ها وقفه زمانی اثرگذاری است.
تصمیمی که امروز گرفته می‌شود، ممکن است چند ماه بعد بر سطح قیمت‌ها اثر بگذارد.
همچنین در اقتصادهایی که با مشکلات ساختاری مانند ناکارآمدی بازارها، ضعف تولید یا شوک‌های خارجی مواجه‌اند، سیاست پولی به‌تنهایی قادر به حل مسئله تورم نیست.
در چنین شرایطی اصلاحات ساختاری و سیاست‌های مکمل اهمیت پیدا می‌کنند.
در اقتصادهای باز، بخشی از تورم می‌تواند از خارج مرزها وارد شود.
افزایش قیمت کالاهای وارداتی، تغییرات نرخ ارز یا تحولات بازارهای جهانی می‌تواند به تورم داخلی دامن بزند.
سیاست پولی در مواجهه با تورم وارداتی با چالش‌های خاصی روبه‌روست.
افزایش نرخ بهره ممکن است به تقویت پول ملی کمک کند و از فشار تورمی بکاهد، اما هم‌زمان می‌تواند بر رشد اقتصادی اثر منفی بگذارد.
مدیریت این توازن ظریف یکی از دشوارترین وظایف بانک مرکزی است.
نقش نظام بانکی در انتقال سیاست پولی
بانک‌ها واسطه اصلی انتقال سیاست پولی به اقتصاد واقعی هستند.
زمانی که بانک مرکزی نرخ‌ها یا مقررات خود را تغییر می‌دهد، این تغییرات از طریق شبکه بانکی به بنگاه‌ها و خانوارها منتقل می‌شود.
اگر نظام بانکی سالم، شفاف و کارآمد باشد، این انتقال به‌خوبی انجام می‌شود.
اما در صورت وجود مشکلاتی مانند مطالبات معوق بالا یا ضعف سرمایه بانک‌ها، اثر سیاست پولی تضعیف می‌شود.
بنابراین اصلاح و تقویت نظام بانکی شرط مهم موفقیت در کنترل تورم است.
نگاهی به تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که کنترل تورم نیازمند ترکیبی از سیاست‌های منسجم، استقلال نهادی و انضباط مالی است.
کشورهایی که توانسته‌اند تورم‌های بالا را مهار کنند، معمولاً بر شفافیت اهداف پولی، ارتباط مؤثر با جامعه و پایبندی به قواعد تأکید داشته‌اند.
در مقابل، بی‌ثباتی سیاستی و تغییر مداوم رویکردها اغلب به تشدید تورم انجامیده است.
این تجربه‌ها نشان می‌دهد که سیاست پولی موفق بیش از آنکه به اقدامات مقطعی متکی باشد، نیازمند چارچوبی پایدار و قابل پیش‌بینی است.
چالش‌های پیش‌روی بانک‌های مرکزی در عصر جدید
تحولات فناوری، گسترش بازارهای مالی و افزایش سرعت جریان اطلاعات، محیط فعالیت بانک‌های مرکزی را پیچیده‌تر کرده است.
از یک سو ابزارهای جدیدی برای تحلیل داده‌ها و پیش‌بینی تورم در دسترس قرار گرفته و از سوی دیگر واکنش بازارها به تصمیم‌های پولی سریع‌تر و گاه شدیدتر شده است.
بانک‌های مرکزی ناچارند در چنین فضایی با دقت و احتیاط بیشتری عمل کنند تا ضمن حفظ ثبات قیمتی، از ایجاد شوک‌های ناخواسته جلوگیری کنند.
اثر سیاست‌های پولی بانک مرکزی بر کنترل تورم انکارناپذیر است، اما این اثرگذاری به عوامل متعددی وابسته است.
ابزارهای پولی زمانی بیشترین کارایی را دارند که در چارچوبی شفاف، با استقلال نهادی و در هماهنگی با سیاست‌های مالی به کار گرفته شوند.
کنترل تورم صرفاً یک هدف فنی نیست، بلکه به‌طور مستقیم با رفاه عمومی و اعتماد اجتماعی گره خورده است.
بانک مرکزی با اتخاذ سیاست‌های سنجیده و ارتباط مؤثر با جامعه می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در حفظ ثبات اقتصادی ایفا کند.
در نهایت، مهار تورم فرآیندی مستمر است که نیازمند صبر، انسجام و پایبندی به اصول اقتصادی است و سیاست پولی در قلب این فرآیند قرار دارد.