بلومبرگ: ترامپ اطلاعات دقیقی از ایران ندارد
پایگاه خبری بلومبرگ با اشاره به اشتباهات محاسباتی دولتهای آمریکا درباره ایران طی دهههای گذشته تاکید کرد که به نظر میرسد ترامپ هم اطلاعات دقیقی از ایران ندارد.
کد خبر: 760877 | ۱۴۰۴/۱۱/۲۴ ۱۶:۰۵:۰۹
پایگاه خبری بلومبرگ در گزارشی درباره میزان شناخت دونالد ترامپ از ایران نوشت، دونالد ترامپ تا چه اندازه درباره ایران، کشوری که برای دومین بار در کمتر از یک سال تهدید به حمله نظامی علیه آن کرده، شناخت دارد؟
این پرسش برای طعنه زدن به رئیسجمهور نیست، بلکه از این جهت مطرح میشود که فقدان درک پایهای از جوامع پیچیده خاورمیانه، دستکم از زمان سقوط شاه در سال ۱۹۷۹ و حتی پیش از آن، همواره تصمیمگیران آمریکایی را دچار خطا کرده است.
به گزارش فارس، این گزارش افزود، پرسیدن اینکه کاخ سفید چه میداند، با توجه به اظهارات پراکنده و بعضاً متناقض ترامپ درباره دلایل اعزام ناوگروه به خلیج فارس نیز طبیعی است.
او تاکنون مطالبات مختلفی را مطرح کرده است؛ توقف سرکوب «معترضان»، تسلیم کامل برنامه هستهای، محدود کردن برنامه موشکهای بالستیک و پایان دادن به حمایت تهران از شبکه نیروهای نیابتی در منطقه.
این آشفتگی تنها در صورتی نشانه موفقیت آمریکا است که ترامپ در حال اجرای راهبردی «دیوانهوار اما حسابشده» باشد؛ رویکردی که هدفش برهم زدن تمرکز طرف مقابل، در حالی است که برنامهای دقیق برای رسیدن به نتیجه نهایی، در پشت صحنه در حال اجرا باشد.
ایجاد حواسپرتی یکی از تواناییهای این رئیسجمهور(ترامپ) است.
او میتواند محاسبه کند که حتی اگر پایگاه سیاسیاش از جنگهای خارجی خوشش نیاید و متحدانش در خلیج فارس و ترکیه نگران تبعات باشند، پیروزیهای کوتاه و برقآسا پس از تحقق، معمولاً با اعتراض چندانی مواجه نمیشوند.
اما مشکل اینجاست که چنین پیروزیهایی نادرند و حتی اگر به دست آیند، مدیریت پیامدهای اجتنابناپذیر آنها نیازمند شناخت عمیق است.
منافع آمریکا و اسرائیل درباره ایران یکسان نیست
بلومبرگ در ادامه افزود، موضوع فقط به اطلاعات لازم برای یک عملیات نظامی موفق محدود نمیشود.
اسرائیل تا حدی از نظر اطلاعاتی به آستانه لازم رسیده است اما منافع اسرائیل الزاماً با منافع آمریکا یکسان نیست و فروپاشاندن یک حکومت فرآیندی آشفته و پرهزینه است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بهطور غیرمعمولی درباره افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس سکوت کرده است.
به نظر میرسد او در اوج اغتشاشات ماه گذشته در ایران، زمانی که ترامپ تهدید به اقدام نظامی کرد، با حملهای نمادین و محدود موافق نبوده باشد؛ چراکه چنین حملهای میتوانست واکنش شدید ایران را بدون دستاورد راهبردی در پی داشته باشد.
احتمالاً اسرائیل خواهان حملهای گستردهتر بود.
چنین محاسبهای ممکن است برای اسرائیل، که تهدید تهران را وجودی میداند، قابل درک باشد؛ اما وضعیت آمریکا متفاوت است.
ترکیه نگران موج احتمالی پناهجویان در صورت بیثباتی ایران است و کشورهای خلیج فارس بیم آن دارند که زیرساختهای نفتیشان هدف حمله قرار گیرد.
این کشورها به یک نتیجه پایدار و باثبات در کل منطقه نیاز دارند، و رسیدن به چنین وضعیتی مستلزم درک عمیقتری از واکنش احتمالی سپاه پاسداران، رهبری سیاسی ایران و افکار عمومی این کشور در برابر حملات بیشتر هوایی است؛ حوزههایی که آمریکا در گذشته نشان داده اطلاعات کافی درباره آنها نداشته است.
کارتر هم درباره ایران در اوج اشتباه بودجیمی کارتر در شب سال نوی ۱۹۷۷ میزبان شاه ایران بود و تنها چند روز پیش از آغاز اعتراضاتی که به سقوط او انجامید، ایران را «جزیرهای از ثبات» در منطقهای پرتلاطم توصیف کرد.
او این سخن را بر اساس گزارشهایی بیان میکرد که به او اطمینان میدادند حکومت شاه پایدار است و نقش آیتالله روحالله خمینی و مذهب در سیاست ایران چندان مهم نیست.
سازمان سیا حتی از بیماری سرطان شاه نیز بیاطلاع بود؛ آن هم در حالی که «آمریکا در آن زمان حضور گستردهای در ایران داشت.»
این سابقه نشان میدهد که تصمیمگیری درباره ایران، بدون دادههای دقیق و درک عمیق از پویاییهای داخلی آن، میتواند پیامدهایی پیشبینیناپذیر (برای ایالات متحده) داشته باشد.
اگر واشنگتن قصد دارد از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری کند، شاید بیش از هر چیز به اطلاعات بیشتر و اعتمادبهنفس کمتری نیاز داشته باشد.