با مشکل نجنگ، آن را حل کن
داستان «نبرد عموقدرت و برفکی» حول رابطه انسان با طبیعت و انسان با انسان میگذرد و مهارت حل درست مسئله را به مخاطب خود میآموزد.
به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «نبرد عموقدرت و برفکی» را علی آرمین نوشته و سحر پریرخ تصویرگری کرده است.
این کتاب را که برای مخاطبان بالای ده سال مناسب است، نشر پینو منتشر کرده است.
داستان این اثر که در گونه داستانهای ماجراجویانه قرار میگیرد، درباره رابطه طبیعت و انسانهاست؛ رابطهای که با تفکر درست میتوان آن را بهخوبی پیش برد تا فواید زیادی از آن به دست آورد.
البته داستان این کتاب میتواند به روابط انسانها با هم نیز تعمیم داده شود؛ اما این رابطه و داستان و تفکر پشتِ آن چیست؟
داستان از این قرار است که پسری دهساله به نام سبحان به روستای سبزآباد رفته است.
در این روستا عموقدرت زندگی میکند و سبحان هر تابستان به نزد او میآید.
زندگی در روستا و طبیعت برای او خوشحالکننده است.
او به نان تنوری و روغن حیوانی و تخممرغهای کِرمرنگ محلی علاقه داشت و معتقد بود همهچیز در روستا جور دیگری است.
اما امسال اتفاقات دیگری داشت رخ میداد.
عموقدرت با برفکی لج افتاده بود و میخواست هرطور شده حیوانی را که به محصولاتش آسیب میزد گیر بیندازد.
برفکی یک خرگوش است: البته یک خرگوش گرسنه.
او به سراغ مزرعه عموقدرت میآید و از توتفرنگیهای آن میخورد.
عموقدرت تلاش کرده برایش تله بگذارد اما هر بار قسر درمیرود.
چرا؟
چون سبحان نمیگذارد.
او با ترفندهای مختلف تلاش میکند برفکی را از گیرافتادن در تله نجات دهد اما میداند عموقدرت مصمم است تا برفکی را گیر بیندازد.
باید فکر اساسی کند.
داستان «نبرد عموقدرت و برفکی» همین فکر اساسی را به ما نشان میدهد و البته اهمیت این مسئله که همیشه برای مشکلات باید فکری اساسی داشت نه اینکه صرفا با ترفندهای کوچک، مشکل را از جلوی چشممان دور کنیم.
ما باید با مشکل مواجه شویم، دربارهاش فکر کنیم و راهحلی درست و اساسی برایش پیدا کنیم.
سبحانِ دهساله این کار را انجام داد.
اگر میخواهید بدانید چه فکری کرد، پیشنهاد میکنیم حتما این کتاب 44 صفحهای مصور رنگی خوشخوان و جالب را بخوانید.
علی آرمین در کتاب «نبرد عموقدرت و برفکی» تلاش کرده است دایره واژگان مخاطب خود را رعایت کند و تصویرگر کتاب نیز درصدد بوده است تصاویری خلق کند که نه برای چشم و ذهن مخاطب ساده و پیشپاافتاده به نظر بیاید و نه پیچیده و بزرگسالانه.
سحر پریرخ در لحظاتی از داستان که قرار است شادی و زیبایی را نشان دهد، متمرکز بر رنگهای شاد و پرانرژی میشود و در لحظاتی که ترس و اضطراب را میخواهد نشان دهد، از رنگهای سرد مثل آبی و خاکستری استفاده کرده است.
چهره شخصیتهای داستان مثل سبحان، عموقدرت، مراد، مشصالح و موجودات روستایی در این کتاب با تصویری که ما در دنیای واقعی میبینیم نزدیک است.
این نکته میتواند در این زمینه مؤثر باشد که کودکان و نوجوانان امروزه بهواسطه شهرنشینی با مناظر روستایی بیگانه هستند و تصورشان از روستا بیشتر شبیه به دهکدههای اروپایی در انیمیشنهای خارجی است.
بنابراین در زمینه تصویر نیز میتوان نمره قابلقبولی به این کتاب داد.
کتاب «نبرد عموقدرت و برفکی» همانطور که پیشتر گفته شد، بر موضوع مواجهه درست با مشکلات تأکید دارد و مهارت حل مسئله را به مخاطب خود میآموزد.
البته این آموزش مستقیم نیست و در دلِ یک داستان کوتاه خواندنی قرار گرفته است.
حل مسئله یا بهتر است بگوییم حل درست مسئله، مهارتی است بنیادین که باید والدین و معلمان و مربیان از کودکی به انسانها بیاموزند تا در آینده زندگی شخصی و اجتماعی سالم و مفیدی داشته باشند و از خطرها و آسیبهای احتمالی جلوگیری کنند.
این کتاب، گزینه مطالعه مناسبی برای یادگیری مهارت حل مسئله است و حتی بزرگسالان نیز میتوانند از نکات درون داستان بهره ببرند: مثل عموقدرت.