فیلمسازان ارزشی هم منتقد وضع موجود هستند
روزنامه اعتماد نوشت: جشنواره امسال با سهم ۳۶ درصدي جوانان فيلم اولي كه بيشتر آنها با حمايت ارگانها و سازمانهاي دولتي فيلم ساختند، نشان از اين دارد كه فيلمسازان جوان كه تعدادي از آنها از نيروهاي ارزشي هم به حساب ميآيند، منتقد وضع موجودند و اتفاقا نقدهاي خود را بيپرده و صريح در فيلمهايشان به تصوير ميكشند.
جشنواره امسال با سهم ۳۶ درصدی جوانان فیلم اولی که بیشتر آنها با حمایت ارگانها و سازمانهای دولتی فیلم ساختند، نشان از این دارد که فیلمسازان جوان که تعدادی از آنها از نیروهای ارزشی هم به حساب میآیند، منتقد وضع موجودند و اتفاقا نقدهای خود را بیپرده و صریح در فیلمهایشان به تصویر میکشند.
کد خبر: 760721 | ۱۴۰۴/۱۱/۲۳ ۱۵:۳۰:۴۶
گلاویژ نادری-بیش از یکسوم از فیلمهای چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر متعلق به کارگردانانی بود که اولین فیلمشان را جلوی دوربین بردند.
فیلمسازانی که به لحاظ تکنیکی چیزی کمتر از باتجربهها ندارند.
البته این کیفیت در جشنواره فیلم کوتاه تهران هم به خوبی به چشم میآید و در سالهای اخیر فیلمهای کوتاه فیلمسازان به لحاظ فیلمبرداری، تدوین، صدابرداری و طراحی هنری به راحتی با آثار فیلمسازانی که سالهاست تجربه کار دارند، برابری میکند.
به گزارش اعتماد، در واقع بالا بودن کیفیت فنی فیلمهای اول، سالهاست که خودنمایی میکند و چیز تازهای نیست.
اما تعدادی از آثار فیلمسازان اولی جشنواره امسال، یک نکته مشترک دیگر را هم در خود داشت.
آنها منتقد وضعیت موجود بودند.
به صراحت و شفافیت مدیرانی را در تمامی بخشها به تصویر میکشیدند که با بیلیاقتی، بیتوجهی و عدم توانایی باعث بسیاری از مشکلات جامعه و شرایط موجود شدند.
این مدیران مقابل افرادی از زیرمجموعه خود میایستند که تصمیم دارند، شرایط را کمی تغییر داده و اوضاع را از اینکه هستند بهتر کنند.
حتی فیلمی که کارگردان آن یک روحانی جوان و تهیهکنندهاش هم از نیروهای ارزشی بود، همین مضمون را در خود داشت.
چنین مضامینی بهطور واضح در فیلمهایی مانند «اردوبهشت»، «غوطهور»، «حاشیه» و ...
به چشم میآمد و در دیگر فیلمها هم بهطور ضمنی به ناکارآمدیها و مدیرانی که حضورشان بیش از نبودشان آسیبزاست، بارها و بارها اشاره میشد.
حالا همه اینها را اضافه کنید به دیگر فیلمها مانند «زندهشور» که درآن معاون دادستان در پی این بود که حکم قصاص چهار محکوم را به اجرا درنیاورد.
واقعیت این است که جشنواره امسال با سهم ۳۶ درصدی جوانان فیلم اولی که بیشتر آنها با حمایت ارگانها و سازمانهای دولتی فیلم ساختند، نشان از این دارد که فیلمسازان جوان که تعدادی از آنها از نیروهای ارزشی هم به حساب میآیند، منتقد وضع موجودند و اتفاقا نقدهای خود را بیپرده و صریح در فیلمهایشان به تصویر میکشند.
آنها که در آغاز کار خود جسارت و شهامت بیشتری از باتجربهها برای طرح انتقادات خود دارند و البته شناخت و اطلاعشان از ریشه مشکلات کم هم نیست، دیگر دنبال مقصر نمیگردند، چراکه به یقین رسیدند و مدیران و مسوولان نالایق را به خوبی میشناسند و آنها را بیمحابا به تصویر میکشند.
تیپها و کاراکترهایی هم که برای بازی در این نقشها انتخاب میکنند، آنقدر آشنا و کلیشه است که به خوبی میتوان آنها را از همان ابتدای داستان شناسایی کرد.
قهرمانان این فیلمسازان اغلب تکافتادهاند، اما کوتاه نمیآیند و با هوش و تلاش خود پای کار میایستند، مدیران نالایق را کنار میزنند و کار خود را به نتیجه و سرانجام میرسانند.
قهرمان چنین فیلمهایی چنان به تصویر کشیده میشود که مخاطب هم با او همراه شده و در واقع بخشی از خود را در او میبیند.
او منتظر است تا قهرمان مورد علاقهاش هر طور شده به نتیجه برسد.
جالب اینجاست شخصیت اول این فیلمها هم اغلب جوانان هستند چه در قالب یک مامور اطلاعاتی یا نظامی یا قضایی.
همه اینها نشان از ورود فیلمسازان جوانی دارد که منتقدند نه مخالف.
برای اصلاح سیستم آمدند و از همین ابتدای ورودشان تبدیل به اپوزیسیونی در سینما شدهاند که به دنبال به تصویر کشیدن، خساراتی هستند که مدیران بیتخصص، ناآگاه و نالایق و عافیتطلب بر سر این جامعه آوردند و این فیلمسازان در قالب قهرمانها و شخصیتهای اول فیلمشان به مصاف با آنها میروند و تلاش میکنند، آنها را کنار گذاشته یا حداقل تاثیر آنها را به حداقل رسانند و ادامه وضعیت موجود را با تغییر و بهبود شرایط عوض کنند.
این جوانان فیلمساز نه با به تصویر کشیدن دهه ۶۰ بلکه با نشان دادن شرایط موجود خائنان و ناکارآمدان را به نمایش میگذارند و جامعهای را به تصویر میکشند که با کنار گذاشتن این افراد، شرایط را تغییر داده و آنچه خود میخواهند به انجام میرسانند.
حالا دیگر این نسل جدید سینماگر منتقد شرایط موجود را نمیتوان نادیده گرفت.
آنها از این پس حرفهای بسیاری برای گفتن و کارهای زیادی برای انجام دادن، دارند.