خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

پنجشنبه، 23 بهمن 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

تصاویری که زندگی زیر بمباران را فریاد می‌زنند؛ حافظه جمعی علیه فراموشی

مهر | فرهنگی و هنری | پنجشنبه، 23 بهمن 1404 - 08:40
نمایشگاه عکس «زندگی در جنگ» با روایت لحظه‌های عادی در دل بحران، چهره‌ای انسانی از زیستن در میان ترس و ویرانی ارائه می‌دهد.
جنگ،زندگي،نمايشگاه،عكس،فاطمه،روايت،رويداد،عادي،اضطراب،تصاوير ...

به گزارش خبرنگار مهر، رویداد مستندنگاری «زندگی در جنگ»، رویدادی رقابتی با رویکردی مستندنگارانه و با بهره‌گیری از تجربه‌های دوران دفاع مقدس، به این منظور راه‌اندازی شد که ضمن شناسایی استعدادهای هنری و رسانه‌ای به آسیب‌شناسی فضای مدیریت رسانه‌ای و هنری در شرایط بحران نیز بپردازد.
این رویداد در ۲ بخش حرفه‌ای و مردمی برگزار شد؛ بخش حرفه‌ای شامل تک‌عکس و مجموعه عکس‌ حرفه‌ای عکاسان و بخش مردمی عکس، ویدئو و روایت مردمی از روزهای جنگ و یا پس از آن است.
پس از تقدیر از برگزیدگان این رویداد که روز ۱۹ بهمن طی مراسمی برگزار شد، نمایشگاه عکس و روایت «زندگی در جنگ» با نمایش آثار منتخب این رویداد، افتتاح شد.
در مجموع، ۸۹ عکس و روایت از ۶۵ هنرمند از میان صدها اثر ارسالی، پس از فرآیند داوری برای نمایش در این نمایشگاه ملی انتخاب شده‌اند.
دنیا اسکندرزاده، علیرضا اسماعیلی، فواد اشتری، زهرا اشرفی، معراج امانی، سید امیر پناه‌پور، زینب تاج‌الدین، سهند تاکی، پوریا ترابی، فاطمه جباری، حامد جعفرنژاد، روح‌اله جوانی، مجید حجتی، سید سراج‌الدین حسینی، پیمان حمیدی‌پور، امیر خلوصی، مجید خواهی، محمدمهدی دورانی، زهرا دمرچلی، فاطمه دولت‌آبادی، محمدمهدی دهقاتی دهنوی، محمدرضا رحمانی، تهمینه رحمانی، امیر رستمی، محسن رنگین‌کمان، ریحانه روحانی، وحید زارعی، نسیم زنگنه، فاطمه سارنج، آرش سپهری، زهره سلیمی، سارا سیفی، حسن شهابی، حسن شیروانی، حنانه‌سادات صادق شیرازی، یاسین صفری، محمدحسن صلواتی، محمدحسن ظریف‌منش، مجید عسگری‌پور، لیلاسادات عقیلی، زهرا غلامی، سبحان فرج‌وند، فاطمه فرهادزاده، فاطمه قائدی، محمدمهدی قدسی، فائزه کابلی، امیرحسین کمالی، عرفان کوچاری، امید مدحج، مقداد مددی، یاس مقدس‌زاده، علیرضا معصومی، سیدجواد میرحسینی، عرشیا میرزایی، محمدپارسا ناطقی، محمدامین نوبهار، محمدصادق نیک‌گستر، میثم لطفی، صدف وکیل‌زاده، حمید وکیلی، فاطمه هادی‌پور، سیدمتین هاشمی، هادی هیربدوش، سحر همایون‌نژاد و کیوان یوسف‌پوری، عکاسان و راویان راه‌یافته به نمایشگاه هستند.
گاهی جنگ، آن‌قدر دور به نظر می‌رسد که می‌توان آن را فقط در حد یک تیتر خبری یا تصویر کوتاه در شبکه‌های اجتماعی تحمل کرد اما کافی‌ است یک لحظه، روایت جنگ از سطح «خبر» پایین بیاید و به سطح «زندگی» برسد؛ همان‌جا که اضطراب در جزئیات خانه می‌نشیند، نگاه‌ها تغییر می‌کنند و عادی‌ترین رفتارها معنایی تازه پیدا می‌کنند.
نمایشگاه عکس «زندگی در جنگ»، از آن دست رویدادهایی است که پیش از آنکه خصلت نمایشگاهی داشته باشد، نوعی مواجهه است؛ مواجهه‌ای با چیزی که اغلب دوست داریم از آن فاصله بگیریم.
جنگ، اضطراب، ترس و در عین حال زندگی، پایداری و عادت‌کردن به وضعیت‌های غیرعادی.
در بدو ورود به فضای نمایشگاه، مخاطب با مجموعه‌ای از تصاویر روبه‌رو می‌شود که نه صرفاً روایتگر میدان نبردند و نه به دنبال بازنمایی کلیشه‌ای خشونت.
آنچه در قاب‌ها دیده می‌شود، بیشتر از هر چیز زندگی روزمره‌ای است که جنگ در آن رخنه کرده؛ جنگی که به جای انفجارهای دوردست، در جزئیات خانه، خیابان، لباس‌های خونین و موهای آشفته، نگاه‌ها و رفتارهای آدم‌ها حضور دارد.
اینجا جنگ صرفاً یک رخداد سیاسی نیست، بلکه یک وضعیت اجتماعی است که بدن‌ها و روان‌ها را درگیر می‌کند.
این نمایشگاه که در قالب رویداد مستندنگاری و با محوریت روایت تصویری از تجربه زیسته جنگ برگزار شده، تلاش دارد نشان دهد جنگ فقط در خط مقدم اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه در پشت جبهه، در خانه‌ها، در سکوت‌های طولانی و در تصمیم‌های کوچک و بزرگ روزانه جریان دارد.
عکس‌های روی دیوار این نمایشگاه شبیه به تصاویر خبر فوری نیستند؛ بیشتر شبیه سندهایی است از لحظه‌هایی که معمولاً از کنارشان می‌گذریم، چون بیش از حد عادی شده‌اند یا بیش از حد دردناک‌ هستند.
قاب‌ها پر از جزئیات‌ هستند؛ چهره‌هایی که می‌خواهند آرام بمانند اما آن لرز نهفته در نگاه‌شان در عکس ثبت شده است؛ خانواده‌هایی که در یک قاب جمع شده‌اند و همین «جمع شدن» خودش معنای پناه دارد.
گاهی یک عکس، تنها با نشان دادن یک پنجره یا یک اتاق نیمه‌تاریک، حجم عظیمی از اضطراب را منتقل می‌کند.
این نمایشگاه یادآوری می‌کند که جنگ فقط با صدای گلوله تعریف نمی‌شود؛ اضطراب جنگ را می‌توان در موهای گره خورده، در عضضلات منقبض شده پیشانی و روی تیشرت‌های قرمز شده از خون و وحشت به تماشا نشست.
در بسیاری از تصاویر، چیزی که برجسته است نه مقاومت به معنای شعاری آن، بلکه دوام آوردن است؛ دوام آوردن در لحظه‌هایی که قد و قواره امید کوتاه می‌شود، در لحظه‌هایی که آدم‌ها به شکل غریزی می‌خواهند عادی رفتار کنند تا جهان از هم نپاشد.
شاید یکی از پرسش‌های کلیدی نمایشگاه همین باشد که «آیا زندگی در جنگ یعنی جنگیدن؟
یا یعنی تلاش برای زنده نگه داشتن چیزی از زندگی، حتی وقتی همه چیز علیه آن است؟»
«زندگی در جنگ» چیز شگفت‌انگیزی را نشان‌تان می‌دهد.
اینکه جنگ چگونه به تدریج «عادی» می‌شود.
این عادی‌شدن شاید ترسناک‌ترین بخش ماجراست.
چون انسان توانایی حیرت‌انگیزی دارد در سازگار شدن با بحران.
عکس‌ها گاهی نشان می‌دهند آدم‌ها چگونه با کمترین امکانات، با شوخی‌های کوتاه، با نگاه‌های مطمئن‌کننده، با کارهای روزمره مثل خرید یا رفت‌وآمد، سعی می‌کنند به خودشان بقبولانند که همه چیز تحت کنترل است.
اما آیا واقعاً این چنین است؟
آیا واقعا زندگی در شرایط جنگی، در موقعیتی که دیوار سمت چپ خانه‌ات فرو ریخته و شیشه‌های پنجره شکسته‌اند عادی است؟
نشستن به تماشای تلویزیونی که مدام روی شبکه خبر تنظیم شده در این شرایط واقعا عادی است؟
قدرت این میدانِ جمع‌آوری و عرضه عکس در این است که تماشاگر را به جای آنکه صرفاً تحت تأثیر قرار دهد، درگیر خود می‌کند.
هر عکس مثل یک سوال باز است.
مخاطب ناخواسته خودش را جای سوژه می‌گذارد و می‌پرسد اگر من جای او بودم چه می‌کردم؟
آیا می‌توانستم آرام بمانم؟
آیا می‌توانستم بخندم؟
آیا می‌توانستم ادامه بدهم؟
و این پرسش‌ها کم‌کم تبدیل به پرسش‌های بزرگ‌تری می‌شوند که «ما تا کجا توان تحمل داریم؟
جنگ چه چیزی از انسان کم می‌کند و چه چیزی را آشکار می‌کند؟
آیا آدم‌ها در جنگ بهتر می‌شوند یا فقط واقعی‌تر؟»
در عین حال، این نمایشگاه تلاش نمی‌کند جنگ را زیبا یا شاعرانه جلوه دهد.
تصاویر نه قهرمان‌سازی اغراق‌آمیز دارند و نه سانتی‌مانتال‌ هستند.
همین پرهیز از اغراق، به عکس‌ها صداقت می‌دهد.
مخاطب به وضوح درمی‌یابد که با حقایقی کوچک و ساده روبه‌روست، نه یک روایت تبلیغاتی.
«زندگی در جنگ» از این جهت هم اهمیت دارد که نشان می‌دهد تصویر، فقط ابزار ثبت واقعیت نیست؛ تصویر می‌تواند ابزار حافظه جمعی باشد.
وقتی جنگ تمام شود، وقتی تیترها تغییر کنند و خبرها جای خود را به خبرهای جدید بدهند، این عکس‌ها می‌مانند.
آنها شهادت می‌دهند که چه چیزی بر مردم گذشته است.
شاید مهم‌ترین کارکرد چنین نمایشگاهی همین باشد.
ایستادن علیه فراموشی!
نمایشگاه «زندگی در جنگ» دعوتی‌ است به دیدن آنچه معمولاً نمی‌خواهیم ببینیم و شاید ارزشمندترین ویژگی‌اش همین باشد که مخاطب را با احساساتش رها نمی‌کند، بلکه با یک پرسش از سالن بیرون می‌فرستد: «اگر جنگ آرام‌آرام تعریف ما از زندگی را عوض کند، آن‌وقت هنوز چیزی از انسان بودن‌مان باقی می‌ماند که ارزش دفاع کردن داشته باشد؟»