خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

چهارشنبه، 22 بهمن 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

نبض انقلاب در قلب آذربایجان؛ روایتی از حضور، اراده و امید در ۲۲ بهمن

مهر | استان‌ها | چهارشنبه، 22 بهمن 1404 - 13:53
تبریز- مردم انقلابی آذربایجان شرقی امروز در طلیعه چهل و ششمین سالگرد پیروزی با حضور به یادماندنی خود در راهپیمایی ۲۲ بهمن حماسه آفریدند.
حضور،انقلاب،راهپيمايي،شور،تبريز،مسير،استقلال،ميدان،جمعيت،شهر ...

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها- آذربایجان شرقی؛ آسمان تبریز در صبح بیست و دوم بهمن، سرد بود، اما این سرمای زمستانی آذربایجان توان ایستادگی در برابر گرمای حضور مردم را نداشت.
ساعت‌ها پیش از اعلام رسمی، خیابان‌های منتهی به میدان شهدا، شریان‌های اصلی شهر، نبض‌شان به تپشی هماهنگ و واحد آغاز به کار کرده بود.
سکوت سرد صبحگاهی شهر، به‌تدریج جای خود را به زمزمه‌های دسته‌جمعی، نوای مارش‌های انقلابی و صدای گام‌هایی داد که ریتم تاریخ‌سازی را در گوش خیابان‌ها می‌نواختند.
این تنها یک راهپیمایی ساده نبود؛ گویی تبریز، به عنوان مهد ستارخان و خاستگاه تاریخ‌ساز انقلاب، می‌خواست امسال با شکوهی مضاعف، پیوند ناگسستنی خود با آرمان‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی را به نمایش بگذارد.
از کوچه‌پس‌کوچه‌های قدیمی شهر تا بلوارهای پهن و مدرن، همه مسیرها به سمت نقطه‌ی کانونی ختم می‌شدند؛ گویی میلیون‌ها نفر، با قطب‌نمای ایمان، تنها یک مقصد را هدف گرفته بودند.
در میان جمعیت، لایه‌های مختلف بافت اجتماعی شهر به چشم می‌خورد.
زنانی با چادر و مانتوهای رنگارنگ، کودکانی که با پرچم‌های کوچک در دست، کنجکاوانه به اطراف نگاه می‌کردند، دانشجویانی با چهره‌های مصمم، و رزمندگان و جانبازانی که حضورشان، وزن تاریخی این روز را سنگین‌تر می‌کرد.
تضاد زیبایی در این حضور مشهود بود: جوانی پرشور در کنار تجربه‌ی سالخورده‌ای که شاهد آغاز این مسیر بود.
هنگامی که کاروان‌های اولیه به میدان مرکزی نزدیک می‌شدند، شعارها حالتی ارکسترال به خود می‌گرفت.
نه فریادهای تفرقه، بلکه همخوانی‌های واحدی که نشان از یک هدف مشترک داشت.
«مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» نه صرفاً واژگانی برای بر زبان راندن، بلکه انعکاس یک باور دیرینه و مواجهه‌ی مستمر با فشارهای خارجی بود که در قامت شعار، بیرون می‌ریخت.
چهره‌ها قابل تأمل بودند.
در میان انبوهی از شادی متمرکز، لایه‌ای از جدیت و تعهد موج می‌زد.
انگار هر فرد با حضورش، در حال امضای مجدد یک میثاق نانوشته با آرمان‌های انقلاب بود؛ پیمانی که در گذر از فراز و نشیب‌های چهل و چند ساله، کم‌رنگ نشده بود.
برف و یخبندانِ احتمالی، تنها عاملی بود که برای دقایقی کوتاه، عزم مردم را محک می‌زد، محک می‌خورد و با موفقیت رد می‌شد.
پر دل این موج انسانی، سعی داشتم تا با گوش جان، صدای اصیل مردم را بشنوم.
در این میان، سوژه‌هایی به چشم می‌خوردند که حضورشان برای هر ناظری قابل تأمل بود؛ پیرمردی که با عصا پیش می‌آمد و نوه خردسالش را یاری می‌کرد، یا گروهی از ورزشکاران جوان که پیراهن‌های تیم‌های محلی‌شان را زیر لباس‌های گرم پوشیده بودند.
همه یک پیام داشتند: این میدان، متعلق به ماست.
در حاشیه مسیر، جوانانی با انرژی مضاعف مشغول توزیع اقلام فرهنگی و چسباندن پرچم‌ها بر خودروهایی بودند که با احتیاط از میان جمعیت می‌گذشتند.
شور و نشاط نه از سر اجبار، بلکه از یک درک عمیق تاریخی سرچشمه می‌گرفت؛ درک اینکه این روز، تنها پاسداشت یک گذشته نیست، بلکه بیانیه‌ای برای حفظ هویت حال و تضمین آینده است.
حضور ما، ادای دین به شهدایی است که جوانی خود را فدای این آب و خاک کردند
خانم محمدی، که با چادری مشکی و استوار در کنار گروهی از دوستان همکار بازنشسته‌اش ایستاده بود، با نگاهی گرم مرا به سمت خود فراخواند.
او با لحنی آرام و متفکر، قدمت حضورش در این مراسم را یادآور شد: من سال ۵۷ در تظاهرات‌ها بودم، آن روزها جوان بودم و شور بی‌حد و حصری داشتم.
امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم بخش بزرگی از آن شور جوانی‌مان، به ثمر نشست.
ما برای دستیابی به عزت و استقلال ایران جنگیدیم و ایستادگی کردیم.
حضور امروز من، ادای دین به شهدایی است که چه در انقلاب و چه در دفاع مقدس، جوانی خود را فدای این آب و خاک کردند.
وی ادامه داد: نسل جدید باید بداند که این امکانات، این آزادی بیان و این امنیت، به رایگان به دست نیامده است.
گاهی اوقات در فضای مجازی می‌بینم که جوان‌ترها از سختی‌ها گلایه می‌کنند، و این گلایه بجاست، اما باید واقع‌بین بود.
در مقایسه با بسیاری از کشورها، ما صاحب تصمیم‌گیری در امور خود هستیم.
وظیفه ما این است که در چنین روزهایی، با حضورمان به فرزندانمان یادآوری کنیم که سهمشان در حفظ این دستاوردها، از سهم ما کمتر نیست و باید قدردان باشند.
راهپیمایی امروز، یک موضع‌گیری سیاسی است
رسول کمالی، دانشجوی رشته مهندسی عمران از دانشگاه تبریز، با تعدادی از همکلاسی‌هایش در حال گفتگو بود.
او نماد نسل جدیدی است که با وجود دسترسی به اطلاعات روز دنیا، همچنان به پیوند با ریشه‌های انقلاب پایبند است.
رسول اظهار داشت: ما در کلاس‌هایمان دائماً درباره‌ی توسعه و پیشرفت صحبت می‌کنیم.
قبول دارم که چالش‌های اقتصادی و معیشتی جدی هستند و باید حل شوند، اما معتقدم اگر زیربنای هویت ملی و استقلال سیاسی‌مان تضعیف شود، هیچ پیشرفت اقتصادی‌ای دوام نخواهد آورد.
راهپیمایی امروز برای من، یک موضع‌گیری سیاسی است که می‌گوید مسیر استقلال را ادامه خواهیم داد.
او با اشاره به شعارها تصریح کرد: شعارها باید به‌روز شوند و مطالبات اقتصادی باید در اولویت مسئولان قرار گیرد، اما این به معنای نادیده گرفتن دستاوردهای بزرگ ملی نیست.
من امروز اینجا هستم تا بگویم که ما به عنوان جوانان تحصیل‌کرده، هم نقاد وضعیت موجود هستیم و هم در عین حال، بخشی از راه‌حل هستیم.
حضور ما یعنی تعهد به ساختن ایرانی که در آن بتوانیم بدون وابستگی به غرب، شکوفا شویم.
این یک کنشگری فعال است، نه یک حرکت منفعل.
دشمن خارجی فکر کند ما از اصل نظام دست کشیده‌ایم
آقای حسن پور، با دستانی که ردّ کار سنگین روزانه را بر آن‌ها داشت، در میانه‌ی مسیر با انرژی قابل تحسینی گام برمی‌داشت.
او که با خانواده‌اش آمده بود، مسیر راهپیمایی را فرصتی برای انتقال ارزش‌ها دانست.
او گفت: من تمام عمرم کار کرده‌ام، سختی‌های تحریم و مشکلات بازار را دیده‌ام.
اما این انقلاب به ما عزت داد که صاحب کار خودمان باشیم و برای کارفرماهای خارجی خم نشویم.
امروز که کارگران در بخش‌های مختلف کشور، حمایت می‌شوند، باید قدردان باشیم.
انقلاب برای طبقات زحمتکش ما، به خصوص در شهرهای صنعتی مثل تبریز، فرصت تنفس ایجاد کرد.
او با نگاهی به فرزندانش افزود: حضور من بیشتر به خاطر این بچه‌هاست.
باید ببینند که چطور باید از کشورشان دفاع کنند، نه با تفنگ، بلکه با حضور در میدان‌های اجتماعی.
البته انتقاداتی هم دارم، مثلاً باید وضعیت معیشت کمی بهتر شود تا کارگر بتواند با خیال راحت‌تر برای آینده خانواده‌اش برنامه‌ریزی کند.
اما این مشکلات داخلی، نباید باعث شود دشمن خارجی فکر کند ما از اصل نظام دست کشیده‌ایم.
ما حواسمان جمع است و همیشه پشت نظام می‌مانیم.
این روزها، یادآور ایثارگرانی است که صدایی از آن‌ها شنیده نمی‌شود
سید مجید جلالی، با لباس رزم زمستانی و کلاهی که بر سر داشت، جلوتر از همه حرکت می‌کرد و هر جا که شعارها کمی ضعیف می‌شد، با فریاد رسا، جمعیت را به شور می‌آورد.
او که شور و شوقی عجیب در چهره داشت، گفت: این روزها، یادآور ایثارگرانی است که صدایی از آن‌ها شنیده نمی‌شود.
ما در آن دوران، همه چیز را دادیم تا این پرچم بالا بماند.
امروز که می‌بینم جوانان و نوجوانان با چه ایمانی اینجا هستند، انگار تمام سختی‌های آن روزها، تبدیل به یک پاداش معنوی می‌شود.
۲۲ بهمن، روز اثبات این است که خون شهدا هدر نرفته است.
ایشان ادامه داد: برخی فکر می‌کنند که چون جنگ تمام شده، وظیفه ما هم به پایان رسیده است.
این اشتباه است.
جنگ امروز، جنگ نرم و اقتصادی است.
مسئولین باید بدانند که مردم از آن‌ها جهاد و کار انقلابی در میدان اقتصاد انتظار دارند.
ما در صحنه جنگ فیزیکی ثابت کردیم که متحد هستیم؛ حالا نوبت مسئولین است که در میدان خدمت، این اتحاد را به رفاه تبدیل کنند.
حضور من امروز اعلام حمایت از آرمان‌هاست، نه سکوت در برابر کوتاهی‌ها.
راهپیمایی ۲۲ بهمن، یک کلاس درس عملی است که هیچ کتابی نمی‌تواند جای آن را بگیرد
سارا احمدی، در میانه‌ی جمعیت با دو فرزند خردسالش که کالسکه یکی از آن‌ها به سختی در میان جمعیت حرکت می‌کرد، مصاحبه کرد.
او حضور را یک وظیفه اجتماعی برای فرزندانش دانست.
من هر سال می‌آیم تا بچه‌هایم ببینند که مفهوم میهن، ارزش و استقلال چیست.
وقتی در مدرسه معلم‌هایشان از فداکاری‌های انقلاب می‌گویند، لازم است که حضور فیزیکی خودشان را هم در این زمینه داشته باشند.
این یک کلاس درس عملی است که هیچ کتابی نمی‌تواند جای آن را بگیرد.
ما این روز را باید زنده نگه داریم تا آن‌ها معنای سرافرازی را بفهمند.
وی افزود: مسائل اقتصادی سخت است، این را انکار نمی‌کنم.
مدیریت منابع در خانوار ما هم با دقت زیادی انجام می‌شود.
اما این مشکلات نباید ما را به سمت دو دستگی یا تضعیف پایه‌های کشور سوق دهد.
ما باید قوی بمانیم تا بتوانیم در برابر فشارها مقاومت کنیم.
مسئولین باید بیشتر هوای قشر مادران و خانواده‌هایی که دغدغه معیشت دارند را داشته باشند.
اما با تمام این‌ها، امروز اینجا ایستاده‌ایم تا بگوییم: ما به ایرانمان ایمان داریم.
راهپیمایی بیست و دوم بهمن در تبریز، امسال نیز به مثابه یک رفراندوم زنده از اراده‌ی جمعی مردم این خطه بود.
فارغ از هرگونه تحلیل سیاسی، آنچه در خیابان‌های این شهر موج می‌زد، تلاقی پیچیده‌ای از حس نوستالژی انقلابی در میان نسل‌های قدیمی‌تر و تعیین مسیر استقلال در میان نسل جوان بود.
علی‌رغم وجود دغدغه‌های معیشتی که به صراحت در مصاحبه‌ها بیان شد، این حضور نشان داد که هسته مرکزی تعهد مردم به استقلال و هویت ملی، همچنان مستحکم است.
تبریز، امروز به جهانیان ثابت کرد که شور و شعور، نه تنها در گذشته حبس نشده، بلکه با آمیزه‌ای از نقد سازنده و وفاداری ریشه‌ای، به سمت آینده‌ای با تکیه بر توانمندی‌های درونی، گام برمی‌دارد.