خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

سه شنبه، 21 بهمن 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

تورم ساختاری و تورم تقاضا؛ تفاوت‌ها و پیامدها

اعتماد | همه | دوشنبه، 20 بهمن 1404 - 23:12
تورم یکی از پرتکرارترین واژه‌ها در ادبیات اقتصادی و همچنین در گفت‌وگوهای روزمره مردم است. پدیده‌ای که آثار آن نه‌تنها در آمارهای رسمی و گزارش‌های اقتصادی، بلکه در سفره خانوار، تصمیم‌های بنگاه‌ها و حتی رفتارهای اجتماعی قابل مشاهده است.
تورم،افزايش،تقاضا،ساختاري،اقتصادي،كاهش،زماني،معمولاً،عرضه،تول ...

تورم یکی از پرتکرارترین واژه‌ها در ادبیات اقتصادی و همچنین در گفت‌وگوهای روزمره مردم است.
پدیده‌ای که آثار آن نه‌تنها در آمارهای رسمی و گزارش‌های اقتصادی، بلکه در سفره خانوار، تصمیم‌های بنگاه‌ها و حتی رفتارهای اجتماعی قابل مشاهده است.
کد خبر: 760411 | ۱۴۰۴/۱۱/۲۰ ۲۳:۰۷:۰۱
زهرا تجویدی- تورم یکی از پرتکرارترین واژه‌ها در ادبیات اقتصادی و همچنین در گفت‌وگوهای روزمره مردم است.
پدیده‌ای که آثار آن نه‌تنها در آمارهای رسمی و گزارش‌های اقتصادی، بلکه در سفره خانوار، تصمیم‌های بنگاه‌ها و حتی رفتارهای اجتماعی قابل مشاهده است.
با وجود این فراگیری، تورم مفهومی یک‌دست و ساده نیست و شکل‌ها و ریشه‌های متفاوتی دارد.
دو نوع از مهم‌ترین و پرکاربردترین تقسیم‌بندی‌های تورم، «تورم تقاضا» و «تورم ساختاری» هستند؛ مفاهیمی که هرچند گاهی در گفتار عمومی به جای یکدیگر به کار می‌روند، اما از نظر ماهیت، علل شکل‌گیری و راهکارهای مهار، تفاوت‌های اساسی با هم دارند.
تورم؛ فراتر از افزایش ساده قیمت‌ها
در تعریف کلاسیک، تورم به افزایش مداوم و فراگیر سطح عمومی قیمت‌ها گفته می‌شود.
تأکید بر واژه‌های «مداوم» و «فراگیر» اهمیت زیادی دارد، زیرا افزایش مقطعی قیمت یک یا چند کالا لزوماً به معنای تورم نیست.
تورم زمانی معنا پیدا می‌کند که اغلب کالاها و خدمات در یک دوره زمانی نسبتاً طولانی با افزایش قیمت مواجه شوند و در نتیجه، قدرت خرید کاهش یابد.
این کاهش قدرت خرید، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی متعددی دارد؛ از کاهش رفاه خانوارها گرفته تا افزایش نامطمئنی در تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری.
اقتصاددانان برای تحلیل بهتر این پدیده، تورم را بر اساس منشأ و سازوکار ایجاد آن به انواع مختلفی تقسیم کرده‌اند.
در میان این تقسیم‌بندی‌ها، تورم تقاضا و تورم ساختاری جایگاه ویژه‌ای دارند، زیرا هم در اقتصادهای پیشرفته و هم در اقتصادهای در حال توسعه مشاهده می‌شوند، اما شدت و نحوه بروز آن‌ها متفاوت است.
تورم تقاضا؛ زمانی که تقاضا از عرضه پیشی می‌گیرد
تورم تقاضا یکی از شناخته‌شده‌ترین و در عین حال ساده‌ترین انواع تورم از نظر تئوریک است.
این نوع تورم زمانی شکل می‌گیرد که تقاضای کل در اقتصاد از ظرفیت تولید و عرضه کل فراتر می‌رود.
به بیان ساده، وقتی مردم، بنگاه‌ها و دولت می‌خواهند بیش از آنچه اقتصاد قادر به تولید است کالا و خدمات بخرند، فشار تقاضا باعث افزایش قیمت‌ها می‌شود.
در چنین شرایطی، بنگاه‌ها با مشاهده صف تقاضا و محدودیت در عرضه، انگیزه پیدا می‌کنند قیمت‌ها را افزایش دهند.
این افزایش قیمت، واکنشی طبیعی به عدم تعادل میان عرضه و تقاضاست.
تورم تقاضا معمولاً در دوره‌های رونق اقتصادی رخ می‌دهد؛ زمانی که درآمدها افزایش یافته، نرخ بیکاری پایین است و دسترسی به منابع مالی آسان‌تر شده است.
تورم تقاضا می‌تواند از مسیرهای مختلفی ایجاد شود.
افزایش هزینه‌های دولت یکی از مهم‌ترین این مسیرهاست.
زمانی که دولت برای اجرای پروژه‌های عمرانی، پرداخت حقوق و مزایا یا ارائه یارانه‌ها، مخارج خود را به‌طور قابل توجهی افزایش می‌دهد، تقاضای کل در اقتصاد بالا می‌رود.
اگر این افزایش مخارج بدون توجه به ظرفیت تولیدی اقتصاد باشد، نتیجه آن فشار تورمی خواهد بود.
افزایش نقدینگی و سیاست‌های پولی انبساطی نیز نقش مهمی در شکل‌گیری تورم تقاضا دارند.
کاهش نرخ بهره، تسهیل اعطای وام و رشد پایه پولی می‌تواند قدرت خرید مردم و بنگاه‌ها را افزایش دهد.
اگر این افزایش قدرت خرید با رشد متناسب تولید همراه نباشد، قیمت‌ها رو به افزایش می‌گذارند.
افزایش صادرات یا ورود سرمایه خارجی نیز در برخی اقتصادها می‌تواند به تورم تقاضا منجر شود.
در این حالت، درآمدهای ارزی و ریالی افزایش می‌یابد و تقاضای داخلی بالا می‌رود، در حالی که عرضه ممکن است در کوتاه‌مدت انعطاف‌پذیری کافی نداشته باشد.
یکی از ویژگی‌های مهم تورم تقاضا این است که معمولاً با رشد اقتصادی همراه است.
به همین دلیل، در برخی موارد، سیاست‌گذاران در کوتاه‌مدت نسبت به آن حساسیت کمتری نشان می‌دهند، زیرا افزایش تقاضا می‌تواند به اشتغال‌زایی و رونق تولید منجر شود.
با این حال، اگر تورم تقاضا از کنترل خارج شود، آثار منفی آن به‌سرعت نمایان می‌شود.
افزایش مداوم قیمت‌ها می‌تواند به کاهش قدرت خرید اقشار با درآمد ثابت منجر شود.
همچنین، اگر انتظارات تورمی شکل بگیرد، بنگاه‌ها و مصرف‌کنندگان رفتارهای خود را به‌گونه‌ای تنظیم می‌کنند که خود به تشدید تورم دامن می‌زند.
در این شرایط، مهار تورم تقاضا نیازمند سیاست‌های پولی و مالی انقباضی است که معمولاً با هزینه‌هایی مانند کاهش رشد اقتصادی و افزایش بیکاری همراه می‌شود.
تورم ساختاری؛ ریشه‌دار و پیچیده
در مقابل تورم تقاضا، تورم ساختاری قرار دارد؛ نوعی از تورم که ریشه در ساختارهای عمیق اقتصادی، نهادی و حتی اجتماعی دارد.
تورم ساختاری معمولاً نه نتیجه یک شوک کوتاه‌مدت، بلکه حاصل نارسایی‌های مزمن در اقتصاد است.
این نوع تورم بیشتر در اقتصادهای در حال توسعه مشاهده می‌شود، جایی که ساختار تولید، بازار کار، نظام مالی و نظام توزیع با مشکلات جدی مواجه است.
تورم ساختاری زمانی شکل می‌گیرد که برخی بخش‌های اقتصاد به دلایل مختلف قادر به پاسخ‌گویی به افزایش تقاضا نیستند، حتی اگر این افزایش تقاضا چندان شدید نباشد.
محدودیت‌های زیرساختی، ناکارآمدی نظام تولید، انحصارها، ضعف رقابت و مشکلات نهادی از جمله عواملی هستند که به تورم ساختاری دامن می‌زنند.
یکی از مهم‌ترین ریشه‌های تورم ساختاری، نابرابری در رشد بخش‌های مختلف اقتصاد است.
در بسیاری از کشورها، بخش‌هایی مانند صنعت و خدمات شهری سریع‌تر رشد می‌کنند، در حالی که بخش‌هایی مانند کشاورزی یا زیرساخت‌های حمل‌ونقل و انرژی از این رشد عقب می‌مانند.
این عدم توازن باعث می‌شود عرضه برخی کالاهای اساسی نتواند همگام با تقاضا افزایش یابد و در نتیجه، قیمت‌ها بالا برود.
ساختار نامناسب بازارها نیز نقش مهمی در تورم ساختاری دارد.
وجود انحصار یا شبه‌انحصار در برخی صنایع، نبود رقابت مؤثر و ضعف نظارت می‌تواند باعث شود قیمت‌ها حتی بدون فشار تقاضای شدید افزایش یابد.
در چنین شرایطی، بنگاه‌ها به جای افزایش بهره‌وری، افزایش قیمت را به‌عنوان راه‌حل انتخاب می‌کنند.
نظام مالی ناکارآمد و وابستگی دولت به منابع ناپایدار نیز از دیگر عوامل تورم ساختاری است.
زمانی که دولت برای جبران کسری بودجه به منابعی مانند استقراض از بانک مرکزی متوسل می‌شود، پایه پولی افزایش می‌یابد.
اما تفاوت تورم ساختاری با تورم صرفاً پولی در این است که حتی با کنترل نقدینگی نیز مشکلات ساختاری همچنان باقی می‌مانند و فشار تورمی به اشکال دیگر بروز می‌کند.
تفاوت تورم ساختاری با تورم تقاضا
اگرچه هر دو نوع تورم به افزایش سطح عمومی قیمت‌ها منجر می‌شوند، اما تفاوت‌های اساسی میان آن‌ها وجود دارد.
تورم تقاضا معمولاً ناشی از افزایش سریع تقاضاست و اغلب در دوره‌های رونق اقتصادی دیده می‌شود، در حالی که تورم ساختاری می‌تواند حتی در شرایط رکود یا رشد پایین اقتصادی نیز وجود داشته باشد.
از نظر سیاست‌گذاری، مهار تورم تقاضا نسبتاً ساده‌تر است، زیرا ابزارهای پولی و مالی کلاسیک مانند افزایش نرخ بهره یا کاهش مخارج دولت می‌توانند اثرگذار باشند.
اما تورم ساختاری نیازمند اصلاحات عمیق و زمان‌بر است؛ اصلاحاتی که به بهبود ساختار تولید، افزایش بهره‌وری، تقویت رقابت و اصلاح نهادها مربوط می‌شود.
همچنین، تورم تقاضا معمولاً واکنشی سریع به سیاست‌ها نشان می‌دهد، در حالی که تورم ساختاری به کندی تغییر می‌کند و حتی ممکن است در کوتاه‌مدت نسبت به سیاست‌های انقباضی مقاوم باشد.
انتظارات تورمی عاملی است که هم در تورم تقاضا و هم در تورم ساختاری نقش مهمی ایفا می‌کند.
زمانی که مردم انتظار دارند قیمت‌ها در آینده افزایش یابد، رفتارهای خود را به‌گونه‌ای تنظیم می‌کنند که این انتظار محقق شود.
افزایش تقاضای پیش‌دستانه، درخواست دستمزدهای بالاتر و قیمت‌گذاری بر اساس تورم آینده از جمله این رفتارهاست.
در تورم تقاضا، انتظارات تورمی می‌تواند سرعت افزایش قیمت‌ها را بیشتر کند، اما در تورم ساختاری، این انتظارات به نوعی تثبیت می‌شود و بخشی از ساختار اقتصادی را شکل می‌دهد.
در چنین شرایطی، حتی اصلاحات محدود نیز ممکن است نتواند به‌سرعت اعتماد عمومی را بازگرداند.
بررسی تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که تورم تقاضا بیشتر در اقتصادهای پیشرفته و در دوره‌های خاص رونق اقتصادی دیده می‌شود، در حالی که تورم ساختاری ویژگی بارز بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه است.
در این کشورها، ضعف زیرساخت‌ها، ناکارآمدی نهادها و وابستگی به منابع محدود باعث می‌شود فشارهای تورمی به‌صورت مزمن ادامه یابد.
با این حال، هیچ اقتصادی به‌طور کامل از یکی از این دو نوع تورم مصون نیست.
حتی اقتصادهای پیشرفته نیز در صورت بروز شوک‌های بزرگ یا سیاست‌گذاری‌های نادرست می‌توانند با تورم ساختاری مواجه شوند، همان‌طور که اقتصادهای در حال توسعه نیز ممکن است در مقاطعی تورم تقاضا را تجربه کنند.
راهکارهای مواجهه با تورم تقاضا و تورم ساختاری
مواجهه با تورم تقاضا عمدتاً بر مدیریت تقاضای کل متمرکز است.
سیاست‌های پولی انقباضی، کنترل رشد نقدینگی، افزایش نرخ بهره و انضباط مالی دولت از جمله ابزارهای رایج در این زمینه هستند.
هدف این سیاست‌ها کاهش سرعت رشد تقاضا و بازگرداندن تعادل میان عرضه و تقاضاست.
در مقابل، مقابله با تورم ساختاری نیازمند رویکردی جامع و بلندمدت است.
اصلاح ساختار تولید، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، بهبود فضای کسب‌وکار، تقویت رقابت و کاهش انحصارها از جمله اقداماتی هستند که می‌توانند به کاهش فشارهای تورمی ساختاری کمک کنند.
این اصلاحات معمولاً زمان‌بر و پرهزینه هستند، اما بدون آن‌ها، تورم ساختاری به‌صورت مزمن ادامه خواهد یافت.
تورم پدیده‌ای چندبعدی است که درک درست آن نیازمند توجه به ریشه‌ها و سازوکارهای شکل‌گیری آن است.
تورم تقاضا و تورم ساختاری دو چهره متفاوت از این پدیده‌اند که هر یک منطق و پیامدهای خاص خود را دارند.
تورم تقاضا بیشتر به عدم تعادل کوتاه‌مدت میان عرضه و تقاضا مربوط می‌شود و معمولاً با ابزارهای سیاستی قابل کنترل است.
در مقابل، تورم ساختاری ریشه در نارسایی‌های عمیق اقتصادی دارد و مهار آن بدون اصلاحات بنیادین امکان‌پذیر نیست.
شناخت تفاوت این دو نوع تورم برای سیاست‌گذاران، تحلیل‌گران اقتصادی و حتی شهروندان عادی اهمیت زیادی دارد، زیرا نوع تورم تعیین‌کننده مسیر درست مواجهه با آن است.
بدون این شناخت، سیاست‌های ضدتورمی ممکن است نه‌تنها مؤثر نباشد، بلکه به تشدید مشکلات اقتصادی نیز منجر شود.