خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

دوشنبه، 20 بهمن 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

ونس در قفقاز چه می‌کند؟

مشرق | بین‌الملل | دوشنبه، 20 بهمن 1404 - 14:40
سفر،آمريكا،ايران،حضور،قفقاز،امنيتي،جنوبي،تهران،ونس،واشنگتن،س ...

به گزارش مشرق، مهدی سیف تبریزی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
پس از سفر به بهانه حضور در مراسم افتتاحیه بازی‌های المپیک زمستانی در ایتالیا ـ سفری که از همان ابتدا به‌دلیل خشم و اعتراض‌ها نسبت به حضور مأموران اداره مهاجرت و گمرک آمریکا در محل برگزاری بازی‌ها حاشیه‌ساز شد ـ جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده، راهی تور سیاسی خود در ارمنستان و جمهوری آذربایجان خواهد شد؛ سفری که بیش از هر چیز رنگ‌وبوی یک «نمایش قدرت» برای آمریکا دارد.
این نخستین‌بار است که یک معاون رئیس‌جمهور آمریکا به پایتخت ارمنستان، ایروان، سفر می‌کند و همچنین اولین حضور در باکو از زمان توقف کوتاه «دیک چنی» در جریان سفر گذرای او به منطقه در سال ۲۰۰۸ به‌شمار می‌رود.
اهمیت این سفر اما صرفاً به مقصدهای آن بازنمی‌گردد، بلکه به خود سفر مربوط است.
در شرایطی که دولت ترامپ، در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر، به‌طور کم‌سابقه‌ای سفرهای خارجی مقامات ارشد را محدود و تمرکز را بر اولویت‌های داخلی گذاشته، قرارگرفتن قفقاز جنوبی در برنامه سفر معاون رئیس‌جمهور یک استثنای حساب‌شده است.
این استثنا نشان می‌دهد واشنگتن قفقاز را نه یک پرونده بسته، بلکه منطقه‌ای با «کار ناتمام» و ریسک‌های روبه‌افزایش می‌داند؛ منطقه‌ای که تنها چند ماه پیش، کاخ سفید در بازطراحی معادلات سیاسی و امنیتی آن نقش‌آفرینی کرده است.
دیپلماسی سگ تهاجمی؛ چرا ونس و چرا اکنون؟
این سفر را می‌توان نمونه‌ای روشن از «دیپلماسی سگ تهاجمی» دانست؛ الگویی که در آن آمریکا به‌جای مداخله نظامی مستقیم، با حضور سطح بالای سیاسی، پیام‌های بازدارنده و جهت‌دهنده را به رقبا و متحدان مخابره می‌کند.
حضور ونس در باکو و ایروان، نه برای مدیریت یک بحران فوری، بلکه برای تثبیت مسیری است که واشنگتن آن را به‌عنوان نظم مطلوب خود در قفقاز جنوبی تعریف کرده است.
زمان‌بندی سفر نیز معنادار است.
محرک اصلی این سفر نه انتخابات آمریکا، بلکه افزایش احتمال سرریز تنش‌های مرتبط با ایران به محیط پیرامونی آن است.
در ارزیابی‌های راهبردی واشنگتن، قفقاز جنوبی به‌طور فزاینده‌ای به منطقه‌ای تبدیل شده که پیامدهای هرگونه تشدید بحران میان تهران و واشنگتن می‌تواند مستقیماً در آن بروز یابد.
از این منظر، سفر ونس بیش از آنکه تشریفاتی باشد، تلاشی برای اطمینان‌بخشی به بازیگران منطقه و تشویق آن‌ها به ادامه مسیری است که آمریکا آن را هم‌سو با منافع خود می‌داند.
دالان ترامپ؛ مهندسی ژئوپلیتیک علیه ایران
در مرکز این سفر، توافق صلح میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان و پروژه موسوم به «نقشه راه ترامپ برای صلح و رفاه بین‌المللی» قرار دارد؛ پروژه‌ای که گشایش مسیرهای کلیدی حمل‌ونقل و اتصال منطقه‌ای را هدف گرفته است.
با وجود پوشش اقتصادی و توسعه‌محور، این طرح در عمل یک آزمون مهم برای تداوم نفوذ آمریکا در قفقاز جنوبی و هم‌زمان ابزاری برای دورزدن ایران و روسیه است.
برای ایران، این کریدور صرفاً یک مسیر ترانزیتی جدید نیست، بلکه تهدیدی مستقیم علیه جایگاه ژئوپلیتیکی‌اش محسوب می‌شود.
حذف یا تضعیف نقش ایران در اتصال شرق و غرب، به‌معنای کاهش قدرت چانه‌زنی تهران در معادلات منطقه‌ای است.
ازسوی‌دیگر، قرارگرفتن این دالان تحت حمایت سیاسی آمریکا، آن را به اهرمی امنیتی تبدیل می‌کند که می‌تواند در شرایط بحرانی، فشار مضاعفی بر ایران وارد سازد.
ادامه این روند می‌تواند قفقاز جنوبی را از یک منطقه حائل، به یک کمربند فشار ژئوپلیتیکی فعال علیه ایران تبدیل کند؛ کمربندی که نه‌تنها مسیرهای اقتصادی، بلکه معادلات امنیتی و راهبردی شمال کشور را نیز تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.
پیام‌های پنهان سفر در اوج تنش تهران - واشنگتن
این سفر در مقطعی انجام می‌شود که روابط ایران و آمریکا در یکی از حساس‌ترین مراحل خود قرار دارد.
هرچند کانال‌های دیپلماتیک هنوز به‌طور کامل بسته نشده‌اند، اما احتمال تشدید تقابل، به‌ویژه در قالب درگیری‌های محدود یا جنگ نیابتی، به‌طور جدی مطرح است.
در چنین فضایی، حضور فعال آمریکا در قفقاز جنوبی حامل پیام روشنی برای تهران است؛ فشار صرفاً از مسیر تحریم یا خلیج‌فارس اعمال نخواهد شد، بلکه محیط پیرامونی ایران نیز به میدان رقابت تبدیل شده است.
آمریکا با این حضور، هم‌زمان می‌کوشد بی‌ثباتی جنوب منطقه را کنترل کند و هم پیام دهد که در صورت گسترش بحران، آماده استفاده از ابزارهای ژئوپلیتیکی خود در شمال ایران است.
برای ایران، این تحولات الزام‌آورند؛ ترکیب فشار سیاسی، اقتصادی و امنیتی در همسایگی شمالی می‌تواند توان تصمیم‌گیری راهبردی را محدود کند و فرصت‌های مانور را کاهش دهد.
هرگونه تعلل در پاسخ به این روند، به معنای واگذاری تدریجی میدان به بازیگرانی خواهد بود که تغییر موازنه به زیان تهران را هدف‌گذاری کرده‌اند.
ارمنستان و جمهوری آذربایجان بازتعریف موازنه به زیان تهران و مسکو
یکی از ابعاد کلیدی این سفر، تفاوت جایگاه دو مقصد در محاسبات آمریکا است.
ارمنستان در حال گذار اجباری از نظم امنیتی پیشین خود است.
تضعیف اعتماد ایروان به ساختارهای سنتی امنیتی، این کشور را به سمت بازتعریف روابط خارجی سوق داده؛ مسیری که با نزدیکی تدریجی به غرب و هم‌پیمانان آن، از جمله اسرائیل، همراه شده و به‌طور طبیعی فاصله با ایران را افزایش داده است.
حضور معاون رئیس‌جمهور آمریکا در ایروان، پیامی روشن از حمایت سیاسی در بالاترین سطح است؛ حمایتی که می‌تواند این چرخش را تثبیت کند.
در مقابل، جمهوری آذربایجان از موضع قدرت وارد تعامل با واشنگتن شده است.
کنترل مسیرهای انرژی، کریدورهای ترانزیتی و موازنه امنیتی منطقه، به باکو اهرم‌هایی داده که آمریکا نمی‌تواند آن‌ها را نادیده بگیرد.
ازاین‌رو، سفر ونس به باکو تلاشی برای شکل‌دهی رفتار جمهوری آذربایجان از طریق حضور و مشارکت است، نه فشار مستقیم.
نتیجه این رویکرد، تقویت جایگاه باکو در نظم جدید و تضعیف هم‌زمان نقش ایران و روسیه خواهد بود.
در چنین شرایطی، خطر اصلی برای ایران نه در یک اقدام ناگهانی، بلکه در انباشت تدریجی تغییرات ژئوپلیتیکی نهفته است.
تجربه نشان داده که آمریکا ترجیح می‌دهد با ایجاد واقعیت‌های میدانی جدید، هزینه واکنش را برای رقبای خود افزایش دهد.
قفقاز جنوبی، به‌ویژه در صورت تثبیت دالان ترامپ، می‌تواند به یکی از این واقعیت‌های تحمیل‌شده تبدیل شود؛ واقعیتی که امکان بازگشت به وضعیت پیشین را به‌شدت محدود می‌کند.
از این منظر، سفر ونس را باید بخشی از یک فرایند بلندمدت دانست که هدف آن تغییر آرام اما پایدار موازنه قدرت در همسایگی شمالی ایران است؛ فرایندی که بی‌توجهی به آن، می‌تواند در بلندمدت گزینه‌های راهبردی تهران را به‌شدت محدود کند و امنیت ملی کشور را در معرض تهدید مستقیم قرار دهد.
*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.