پویش «سلام محله» و مسئولیت اجتماعی
سازمان بهزیستی کشور اعلام کرد: سلام محله طرحی برای اتصال سه ضلع جامعه توانمند، دولت تسهیلگر و سازمانها و شرکتها بهعنوان شریک اجتماعی به یکدیگر است.
به گزارش خبرگزاری مهر، به نقل از سازمان بهزیستی کشور، سالها تصور میشد رفاه با افزایش بودجه ساخته میشود اما تجربه جهانی نشان داد رفاه بیش از آنکه محصول منابع مالی باشد، محصول روابط اجتماعی است.
هر جا جامعه مشارکت کرده، رفاه پایدار شکل گرفته و هرجا دولت تنها مانده، هزینهها افزایش یافته و مسائل باقی مانده است.طرح «سلام محله» پاسخ به همین مسئله است.
با شکلگیری ۲۷۵۰کانون محلی و مشارکت بیش از ۲۰۳هزار داوطلب، زیرساختی اجتماعی در محلهها ایجاد میشود؛ زیرساختی که خدمات اجتماعی را از «ارائه دولتی» به «حکمرانی مشارکتی» تبدیل میکند.
در نظریه «سرمایه اجتماعی» «رابرت پاتنام» کارآمدی نهادهای عمومی نه با حجم منابع بلکه با میزان اعتماد و شبکههای همکاری توضیح داده میشود.
همچنین در اقتصاد رفاه، «آمارتیا سن» نشان میدهد توسعه واقعی زمانی رخ میدهد که قابلیتهای انسانها برای کنشگری افزایش یابد نه صرفاً مصرف خدمات.
از این منظر، مشارکت محلی خود بخشی از رفاه است نه صرفاً ابزار آن.
در الگوی سنتی، دولت ارائهدهنده خدمت بود اما در الگوی جدید سه ضلع کنار هم قرار میگیرند که این سه ضلع عبارتند از جامعه توانمند، دولت تسهیلگر، سازمانها و شرکتها بهعنوان شریک اجتماعی.
سلام محله نقطه اتصال این سه ضلع است.
«الینور استروم» در نظریه«حکمرانی مشترک منابع»نشان میدهد جوامعی که شهروندان در اداره امور دخیلاند، پایدارتر از ساختارهای صرفاً دولتی یا صرفاً بازاری عمل میکنند.
ادبیات «حکمرانی عمومی نوین» نیز تأکید میکند دولتهای کارآمد به جای فرماندهی، شبکهها را هماهنگ میکنند.
حال باید ببینیم که مسئولیت اجتماعی چگونه قادر است از نظریه به عمل تبدیل شود و سلام محله در این میانه چه جایگاهی می یابد.
بر اساس استاندارد ISO ۲۶۰۰۰، مسئولیت اجتماعی یعنی پاسخگویی به اثر فعالیتها بر جامعه از طریق رفتار اخلاقی و شفاف.
این مسئولیت سه سطح دارد که عبارتند از :۱_ فردی : مشارکت داوطلبانه شهروندان ، ۲_ سازمانی : رفتار مسئولانه نهادهای عمومی، ۳_شرکتی (CSR) : مشارکت ساختاری بخش اقتصادی در توسعه اجتماعی.
سلام محله این سه سطح را در یک جغرافیای واقعی یعنی«محله»به هم متصل میکند.
در ادبیات «تولید مشترک خدمات عمومی»(Co‑production) که توسط «استروم»و بعدها «آلفورد» توسعه یافت، کیفیت خدمات اجتماعی زمانی افزایش مییابد که خدمتگیرنده خود بخشی از تولید خدمت باشد.
این دیدگاه اساس تغییر نقش شهروند از مصرفکننده به همکار دولت است.
مردم؛ از دریافتکننده خدمت تا تولیدکننده رفاه ارتقا می یابند.
در همه نظامهای رفاهی موفق جهان، داوطلبی پایه خدمات اجتماعی است.
پیامدهای این تغییر عبارتند از افزایش اعتماد اجتماعی، تقویت تابآوری، پیشگیری بهجای مداخله پرهزینه، کاهش انزوای اجتماعی، افزایش حس تعلق و رفاه پیش از آنکه بودجه باشد، رفتار اجتماعی است.
مطالعات اقتصاد رفتاری(تالر و سانستاین)نشان میدهد مشارکت اجتماعی وقتی آسان و نزدیک به زندگی روزمره باشد افزایش مییابد.
همچنین پژوهشهای«جیمز کلمن» ثابت کرده سرمایهگذاریهای پیشگیرانه اجتماعی چند برابر مداخلات دیر هنگام بازده اقتصادی دارند.
سلام محله نقش دولت را تغییر میدهد.در تغییر رویکرد مدل قدیم به مدل جدید ارائه خدمت، تسهیل مشارکت، حضور در محله، سیاست رفاهی و حکمرانی اجتماعی، مورد تأکید است.
در این چارچوب، سازمان بهزیستی از نهاد حمایتی به نهاد اجتماع ساز تبدیل میشود.در نظریه«دولت پلتفرمی»دولت به جای تولید همه خدمات، بستر همکاری میان بازیگران را فراهم میکند.
این رویکرد مکمل نظریه رژیمهای رفاهی «اسپینگ‑اندرسن» است که نشان میدهد پایدارترین نظامهای رفاهی آنهایی هستند که خانواده، بازار و دولت را همزمان فعال میکنند.
در این میان شرکتها، حلقه گمشده رفاه قلمداد میشوند.
چالش رایج CSRدر جهان یک چیز است.
شرکتها میخواهند کمک کنند اما «محل اجرا»ندارند.کانونهای محلی سلام محله این خلأ را پر میکند و CSRرا مستقیماً به محله وصل میکند.در نظریه«ارزش مشترک» «مایکل پورتر» بنگاهها زمانی بیشترین منفعت اقتصادی را میبرند که در حل مسائل اجتماعی مشارکت کنند.
اتصال CSR به محله باعث همراستایی منافع اقتصادی و اجتماعی میشود و ریسکهای اعتباری شرکتها را کاهش میدهد.
سلام محله یک برنامه حمایتی نیست، یک زیرساخت حکمرانی اجتماعی است که شامل «مردم، کنشگر اجتماعی»، «دولت، تسهیلگر» و «شرکتها، شریک توسعه» می شوند.
درنتیجه رفاه دولتی → رفاه مشارکتی → رفاه پایدار حاصل میشود.
در ادبیات توسعه محلی، این تحول گذار از Welfare State به Welfare Society نامیده میشود جایی که رفاه نه محصول یک نهاد بلکه نتیجه تعامل شبکهای بازیگران اجتماعی است.
اقدامات سیاستی ضروری
این اقدامات شامل ۱_ ثبت کانونهای محلی بهعنوان پایگاه رسمی، ۲_نظام اعتبار اجتماعی برای داوطلبان، ۳_اتصال بودجههای CSR به محلات، ۴_انتشار«حساب امید اجتماعی محله» و ۵_تبدیل مدارس عصرگاهی به مراکز اجتماع محور.
حسابهای اجتماعی محلی در بسیاری کشورها ابزار سنجش سرمایه اجتماعی محسوب میشوند و امکان سیاست گذاری مبتنی بر داده را فراهم میکنند.
رویکردی که در حکمرانی نوین به Evidence‑based Policy معروف است.
ماحصل کلام آنکه سلام محله سیاست رفاه را تغییر میدهد ، از هزینه به سرمایه اجتماعی، از خدمت به مشارکت، از دولتمحوری به جامعه محوری و این همان نقطهای است که رفاه پایدار آغاز میشود.
ترکیب سرمایه اجتماعی، تولید مشترک خدمات، دولت پلتفرمی و ارزش مشترک اقتصادی نشان میدهد که رفاه پایدار زمانی شکل میگیرد که جامعه، دولت و اقتصاد در یک میدان مشترک عمل کنند و محله طبیعیترین میدان این همافزایی است.