کاهش قیمت گوشت با تدبیر نظارتی عارف/ اصلاحطلبی که تهمت "توجیه کشتار" را پذیرفت ولی آشوبگری نکرد
نمیشود که مردم تروریستها را در دادگاهها ببینند اما پشتیبانان همین تروریستها را هم ببینند که بهصورت روزمره مشغول حمایتهای علنی یا تلویحی از آشوب دِی ماه هستند!
سرویس سیاست مشرق - «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابهلای اخبار و اتفاقات کشور است.
ما درباره این خوانش البته تحلیلها و پیشینههایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم میگذاریم.
هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.
***
کاهش قیمت گوشت با تدبیر نظارتی عارف
پرویز جعفری، مدیرعامل پشتیبانی امور دام کشور از روند نزولی قیمت گوشت قرمز خبر داد و گفت: قیمت گوشت قرمز نسبت به هفته قبل با استمرار روند نزولی به ثبات رسیده است.
به گزارش خبرآنلاین، وی افزود: در حال حاضر واردات گوشت و دام پایه پروار و پایه کشتار در حال انجام است.
جعفری با بیان اینکه ی قیمت گوشت در میادین مبدا ملاک فروش است، گفت: قیمت گوشت قرمز بسته به نوع و کیفیت در شمال شهر و جنوب شهر با یکدیگر تفاوت دارد، اما به طور کلی قیمت هرکیلو گوشت قرمز به یک میلیون و ۸۰۰ هزارتومان رسیده بود که اکنون به یک میلیون و ۲۰۰ هزارتومان کاهش یافته که این امر بیانگر بهبود شرایط عرضه در برابر تقاضاست.[۱]
*مردم باید نکته مهمی را در قبال این ارزانی ۶۰۰ هزارتومانی بدانند و آن اینکه این رویداد مهم در کاهش قیمت گوشت نه به دلیل حذف ارز ترجیحی از واردات آن و تنظیمگری فرمول عرضه و تقاضا بلکه به دلیل دستور قاطع معاون اول رئیسجمهور در پاسخ به گرانفروشان بازار گوشت روی داد.
ماجرا از این قرار است که پس از تصمیم دولت برای حذف ارز ترجیحی واردات گوشت و تخصیص مبلغ آن به انتهای زنجیره یعنی مردم اما گرانی قیمت گوشت قرمز بیشتر هم شد و طبق گزارش صدا و سیما حتی به ارقام بیش از ۲ میلیون تومان هم رسید.
محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور در واکنش به این رویداد طی سخنانی اعتراضآمیز در جلسه ستاد تنظیم بازار گفته بود: اخیراً شاهد افزایش قیمت برخی کالاها بودهایم که ارتباطی با این طرح (کالابرگ) ندارد؛ متأسفانه برخی از شرایط موجود سوءاستفاده کردهاند که دستگاههای مسئول باید هرچه سریعتر نسبت به ساماندهی قیمتها اقدام کنند.
عارف همچنین در واکنش به این افزایش قیمتها دستور داد تا مجوزهای لازم برای واردات گوشت گوسفندی از کشورهای همسایه شمالی جهت تنظیم بازار داخلی صادر شود.[۲] این در حالی است که ایران در تولید گوشت خودکفاست ولی عارف به درستی تشخیص داد که باید در مقابل انحصارگران و گرانفروشان بهوسیله یک دستور وارداتی بایستد.
اکنون نیز آنچه در کاهش قیمت گوشت مشاهده میشود ناشی از همین دستور قاطع آقای عارف است که مشرق هم آنرا در وقت صدور تحسین کرده بود.[۳]
لکن باید با تأسف بگوییم که اگر دولت همین کار را قبل از تصمیم عجولانه خود در تغییر تخصیص ارز ترجیحی انجام داده بود و در مقابل قیمتهای بیقاعده و "گرانی دلبخواهی" بازار با قاطعیت رفتار کرده بود؛ امروز قیمت گوشت حتی از کیلیویی ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان نیز ارزانتر بود.
هرچه هست اکنون و با رویداد مهمی که در بازار گوشت قرمز رخ داد، مشخص شد که تنها نسخهای که میتواند جلوی گرانی دلبخواهی و اضرار معیشت مردم بهواسطه نرخهای بیقاعده را بگیرد "قاطعیت" و نظارت کارای دولت بر بازار و قیمتهاست.(نظیر دستور عارف که البته یک بخش کوچک از فواید قاطعیت دولت در بازار است)
گزینهای که اگر قوه قضائیه هم بر حسب وظایف قانونی خود به آن وارد شود و بر بازار نظارت کند آنگاه مردم شهد شیرین خدمت را بیش از این خواهند چشید.
درباره نسخه "نظارت کارای دولت بر بازار و قیمتها" بایستی تأکید کرد که اگر دولت نسبت به افزایش شمول آن عمل نکند و نظارتهای خود را افزایش ندهد و کاراتر نکند؛ چه بسا اصلاح اقتصادی قضیه ارز ترجیحی نیز عقیم بماند.
***
"رقاصان بزم ترور" خطرناکتر از تروریستها
"آشوبِ دی" که در مواضع رسمی نظام اسلامی با عناوینی همچون فتنه و کودتا نیز از آن یاد میشود یک حرکت علنی تروریستی بود که هیچ مانیفست و مبنای عاقلانهای هم نداشت.
لذاست که قبیح بودن این حرکت شوم و جرم بودن هرگونه حمایت از آن یک امر بدیهی است.
در همین حال اما کسانی با ژست سلبریتی، فعال سیاسی، فعال فضای مجازی و یا شهروند به پشتیبانی از این آشوبها برخاستهاند و رفتارهای عجیبی از خود بروز میدهند!
مثلا لام تا کام از شهدای امنیتی این حادثه تقدیر نمیکنند، در جشنواره فیلم فجر شرکت نمیکنند، استوری اعتراضی یا همدردی میگذارند، خود را معترض و منتقد نظام جلوه میدهند و یا با تحلیلهای غلط بر آتش تروریسم میدمند.
آیا این افراد متوجه تبعات اقدامات خود هستند؟
وظیفه نهادهای قضایی و امنیتی درباره این رفتارهای سمپاتیک نسبت به آشوب و تروریسم چیست؟
*قبل از هرچیز باید مسئولان امنیتی و قضایی را مخاطب قرار داد و تأکید کرد که اگر نظر نظام اسلامی درباره آشوب دِی، چیزی شبیه به کودتا، فتنه و عملیات تروریستی هست – که هست – پس باید در کنار برخورد با اغتشاشگران، لیدرها و تروریستها به برخورد با پشتیبانان و مجلسگرمکنهای این آشوب پر خشونت نیز اندیشید و رفتارهای مقتضی امنیتی، تأدیبی و قضایی را انجام داد.
نمیشود که مردم تروریستها را در دادگاهها ببینند اما پشتیبانان همین تروریستها را هم ببینند که بهصورت روزمره مشغول حمایتهای علنی یا تلویحی از آشوب دِی ماه هستند!
باید دانست که این پیوستهای عقلانی و این رفتارهای مقتضی امنیتی و قضایی اگر در قبال پشتیبانان و مجلسگرمکنهای "تروریسم" محقق نشود آنگاه آتش فتنه سرد نخواهد شد بلکه به زیر خاکستر میخزد و در وقتی دیگری زبانه خواهد کشید.
چه اینکه بر مبنای تئوریهای امنیتی میدانیم که تئوریسینها و مجلسگرمکنهای تروریسم از خود تروریستها هم خطرناکتر هستند و نقش مهمتری دارند.
سوگمندانهتر اینکه بسیاری از این مجلسگرمکنها و پشتیبانان تروریسم که این روزها خود را حامی آشوبگران و حذفشدگان و منتقد نظام اسلامی نشان میدهند اما کسانی هستند که سالها از گرده بیتالمال در بخشهای مختلف سینما و سیاست ارتزاق کردهاند و یا در کسب و کارهای خود از مالیات ارزان، امنیت، سوخت ارزان و رأفت نظام سود بردهاند.
لکن به نظر میرسد برای جلوگیری از زبانهکشیدن مجدد آشوب و کودتا و ممانعت از ریخته شدن خونهای مردم در حوادث بعدی باید برخوردهای تعزیری جدی با اینان صورت گیرد و تا سالها تحت پیگرد قضایی و امنیتی قرار گیرند.
در این زمینه میتوان به تجربه مهم رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه در جریان کودتای نافرجام این کشور نیز اشاره کرد که چگونه در یک رفتار اصولی و قابل توجیه؛ عوامل این کودتا را تا سالها و حتی تا امروز مورد پیگرد جدی قضایی قرار داده است.
با روند فعلی، زبانه کشیدن مجدد آشوب قطعی است.
***
اصلاحطلبی که تهمت "توجیه کشتار" را پذیرفت ولی آشوبگری نکرد
ماشاءا...
شمسالواعظین از چهرههای ستادی جریان اصلاحات است.
او به تازگی در بخشی از یک گفتوگو با روزنامه شرق تحلیلهای مهمی را درباره آشوب دیماه گذشته ارائه کرده است.
متن پرسشهای روزنامه شرق و پاسخهای شمسالواعظین در این باره را در ادامه میخوانید:
شما علاوه بر آنکه تحلیلگر حوزه بینالملل و بهویژه خاورمیانه هستید، یک چهره سیاسی داخلی نیز محسوب میشوید.
پس از انقلاب، اتفاقی کمسابقه رخ داده و آن اعتراضات دیماه است.
بسیاری معتقدند این تحولات موجب تضعیف وزن دیپلماتیک و توان چانهزنی ایران شده و همین امر زمینه مانورهای منطقهای علیه ایران و حتی تهدید جنگ را فراهم کرده است.
آیا واقعا وزن دیپلماتیک ایران بهشدت کاهش یافته است؟
_من اساسا از این زاویه به مسئله نگاه نمیکنم.
به نظر من، تحولات داخلی ایران کاملا قابل پیشبینی بود.
چطور؟
_من از افرادی بودم که بلافاصله پس از آغاز مرحله دوم اعتراضات، زمانی که این اعتراضات وارد فاز درگیریهای خشن و نظامی از دو سو شد، این روند را مرحله دوم جنگ اسرائیل علیه ایران ارزیابی کردم؛ بدون هیچگونه ملاحظه یا تردیدی.
ایالات متحده و اسرائیل در جنگ ۱۲روزه ناکام ماندند و پس از آن، این بازیگران بار دیگر تلاش کردند از مسیر بازگشت به بدنه اجتماعی ایران، به نتیجهای جایگزین برسند.
اعتراضات صنفی، ازجمله اعتراضات بازاریان، در ذات خود کاملا معصومانه، مردمی و مبتنی بر مطالبات واقعی بود؛ حتی زمانی که دامنه آن گسترش یافت نیز ماهیتی مردمی داشت.
اما این موج، به سکویی برای سوارشدن نیروی رقیب تبدیل شد؛ نیرویی که تلاش کرد شکست خود در جنگ ۱۲روزه را از طریق تحریک مسائل داخلی ایران جبران کند.
باز هم من را غافلگیر کردید و چه تعبیر زیبایی به کار بردید، "اعتراضات معصومانه".
واقعا ماشاءالله شمسالوعظین معتقد است اعتراضات در آغاز معصومانه بود؟
اگر چنین بود چرا شاهد این میزان از کشتار معترضان بودیم که بیسابقه است؟
_اجازه بدهید یک پرسش کلیدی مطرح کنم.
من کاری ندارم که چه کسی آغازگر شلیک بود یا نتایج و پیامدهای اولیه چه بود، اما وقتی رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا توییت میکند که «مشهد سقوط کرده» و سپس از مردم ایران میخواهد نهادهای کلیدی و حاکمیتی را تصرف کنند، باید دقیق شویم.
مردم معترض، بازاری یا شهروند عادی، به دنبال تصرف کلانتری یا پادگان نمیروند.
این کار نیازمند آموزش نظامی، سلاح و تشکیلات است؛ کاری که تنها از عهده نیروهای مسلح، میلیشیا یا گروههای سازمانیافته برمیآید.
نکته دیگر آن است که نماینده اسرائیل در سازمان ملل اعلام میکند افسران موساد در میان معترضان ایرانی در صحنه حضور دارند.
نکته دیگر اینکه رسانههای وابسته به این جریان ازجمله ایراناینترنشنال حمله به مساجد و کلانتریها را ذیل عنوان «دفاع شخصی» توجیه میکنند و در ادامه رضا پهلوی در مصاحبه با فاکسنیوز پس از این کشتارها میگوید «جنگ است و جنگ تلفات دارد».
این گزارهها نشان میدهد که برنامههایی از پیش طراحیشده برای تضعیف یا فروپاشی نهادهای حاکمیتی وجود داشته است.
هیچ حاکمیتی در جهان چنین وضعیتی را تحمل نمیکند.
با این حال من از همان روز نخست تأکید کردم که باید میان مردم معترض با مطالبات مشروع و نیروی تشکیلاتی سازمانیافتهای که دنبال برهمزدن نظم و واگذاری کشور به بازیگران خارجی است، تفکیک قائل شد.
مشکل اینجاست که در میدان عمل، این تفکیک بهسادگی ممکن نیست.
اکثر قربانیان این وقایع، وقتی میگویم قربانی همه طرفها را در نظر دارم، از مردم ایران بودند.
من اهل تفکیک ارزشی در این زمینه نیستم.
چه تفکیکی؟
تفکیک بین کلمه جانباخته و شهید؟
_بله و من این تفکیک را قبول ندارم.
این ادبیات ارزشیهاست.
همه مردم ایران در دیماه آسیب دیدند و باید بدون هیچ تبعیضی مورد رسیدگی، توجه و آسیبشناسی قرار گیرند و برای همه آنها احترام قائل بود.
_این را بدون تعارف بپرسم که قدری با خط تحلیل شما زاویه دارم و قدری هم گیج شدم.
از یک سو قائل به تفکیک جانباخته و شهید نیستید، همه را به یک چشم میبینید و همه آسیبدیدگان را مردم ایران میدانید و اعتراضات را هم معصومانه تعبیر کردید، اما از سوی دیگر خط تحلیل شما نوعی توجیه کشتار همین مردم نیست؟
مردم باید بدانند در شرایط یک چالش بزرگ جهانی، ممکن است ناخواسته به سوخت یک رویارویی بزرگتر تبدیل شوند.
طرح مطالبات معیشتی حق مردم است، اما همراهی با کسانی که به دنبال تصرف مراکز قدرت و پادگانها هستند، کشور را به بحرانهای غیرقابل کنترل میکشاند.
جز نیروهای تروریستی و هدایتشده از خارج، بقیه مردم بودند که آسیب دیدند و همه قابل احتراماند.
اعتراضات ابتدا معصومانه بود، اما مواضع آمریکا، اسرائیل و رسانههای وابسته نشان میدهد ماهیت واقعی این رویداد پیچیده است.
تصرف مراکز نظامی واکنش قهری به همراه دارد و تجربههای تاریخی هزینههای نادیدهگرفتن این واقعیتها را نشان داده است.
ایران در چالش جهانی و زیر سایه جنگ میهنی است؛ کنترل هیجان و تفکیک اعتراض مشروع از پروژه براندازانه ضرورت ملی است.
در جریان اعتراضات اخیر، جنگ رسانهای شکست خورد و تصویر ایران در افکار عمومی جهانی به تصویری شبیه اسرائیل پس از جنگ غزه نزدیک شد.
اسرائیل با «جنگ روایتها» تلاش دارد ایران را محکوم کند، اما تاکنون موفق نبوده است و دسترسی سفارتخانهها و خبرنگاران خارجی به واقعیتها مانع از فریب روایتهای اغراقآمیز شده است.[۴]
*اگرچه در آنالیز شمسالواعظین از آشوب دی، ایراداتی هم وجود دارد لکن شاکله و ستون فقرات تحلیل او مبنی بر نقش دشمن در این آشوبها و تحرکات تروریستی کاملا صحیح است.
همچنین است که تحلیل او از حیث مهمتری هم واجد ارزش است و آن اینکه آقای شمس بر خلاف تعدادی از هممسلکان خود در اردوگاه اصلاحات و ستاد جریان چپ، از گزینه "اصالت خیابان" فاصله گرفته و صراحتا و بیهیچ خوف و هراسی خشونت را تقبیح میکند و آنرا عاملیت دشمن میداند.
کما اینکه دیدیم و دیدید که برخی از چهرههای جریان چپ و برخی جامعهشناسان منتسب به این جریان خاص سیاسی اما ولو به قدر یک کلمه هم آشوبگران را محکوم نکردند و حتی از این گفتند که مردم حق دارند در جایی قانون و نظم موجود را هم بشکنند![۵]
ما به چشم خودمان دیدیم که یک وزیر به صحنه آمد و از این گفت که آتش زدن یک امامزاده در دزفول یک چالش فرهنگی است نه تروریستی.[۶] و دیدیم که کسانی از جریان چپ به این آشوب و کودتا قید "دعوای درون خانواده" را الصاق کردند و مشغول مذمت نظام اسلامی شدند.
لذاست که تعقل و انصاف شمسالواعظین و درسی که او به هممسلکان سیاسی خود میدهد بسیار مغتنم است.
در این باره همچنین باید اضافه کرد که "حرف زدن با مردم" و تخاطب با جامعه یکی از بخشهای مهجور در سیاست و رسانه در ایران است که اگرچه گاهی تک و توک از رجال سیاسی و یا رسانههای عاقل به آن تن میدهند لکن باید شاهد فراگیر شدن این گفتمان باشیم تا جامعه بتواند در تشخیص درست و غلط و انتخاب راه صواب بهتر عمل کند و سره را از ناسره باز بشناسد.
شمسالواعظین که در بین اصلاحطلبان به تخصص رسانهای نیز مشهور است پیش از این در مصاحبه دیگری عملکرد BBC و اینترنشنال را در جریان آشوب دی به شدت نقد کرده بود.[۷]
***
1_ khabaronline.ir/xpxFB
2_ mshrgh.ir/1779614
3_ mshrgh.ir/1779614
4_https://fa.shafaqna.com/?p=2207037
5_mshrgh.ir/1775425
6_mshrgh.ir/1782387
7_ mshrgh.ir/1781539