انتقاد یک مستندساز به عملکرد صداوسیما و برنامه جنجالی شبکه افق؛ با اخراج یک مدیر و مجری مشکل این رسانه حل نمیشود
یک مستندساز نوشت: بعید نیست از این دست اتفاقات باز هم در این رسانه بیفتد. با اخراج یک مدیر و مجری، مشکل این رسانه حل نمیشود. مشکل این رسانه در نحوه نگرش برخی افراد و مدیرانش به جامعه است که این نگاه، نیازمند تغییرات اساسی و بنیادین و زیربنایی است.
کد خبر: 760265 | ۱۴۰۴/۱۱/۲۰ ۱۰:۳۵:۳۰
«خلأ قانون در جریحهدار ساختن احساسات مردم» عنوان یادداشت روزنامه اعتماد به قلم شاهپور محمدی است که در آن آمده؛در بخش نخست این مبحث گفته شد که نمایندگان مجلس موظفند هم خود در جهت حفظ آرامش جامعه پیشقدم شوند و هم با تصویب قوانین بازدارنده اجازه ندهند هر کسی هر حرفی را، از هر تریبونی مخصوصا در شرایط بحران جامعه بزند تا به تشویش و نگرانی مردم منجر شود.
رسانه ملی کشور نیز باید مشمول چنین قوانینی شود.
اتفاق به ظاهر ساده اخیر در شبکه افق به عامه مردم، خاصه جامعه فرهنگی کشور یادآور شد که دغدغه و نگرش برخی مدیران و دستاندرکاران رسانه ملی با اتفاقات و مطالبات جامعه فاصله زیادی دارد.
اختصاص بودجههای نجومی از بیتالمال برای این رسانه مردمی، نباید چنین خروجیهایی را به همراه داشته باشد.
اگر برخی افراد در رسانه ملی هنوز به این نکته مهم نرسیدهاند که مردم در هر سطحی و با هر نوع اندیشه و سلایق فکری، ولینعمتان این رسانهاند، باید در نگاهها و رفتارهای خود تجدیدنظر کنند.
این رسانه با پسوند «ملی» در حال فعالیت است و با این اتفاق اخیر نیازمند آن است این افراد، یک بازتعریفی در مورد عنوان «ملی» در کنار کلمه «رسانه» برای خود داشته باشند.
نباید بهگونهای نسنجیده رفتار کنند که احساس شود اندیشه و تدابیر مدیران و برنامهسازان این رسانه، با خواستهها و نیازهای اساسی آحاد مختلف جامعه فاصله زیادی دارد.
در شأن رسانه کشور نیست اجازه دهد جرمی اتفاق بیفتد و بعد از وقوع آن صرفا بخواهد مدیر یک شبکهای را عزل کند یا دادستانی بخواهد علیه برنامهسازان آن اعلام جرم کند.
رسانهای که به عنوان یک تریبون ملی- فرهنگی، باید خطا و اشتباه افراد جامعه را تذکر دهد، به جایی رسیده که خود خطاهای به این بزرگی را مرتکب میشود.
با این اتفاقات باید گفت که مدیران میانی این رسانه نیازمند یکسری کلاسهای توجیهی در مورد نحوه مدیریت در رسانهاند.
رسانهای که خود باید به مردم آموزش دهد که هیچ کسی در هیچ سطحی و در هیچ لباسی و با هیچگونه ابزار و تریبونی حق ندارد با حرفها و رفتارهای خود، احساسات مردم جامعه را جریحهدار کند، با این اتفاقات اخیر معلوم شد که خود، هماکنون نیازمند آموزش در این زمینههاست!!
بازی با احساس خانوادهها، مصداق بارز مردمآزاری است و متاسفانه رسانهای که باید برحذرکننده اینگونه معضلات رفتاری در جامعه باشد، خود متوجه موضوع به این کوچکی و پیش پا افتاده نبوده است.
ضعف سواد جامعهشناسی و رسانهای، آن هم برای تلویزیونی که خود مدعی الگو و ترویج اخلاق در جامعه است، پذیرفتنی نیست و باید تقویت شود .
رییس این رسانه میتوانست با یک عذرخواهی رسمی با مردم گفتوگو کند و در یک فضای صمیمی به مخاطبان تلویزیون دلیل اینگونه حوادث را توضیح دهد تا شائبهها برطرف شود.
مردم حق دارند دلایل اینگونه اتفاقات را بدانند.
مدیران رسانه باید بدانند که صاحبان اصلی رسانه ملی این کشور، مردمند و در صورت بروز هرگونه اشتباهی، باید در مقابل همین مردم تواضع و فروتنی از خود نشان دهند!!
منتخبان ملت در مجلس نیز نباید از کنار چنین مسائل و اتفاقاتی به راحتی عبور کنند.
آنها باید تحقیق و تفحص کنند و ببینند مدیران شبکهها تا چه میزان سواد مرتبط با رسانه را دارند تا از تکرار چنین آبروریزیهایی جلوگیری شود .
باید بررسی شود که چند درصد این افراد دورههای مختلف آموزش برنامهسازی و مدیریت رسانهای و بخشهای مختلف فنی را در این سازمان دیده و گذراندهاند؟
این موارد، حق مردم و منتخبان آنها در مجلس است.
اگر چنین بررسی و تحقیقی صورت نگیرد و این رسانه نخواهد به یک اصلاح نگرشی و تغییر ساختاری در این سازمان دست بزند، بعید نیست از این دست اتفاقات باز هم در این رسانه بیفتد.
با اخراج یک مدیر و مجری، مشکل این رسانه حل نمیشود.
مشکل این رسانه در نحوه نگرش برخی افراد و مدیرانش به جامعه است که این نگاه، نیازمند تغییرات اساسی و بنیادین و زیربنایی است.
عدم دقت و در نظر نگرفتن میزان فهم بالای عامه مردم، بزرگترین و عمده ایراد و اشکال برخی مدیران این نهاد رسانهای است.
با این نوع برنامهسازیها در این رسانه مشخص شد که از مدیر اخراجی شبکه گرفته تا دیگر عوامل سازنده، اشراف کامل و دقیق نسبت به زمان و نیازمندیهای جامعه نداشته و خود این موضوع مهم نیازمند بررسی و پژوهش است.
باید بگوییم حال مدیر شبکه به کنار، یعنی یک نفر از عوامل سر صحنه این برنامه نتوانسته بود تشخیص دهد و به سازندگان آن تذکر دهد که ساخت چنین برنامهای در شرایط حال بد مردم، مناسب برای تهیه و ضبط نیست و امکان ایجاد هزاران سوءتفاهم را در جامعه میتواند داشته باشد؟
چرا چنین دقت عملهایی وجود نداشته است؟
در شرایط اقتصاد مقاومتی و وضعیت بد معیشت مردم و نبود بودجه کافی در صندوق دولت، باز هم بودجه سازمان صدا و سیما از طرف دولت و مجلس برای سال آینده مورد افزایش قرار میگیرد.
حال آیا رواست که دستمزد مردم و دولت و تصویبکنندگان این بودجهها در خانه ملت، با اینگونه مدیریتها و برنامهسازیها داده شوند؟
رسانه باید بداند اگر منتقدان و نویسندگان مواردی را همواره در مورد عملکرد این سازمان، در مطبوعات انعکاس داده و به روشنگری میپردازند، صرفا به دلیل اهمیت کارکرد این رسانه در جامعه است.
متاسفانه این رسانه آنطور که باید از دیدگاههای روشنگرانه منتقدان کشور نیز استقبال نمیکند.
در حالی که این رسانه باید منتقدان را در کنار خود ببیند و نه در مقابل خود!!
اگر ما رفتارهای خود را در یک فضای صمیمی و منطقی مورد نقد قرار ندهیم، قطعا رسانههای بیگانه آن سوی مرزها، بهگونه دیگری آن را تحلیل کرده و به افکار عمومی جامعه انتقال خواهند داد.
باید دید چرا عدهای در این سازمان از نیازمندیهای اساسی مردم و کشور دورند؟
رسانه جایی نیست که مدیری بخواهد در آن اشتباهی انتخاب شود یا خطایی انجام دهد.
هماکنون کشور در شرایط خاص سیاسی قرار دارد و زمان، زمان اتحاد و همبستگی ملی است و این رسانه به دور از هرگونه خطایی باید همه آحاد جامعه را با هر نوع اندیشه و افکار و نگرش سیاسی، زیر یک چتر واحد دور هم جمع کند.
بزرگترین افتخار این کشور تنوع آرا و سلیقهها و اندیشههای آن است که همواره نادیده گرفته شدهاند و همین موضوع به ظاهر ساده باعث شده بخشی از مردم و خاصه جوانان و نسل جدید از این نهاد رسانهای رویگردان شوند و به سمت برنامههای شبکههای ماهوارهای گرایش پیدا کنند.
رسانه تصمیم بگیرد یکبار برای همیشه روحیه نقدپذیری و به تبع آن، تغییر و اصلاح را در ساختار مدیریتی خود پیاده کند تا همگان به سمت این رسانه جذب شوند.
وقتی در یک سازمان رسانهای پذیرش نقد در کار نباشد و حضور اندیشهها و سلایق فکری مختلف نیز کمرنگ باشد، طبیعتا در چنین شرایطی، تکرویها حاکم شده و برنامههایی از جنس شبکه افق نیز تولید خواهد شد.
هدف بحث ما صرفا یک برنامه خاص از نوع خط خطی نیست، بلکه شاکله کاری و مدیریتی این سازمان است که نیازمند یک تغییر بنیادین و اساسی است و اگر این تغییرات صورت نگیرند، روز به روز از اهداف مردمی خود فاصله خواهد گرفت.
امیدواریم این نقد و تحلیلها باعث شوند تا مدیران رسانه، آن اصلاحات ساختاری مورد انتظار جامعه را هر چه سریعتر آغار کنند و در مسیر سخت کاری خود همواره از نظرات مشورتی منتقدان دلسوز کشور نیز دریغ نکنند.