قتل دوست صمیمی در دعوا بر سر دو دختر
درگیری دو دوست به خاطر دختران مست منجر به قتل یکی از آنها شد و دیگری در آستانه قصاص قرار گرفت.
درگیری دو دوست به خاطر دختران مست منجر به قتل یکی از آنها شد و دیگری در آستانه قصاص قرار گرفت.
کد خبر: 760158 | ۱۴۰۴/۱۱/۱۹ ۲۰:۳۰:۰۸
درگیری دو دوست به خاطر دختران مست منجر به قتل یکی از آنها شد و دیگری در آستانه قصاص قرار گرفت.
به گزارش اعتمادآنلاین، خرداد سال جاری به ماموران خبر دادند مردی در بیمارستان جانش را دست داده است.
تحقیقات اولیه نشان میداد مقتول شروین نام دارد و قبل از اینکه زخمی شود با دوستش ماهان درگیر شده بود.
فردی که زمان حادثه همراه شروین بود به ماموران گفت: من همراه شروین بودم.
او گفت بیا برویم باشگاه اما قبل از باشگاه با دوست صمیمیام قرار دارم.
من هم همراهش رفتم.
شروین گفت دوستش ماهان علیه او با دو دختر صحبت کرده و فایل صوتی گفتههای ماهان به او رسیده است.
وقتی سر قرار رسیدیم من در ماشین نشستم.
شروین پیاده شد و به سمت ماهان رفت.
یکدفعه دیدم شروین روی زمین افتاد و ماهان فرار کرد.
من شروین را به بیمارستان رساندم.
چند روز بعد ماهان شناسایی و بازداشت شد.
او اعتراف کرد شروین را زده اما گفت قصد قتل نداشته است.
متهم مدعی شد دچار بیماری اعصاب و روان است و در بیمارستان هم بستری شده است.
با توجه به نظریه پزشکی قانونی و سایر مدارک موجود، کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۹ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
در جلسه رسیدگی والدین شروین از طرف خودشان و در مقام قیم نوهشان درخواست قصاص کردند.
سپس ماهان در جایگاه حاضر شد و گفت: من و شروین هشت سال با هم دوست بودیم.
با هم باشگاه میرفتیم و همهچیز زندگی یکدیگر را میدانستیم.
مدتی قبل از حادثه یک شب حدود ساعت ۱۱ونیم شب دو دختر که خیلی مست بودند به من زنگ زدند.
با آنها در یک پارتی آشنا شده بودیم.
من رفتم که کمکشان کنم.
دختران گفتند شروین در حالی که آنها مست بودهاند در خیابان رهایشان کرده.
من آنها را سوار ماشین کردم.
در راه که داشتم به خانهشان میرساندمشان، گفتم روی شروین حساب نکنید، او زن و بچه دارد.
بگذارید به زندگیاش برسد.
متهم ادامه داد: وقتی داشتم این حرفها را میزدم نمیدانستم که دخترها صدای مرا ضبط میکنند.
فایل صوتی را به شروین داده بودند و او هم عصبانی شده بود.
به من گفت چه حقی داری در زندگیام دخالت کنی.
من هر کاری بخواهم میکنم.
گفت چرا پشت سرم حرف زدی و همین هم باعث شد از من عصبانی باشد.
تا اینکه روز حادثه زنگ زد و از من خواست جایی همدیگر را ببینیم.
من هم قبول کردم.
وقتی آمد خیلی عصبانی بود.
با چاقو حمله کرد و من هم برای دفاع از خودم او را زدم.
البته قصد کشتن نداشتم.
از پدر و مادرش عذرخواهی میکنم.
بعد از گفتههای متهم و وکیلمدافع او، قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.