وقتی نظریههای توطئه رنگ واقعیت میگیرد: اسناد اپستین پرده از اتحاد مخفی قدرتمندان برداشت
اسناد تازه منتشر شده نشان میدهد بسیاری از نظریههای توطئه واقعی بوده و افراد ثروتمند فارغ از اندیشه سیاسی، از یکدیگر حمایت میکنند.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ زهرا نجفی - میلیونها سند از پرونده جفری اپستین، مجرم جنسی و قاچاقچی انسان که به تازگی منتشر شده، خشم مردم را در سراسر جهان برانگیخته است.
آنچه مردم را بسیار خشمگین میکند، فقط رفتارهای وحشیانه اپستین نیست، بلکه برملا شدن روی دیگری از نخبگان سیاسی و ثروتمندان است.
این اسناد نشان دهنده وجود جهانی است که پیش از این هم گمان میرفت وجود داشته باشد: یک باشگاه خصوصی بینالمللی از افراد قدرتمند و فوق ثروتمند که ظاهرا همه یکدیگر را میشناسند، به یکدیگر کمک میکنند و اعضای باشگاه خود را در برابر بازرسیهای قانون محافظت میکنند.
افشای روابط پنهان میان نخبگان جهانی و فساد سیستماتیک
اسناد جدیدی که منتشر شده شاید هنوز به سوالات زیادی پاسخ ندهد، مثلا اینکه آیا اپستین واقعا خودکشی کرده بود یا خیر؛ یا اینکه آیا هیچ یک از دوستان مشهور او واقعا در روند قاچاق انسان شرکت داشتهاند یا خیر.
اما به گفته متیو دالک، مورخ سیاسی در دانشگاه جورج واشنگتن، نشان میدهد نظریهپردازان توطئه تا حدی درست میگفتند.
به گفته این تحلیلگر، اسناد جدید باور پشت اکثر نظریههای توطئه را تأیید میکنند: اینکه «با نخبگان رفتار ویژهای میشود، از قوانینی که قرار است برای همه به طور مساوی اعمال شود، محافظت میشوند و نوعی فساد به معنای وسیع کلمه وجود دارد».
اسناد جدید، بزرگترین و احتمالاً آخرین بخش از پروندههای موسوم به پروندههای اپستین است، اگرچه دولت آمریکا تا ۳ میلیون صفحه دیگر را مخفی نگه داشته است.
با این حال، حتی افشاگریهای اولیه این پروندهها، مجموعه شگفتانگیز روابط بین اپستین و نخبگان جهانی از جمله میلیاردرهای حوزه فناوری؛ رئیس جمهور آمریکا؛ اعضای خانواده سلطنتی یا درباریان انگلیس، نروژ و عربستان؛ وزرا و فرمانداران فعلی و سابق دولت آمریکا؛ و مدیران و دانشگاهیان برجسته تجاری را عمیقتر میکند.
البته هر کسی که نام او در اسناد ذکر شده لزوما در جرایم اپستین دخالت نداشته است.
چرا که این اسناد شامل ادعاهای تایید نشدهای است که توسط وزارت دادگستری آمریکا جمعآوری شده است.
اما میتوان گفت که اپستین یک دلال بیشرم بوده که ماموریت خود را آشنایی، هرچند ضعیف، با هر فرد قدرتمندی که میتوانست، قرار داده بود.
در همین حال، پروندهها، به ویژه مکاتبات ایمیلی و پیامکی پر از غلط املایی اپستین، از نظر آنچه که نشان میدهند نخبگان چگونه در خلوت خود و بین خودشان رفتار میکنند، جذاب و در نهایت تلخ هستند.
دوستی چند دههای دونالد ترامپ با اپستین از قبل کاملاً شناخته شده بود و به نظر میرسد که در حدود سال ۲۰۰۴ به اختلاف ختم شده است.
به نظر نمیرسد که پروندههای جدید رسما او را در ارتکاب جرم دخیل بداند.
اما اسناد جدید روابط اجتماعی اپستین با دیگر اعضای حلقهی ترامپ از جمله وزیر بازرگانی فعلی ایالات متحده یعنی هاوارد لوتنیک، را برجسته میکند.
طبق این پروندهها، لوتنیک ممکن است در سال ۲۰۱۲ از جزیره خصوصی اپستین بازدید کرده باشد.
هرچند که لوتنیک این موضوع را رد میکند و اخیراً به نیویورک تایمز گفته است که هرگز با اپستین وقت نگذرانده است.
اپستین و دیپلماسی پنهان؛ نفوذ گسترده در سیاست و تجارت جهانی
این پروندهها نگاهی اجمالی و ناخوشایند به روشهای واقعی انباشت ثروت و توزیع قدرت هستند.
اپستین فردی بود که به هیچ رأیدهنده، مقام دولتی یا سهامداری پاسخگو نبود، اما در عین حال، تقریباً به طور مداوم در حال مداخلههای پشت پرده در حوزههای سیاسی یا تجاری بود: مشاوره به ایهود باراک، نخستوزیر سابق رژیم صهیونیستی، در مورد چگونگی کسب درآمد پس از نخستوزیری؛ کمک به یک تاجر هندی برای ملاقات با داماد ترامپ؛ ارتباط با مقامات عالیرتبه کرملین در تلاشی (ظاهراً ناموفق) برای ملاقات با ولادیمیر پوتین؛ و به طور کلی انجام نوعی «دیپلماسی» که نیازی به انتصاب به عنوان سفیر ندارد.
برخی از نامهای خانوادگی مورد علاقهی نظریهپردازان توطئه مانند خانواده معروف راکفلر نیز گهگاه در پروندهها ظاهر میشوند، در زمینههایی که پیش پا افتاده هستند، اما مطمئناً باور یک توطئهپرداز را مبنی بر اینکه افراد قدرتمند همه یکدیگر را میشناسند، تقویت میکند.
تعهدات سیاسی یا نمایش؟
وقتی ثروتمندان همه متحد میشوند
اگر بخواهیم صادق باشیم، این پروندهها هر نوع تعهد سیاسی عمومی را به سخره میگیرند؛ به نظر میرسد وقتی افراد خیلی خیلی ثروتمند یا مشهور میشوند، دیگر دعواهای سیاسی و فکری برایشان مهم نیست.
آنها به خاطر منافع مشترکشان کنار هم میایستند.
یعنی اتحاد طبقاتی واقعاً وجود دارد، اما نه بین مردم عادی؛ بلکه بین نخبگان و ثروتمندان از هر نوع ایدئولوژی.
به طور مثال، اپستین ممکن بود یک مجرم جنسی محکومشده و حامی مالی حزب دموکرات باشد، اما این موضوع باعث نشد استیو بنن (که خودش را مبارزی علیه نخبگان لیبرال معرفی میکند) به اپستین «آموزش رسانهای» ندهد تا تصویر عمومیاش را ترمیم کند.
اپستین ممکن بود یک مجرم جنسی محکومشده و سرمایهداری خوشگذران باشد، اما این موضوع مانع نشد که نوام چامسکیِ چپگرا و منتقد سرمایهداری، با او سوار هواپیمای خصوصی نشود یا با او دوستانه تبادل نظر نکند.
در نهایت معلوم میشود که بعضی از معروفترین چهرههایی که خودشان را «خارج از سیستم» و مردمی معرفی میکنند، در واقع کاملاً داخل همان سیستم هستند.
بع عبارتی، معلوم میشود آن «توطئه بزرگ جهانی» تا حدی واقعاً وجود دارد، اما خیلی معمولیتر و پیشپاافتادهتر از چیزی که نظریهپردازان توطئه تصور میکنند.
اپستین یک مدیر سرمایهگذاری حرفهای بوده و تخصص او فرار مالیاتی بود.
به عبارت دیگر، او به افراد ثروتمند کمک میکرد تا پول خود را (البته گاهی اوقات به صورت قانونی) پنهان کنند و آنها نیز با ثروتمند کردن او، جبران کردند.
چگونه معلم ریاضی ناکام، میلیاردر و کلاهبردار بزرگی شد؟
هنوز بسیاری از آمریکاییها قانع نشدهاند که چگونه یک فرد ترکتحصیل کرده که زمانی معلم ریاضی بوده، توانسته ثروتی به دست آورد که به واسطه آن هواپیمای شخصی بخرد.
بسیاری در شبکههای اجتماعی حدس زدهاند که شاید ثروت او از طریق اخاذی جنسی از نخبگان دیگر به دست آمده باشد.
هرچند این فرضیه ممکن است درست باشد، اما توضیح سادهتر و حتی عجیبتر این است که شاید اصلاً نیازی به اخاذی نبوده است.
طبق تحقیقی دقیق و طولانی از نیویورک تایمز، اپستین فردی زیرک بود که میدانست چگونه نخبگان مهم را پیدا کند، جذب کند و از ضعفها و نگرانیهایشان سوءاستفاده کند.
او با حمایت مالی ثروتمندان رشد کرد و گاهی حتی از آنها دزدی میکرد.
به عبارت دیگر، او یک کلاهبردار بزرگ بود که خوب میدانست چگونه از سیستمی که برای افرادی مثل خودش ساخته شده، بهره ببرد.
منبع: گاردین