مذاکرات عمان بیش از آنکه ماهوی باشد، سنجش جدیت طرفین بود
عباس اصلانی کارشناس مسائل سیاست خارجی درباره دور نخست مذاکرات ایران و آمریکا در عمان و چشمانداز گفتوگوها و احتمال کاهش تنشها توضیح داد.
کد خبر: 760009 | ۱۴۰۴/۱۱/۱۸ ۱۸:۵۳:۱۴
عباس اصلانی کارشناس مسائل سیاست خارجی در گفتوگو با خبرنگار اعتمادآنلاین، درباره دور نخست مذاکرات ایران و آمریکا در عمان و چشمانداز گفتوگوها و احتمال کاهش تنشها توضیح داد.
او در این باره گفت: به نظر میرسد دور اول این مذاکرات بیش از آنکه با هدف ورود جدی به موضوعات اصلی باشد، معطوف به نوعی محکزنی و سنجش میزان جدیت طرفین بوده است؛ اینکه هر یک از دو طرف تا چه اندازه آمادگی دارند موضوعات را به شکل جدی دنبال کنند.
وی افزود: طبیعتاً در این دور، ایدهها و مواردی درباره موضوعات ماهوی نیز مطرح شده و واکنشهای متقابل میتواند برای هر یک از طرفین، مبنایی برای ارزیابی میزان جدیت طرف مقابل باشد.
با این حال، این مذاکرات در فضایی آکنده از عدم قطعیتهای فراوان انجام میشود و نمیتوان سایه تحولات گذشته و حتی تحولات جاری را از میز گفتوگوها نادیده گرفت.
اصلانی با اشاره به تجربه مذاکرات پیشین ایران و آمریکا گفت: در سال گذشته میلادی، در حالی که دو طرف چندین دور مذاکره را پشت سر میگذاشتند، بهطور ناگهانی حمله نظامی علیه ایران صورت گرفت که این موضوع عملاً دیوار بیاعتمادی را بلندتر کرد.
از همین رو، نمیتوان گفت مذاکرات در خلأ و بدون تأثیرپذیری از تحولات پیشین یا فعلی برگزار میشود.
این پژوهشگر ارشد ادامه داد: در شرایط کنونی نیز، علاوه بر آن سابقه، شاهد افزایش حضور نیروهای نظامی آمریکا در منطقه هستیم و در کنار آن تلاشهایی از سوی اسرائیل برای تخریب روند مذاکرات صورت میگیرد.
بنابراین بخشی از تحولات در داخل اتاق مذاکرات جریان دارد و بخشی دیگر در خارج از آن که چهبسا اگر مهمتر از داخل اتاق نباشد، کماهمیتتر هم نیست.
وی درباره ارزیابی اولیه از عملکرد تیم مذاکرهکننده ایران تصریح کرد: ارزیابی کلی، بهویژه از سوی وزیر امور خارجه ایران، این بود که آغاز مذاکرات مثبت بوده است.
ایشان نیز اشاره کرد که در صورت تداوم این روند ممکن است در جلسات آینده بتوان به یک چارچوب مشخص دست یافت و در همین راستا، تفاهمی برای ادامه گفتوگوها حاصل شده است.
اصلانی خاطرنشان کرد: البته پیش از این هم، در دورههایی از گفتوگوها – پیش از وقایع موسوم به جنگ ۱۲ روزه – شاهد پیشرفتهایی بودیم، اما معمولاً پس از بازگشت تیم آمریکایی به واشنگتن یا انجام مشورتها با طرف اسرائیلی، مواضع آنها تغییر میکرد.
این نوسانات و روند زیگزاگی موجب بلاتکلیفی مذاکرات و دشوار شدن دستیابی به هرگونه نتیجه مشخص میشد.
اینکه آیا اینبار نیز آمریکاییها همان الگو را تکرار خواهند کرد یا نه، همچنان پرسشی بیپاسخ است که پاسخ آن احتمالاً در دورهای آتی یا در روزها و هفتههای آینده روشن خواهد شد.
وی تأکید کرد: در مقطع فعلی، قضاوت زودهنگام درباره سرنوشت مذاکرات منطقی نیست.
ما در یک گام مقدماتی و اولیه قرار داریم و باید دید پس از بازگشت هیأتها به پایتختها، روند تحولات به چه سمتی پیش خواهد رفت.
طبیعتاً هدف ایران از این مذاکرات صرفاً کاهش تنش یا رفع سایه جنگ در قبال تعهدات هستهای نیست، بلکه انتظار اصلی، رفع تحریمهاست.
اصلانی افزود: حضور معاون دیپلماسی اقتصادی در ترکیب تیم مذاکرهکننده ایران نیز به نظر میرسد حامل این پیام باشد که مذاکرات نباید صرفاً معطوف به مطالبات و دغدغههای طرف آمریکایی باشد، بلکه انتظارات ایران، بهویژه در حوزه اقتصادی، نیز اهمیت دارد و گفتوگوها نباید تنها به مسائل امنیتی محدود شود.
او در ادامه گفت: اگر قرار باشد روندی معنادار و جدی برای دستیابی به تفاهم شکل بگیرد، هرچه فضای مذاکرات از تنشهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی دورتر شود، امکان شکلگیری یک مسیر مؤثر بیشتر خواهد شد.
در کنار ارزیابی مقامات ایرانی، اظهارات وزیر خارجه عمان نیز قابل توجه است؛ او مذاکرات را جدی و مفید توصیف و تأکید کرد که گفتوگوها به شناسایی حوزههایی انجامیده که طرفین میتوانند در آنها به پیشرفت برسند.
این سخنان نشان میدهد که دو طرف در این مرحله در پی شناخت بهتر از مواضع و شرایط یکدیگر و نحوه ادامه مسیر هستند.
با این حال، نقش پایتختها و عوامل پیرامونی، بهویژه در مورد طرف آمریکایی، همچنان تعیینکننده است و به همین دلیل، برای ارائه ارزیابی دقیقتر، باید منتظر واکنشها و جمعبندیهای بعدی، هم در واشنگتن و هم در تهران،ماند.
وی درباره حضور برد کوپر، فرمانده سنتکام، در مذاکرات امروز و پیامهای احتمالی آن، اظهار کرد: این موضوع از جهاتی مسبوق به سابقه نیست و معمولاً شاهد چنین حضور علنی و صریحی از سوی یک مقام ارشد نظامی در کنار گفتوگوهای سیاسی و دیپلماتیک نبودهایم.
درباره این مسئله، چند گمانه و احتمال قابل طرح است.
اصلانی توضیح داد: یکی از این احتمالات میتواند ارسال یک پیام نمادین از سوی آمریکا باشد؛ پیامی که نشان میدهد همانطور که در عمل، همزمان با روند مذاکرات، تهدید نظامی را
نیز حفظ کردهاند، در سطح نمادین هم تلاش دارند ترکیب فشار نظامی و گفتوگوی سیاسی را به نمایش بگذارند.
این رویکرد تا حد زیادی با ادبیات مقامات آمریکایی همخوانی دارد؛ ادبیاتی که از یک سو بر حضور نظامی آمریکا در منطقه و تهدیدهای مکرر رئیسجمهور و دیگر مقامات این کشور علیه ایران تأکید دارد و از سوی دیگر، همزمان از مذاکره سخن میگوید.
وی افزود: از این منظر، حضور یک مقام ارشد نظامی در کنار فضای مذاکرات سیاسی میتواند نمادی از همین ترکیب سیاسی ـ نظامی باشد و تلاشی برای عینیسازی این پیام که هر دو مسیر، بهطور همزمان، روی میز آمریکا قرار دارد.
این کارشناس مسائل سیاست خارجی در ادامه گفت: در مقابل، برخی تحلیلگران بر این باورند که حضور فرمانده سنتکام میتواند معنای متفاوتی نیز داشته باشد؛ به این معنا که حتی مقامات نظامی آمریکا نیز ممکن است علاقهمند به پیشبرد یک مسیر سیاسی و دیپلماتیک باشند و ترجیح دهند مسائل از طریق گفتوگو دنبال شود، نه از مسیر نظامی.
این گمانه نیز گاه در تحلیلها مطرح میشود.
اصلانی خاطرنشان کرد: نکته دیگری که در برخی تحلیلها به آن اشاره شده، این است که برای نتیجهبخش بودن چنین گفتوگوهایی، یکی از پیشنیازها فاصله گرفتن از فضای تهدید و تنش نظامی است و شاید حضور یک مقام نظامی در این فضا، با هدف مدیریت یا کنترل این سطح از تنشها قابل تفسیر باشد؛ هرچند مشخص نیست تا چه اندازه بتوان این حضور را مستقیماً به چنین هدفی مرتبط دانست.
وی در پایان تأکید کرد: بهطور کلی باید گفت که من از دلیل اصلی و دقیق حضور فرمانده سنتکام اطلاع قطعی ندارم، اما در برداشت اولیه و علنی، آنچه بیش از همه به ذهن متبادر میشود این است که آمریکا احتمالاً قصد داشته بهصورت نمادین این پیام را مخابره کند که هر دو مسیر سیاسی و نظامی، همانگونه که در ادبیات رسمی مقامات این کشور نیز دیده میشود، بهطور همزمان مدنظر قرار دارد.