خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

شنبه، 18 بهمن 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

روایتی از خلق «سایه امنیت»؛ بعضی از دردها را نمی‌شود گفت باید کشید!

مهر | فرهنگی و هنری | شنبه، 18 بهمن 1404 - 15:46
شهاب‌الدین شکیبا مدیر مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری روایتی از خلق نقاشی جدید حسن روح‌الامین در واکنش به وقایع اخیر ارائه داده است.
روضه،شهر،اندوه،بوي،خلق،حسن،حرف،كاري،شكل،فداشدن،تلفنم

به گزارش خبرنگار مهر، سید شهاب‌الدین شکیبا مدیر مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری در صفحه شخصی اش به ارائه چگونگی خلق نقاشی «سایه امنیت» توسط حسن روح‌الامین پرداخته است.
در این یادداشت آمده است:
سه روز از ماجراهای رخ داده در کشور “۱۸ دی‌ماه“ گذشته بود.
هنوز هوا بوی التهاب می‌داد؛ نه آن‌قدر که شهر ناآرام باشد، اما آن‌قدر که ذهن‌ها آرام نگیرند.
همان حوالی غروب بود که تلفنم زنگ خورد.
شماره را که دیدم، حدس زدم این تماسِ حسن، معمولی نیست.
وقتی جواب دادم، بی‌مقدمه گفت: «می‌خوام یه کاری انجام بدم.»
می‌دانستم وقتی چنین جمله‌ای را می‌گوید، چیزی درونش شکل گرفته که دیگر رهایش نمی‌کند.
چند ثانیه سکوت کرد و بعد ادامه داد: «داشتم روضه حاج منصور رو گوش می‌دادم.
وسط روضه، ایده‌ای افتاد توی ذهنم.
به تصویری که بی‌ارتباط با جریانات امروز نیست رسیدم … حس کردم باید کاری کنم؛ قدمی بردارم.»
بدون هیچ حرف اضافه‌ای، فقط یادم هست که به او گفتم: «پایه‌تم.»
بعد از آن تماس، چند بار دیگر با هم حرف زدیم.
نه درباره تابلو، نه زمان‌بندی، نه حتی جزئیات فنی کار.
حرف‌هامان بیشتر درباره همان روضه بود.
برای من که روشن بود روح‌الامین می‌خواهد پاسخی به یک اندوه عمیق‌تر، قدیمی‌تر و ریشه‌دارتر از امروز و همین ۱۸ دی ترسیم کند؛ جایی که مظلوم در کربلا معنایی دیگر یافت.
و امروز، جایی‌ است که انگار تاریخ تکرار می‌شود و در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر دوباره بوی روضه برخاسته است.
وقتی اثر شکل گرفت، (که احتمالا الان خبرش در شهر پیچیده) فهمیدم یکی از بهترین آثار او خلق شده است.
آنچه روی بوم آمده حال‌وهوای فداشدن دارد.
بدن، اسم و رسم ندارند، اما غریبه نیست!
جنس اندوه، شخصی نیست؛ اجتماعی و نهادینه در قلب ملت ما است.
این اثر از جایی شروع شد که روضه‌خوان شروع کرد.
نقاش ما ناگهان فهمید بعضی از دردها را نمی‌شود گفت، باید کشید.
و من فقط شاهد لحظه‌ای بودم که هنر، پیش از آن‌که تصمیم باشد، خودش را برای ثبت یک لحظه به میدان آورد.