ایران حاضر به مذاکره بر سر خطوط قرمز خود نخواهد شد
با آغاز مذاکرات ایران و آمریکا، مسئله نتایج مذاکرات، بار دیگر تبدیل به تیتر اول رسانههای صهیونیستی شده است و در سرزمینهای اشغالی، حدس و گمانهای متعددی در رابطه با این دور از مذاکرات مطرح میشود.
سرویس جهان مشرق - مذاکرات میان ایران و آمریکا پس از هشت ماه از سر گرفته شده است، مسئلهای که منجر به خشم صهیونیستها شده و از عقبنشینی احتمالی دولت ترامپ از وضعیت نظامی خود در منطقه به شدت نگران هستند.
مسئله اینکه محورهای اصلی مذاکرات چه خواهد بود و ایران چه واکنشی در رابطه با خواستههای آمریکا خواهد داشت، تبدیل به موضوع اصلی محافل سیاسی شده است.
در همین رابطه، وبسایت صهیونیستی nziv نوشت:
تهران با دستورکاری محدود و سخت وارد گفتوگوها شده است.
پرونده هستهای، تنها پرونده مورد بحث است، نه بیشتر.
ایران به طور قاطع بحث درباره دو موضوعی که واشنگتن و متحدانش ناامیدانه خواهان مطرح شدن آن هستند را رد کرده است: که عبارتند مسئله موشکهای هستهای و متحدان منطقهای.
موشکهای بالستیک
ایران برنامه موشکی خود را ستون فقرات بازدارندگی خود در منطقهای اشباعشده از پایگاههای آمریکایی، قدرت هوایی پیشرفته و همسایگانی با روابط خصمانه میداند.
از دید تهران، مذاکره درباره موشکها معادل خلع سلاح داوطلبانه است.
متحدان منطقهای
شبکه متحدان منطقهای ایران اهرمی قابل معامله در برابر کاهش تحریمها نیست؛ این عمق راهبردی است.
«محور مقاومت» در دکترین امنیتی ایران نهادینه شده.
تهران باور دارد هرگونه تسلیم در این زمینه، اجبارآوری برای آن در آینده را به همراه خواهد آورد، نه ثبات.
این مواضع، کارتهای قابل معامله نیستند، بلکه محدودیتهای ساختاری در گفتگوها هستند.
ادامه غنیسازی
این معضل اصلی است.
ایران به وضوح اعلام کرده است غنیسازی اورانیوم در خاک ایران ادامه خواهد یافت، صرف نظر از هر نتیجهای.
زمانی این مسئله یکی از خطوط قرمز مطلق برای واشنگتن بود.
امروز، شاید تنها گزینه واقعبینانه باقیمانده باشد.
هر توافق پایداری، غنیسازی ایران را متوقف نخواهد کرد.
در عوض، حول محدودیتها، زمانبندیها، مکانیسمهای تأیید و رژیمهای نظارتی خواهد چرخید.
بحث دیگر بر سر این نیست که آیا ایران غنیسازی میکند یا نه، بلکه بر سر میزان، سرعت و تحت نظارت چه کسی است.
همین تغییر به تنهایی نشان میدهد که موازنه قوا از دوران برجام چقدر به طور دراماتیک تغییر کرده است.
اما مسئله اسرائیل.
اینجاست که گفتوگوها واقعاً خطرناک میشود.
اولویت واشنگتن، مهار، کاهش تنشها، جلوگیری از درگیری منطقهای و خرید زمان است.
اما اولویت اسرائیل، نابود کردن و برچیدن آنچه که تهدیدی وجودی میبیند، است.
اگر آمریکا توافقی امضا کند که به توانمندیهای موشکی ایران و نیروهای منطقهای آن آسیب نزند، شکاف راهبردی بین واشنگتن و تلآویو به شدت گسترش خواهد یافت، و تاریخ نشان میدهد که چنین شکافهایی محل رشد تصمیمگیریهای یکجانبه است.
در این فضا، بین خودداری آمریکا و فوریت اسرائیل، جایی است که خطر تشدید، سوءمحاسبه یا درگیری مستقیم وجود دارد.
دیپلماسی با ایران نمیتواند تنها بر پایه اجبار بنا شود، و ایران به وضوح نشان داده مرزهایش کجاست.
سوال واقعی دیگر این نیست که آیا ایران تسلیم خواهد شد یا نه.
پاسخ آن از پیش معلوم است.
سوال اکنون این است: آیا آمریکا آماده پذیرش توافقی است که توسط شروط سخت ایران مقید شده، یا این گفتوگوها صرفاً آخرین توقف قبل از بازگشت به مسیر تشدید تنش هستند؟
چرا که اگر راهحل دیپلماسی در اینجا فروبپاشد، این شکست بدون بها نخواهد بود و منطقه بهای آن را خواهد پرداخت.