خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

پنجشنبه، 16 بهمن 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

«تصنیف یک بازیکن کوچک»: نقد یک فروپاشی پرطمطراق و هشداری برای عصر قمارهای آنلاین

مشرق | فرهنگی و هنری | چهارشنبه، 15 بهمن 1404 - 23:41
پیام فیلم، به ویژه برای نسل جوانی که در ایران و بسیاری نقاط جهان، به‌راحتی و از پشت صفحه‌های گوشی‌های همراه با سایت‌ها و اپلیکیشن‌های رنگارنگ قمار مواجه است، می‌تواند آموزنده و هشداردهنده باشد.
قمار،فيلم،اعتياد،اخلاقي،شخصيت،دويل،پيام،زندگي،بصري،داستان،اص ...

سرویس فرهنگ و هنر مشرق - «تصنیف یک بازیکن کوچک» از نظر سبک بصری، لوکیشن‌های خیره‌کننده و بازی‌های پرزرق‌وبرق، چیزهای زیادی برای عرضه دارد؛ اما همه‌ این هیاهو در خدمت داستانی قرار گرفته که اعتیاد به قمار و تاثیر آن بر زندگی افراد را بررسی کند.
این فیلم که از رمان تحسین‌شدهٔ «لارنس آزبورن» (۲۰۱۴) اقتباس شده، نمونه‌ای دیگر از پیوند میان فرم و محتوا است.
این اثر با جلوه‌های بصری چشمگیر و لوکیشن‌های مجلل خود بیننده را جذب می‌کند و در نهایت داستان و شخصیت‌هایی عمیق ارائه می‌دهد که در زیر سایهٔ تکنیک‌های فیلمسازی سنگینی می‌کنند.
کارگردانی این پروژه را «ادوارد برگر» بر عهده دارد.
برگر که با فیلم‌های اخیرش مانند «در جبهه غرب خبری نیست» (۲۰۲۲) و «مجمع کاردینال‌ها» (۲۰۲۴) توجه جوایز معتبر بین‌المللی را به خود جلب کرد، این بار نیز سبک آگاهانه و بصری‌محورش را ادامه داده است.
فیلم‌برداری در لوکیشن‌های واقعی و پرزرق‌وبرق ماکائو، انبوهی از نماهای خیره‌کننده اما اغلب گیج‌کننده خلق کرده که به نظر می‌رسد هدف اصلی آن انحراف توجه از ضعف اساسی فیلمنامه است.
فیلمنامهٔ این اقتباس را «روآن جافی» (نویسندهٔ «۲۸ هفته بعد»، ۲۰۰۷) نوشته و روایت در ایجاد یک مطالعه شخصیتی عمیق یا ایجاد حس خطر و تعلیق برای تماشاگر ناکام نمی‌ماند.
شخصیت اصلی فیلم، با وجود ایفای «کالین فارل» با تمام انرژی و تعهد خود – که در طول ۱۰۱ دقیقه فیلم در حالتی از فروپاشی عصبی، اضطراب ظاهر می‌شود و برای مخاطب باورپذیر است.
**فارل در نقش یک «شبح حقه‌باز»
«کالین فارل» در فیلم «تصنیف یک بازیکن کوچک»، در نقش «لرد دویل»ظاهر می‌شود؛ یک کلاهبردار قمارباز که به ماکائو پناه برده تا از گذشته‌ جنایی خود بگریزد.
او با ظاهری کاملاً حساب‌شده — شامل کت‌وشلوارهای مخملی، کراوات‌های ابریشمی و سبیلی باریک — سعی دارد خود را به عنوان یک قمارباز بزرگ‌مقیاس جا بزند.
حتی در میز بازی باکارات (بازی مورد علاقه‌اش،در ادای دینی به جیمز باند) دستکش‌های چرمی می‌پوشد، ژستی پرزرق‌وبرق که بیش از هر چیز،فریبندگی شخصیت را نمایان می‌کند.
ساکنان محلی «ماکائو» به او لقب «گوای لو»داده‌اند — یک اصطلاح کانتونی به معنای «بیگانه» یا «مرد شبح‌گونه».
این نام به درستی بر بی‌هویتی و عدم تعلق او دلالت دارد.
دویل، اسیر نیاز وسواس‌گونه به قمار، نوشیدن شامپاین و مصرف افراطی روم‌سرویس است.
در اوج تنهایی، انعکاس چهره‌اش در آینه به شکل شبحی دهان‌گشوده ظاهر می‌شود، نمادی ساده‌انگارانه از خلأ درونی او که ساکنان ماکائو نیز آن را احساس می‌کنند و از آن می‌هراسد.
نمایش قابل توجه فارل، شخصیت دویل را از نشانه‌های بصری و کلیشه‌های رفتاری دور می‌کند تا فیلم به مطالعه‌ای روان‌شناختی عمیق و ملموس.
و نمادین زندگی و زیست قماربازها تبدیل شود.
در میان این هرج و مرج، فشار بیرونی نیز افزایش می‌یابد.
دویل که کاملاً ورشکسته شده، برای یافتن چند اسکناس جهت ادامهٔ قمار تلاش می‌کند، در حالی که مدیریت هتل به او برای تسویهٔ بدهی ۳۵۰ هزار دلاری خود مهلتی کوتاه داده است.
هم‌زمان، «سینتیا» (با بازی تیلدا سوئینتن)، یک کارآگاه خصوصی مصمم، در تعقیب اوست تا نزدیک به یک میلیون پوند که دویل از یک زن سالخورده در لندن کلاهبرداری کرده، پس بگیرد.
در اوج بحران مالی دویل، زنی مرموز به نام «دائو مینگ» (با بازی فالا چن) وارد داستان می‌شود.
فیلم هیچ زمینه‌ی عاطفی محکمی برای رابطه‌ی این دو نمی‌سازد، اما به طرزی مبهم و نمادین، پیوندی قوی‌تر از یک آشنایی ساده بین آنها شکل می‌گیرد.
این ارتباط، مانند بسیاری از عناصر فیلم، بیشتر در خدمت ایجاد فضا و پیش‌برد طرح‌های نمایشی است تا خلق یک داستان عاشقانه یا حتی یک اتحاد استراتژیک باورپذیر.
***یک تمثیل بصریِ پرهزینه دربارهٔ خطر اعتیاد به قمار
«تصنیف یک بازیکن کوچک» از نخستین نماها، با جسارت تمام توان بصری خود را به رخ می‌کشد و در عمق بخشیدن به زیبایی‌شناسی ویرانگر قمار موفق عمل می‌کند.
تمرکز اصلی فیلم، نه بر هیجان یا استراتژی بازی، که بر زوالِ قمارباز و فرسایش هویت فرد قمار باز است.
شخصیت‌ها—در راس آنها لرد دویل—با ولعی سیرناشدنی به قمار و مشروب پناه می‌برند و به تدریج از خود واقعی و آرزوهایشان دور می‌شوند.
با این حال، همین انتخاب نیز دست‌آوردی دوگانه دارد.
فقدان عمق احساسی در شخصیت دویل—که شاید بازتابی از تهی‌شدگی خود شخصیت باشد—در نهایت باعث می‌شود مخاطب نتواند به طور کامل با مصیبت او همراهی کند.
ما زوال او را از دور تماشا می‌کنیم، گویی به یک مورد مطالعه‌ی آسیب‌شناختی نگاه می‌کنیم، نه به رنج یک انسان.
این فاصله‌گذاری عاطفی، اگرچه ممکن است عمدی باشد، اما از شدت دراماتیک فیلم و تأثیر هشدار اخلاقی آن نمی‌کاهد.
در نهایت، دویل بیشتر به نمادی از یک بیمار مبتلا به قمار تبدیل می‌شود.
فیلم آگاهانه بر کلیشهٔ «قماربازی محتاج برد نهایی» تکیه می‌زند، اما این تکیه‌گاه بیش از آنکه به تحلیل روان‌شناختی بینجامد، صرفاً موقعیتی نمایشی و اغراق‌شده برای نمایش زوال اخلاقی فراهم می‌آورد.
علاقه‌های بزدلانه و ترس‌های شخصیت، بیشتر در خدمت جلوه‌های بصری و سبک کارگردانی قرار می‌گیرند تا کاوشی درونی و تکان‌دهنده.
با این حال، جاذبهٔ اصلی این تریلر روان‌شناختی—دست‌کم از دیدگاه‌های مشخص—در فاخر و شاعرانه بودنِ روایت و پیام اخلاقی آشکار آن نهفته است.
داستان، هشدار جدی‌ای دربارهٔ تباهی ناشی از قمار ارائه می‌دهد.
این پیام، به ویژه برای نسل جوانی که در ایران و بسیاری نقاط جهان، به‌راحتی و از پشت صفحه‌های گوشی‌های همراه با سایت‌ها و اپلیکیشن‌های رنگارنگ قمار مواجه است، می‌تواند آموزنده و هشداردهنده باشد.
فیلم، دنیای قمار را نه به عنوان عرصه‌ای جذاب، که به مثابه دامی فریبنده و ویرانگر به تصویر می‌کشد.
از نگاهی دیگر، می‌توان گفت که ابهام شخصیت‌ها و فقدان عمق احساسی‌شان، به شکلی تلخ و واقع‌گرایانه، خود بخشی از بازنمایی مبارزه با اعتیاد و قمار است.
دویل موجودیتی یک‌بعدی است: او از سر تا پا یک قمارباز است.
حتی حضور یک نیروی مرموز (دائو مینگ) یا دسترسی ناگهانی به مخزنی مخفی از پول—که مجاز به استفاده از آن نیست—نمی‌توانند غریزه‌ی ویرانگر او را در لحظه‌ای بحرانی مهار کنند.
با به تصویر کشیدن این قدرت فلج‌کننده و غیرمنطقی اعتیاد به قمار، با ارائه‌ راه نجاتی جادویی یا تبدیلی ناگهانی، ادوارد برگر شجاعانه از کلیشه‌های رایج سینما در ساخت ضدقهرمان‌های تراژیک و قابل همذات‌پنداری فاصله می‌گیرد.
در نهایت، «تصنیف یک بازیکن کوچک» اثری است با تضادی آشکار: شکلی فاخر و پیامی ساده.
در حالی که در ارائهٔ لایه‌های پیچیده روانی شخصیت اصلی خود عمیق می‌شود و در انتقال هشدار اخلاقی خود—به ویژه برای مخاطب جوان در معرض خطر قمارهای آنلاین—کاملاً صریح و بی‌پرده است.
این فیلم بیش از آنکه یک مطالعهٔ شخصیتِ عمیق باشد، یک تمثیل بصریِ پرهزینه دربارهٔ خطر اعتیاد به قمار است.
یک وعظ اخلاقی سینمایی با سبکی مستقل
«تصنیف یک بازیکن کوچک» را می‌توان یکی از غیرمعمول‌ترین و صریح‌ترین فیلم‌های اخلاق‌محور در کارنامهٔ نتفلیکس دانست.
این اثر به عمد از روایت سنتی مبتنی بر پیرنگ و شخصیت‌پردازی عمیق فاصله می‌گیرد و به جای آن، از تمثیل و نمادگرایی برای انتقال پیام خود بهره می‌برد.
تنها پانزده دقیقه پس از شروع، فیلم با نماهایی انفجاری مسیر خود را مشخص می‌کند: خودکشی مرموز یک شخصیت (احتمالاً دویل).
این صحنه، فیلم را از داستان خطی یک قمارباز ورشکسته خارج کرده و به قلمرو آیین‌ها و اسطوره‌های محلی ماکائو، به ویژه «جشن ارواح گرسنه» می‌کشاند.
این جشن، که بر محور طمع بی‌کران ارواح سرگردان می‌چرخد، آیینهٔ تمام‌نمای روانِ خود شخصیت اصلی می‌شود.
در این مسیر نمادین، دائو مینگ (فالا چن) به عنوان یک راهنمای معنوی مرموز عمل می‌کند که در فضاهایی دوگانه—از کلبه‌ای آرام در جزیره لاما تا آپارتمانی خالی در ماکائو—در نوسان است.
حضورش، پس از هشدار دربارهٔ ارواح گرسنه، هرچه بیشتر با ابهام و رنگ‌وبوی ماورایی آمیخته می‌شود و او را به بخشی جدایی‌ناپذیر از اسطوره‌شناسی فیلم بدل می‌سازد.
زیبایی و قدرت فیلم در همین تعالی پیام از طریق فرم است.
«تصنیف یک بازیکن کوچک» به دنبال ایجاد تعلیق یا لذت بصری مقطعی نیست.
حتی صحنه‌های تجمل، از نوشیدن شامپاین تا کشیدن سیگار، با طعمی از زهر و نفرت همراه است.
دویل نه طالب این تجملات که اسیر آن‌هاست.
همین امر، عمل به ظاهر رستگارکننده او—سوزاندن پولی که برنده شده—را به اقدامی پوچ و بی‌معنا تبدیل می‌کند و پیام نهایی فیلم را فریاد می‌زند: در دایرهٔ بستهٔ اعتیاد و طمع، «رستگاری» به معنای کلاسیک آن وجود ندارد.
تماشاگر در پایان، نه با یک قهرمان برای همذات‌پنداری، که با سری از نمادها و پرسش‌های اخلاقی روبرو می‌شود.
شخصیت‌های مبهم فیلم، زمینه‌ساز تاملی هستند درباره ارزش لحظه‌های زندگی، رویارویی صادقانه با واقعیت و انتخابِ دشوارِ «دست کشیدن از وسوسهٔ «بردن» و شروعِ واقعیِ «زندگی کردن».
در نهایت، این اثر کمتر یک سرگرمی و بیشتر یک منظومهٔ تصویری مدرن دربارهٔ بلای اعتیاد است که پیامش را نه از طریق دل‌ربایی، که از طریق بی‌رحمیِ یک تمثیل، القا می‌کند.
اعتیاد به قمار،سرگرمی نیست
فیلم بیش از آنکه صرفاً روایتی درباره باخت و برد باشد، داستانی درباره اعتیاد به قمار، تباهی روانی و اخلاقی، و تلاش بی‌ثمر برای جبران باخت‌ها ارائه می‌دهد.
شخصیت اصلی یک معتاد به قمار است که زندگی‌اش را در بدهی‌های عظیم و بی‌نتیجه‌بودن امید به برد می‌گذراند.
فیلم نشان می‌دهد حتی زمانی که خوش‌شانسی لحظه‌ای ظاهر می‌شود، بخت‌وباخت و زیاده‌روی قماربازانه نمی‌تواند مشکلات اخلاقی و درونی را حل کند و در نهایت پیام اخلاقی فیلم به هشدار در مورد اصرار به جبران باخت‌ها اشاره دارد.
فیلم تلاش می‌کند اعتیاد به قمار را به اندازه شکست شخصی و معنوی نشان دهد و با ترسیم رفتارهای تکراری و بی‌هدف کاراکتر، تماشاگر را به تفکر درباره ارزش زندگی واقعی و خطر غرق شدن در جبران باخت‌ها و پول‌پرستی وا می‌دارد.
فیلم تلاش می‌کند اعتیاد به قمار را به اندازه شکست شخصی و معنوی نشان دهد و با ترسیم رفتارهای تکراری و بی‌هدف کاراکتر، تماشاگر را به تفکر درباره ارزش زندگی واقعی و خطر غرق شدن در جبران باخت‌ها و پول‌پرستی وا می‌دارد.
داستان قمارباز درگیر بدهی، تظاهر و بی‌پایان‌بودن چرخه باخت و امید به برد است.
این موضوع باعث می‌شود تماشاگر درباره پیام اخلاقی درباره قیمت واقعی زندگی در برابر وسوسه قمار تأمل کند.
داستان برای نمایش گناه، وسواس و فروپاشی فردی که به تکرار قمار اعتیاد دارد طراحی شده و نه صرفاً جستجوی “یک برد بزرگ”.
فضای ساخت فیلم — خیابان‌های نئون‌نشده ماکائو، انعکاس‌های بی‌پایان — مانند نمادی بصری از بی‌پایان‌بودن چرخه قمار و جست‌وجوی بی‌پایان برای معنی است که پیام اخلاقی قمار و اعتیاد را پررنگ‌تر می‌کند.
سقوط اخلاقی و روانی شخصیت: تمرکز فیلم بر زندگی شخصیت در دنیای مصنوعی قمار و ارزش‌های غلط انسانی است و این پیام که قمار می‌تواند انسان را از ریشه‌های واقعی‌اش جدا کند را منتقل می‌کند.