خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

چهارشنبه، 15 بهمن 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

قطار عادی‌سازی عربستان با اسرائیل، به این دلیل متوقف شد

مشرق | بین‌الملل | چهارشنبه، 15 بهمن 1404 - 04:41
عربستان پس از ۷ اکتبر مسیر عادی‌سازی روابط با اسرائیل را متوقف کرده و ترجیح داده هزینه‌ها و ریسک‌ها را دوباره بسنجد. محیط امنیتی و فشارهای داخلی باعث شده تصمیم شتاب‌زده نگیرد.
رياض،اسرائيل،سعودي،راهبردي،واشنگتن،علني،فناوري،عربستان،امنيت ...

به گزارش مشرق، توقف روند عادی‌سازی روابط میان عربستان سعودی و اسرائیل را نمی‌توان صرفاً یک واکنش احساسی به جنگ غزه دانست.
آنچه امروز شاهد آن هستیم، فراتر از یک عقب‌گرد مقطعی، بازتاب «بازتعریف بنیادینِ اولویت‌های راهبردی ریاض» است.
در فضای جدید، محیط امنیتی منطقه پیچیده‌تر، هزینه‌های سیاسی هم‌پیمانی علنی سنگین‌تر و موازنه‌های قدرت در درون ساختار حاکمیت سعودی حساس‌تر شده است.
عملیات طوفان الاقصی در ۷ اکتبر، بیش از آنکه علتِ اصلی باشد، به عنوان یک «کاتالیزور تاریخی»، محدودیت‌های ساختاریِ مسیری را عیان کرد که پیش‌تر نیز با چالش‌های جدی مواجه بود.
از منطق هم‌پیمانی به منطق مدیریت ریسک
پیش از پاییز ۲۰۲۳، عادی‌سازی روابط در محاسبات ریاض، ابزاری برای تسریع «چشم‌انداز ۲۰۳۰» تلقی می‌شد؛ مسیری برای پیوند زدن جاه‌طلبی‌های اقتصادی با فناوری و امنیت اسرائیل.
اما جنگ غزه این معادله را دگرگون کرد.
پرسش اصلی برای تصمیم‌گیران سعودی از «چه به دست می‌آوریم» به «چه چیز را ممکن است از دست بدهیم» تغییر یافت.
در فضای ملتهب جهان عرب، اسرائیل از یک «شریک بالقوه برای ثبات»، به یک «متغیر پرریسک» تبدیل شد که می‌تواند مشروعیت داخلی و جایگاه ریاض در رهبری جهان اسلام را با تهدیدی جدی مواجه کند.
متغیر واشنگتن؛ فرسایشِ معامله‌ی بزرگ
باید توجه داشت که عادی‌سازی برای ریاض، همواره بخشی از یک «مثلث راهبردی» با حضور واشنگتن بود.
عربستان در ازای عادی سازی، به دنبال معاهده دفاعی مشترک و دستیابی به فناوری هسته‌ای غیرنظامی از سوی آمریکا بود.
با نزدیک شدن به انتخابات آمریکا و تغییر اولویت‌های دولت بایدن تحت فشار افکار عمومیِ معترض به جنگ، توان واشنگتن برای اعطای این امتیازات بزرگ کاهش یافت.
ریاض با درک این موضوع، دریافت که هزینه دادن در جبهه فلسطینی بدون دریافت تضمین‌های قطعی امنیتی از سوی آمریکا، یک قمار سیاسی بازنده است؛ لذا ترجیح داد تا شفاف شدن فضای سیاسی در واشنگتن، بازی را متوقف کند.
خطای محاسباتی در ارزیابی جامعه سعودی
تحلیل‌گران غربی با تکیه بر اصلاحات اجتماعی محمد بن سلمان، به اشتباه تصور می‌کردند جامعه سعودی به سمت پذیرش تدریجی اسرائیل حرکت کرده است.
اما واقعیت میدانی نشان داد که مدرنیته اقتصادی و تغییر سبک زندگی، لزوماً به معنای عبور از آرمان فلسطین نیست.
شبکه‌های اجتماعی نشان دادند که نگرش منفی نسبت به اسرائیل، به‌ویژه در میان نسل جوان، همچنان یک نیروی پیشران است.
ولیعهد سعودی به خوبی آگاه است که هرگونه عادی سازی علنی پیش از تثبیت کامل پایه‌های قدرت، می‌تواند به اهرم فشاری در دست رقبای سنتی و جریان‌های محافظه‌کار تبدیل شود.
موازنه اقتصادی؛ آیا ریاض به اسرائیل نیاز مبرم دارد؟
اگرچه فناوری اسرائیل جذاب است، اما پیوند روزافزون عربستان با اقتصادهای شرق (چین و روسیه) و عضویت در گروه‌هایی نظیر بریکس، نیاز فوری به اسرائیل را کاهش داده است.
چین اکنون نه تنها شریک اول تجاری، بلکه یک میانجی سیاسی (در پرونده ایران) برای ریاض است.
این تنوع‌بخشی به شرکای راهبردی به ریاض اجازه می‌دهد که بدون عجله برای تطبیع، اهداف توسعه‌ای خود را دنبال کند.
از این منظر، اسرائیل دیگر تنها دروازه‌ی ورود به دنیای فناوری و سرمایه نیست.
همکاری پنهان و سقف کارایی آن
با وجود تعلیق مسیر علنی، لایه‌های زیرین همکاری‌های امنیتی و اطلاعاتی میان طرفین به دلیل تهدیدات مشترک، به طور کامل گسسته نشده است.
اما این «دیپلماسی سایه» اکنون به سقف کارایی خود رسیده است؛ چرا که نه می‌تواند به یک محور منطقه‌ای منسجم تبدیل شود و نه می‌تواند بارِ سنگینِ مطالبات عمومی برای تشکیل دولت فلسطینی را از دوش ریاض بردارد.
جمع‌بندی
آنچه امروز رخ داده، نه شکست قطعی پروژه عادی سازی، بلکه «تعلیق مشروط و زمان‌مند» آن است.
ریاض درِ این مسیر را نبسته، اما قیمتِ آن را افزایش داده است.
از منظر راهبردی، عادی‌سازی روابط اکنون به سه متغیر وابسته است: میزان امتیازات امنیتی واشنگتن، چشم‌انداز روشن برای دولت فلسطینی و تثبیت نهایی قدرت در درون خاندان سعودی.
تا زمانی که این سه ضلع تکمیل نشوند، تطبیع علنی برای ریاض تصمیمی پرهزینه و کم‌بازده خواهد بود.
عربستان اکنون ترجیح می‌دهد به جای حرکت در یک مسیر مین‌گذاری شده، در جایگاه «انتظار راهبردی» باقی بماند تا در نظمی نوین، این تصمیم را به گزینه‌ای کم‌خطر و پردرآمد تبدیل کند.