خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

سه شنبه، 14 بهمن 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

پیشنهاد روزنامه اعتماد: به جای بازجویی بازداشت‌شدگان آنان را مقابل روانشناسان و جامعه‌شناسان بنشانید

اعتماد | همه | سه شنبه، 14 بهمن 1404 - 08:58
روزنامه اعتماد نوشت: در مورد آن دسته از بازداشت‌شدگاني كه اطمينان داريد جزو گروه‌هاي سازمان‌يافته نيستند و عوامل و محرك‌هاي ديگري آنها را به خيابان كشانده است، به جاي بازجويي‌ها و دادگاه‌هاي معمول يا اخذ تعهد و ايجاد سابقه، از گروهي از جامعه‌شناسان و روانشناسان اجتماعي بخواهيد در محيطي آزاد با ايشان گفت‌وگو كنند و علت اعتراض و خشم و هيجان آنان را دريابند‌.
نظام،رسمي،كشور،نيروهاي،آموزش،اجتماعي،مادرشان،اغتشاش،مخرب،خشن ...

کد خبر: 759358 | ۱۴۰۴/۱۱/۱۴ ۰۸:۵۳:۱۸
«پس از توفان» عنوان یادداشت محمد ذاکری برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛‌ اکنون که غبار ناآرامی‌های داخلی دی ماه فرو نشسته و وضعیت کشور ثبات و آرامش نسبی خود را بازیافته است، طرح، اندیشیدن و پاسخ به این پرسش ضرورت دارد که آیا جز دسیسه و طراحی دشمنان خارجی و سرویس‌های جاسوسی آنها برای ایجاد اغتشاش و هرج و مرج و آسیب به کشور و مردم، چه عوامل دیگری در بروز متواتر این آشوب‌ها و رفتارها و کنش‌های هیجانی، مخرب و گاه خشن معترضین که به تعبیر نهادهای رسمی اعتراض را به اغتشاش تبدیل می‌کنند، وجود دارد؟
به بیان ساده‌تر اگر نیروهای آموزش دیده و تربیت شده سیا و موساد و منافقین و گروهک‌ها را کنار بگذاریم، بر فرزند و برادر و خواهر ما چه رفته که با آن نیروی آموزش دیده همراه می‌شود، به اموال عمومی و خصوصی آسیب می‌زند و گاه نسبت به نیروهای حکومتی رفتار خشونت‌آمیز دارد؟
این ساده‌انگاری و تغافل است که همراه با گویندگان تندرو رسانه‌های این سو و آن سو، همه نیروهای حاضر در کف خیابان را با یک چوب برانیم و با هر عنوان و اطلاقی، آسیب‌شناسی مساله را کنار نهیم.
البته سهم حاکمیت در این موضوع بیشتر و جدی‌تر است، چون در این کشور و با این مردم زندگی می‌کند و نمی‌تواند این آتش زیر خاکستر را نادیده بگیرد؛ چه آنکه در دهه اخیر هر دو، سه سال یک‌بار به بهانه‌ای شعله کشیده و ‌تر و خشک را با هم سوزانده است.
بررسی علت و محرک حضور و واکنش‌ این افراد ضروری و وظیفه مهم حاکمیت است.
در این بین، توجه به یک دقیقه هم مهم و هم اسفبار است.
بسیاری از این افرادی که در سطور قبل ذکرشان رفت، تام و تمام محصول و دست‌پرورده نظام آموزش و تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی هستند.
بسیاری از آنها متولد دهه‌های ۷۰ تا ۹۰ هستند که نه تنها خودشان، بلکه پدر و مادرشان هم تصویر و خاطره چندانی از دوران پهلوی ندارند و در دوران جمهوری اسلامی رشد کرده و بالیده‌اند.
پس نظام آموزشی و تربیتی و تبلیغی و رسانه‌ای نه تنها در دیدگاه و کنش آنها مسوولیت دارد، بلکه در اقدامات مخرب احتمالی آنها نیز مقصر است.واقع امر آن است که نظام آموزشی مقدماتی و عالی، نظام رسانه‌ای رسمی، نظام تبلیغات رسمی و مذهبی و بسیاری از نظامات اینچنینی در قریب نیم قرن فعالیت خود بعد از انقلاب، در بسیاری موارد چیزی جز خشونت کلامی ، ادبیات خشن و غلیظ، و دوقطبی‌سازی را تولید و پراکنده نکرده‌اند .
مدت‌هاست دلسوزان اجتماعی در خصوص نگرش حاکم بر صداوسیما و ضرورت تغییر آن، ادبیات تند و نامهربانانه برخی ائمه جمعه و جماعات و مداحان حکومتی، نحوه چینش و انتخاب معلمین و اساتید و گزینش‌های عجیب و غریب آنها، محتوای نامناسب کتب درسی و اصرار بیش از حد بر نوع تربیت دانش‌آموزان و دانشجویان و هزار و یک اشکال دیگر که وضعیت فرهنگی و اجتماعی کشور را بدین نقطه کشانده، هشدار داده و خواهان اصلاح و تغییر هستند، اما گوش‌های لجوجانه بدهکار نیست.
به اینها بیفزایید فساد و ثروت‌های بادآورده و سبک زندگی اشرافی برخی از کار به دستان را در برابر جوانانی که پدر و مادرشان بعد از یک عمر کار شرافتمندانه و تلاش و زحمت روز به روز پسرفت می‌کنند و از حداقل‌های رفاه نیز دور می‌شوند.
مگر ظرفیت روانی یک جوان یا نوجوان چقدر است که این همه را ببیند و دم بر نیاورد؟
این حرف‌ها البته تازگی ندارد و در ادوار قبلی هم گفته شده و آن که باید توجهی نکرده است.
لیکن این‌بار پیشنهاد می‌کنم در مورد آن دسته از بازداشت‌شدگانی که اطمینان دارید جزو گروه‌های سازمان‌یافته نیستند و عوامل و محرک‌های دیگری آنها را به خیابان کشانده است، به جای بازجویی‌ها و دادگاه‌های معمول یا اخذ تعهد و ایجاد سابقه، از گروهی از جامعه‌شناسان و روانشناسان اجتماعی بخواهید در محیطی آزاد با ایشان گفت‌وگو کنند و علت اعتراض و خشم و هیجان آنان را دریابند‌.
بی‌تردید نتایج این بررسی علمی می‌تواند سرنخ‌های اصلاحی و نقاط قابل بهبود را برای دستگاه حاکمه آشکار سازد.
به شرط آنکه عزمی برای اصلاح مشکلات و نارسایی‌ها وجود داشته باشد.