بازی با روان مردم در ایام پسا اغتشاشات
به گزارش مشرق، عطیه نجاری فعال رسانه در تلگرام نوشت:
در ایام پسا اغتشاشات (اواخر دیماه و اوایل بهمنماه ۱۴۰۴) با چند پدیده بزرگ رسانهای مواجه شدیم که مستقیما با قوه شناختی و دستگاه تصمیمگیری در مغزمان درارتباط بود.
یکی از آن پدیدهها عددسازی رسانههای معاند از متوفیان اغتشاشات بود.
هربار هم یک عدد متفاوت اعلام میکردند که هیچکدام هم درست نبود.
اگر درست بود بعد از اعلام اسامی جانباختگان توسط دولت، باید یک اعتراضی از طرف خانوادههایی که اسامیشان اعلام نشده صورت میگرفت که دیدیم نگرفت.
پدیده دوم هم انتشار روایتهای احساسی و البته اغراقشده از جانباختگان، توسط همان رسانههای معاند بود.
مقدسسازی
شاید در ظاهر اینطور به نظر بیاید که قصد این رسانهها صرفا دشمنی با جمهوری اسلامی در قالب ایجاد اختلال در اطلاعرسانی درست و مسموم کردن فضا، ازهم پاشیدن تعادل و نظم حاکم بر کشور باشد که البته درست هم هست.
دشمن از ابتدا هم دنبال چنین هدفی بوده اما اینبار جز اینها، هدف بزرگتری هم دارد.
طبیعت بشر اینجور است که براحتی حاضر نمیشود دست به جنایت بزند.
مردم عادی حتی نمیتوانند سر یک مرغ را ببُرند چه برسد به اینکه آدمی را بکشند، جنازه او را سر ببُرند و بعد هم بسوزانند یا روی جنازهها ادرار کنند و سبوعانهترین اعمال انسانی را روی آنها انجام بدهند.
امکان ندارد آدم عادی بتواند بدون عذابوجدان چنین جنایتی کند مگر آنکه فعلی که انجام میدهد را #مقدس و #مشروع بداند و تصور کند آن فعل، درست و مورد تحسین و تشویق قرار خواهد گرفت.
کارخانه سوسیس کالباسسازی
حالا برگردیم به بحث اصلی.
چرا رسانههای معاند روی دو پدیده عددسازی و بیان روایتهای عاطفی دست گذاشتند و اصرار هم داشتند؟
عقل سالم باور میکند که جمهوری اسلامی جنازهها را به کارخانه سوسیس کالباسسازی فروخته؟
متاسفانه باید بگویم رسانه همینکار را حتی با عقل سالم هم میکند؛ یک دروغ را آنقدر بزرگمیکند و بعد هم تکرارش میکند تا در باور مخاطب جا بیافتد.
این خاصیت رسانه است.
حالا با این پیشفرض بیایید این چرخه را تکمیل کنیم؛ رسانههای معاند دروغ میگویند، آن دروغ را بزرگ میکنند، بعد هم تکرار پشت تکرار...
آنقدر تکرار میکنند تا در ناخودآگاه نهادینه شود.
بعد که مخاطب باورش شد، عاطفهی او را تحریک میکنند و با روایتسازی، قوه احساسی را هم درگیر میکنند.
او را در ابتدای تحریک احساسی، غمگین میکنند.
غم انباشته شده را تبدیل به خشم #مقدس میکنند و در آخر هم مخاطب را برای انتقامجویی ترغیب میکنند و میشود آنچه این روزها در کف خیابان دیدیم و شنیدیم.
برادرکُشی
این بهترین راهبرد رسانههای معاند برای راهاندازی جنگ شهری در ایران است.
دیدند نظام با سختترین تحریمها و تهدیدها برانداخته نمیشود لکن دریافتند بهترین راه این است که مردم را علیه مردم بشورانند.
از چه طریق؟
یکم از طریق القای جنایت نظام در حق جانباختگان (نه فقط القای خشونت) به طیفی از مردم که مقاوتی در برابر دروغهای این رسانهها ندارند و دوم تحریک و تشویقشان به انتقامگیری در کف میدان به خشنترین شیوه ممکن؛ به بیان بهتر، ایجاد مشروعیت برای کشت و کشتار و قتلهای جنایتکارانه.
ننگ روی پیشانی
رسانههای معاند اما یک مانع هم در پیش راه خود میدیدند؛ آنهم جنایات رژیم صهیونیستی در غزه بود.
آنها دریافته بودند همه حکومتهای جهان هرچقدر هم خون ریخته باشند و جنایت کرده باشند عددش به جنایتهای صهیونیستها نمیرسد لذا هدف دیگرشان این بود که هرطور شده باید این لکه ننگ را از پیشانیشان بشورند پس بهترین راه دست به دامان روایتسازی و عددسازی شدن بود.
نتیجهگیری اینکه نمیشود دشمن را دستکم گرفت.
او نقاط ضعف کشور را خوب میداند و سر فرصت از همین نقاط، زهرش را وارد میکند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.