خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

یکشنبه، 12 بهمن 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

مذاکره زیر سایه منافع؛ نقش آمریکا و چشم‌انداز صلح اوکراین

مشرق | بین‌الملل | یکشنبه، 12 بهمن 1404 - 18:40
سوال درباره دیدارهای نمایندگان آمریکا و روسیه این است که آیا این دیدارها می‌تواند بهصلح پایدار منتهی شود؟
اوكراين،مذاكرات،صلح،واشنگتن،مناقشه،مديريت،آمريكا،بحران،اروپا ...

به گزارش مشرق، در جدیدترین دور تحولات دیپلماتیک مرتبط با جنگ اوکراین که اکنون بیش از چهار سال از آغاز آن می‌گذرد دیدار استیو ویتکاف، نماینده ویژه ایالات متحده، با کریل دیمیتریف، نماینده ولادیمیر پوتین از روسیه، در ایالت فلوریدا به‌عنوان نقطه‌ای مهم در روند گفت‌وگوها برای پایان جنگ مطرح شده است.
آمریکا این مذاکرات را سازنده توصیف کرده است، اما سؤال اساسی این است که آیا چنین گفت‌وگوهایی می‌تواند به صلح پایدار منتهی شود یا صرفاً چارچوبی برای مدیریت مناقشه و حفظ وضعیت جنگی مهندسی‌شده از سوی واشنگتن فراهم می‌آورد؟
در مطالعات روابط بین‌الملل، تمایز مفهومی میان حل مناقشه (Conflict Resolution) و مدیریت مناقشه (Conflict Management) یک معیار کلیدی برای تحلیل فرایندهای دیپلماتیک محسوب می‌شود.
حل مناقشه به معنای تلاش برای رفع علل ساختاری جنگ و دستیابی به صلح پایدار است، در حالی که مدیریت مناقشه به کنترل پیامدها و مهار تشدید بحران محدود می‌شود، بدون آنکه اساساً شرایط منازعه را برطرف کند.
بر این اساس، بررسی دقیق دیدار اخیر در فلوریدا نشان می‌دهد که رویکرد واشنگتن بیش از آنکه نشانه‌ای از حل مناقشه باشد، در مسیر مدیریت و سیستماتیزه کردن بحران یا به‌عبارتی مهندسی صلح قابل کنترل حرکت می‌کند.
ارزیابی رویکرد آمریکا: میانجی‌گری یا مدیریت بحران؟
خبرگزاری‌ها گزارش داده‌اند که استیو ویتکاف مذاکرات را سازنده توصیف کرده و ادعا کرده است که مواضع آمریکا، اوکراین و اروپا تا حدی همسو شده‌اند.
در این گفت‌وگوها تمرکز بر هم‌سویی راهبردی و به‌ویژه چهار محور شامل برنامه‌های توافق اولیه، تضمین‌های امنیتی و بازسازی اقتصادی بوده است.
به‌نظر می‌رسد واشنگتن قصد دارد از طریق تجمع این گفت‌وگوها و مذاکرات جداگانه با نمایندگان اروپایی، اوکراینی و روسی، چارچوبی را طراحی کند که از یک سو تیرگی جنگ را مهار کند و از سوی دیگر امکان ادامه درگیری با ساختار مشخصی از آتش‌بس و تضمین‌های امنیتی را فراهم سازد.
این شیوه با تعریف علمی «مدیریت مناقشه» مطابقت دارد؛ چرا که تمرکز اصلی آن بر کنترل دامنه جنگ و حفظ مصالح بازیگران بزرگ به‌ویژه آمریکا و متحدان اروپایی‌اش است، نه بر حل ریشه‌ای علل بحران و بازگشت تمامیت ارضی اوکراین.
روسیه و اهداف استراتژیک
حضور روسیه در مذاکرات فلوریدا نشان می‌دهد مسکو هم‌چنان در برابر خواست‌های واشنگتن و کی‌یف برای صلح فعال است، اما تأکید دارد که منطقه‌های تحت کنترل خود در اوکراین را حفظ کند.
در مذاکرات مشابه، گزارش‌های اطلاعاتی حاکی از این بوده‌اند که ولادیمیر پوتین از اهداف خود برای حفظ مناطق اشغالی چشم‌پوشی نکرده است، هرچند سخنگوی رسمی کرملین گاهی بر تعهد به گفت‌وگو تأکید می‌کند.
این واقعیت نشان می‌دهد که مسکو به‌دنبال مشروعیت‌بخشی به واقعیت‌های میدانی حتی در قالب توافق‌های محدود است، نه پذیرش یک صلح تمام‌عیار که الزامات بازگرداندن سرزمین‌های اشغالی را در بر داشته باشد.
اوکراین میان فشار و ضرورت
در حالی که آمریکا و روسیه در تلاش‌اند چارچوبی را شکل دهند که اوکراین نقش نسبی‌تری در فرایند تصمیم‌گیری ایفا کند ولودیمیر زلنسکی اخیراً اعلام کرده که آماده برگزاری دورهای بعدی گفت‌وگوهاست اما منتظر چارچوب مشخص‌تر از سوی آمریکا است.
این وضعیت حکایت از آن دارد که اوکراین همچنان تابع ساختارهای طراحی‌شده از سوی واشنگتن است و فاصله میان مواضع کی‌یف و وضعیت واقعی میدانی به‌ویژه در موضوع سرزمین‌ها یکی از موانع اساسی پیش روی مذاکرات صلح است.
به بیان علمی‌تر، اوکراین در قالب بازیگری وابسته به حمایت‌های خارجی قرار دارد و برای دستیابی به دستاوردهای ملموس در مذاکرات، نیازمند تضمین‌های عملی و نه صرفاً بیانیه‌های قراردادی است.
نقش اروپا و متحدان غربی
اگرچه اروپا به‌عنوان شرکای آمریکا در این مذاکرات حضور داشته، اما نقش آنها عمدتاً تابع منافع واشنگتن بوده است.
فقدان اجماع راهبردی میان اعضای اتحادیه اروپا درباره مسیر صلح و همچنین وابستگی امنیتی قاره به ناتو باعث شده است که اروپا نتواند نقش مستقلی در تعریف دستور کار مذاکرات ایفا کند.
این وضعیت، تحلیل علمی – سیاسی را تقویت می‌کند که وزن سیاست خارجی غرب در بحران اوکراین بیش از آنکه در اروپا باشد، در واشنگتن متمرکز است و تصمیم‌گیری‌های کلان در این عرصه وابسته به منطق قدرت آمریکا است.
به طور کلی دیدار اخیر در فلوریدا بیش از آنکه نشانه‌ای از دست‌یابی به صلح پایدار و حل منازعه باشد، نشانه‌ای از تلاش برای مدیریت بحران اوکراین در یک چارچوب قابل‌کنترل توسط قدرت‌های بزرگ است.
این مدیریت، اگرچه ممکن است به ایجاد آتش‌بس‌های موقت، تضمین‌های امنیتی محدود و کاهش سطح خشونت در کوتاه‌مدت منجر شود، اما در وهله نخست؛ علل ساختاری بحران (از جمله موضوع سرزمین‌ها و کنترل جغرافیایی) را حل نمی‌کند، دوم؛ روسیه را در موقعیتی برای حفظ دستاوردهای میدانی قرار می‌دهد، سوم؛ اوکراین را در یک وضعیت وابستگی راهبردی مستحکم نگاه می‌دارد و در نهایت اروپا را بیشتر تابع سیاست‌های واشنگتن معرفی می‌کند.
در نتیجه، به‌رغم زبان خوش‌بینانه از «سازنده» بودن این مذاکرات، صلح واقعی هنوز یک هدف دست‌نیافتنی است و آنچه در حال شکل‌گیری است نسخه‌ای از «صلح مدیریت‌شده» با محوریت واشنگتن است که تا زمانی که ساختارهای بنیادی حل مناقشه طراحی و اجرا نشوند، می‌تواند وضعیت جنگی را در قالبی فرسایشی و قراردادی حفظ کند.
نویسنده: معصومه محمدی، کارشناس مسائل اورآسیا