خاورمیانه بدون نهادهای مدیریت بحران؛ چرا میانجیگری منطقهای میان تهران و واشنگتن شانس کمی دارد؟
یک کارشناس مسائل بینالملل گفت: کشورهای منطقه بار دیگر تلاش خواهند کرد مانع از تشدید تنشها شوند، اما با توجه به تجربه سه دهه گذشته احتمال موفقیت این تلاشها چندان بالا نیست چراکه متأسفانه در خاورمیانه نهادهای منطقهای قدرتمندی که بتوانند نقش مؤثری در مدیریت بحران ایفا کنند وجود ندارد. از همین رو، دیپلماسی دوجانبه و بهویژه دیپلماسی فعال خود ایران بهمراتب اهمیت بیشتری نسبت به امید بستن به لابیگری یا میانجیگری کشورهای منطقه دارد.
یک کارشناس مسائل بینالملل گفت: کشورهای منطقه بار دیگر تلاش خواهند کرد مانع از تشدید تنشها شوند، اما با توجه به تجربه سه دهه گذشته احتمال موفقیت این تلاشها چندان بالا نیست چراکه متأسفانه در خاورمیانه نهادهای منطقهای قدرتمندی که بتوانند نقش مؤثری در مدیریت بحران ایفا کنند وجود ندارد.
از همین رو، دیپلماسی دوجانبه و بهویژه دیپلماسی فعال خود ایران بهمراتب اهمیت بیشتری نسبت به امید بستن به لابیگری یا میانجیگری کشورهای منطقه دارد.
کد خبر: 759077 | ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ ۱۶:۰۰:۰۰
لیلا پایدار- رحمن قهرمانپور کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با خبرنگار اعتمادآنلاین و در ارزیابی اینکه آیا تشدید تنشها میان ایران و آمریکا و استقرار ناوهای آمریکایی در منطقه صرفاً ابزاری برای افزایش فشار و امتیازگیری است یا اینکه احتمال درگیری نظامی نیز وجود دارد اظهار کرد: روابط تهران و واشنگتن به سطحی بیسابقه از تنش رسیده و در صورتی که راهحل دیپلماتیکی برای مدیریت این وضعیت پیدا نشود، احتمال بروز درگیری نظامی مجدد میان دو طرف را نمیتوان منتفی دانست.
وی افزود: در چنین شرایطی کشورهای منطقه بار دیگر تلاش خواهند کرد مانع از تشدید تنشها شوند، اما با توجه به تجربه سه دهه گذشته احتمال موفقیت این تلاشها چندان بالا نیست چراکه متأسفانه در خاورمیانه نهادهای منطقهای قدرتمندی که بتوانند نقش مؤثری در مدیریت بحران ایفا کنند وجود ندارد.
از همین رو، دیپلماسی دوجانبه و بهویژه دیپلماسی فعال خود ایران بهمراتب اهمیت بیشتری نسبت به امید بستن به لابیگری یا میانجیگری کشورهای منطقه دارد.
این کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: با توجه به مواضعی که تاکنون از سوی آمریکا مطرح شده پیششرطهایی که واشنگتن برای آغاز مذاکرات تعیین کرده و همچنین مواضع جمهوری اسلامی ایران، چشمانداز دستیابی به یک راهحل دیپلماتیک در کوتاهمدت چندان امیدوارکننده نیست.
آمریکا خود را در موقعیت برتر احساس میکند و ارزیابی رسمی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) که اخیراً منتشر شده نیز مؤید این برداشت است که جمهوری اسلامی ایران در شرایطی ضعیف قرار دارد.
در چنین فضایی، ترامپ تصور میکند باید حداکثر امتیاز ممکن را از ایران بگیرد.
قهرمانپور ادامه داد: در مقابل ایران نیز در گذشته نشان داده که معمولاً در شرایط فشار و اعمال فشار یکجانبه به توافق تن نمیدهد.
بنابراین با وجود تلاشهای دیپلماتیک دستکم واکنش بازارهای داخلی و بینالمللی حاکی از آن است که امید چندانی به موفقیت مذاکرات در کوتاهمدت وجود ندارد.
با این حال، همچنان باید منتظر ماند و دید آیا یکی از دو طرف حاضر خواهد شد از مواضع پیشین خود عقبنشینی کند یا خیر.
وی در بخش دیگری از این گفتوگو حضور ناوهای آمریکایی در خلیج فارس را در چارچوب «دیپلماسی اجبار» قابل تحلیل دانست و گفت: همانگونه که ترامپ پیشتر، از جمله در فروردین ۱۴۰۴، اعلام کرده بود او از مذاکره استقبال میکند، اما در صورتی که دیپلماسی به نتیجه نرسد، به سمت استفاده از گزینه نظامی حرکت خواهد کرد.
برخلاف دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ که سیاست فشار حداکثری در اولویت قرار داشت در دوره دوم راهبرد «دیپلماسی اجبار» یعنی استفاده همزمان از دیپلماسی و قدرت نظامی در دستور کار قرار گرفته است.
قهرمانپور خاطرنشان کرد: تجربه پرونده ونزوئلا نیز نشان میدهد که ترامپ بهطور همزمان از ابزار مذاکره و تهدید نظامی استفاده میکند.
از این رو، استقرار ناوهای آمریکایی صرفاً با هدف مذاکره یا صرفاً برای جنگ نیست، بلکه هر دو کارکرد را دارد.
ترامپ از این طریق تلاش میکند ایران را به پذیرش شروط خود وادار کند و در صورتی که ایران این شروط را نپذیرد، خود را برای درگیری احتمالی آماده سازد.