خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

یکشنبه، 12 بهمن 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

هراس پدر لیبرالیسم از «بی‌دولتی» و «خلأ قدرت» / وقتی «آشوب» تر و خشک را با هم می‌سوزاند

مشرق | سیاسی | یکشنبه، 12 بهمن 1404 - 07:52
وضعیت «آشوب» و «ناامنی» همچون آتش بر انبار پنبه است که به سرعت و سهولت به طرز مرگبار سرایت می کند. حتی اگر آشوب در خیابان کنترل شود که می شود، تبعات آن تا مدتی همه ساحات زندگی اجزا را درگیر می کند.
آشوب،ناامني،اينترنت،امنيت،جامعه،كشور،زماني،وضعيت،اغتشاش،مايح ...

سرویس سیاست مشرق - تامس هابز، فیلسوف برجسته‌ی بریتانیایی، در دوران متقدم حیات خود، چنان وحشتی را از «ناامنی» در کشور خود تجربه کرد که همین ترس، به محور اندیشه سیاسی او (به عنوان یکی از نظریه‌پردازان اصلی سیاست در دوران جدید) تبدیل شد.
او مفهوم «لویاتان» را از کتاب مقدس به عاریت گرفت تا توصیف‌گر دولتی باشد که با قدرتی که تبدیل به «اقتدار» شده، ناموس جامعه‌ی انسانی، یعنی امنیت را برقرار کند.
در تفکر هابز، امنیت اُسّ و اساس تداوم جامعه انسانی است که هیچ قیمت و هزینه‌ای برای تحقق آن، ارزان نیست.
امروز در دورانی از حیات بشر به سر می بریم، که فارغ از ارزش‌داوری روی خیر و شر موضوع، «اینترنت» دیگر نه یک «تفنّن»، که یکی از ستون‌های زندگی شخصی و اجتماعی انسان‌هاست.
با طغیان هسته‌های تروریستی و خشونت‌طلب عامل بیگانه در شامگاه ۱۸ دی ماه در پایتخت و شماری از شهرهای کشور، مسوولان کشور به این جمع‌بندی رسیدند که دسترسی به اینترنت موقتا محدود شود.
شاید اولین‌بار از زمان فراگیرشدن استفاده از اینترنت در اقشار مختلف جامعه، اینترنت با این حجم و کیفیت محدود می شود و طبعا یکی از خروجی‌های این وضعیت، ایجاد حس کلافگی و استیصال، به خصوص در نسل‌های نوجوان و جوان کشور است.
از قضاء، این گلوگاه، یکی از حوزه‌های نمادینی است که ذات «دومینووار» آشوب خود را به رخ می کشد.
به بیان دیگر، «آشوب» و «ناامنی»، برخلاف تصور بسیاری از نوجوانان و جوانان کم‌تجربه، صرفا محدود به خیابان نیست و آتش‌زدن اموال عمومی و زخمی و شهید کردن حافظان جان‌برکف امنیت را در بر نمی گیرد.
وضعیت «آشوب» و «ناامنی» همچون آتش بر انبار پنبه است که به سرعت و سهولت به طرز مرگبار سرایت می کند.
حتی اگر آشوب در خیابان کنترل شود که می شود، تبعات آن تا مدتی همه ساحات زندگی شخصی و اجتماعی را درگیر می کند.
وقتی فضای مجازی به بستری برای تهییج و تحریص بخش‌هایی از جامعه برای پیوستن به اغتشاش و آشوب می شود(که در نهایت دود آن به چشم کل جامعه می رود)، منطقی‌ترین و عقلانی‌ترین کار، محدودسازی این بستر است که در روز پنجشنبه عملا به سان «آتش تهیه» اغتشاش عمل کرد.
اما تبعات آشوب صرفا به همین‌جا منحصر نمی ماند.
وقتی آشوب‌گران به کامیون‌ها و انبارها حمله می برند و مایحتاج در حال توزیع مردم را آتش می زنند و مورد چپاول قرار می دهند، در گام اول، توزیع‌کنندگان در اقدام به توزیع محتاط و دست به عصا می شوند.
وقتی فروشگاه‌های بزرگ زنجیره‌ای، به عنوان حلقه‌ی مهمی از زنجیره توزیع، از اهداف اصلی خشونت و خرابکاری آشوب‌گران تروریست محسوب می شود، طبعا صاحبان و مدیران این فروشگاه‌ها در تهیه و عرضه‌ی مایحتاج عمومی دچار مشکل و محدودیت می شوند.
حتی در مقیاس خردتر، وقتی کسب و کارهای عمدتا شامگاهی مثل کافه‌ها و رستوران‌ها با شرایط ناامنی و اغتشاش در خیابان‌ها مواجه می شوند، طبعا ترجیح می‌دهند (یا مجبور می شوند)، برای احتراز از آسیب، دم غروب کرکره‌ها را پایین بکشند تا هم دارایی خود و هم امنیت مشتریان را از خطر دور کنند.
و...
طبعا تا زمانی که آشوب و بی‌نظمی و ناامنی در خیابان‌ها باشد، خواه ناخواه، هم تامین مایحتاج و هم عرضه‌ی خدمات، لاجرم و بالطبع، دچار نقصان و محدودیت می گردد.
این تازه مربوط به زمانی است آشوب با جان‌برکفی نیروهای حافظ امنیت در محدوده‌ قابل‌کنترل باقی بماند.
اما امان از زمانی که دامنه‌ی آشوب در سرزمینی از این دامنه بگذرد و چنان فراگیر شود که خدمات پایه‌ای شهری و مدنی(به واسطه‌ی عدم امکان حضور پرسنل و کارمندان به واسطه ناامنی یا تخریب زیرساخت‌های شهری) دچار اختلال شود.
بدون اینترنت می‌توان زنده ماند و به نحوی روز و شب را سر کرد، اما بدون برق در سیم‌ها و گاز و آب در لوله‌ها، تصور زندگی در شهرها (و حتی امروز در روستاها)، چه میزان «مدنیت» امکان‌پذیر است؟
این توضیحات از آن رو داده شد، که متاسفانه رصدهای میدانی نشان می دهد که شماری از جمعیت حاضر در آشوب‌های شامگاه پنجشنبه(۱۸ دی)، نوجوانان و جوانان نورسی هستند که از حوالی عصر در کافه‌ها و پاساژها و پارک‌ها گرد هم می آمدند، چنان که گویی قرار است در دورهمی شبانه شرکت کنند.
بعید نیست در ذهنیت «گیم‌زده» و «فانتزیک» این دسته‌ها، کل ماجرا یک جور «بازی»، منتهی با هیجان و التهاب بیشتر، بوده که احتمالا از هر جا «گیم اُور» شوند، مرحله را از نو شروع می کنند!
به بیان دیگر، این نوع اذهان غیرپیچیده و ساده‌ساز گمان می‌بردند که همزمان می‌توان در کافه‌ها جمع شد و «اسپرسو دوبل» زد، در فضای مجازی فراخوان‌های تجمع و آشوب را رصد و لایک کرد و آخر شب هم شاهد و بعضا عامل «آتش‌بازی» کف خیابان بود، و صبح دوباره روز از نو، روزی از نو!
ما اصلا وارد این بحث نمی شویم، که در همه‌ تجربه‌های تاریخی و در اقصی نقاط دنیا، آشوب داخلی، پیشگام و بسترساز طمع دشمنان خارجی برای اقدامات خبیثانه است و خب، ظاهرا انتظار این که اذهان «ساده‌ساز» توصیف‌شده اصولا ادراکی از این ماجرا داشته باشند که کشور ما به لحاظ فنی و قانونی در شرایط «جنگی» است، انتظار زیادی است!
لیکن چه آن‌ها این موضوع را لحاظ کنند یا نکنند، واقعیت آن است که ما در وضعیت «آتش‌بس» با رژیم جنایتکار و تروریست صهیونی و متحدان آن هستیم که همچون کفتار مترصد فرصت برای وارد کردن ضربات جدی بعدی و آغاز مرحله‌ی بعدی جنگ هستند.
به هر صورت، باید واقعیتی تلخ را موکد کرد(در این شرایط از تلخ پروا نیست)، که تا زمانی که دود آشوب در فضای جامعه باشد، «وضعیت عادی» و «طبیعی» برای هیچ‌کس، حتی آشوب‌گران یا همدلان با آنان، فراهم نخواهد بود.