رمز آشوب ترامپ در دی: شهر سقوط کرد!
به گزارش مشرق، کانال تلگرامی خیابان انقلاب نوشت:
عبارت «شهر سقوط کرد» اسم رمز ادامه آشوب و اغتشاش در ایران بود که زبان ترامپ به عناصر مزدور و تروریست در ایران مخابره شد.
این عبارت، بخشی از یک سناریوی امنیتی ـ رسانهای بود که هدفش نه اعتراض، نه فشار سیاسی، بلکه فروپاشی اجتماعی و کشاندن ایران به یک جنگ داخلی بود.
وقتی رئیسجمهور وقت آمریکا با قطعیت از سقوط یک شهر ایرانی مشخصا مشهدالرضا، سخن گفت، در واقع داشت رمز عملیات را علنی میکرد؛ رمزی که قرار بود تصویر ایرانِ فروپاشیده را به جهان مخابره کند، حتی اگر این تصویر چند ساعت بیشتر دوام نمیآورد.
در منطق آشوبهای سازمانیافته، سقوط شهر الزاماً به معنای تصرف کامل نیست؛ کافی است چند نشانه نمادین کنار هم چیده شود: آتش، سلاح، حمله به مراکز حاکمیتی، تخریب بازار، سقوط صدا وسیما، قطع روایت رسمی و تزریق روایت جایگزین.
آنچه اهمیت دارد، تصویر است نه واقعیت.
تصویرِ شهری که کنترلش از دست رفته، ولو موقتی و نمایشی.
این تاکتیک بسیار آشناست.
دقیقاً همین تاکتیک در حمله مسلحانه داعشیها در سال ۲۰۱۱ به سوریه و عراق دیده می شود.
حجم بالای خشونت به همراه اخبار فیک سقوط شهرها که باعث ایجاد رعب و وحشت شده و نهایتاً منجر به تسلیم شدگی میشد.
به حمد الله این پروژه با شکست همراه شد چراکه ایران سوریه نیست.
ایران عراق نیست و اصلاً ایران به مانند هیچ کشور و سرزمین دیگری نیست و اینجا ایرانیان با بصیرت و آگاهی خود پاسخ هر نوع فتنه انگیزی را میدهند.
اگر آن پروژه به سرانجام میرسید، ایران وارد فازی میشد که دیگر با اعتراض یا نارضایتی قابل توضیح نبود.
نقشه، آشوب کنترلنشده بود؛ آشوبی که قرار بود با سلاح، آتش و خون تغذیه شود و در نهایت، جامعه را به دوگانه مرگبار بقا یا فروپاشی بکشاند.
در چنین سناریویی، عدد قربانیان اهمیتی ندارد؛ حتی اگر به صدها هزار یا میلیون برسد.
مهم، شکستن ستونهای نظم و امید است.
البته خب چنانچه اشاره شد این همان الگوی تکرارشدهای است که پیشتر در سوریه و لیبی دیده شد: ابتدا سقوط نمادین شهر، سپس فروپاشی روانی جامعه، و در نهایت، تجزیه جغرافیایی.
نکته کلیدی اینجاست که طراحان این آشوب، حساب ویژهای روی نیابتیسازی خشونت باز کرده بودند.
قرار نبود ارتش آمریکا وارد میدان شود؛ قرار بود خشونت به دست عناصر داخلی و مزدوران پراکنده اجرا شود، تا هم هزینه سیاسی کاهش یابد و هم پروژه، ظاهری خودجوش پیدا کند.
در این میان، رسانههای فارسیزبان برونمرزی نقش اتاق فرمان روانی را بازی میکردند؛ آمادهسازی افکار عمومی برای پذیرش کشتار گسترده، با این توجیه که این جنگ است و جنگ، قربانی دارد.
اما آنچه این پروژه را ناکام گذاشت فهم اجتماعی مردم و بصیرت مثال زدنی ملت ایران بود.
جامعه ایران، برخلاف محاسبات طراحان آشوب، حاضر نشد نقش سیاهیلشکر یک جنگ تحمیلی جدید را بازی کند.
صف اعتراض از صف اغتشاش جدا شد و آن شهرِ سقوطکرده فقط در توئیتها و استودیوها وجود داشت، نه در واقعیت خیابان.
ترامپ و تیم او گمان میکردند با چند تصویر آتشگرفته و چند جمله تحریکآمیز میتوانند ماشه فروپاشی را بچکانند.
اما ایران، نه سوریه بود و نه لیبی؛ و جامعهای که تجربه، حافظه تاریخی و پیوند ملی دارد، بهسادگی به سمت پرتگاه هل داده نمیشود.
بهرحال شهر سقوط کرد، قرار بود آغاز یک فاجعه باشد؛ فاجعهای شاید با شمار میلیونی قربانیان و آوارگان و آیندهای موهوم و نامشخص.
شکست دشمن در این مرحله، شکست یک پروژه تمامعیار برای نابودی ایران بود.
پروژهای که امروز، بیش از هر زمان دیگر، ماهیت واقعی آن عیان شده است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.