خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

جمعه، 10 بهمن 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

ترامپ و تجاوز احتمالی به ایران؛ بقاء در قدرت یا سقوط کامل؟/ هشدارها به رئیس جمهور آمریکا در رابطه با قمار خطرناک علیه تهران

مشرق | بین‌الملل | جمعه، 10 بهمن 1404 - 08:52
با وجود یاوه‌گویی‌های مکرر ترامپ بر علیه ایران، ارتش آمریکا تاکنون از آغاز هرگونه اقدام نظامی علیه کشور خودداری کرده است که منشا اصلی آن، نگرانی مقامات کاخ سفید از تبعات ویرانگر تجاوز به ایران است.
ايران،آمريكا،نظامي،قدرت،جنگ،مسئله،داخلي،شكست،حمله،آمريكايي،س ...

سرویس‌ جهان مشرق - در روزهای گذشته، صحنه منطقه‌ای و بین‌المللی شاهد یک تناقض آشکار شده است.
دونالد ترامپ، مدام از حرکت یک ناوگان نظامی آمریکا به سمت خلیج فارس و تهدید تجاوز نظامی به ایران می‌گوید.
اما پشت این نمایش قدرت و جاروجنجال رسانه‌ای، واقعیتی کاملاً متفاوت در جریان است، واقعیتی که منابع اطلاعاتی آمریکا و متحدانش بر آن صحه می‌گذارند: ترامپ و حلقه مشاورانش از عواقب داخلی و خارجی یک درگیری نظامی تمام‌عیار با ایران به شدت هراسانند.
این هراس، ریشه در محاسباتی دارد که شکست در آن می‌تواند به قیمت سقوط کامل موقعیت داخلی و بین‌المللی ترامپ و دولت آن و حذف کامل آن‌ها از صحنه سیاسی تمام شود.
سؤال کلیدی اینجاست که اگر دولت ترامپ چنین قدرتمند است، چرا همچنان دست به اقدام نظامی مستقیم نزده است؟
پاسخ را می‌توان در اعترافات خود مقامات آمریکایی جستجو کرد.
بر اساس گزارش واشنگتن پست، محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا مانع اصلی بلندپروازی‌های ترامپ برای جنگ با ایران شناخته شده است.
این رسانه آمریکایی تأکید می‌کند که ترامپ و مشاوران امنیتی‌اش گزینه حمله را بررسی کردند، اما با نمایان شدن هزینه‌ها و فشارها و نگرانی‌های کشورهای منطقه، موقتا از تصمیم برای اقدام نظامی سریع عقب‌نشینی کردند.
به بیان ساده‌تر، دستگاه امنیتی و نظامی آمریکا به رئیس‌جمهور خود هشدار داده که پیروزی در این نبرد، به هیچ عنوان امر قطعی و کم‌هزینه‌ای نیست.
این نقطه، آغاز محاسبات محتاطانه ترامپ است.
از این رو، تصمیم ترامپ برای به تعویق انداختن حمله نظامی برنامه‌ریزی شده علیه ایران و عدم اقدام تا به امروز، صرفاً بر اساس تردید نیست، بلکه بر اساس سنجش خطرات و تبعات خطرناک این مسئله است.
به نظر می‌رسد ترامپ بر اساس درک عمیقی از سه عامل کلیدی که تصمیمات او را شکل می‌دهند، عمل می‌کند که در ادامه به این سه عامل اشاره می‌شود.
محدودیت‌های قدرت هوایی برای تاثیر گذاری
ترامپ به خوبی می‌داند که قدرت هوایی، هر چقدر هم که چشمگیر باشد، در توانایی خود برای ایجاد تغییرات اساسی سیاسی محدود است و آمریکا چنین قدرتی ندارد و در مقابل ایران نیز از قدرت آفندی گسترده‌ای برخوردار است و قادر به دفاع از خود و حمله به منافع آمریکا است.
تاریخ درگیری‌ها در غرب آسیا و خصوصا ایران ثابت کرده است که حملات هوایی ممکن است به زیرساخت‌ها آسیب برسانند، اما همیشه مردم را حول رهبری و حاکمیت، بر علیه "متجاوز خارجی" متحد می‌کنند.
در کنار این موضوع، قدرت بالای موشکی و پهپادی ایران برای پاسخ مستقیم به تجاوزات آمریکا، مسئله دیگری است که نگرانی‌ها و علامات سوال جدی برای آمریکائی‌ها ایجاد کرده است.
آسیب‌پذیر بودن ناوها و پایگاه‌های نظامی آمریکا در برابر حملات موشکی ایران، همانند آنچه که در العدیده، در مقیاسی بسیار کمتر از توان واقعی آفندی ایران رخ داد،‌ منجر به آن شده است که فرماندهان نظامی آمریکا، بیشتر به تبعات تصمیمات احمقانه خود، در رابطه با تجاوز نظامی به ایران فکر کنند و ابهامات در رابطه با این مسئله را به شخص دونالد ترامپ انتقال دهند.
تصاویر هوایی از حمله موشکی محدود ایران به پایگاه آمریکایی العدید در قطر
ترس از یک جنگ منطقه‌ای تمام‌عیار
بر فراز هر تصمیمی، سایه یک درگیری منطقه‌ای گسترده سنگینی می‌کند.
ترامپ و تیم بیم آن را دارند که هرگونه جرقه نظامی علیه ایران، آتشی را شعله‌ور کند که به عراق، لبنان، سوریه، فلسطین اشغالی و سایر کشورهای خلیج فارس سرایت کند.
در چنین شرایطی، ایالات متحده قطعا به جنگ بی‌پایان دیگری در منطقه کشیده خواهد شد که به مراتب مخرب‌تر از جنگ در عراق و افغانستان خواهد بود، سناریویی که ترامپ به رأی‌دهندگان خود قول داده بود به هر قیمتی از آن جلوگیری کند و خسارت چند تریلیون دلاری در جنگ‌های عراق و افغانستان را تکرار نکند.
چنین جنگی نه تنها جان سربازان آمریکایی را به خطر انداخته و منابع هنگفتی از آمریکا را مصرف می‌کند، بلکه به جایگاه ترامپ نیز آسیب جدی وارد می‌کند و او را به عنوان کسی که اساسی‌ترین وعده انتخاباتی خود را نقض کرده است، به تصویر می‌کشد و سونامی غیر قابل مهار سیاسی را در آمریکا بر علیه آن ایجاد می‌کند که برای ترامپ و دولت‌وی هیچ شانسی در برابر آن وجود ندارد.
وحشت از سیاست داخلی، انتخابات میان‌دوره‌ای و احتمال جدی سقوط
ملاحظات سیاسی داخلی، عنصری حیاتی در تصمیم‌گیری در کاخ سفید هستند.
ترامپ با نگاهی به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، بر این مسئله آگاه است که از دست دادن اکثریت حامیان خود در مجلس کنگره، ابزار قانونی لازم را برای آغاز روند استیضاح علیه او به حزب دموکرات می‌دهد.
یک شوک امنیتی یا اقتصادی (مانند افزایش شدید قیمت نفت پس از جنگ) می‌تواند آرای شناور را به دموکرات‌ها منتقل کند و پایگاه حمایتی او را به شدت تضعیف کند، که تهدیدی مستقیم برای ادامه تصدی او خواهد بود.
وقتی ترامپ اطلاعات مبتنی بر وضعیت و ارزیابی‌های موجود را می‌سنجد، می‌فهمد که حمله به ایران یک قمار سیاسی و استراتژیک بزرگ است و اگر پیش‌بینی‌های ناامیدکننده در این رابطه به حقیقت بپیوندند که احتمال آن بسیار بالاست، جایگاه او در ایالات متحده به شدت هرچه تمام و بیش از پیش سقوط خواهد کرد و به شکل جدی این احتمال وجود دارد که قبل از پایان دوره ریاست جمهوری‌اش، قدرت خود را کاملا از دست بدهد و در نهایت خود را به جرم تحمیل شکست سنگین و مفتضحانه به ارتش آمریکا و کشته شدن هزاران سربازی آمریکایی، بر روی صندلی متهم در دادگاه محاکمه ببیند.
همچینن، نباید این مسئله را در نظر گرفت که مخالفان ترامپ، یک‌بار به شکل جدی برای ترور وی تلاش کردند و اگر او بخاطر جاه‌طلبی‌های شخصی خود، ارتش آمریکا را دچار شکست و خسارات هنگفت کند، با رادیکال شدن موج مخالفت‌های داخلی و پس از سقوط دولت وی، وقوع عملیات‌های ترور برای کشتن او، مسئله دور از ذهنی نیست.
نمایش درماندگی و گرفتاری در دام محاسبات اشتباه
وضعیت کنونی ترامپ در قبال ایران، نه قدرت نمایی یک ابرقدرت، که نمایش درماندگی رهبری است که در دام محاسبات خود گرفتار شده است.
او از یک سو با فشارهای داخلی برای اقدام قاطع و حفظ وجهه خود به عنوان رهبری قدرتمند مواجه است، و از سوی دیگر با کوهی از هشدارهای واقع‌بینانه که شکست را محتمل‌تر از پیروزی می‌دانند.
نتیجه این تناقض، اتخاذ استراتژی «تهدید توخالی» و ادامه جنگ روانی است.
ترامپ به خوبی می‌داند که شکست در یک جنگ تمام‌عیار با ایران — یا حتی گرفتار شدن در باتلاق یک درگیری طولانی و فرسایشی — نه تنها رویای بقای او در قدرت را نابود می‌کند، بلکه می‌تواند به حذف کامل و ماندگار او از صحنه سیاست ایالات متحده تبدیل شود.
بنابراین، تا زمانی که این محاسبات تغییر نکند، ناوگان او در دریا شناور خواهد ماند و تهدیدهایش در فضای مجازی، تنها بازتاب ترسی عمیق از رویارویی با واقعیتی خواهد بود که قدرت آمریکا را به چالش می‌کشد.