خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

پنجشنبه، 09 بهمن 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

هشدار روزنامه اطلاعات به مسئولان: نمی‌توان برای همیشه در بحران ماند و رجزخوانی کرد؛ در سیاست خارجی چاره اندیشی کنید

اعتماد | همه | پنجشنبه، 09 بهمن 1404 - 09:40
اگر دیرتر از این، در رجزخوانی و بحران‌های داخلی و خارجی وابمانیم، دیگر مهلت برخاستن و فرصت توسعه یافتن نخواهیم داشت. کشوری پهناور و محتاج خواهیم بود که مردمش به مهاجرت و کارگری و قاچاق و کولبری خو می‌گیرند و در هرج و مرجی که بستر آن فقر و فساد است، درجا خواهند زد.
احزاب،ايران،رقابت،سياسي،جنگ،واقعي،بحران،داخلي،مديريت،فرهنگ،ا ...

اگر دیرتر از این، در رجزخوانی و بحران‌های داخلی و خارجی وابمانیم، دیگر مهلت برخاستن و فرصت توسعه یافتن نخواهیم داشت.
کشوری پهناور و محتاج خواهیم بود که مردمش به مهاجرت و کارگری و قاچاق و کولبری خو می‌گیرند و در هرج و مرجی که بستر آن فقر و فساد است، درجا خواهند زد.
کد خبر: 758543 | ۱۴۰۴/۱۱/۰۹ ۰۹:۳۸:۰۸
امروز صدای شوم جنگ و ارجوزه‌های عربده مانند، از گوشه و کنار شنیده می‌شود.
در حالی که زنجیرۀ تأمین مایحتاج مردم با دسیسه‌های پنهان و آشکار، دچار مشکلات بزرگ است و تورّمی افسارگسیخته، بار گران بر دوش ملت ایران نهاده است، جماعتی عربدۀ جنگ می‌کشند و کیست که نداند سفرۀ این جماعت با خون مردم رنگین‌تر خواهد شد؟!
به گزارش اطلاعات، آن صدایی که امروز باید شنیده می‌شد، صدای نهان مانده و در گلو خشکیدۀ احزاب و دلسوزان صاحب تجربه و نهادهای مدنی است.
نهادها و نخبگانی که می‌باید مرجع رجوع اکثریت مردم، به‌ویژه جوانان و دانشجویان باشند و با بسیج افکار و تحلیل شرایط، بخش مهمی از نسل جدید، طبقات، اصناف و گروههای اجتماعی و اقتصادی یا فرهنگی را مدیریت کنند.
سالهاست جای خالی احزاب واقعی را احساس می‌کنیم و مسلماً اصطلاحات جنگی نظیر «جبهه» یا ائتلاف برخی تشکل‌های ناشناخته یا جریانهایی مبهم که برای موقعیت و مقام یا منافع و مدارج به «میدان» می‌آیند و «خاکریز» نمایندگی و «سنگر» شورای شهر را «فتح» می‌کنند، جانشین گفتگوی میان احزاب و تحلیل شرایط و رابطۀ سازمان یافتۀ اعضای سرشناس و صاحب تجربه در عرصۀ سیاست و مدیریت نخواهد بود.
کثرت احزاب سیاسی و رقابت دو یا سه جریان مهم که از ائتلاف جریانها و ایده‌های مشترک پدید می‌آید، برای ایران یک ضرورت است.
شاید امروز که مرغوای سیاه مرغ جنگ در منطقه شنیده می‌شود و دریای پارس را از بانگ و غوغای آمریکا و متحدان پر کرده است، پرداختن به چنین موضوعی، حاشیه‌گویی و فراموش کردن متن به نظر آید.
اما چنین نیست و بحران از پی بحران، کشور گرامی و ملّت ارجمند ما را درگیر ساخته و ای بسا برای نرسیدن به رقابت با کشورهای تازه پا گرفته در اطراف ایران طراحی شده باشد.
ثبات ایران نیازمند دستگاه سیاسی پایدار است و اقتصاد ایران نیز متکی به همین ستون سیاسی خواهد بود.
امروز کیست که نداند اقتصاد و ناترازی در ایران، بدون حل مسائل خارجه و سیاست‌ورزی بین‌المللی قابل حل نیست؟
احزاب سازمان یافته با ساختارهای سیاسی شفاف، برنامه‌های مشخصی دارند و جامعه ضمن حمایت، آنها را به پاسخگویی نیز وا می‌دارد.
امروز ملّت ایران، چه کسانی را پاسخگوی ناترازیها و آسیب‌های بزرگ زیست‌محیطی و انسانی و اقتصادی بداند؟
چه کسانی اموال و سرمایه‌های مردم را به تراستی‌ها و صراف‌ها و ضراب‌ها و قاچاقچیان سپردند؟
چه کسانی مسئول ناامیدی و رویگردانی بسیاری از مردم و اکثریت جوانان از انتخابات و رقابت سالم میان جریانهای سیاسی درون نظام بوده‌اند؟
هیچ آدرس و نشانه‌ای نیست زیرا آن‌که با افزایش به موقع قیمت حاملهای انرژی مخالفت می‌کرد، آن‌که با سد سازی و انتقال آب به نابودی ذخایر ملی دامن می‌زد، آن که صنایع آلاینده را به قلب برکه‌ها و تپه‌های حفاظت شده می‌برد، آن‌که با ساخت و سازهای بی‌رویه در شهرها و شهرکها، زندگی مردم را به بن‌بست کشاند، آن‌که موجب انزوای ایران در منطقه و جهان شد، آن‌که ارزهای مملکت را به چندین برابر قیمت به خرده‌فروشان و صرافان داخلی فروخت، آن‌که فرهنگ ملی را در تقابل با فرهنگ اسلامی معنا کرد، آن‌که بزرگان فرهنگ و سیاست را خانه‌نشین و منزوی کرد و...، چگونه پاسخگو خواهند بود؟
چه کسانی هستند و اکنون کجا و در چه کارند؟
نگردید که پیدا نخواهید کرد!
وجود احزاب محافظه‌کار و سنت‌گرا، احزاب تجددخواه و تحول‌طلب، احزاب مدافع حقوق اقتصادی و اجتماعی، در کنار سندیکاها و تشکل‌های مدنی، اصناف، سازمانهای حرفه‌ای و شغلی، می‌تواند شفافیت و سابقه و مهمتر از همه، پاسخگویی را الزام کند.
جامعه و مردم، صاحبان سرزمین‌اند، مطالبه و پاسخگو کردن سیاستمداران و مدیران، و عزل و نصب ایشان از طریق انتخابات و صندوقهای آزاد رأی‌گیری، اولین و بنیادی‌ترین حق آنان است.
نمی‌توان به گروه توده‌وار خیابانی، نام حزب داد یا در غیاب رقابت واقعی، کسانی را نماینده و منتخب مردم دانست.
اینها بدیهیات فراموش شده در جامعۀ ماست و نباید از سوی صاحبان منفعت و بازیگردانان ناشناس، یا متولیان ناترازیها و نارضایتی‌ها به بازی گرفته شود.
احزاب واقعی و رقابت انتخاباتی آزاد می‌تواند مانع این مشکلات باشد.
سخن آخر این‌که: نمی‌توان مدام در بحران زیست و نمی‌توان نسل‌اندر نسلی را با یک فرمان و یک زبان و یک شیوه و یک ایده مدیریت کرد و راضی نگاه داشت.
وقتی باید تدبیر کرد و تحول را با صلح و مدارا آغاز کرد.
اگر دیرتر از این، در رجزخوانی و بحران‌های داخلی و خارجی وابمانیم، دیگر مهلت برخاستن و فرصت توسعه یافتن نخواهیم داشت.
کشوری پهناور و محتاج خواهیم بود که مردمش به مهاجرت و کارگری و قاچاق و کولبری خو می‌گیرند و در هرج و مرجی که بستر آن فقر و فساد است، درجا خواهند زد.
در شرق ایران و در آفریقا و دیگر نقاط جهان، این نمونه‌ها هست.
اما هیچ‌کدام این نیروی انسانی و ثروت ملّی و سرزمین بی‌همتا را ندارند.
ماییم و تاریخ که می‌گوید زنده باد زندگی و بهره‌های آن، و بریده باد نای جنگ و نایرۀ خشونت...