ترامپ، اروپا را به سمت چین هل میدهد؟
به گزارش مشرق، سیدمهدی طالبی فعال رسانه نوشت:
سفر چهار روزه کییر استارمر، نخستوزیر انگلیس به چین از امروز آغاز میشود.
این نخستین سفر رئیس دولت انگلیس به چین طی ۸ سال اخیر است.
استارمر پیش از سفر، نگاه خود را واقعبینانه توصیف و تأکید کرد لندن از انتخاب میان واشنگتن و پکن پرهیز کرده و با هر دو رابطه خواهد داشت.
نخستوزیر انگلیس میگوید نادیده گرفتن چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان «عاقلانه نیست».
با این حال روابط لندن و پکن در سایه انتشار گزارشاتی درباره فعالیتهای اطلاعاتی چین در خاک انگلیس به سردی گراییده است.
استارمر میگوید هرچند به توسعه روابط اقتصادی علاقهمند است، اما در زمینه مسائل امنیتی سازش نمیکند.
هرچند انگلیسیها پیش از این سفر مهم با چینیها فاصلهگذاری کردهاند، اما نفس این سفر از نظر اقتصادی و در بحبوحه تهدیدها و فشارهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا معنایی دیگر دارد.
لندن اخیراً از ترامپ به دلیل اظهاراتش درباره گرینلند انتقاد کرده و نخستوزیر کانادا نیز به شدت بر آمریکا تاخته است.
نکات
۱- اروپا در مرکز مطامع آمریکا قرار گرفته است.
اروپا بیشترین وسعت، منابع و جمعیتی را که از دست میدهد، در توسعهطلبی ارضی واشنگتن است.
کانادا ۹ میلیون و ۹۸۰ هزار کیلومترمربع وسعت و ۴۰ میلیون نفر جمعیت دارد.
گرینلند ۲ میلیون و ۱۶۶ هزار کیلومترمربع وسعت و ۶۰ هزار نفر جمعیت دارد.
مجموع وسعت این دو منطقه که تحت نفوذ اروپاست و آمریکا میخواهد آنها را به خاک خود الحاق کند، ۱۲ میلیون و ۱۴۶ هزار کیلومترمربع است.
این میزان، ۱۰۰ برابر بیشتر از ۱۲۰ هزار کیلومترمربعی است که روسیه از خاک اوکراین تصرف کرده است.
از نظر جمعیتی نیز آمریکا دستکم ۱۰ برابر جمعیتی که روسیه در اوکراین تحت کنترل گرفته، تحت سلطه خود درخواهد آورد.
این قضیه سمت دیگری هم دارد.
آمریکا در صورت موفقیت در برابر رقبای خود، این میزان از خاک و منابع را در هدف خود پیشبینی نکرده است.
این مسئله نشان میدهد از نظر عملی آمریکا به نوعی اروپا را به عنوان بزرگترین دشمن در مرکز توجه خود قرار داده و قاره سبز هیچ دشمنی به بزرگی واشنگتن ندارد.
این دشمنی البته از زاویهای خاص است؛ اروپا از یکسو در ائتلافی سنتی و دیرپا با آمریکا قرار دارد و از سویی دیگر برای مدیریت خشم ترامپ، مقابله مستقیم با او را انتخاب نکرده است.
۲- گرایش اروپا به سمت همکاری با چین عوامل متعددی دارد که یکی از آنها نیاز به این روابط برای موازنه در برابر آمریکاست؛ این موازنه از جنس نظامی نیست بلکه ابتدا اقتصادی و در میزان بسیار کمی سیاسی است.
از نظر نظامی اروپا جزئی از ساختار نظامی هماهنگ با آمریکاست.
البته قاره سبز با حبس ناتو در جغرافیای آتلانتیکی و جلوگیری از گسترش تعهدات کشورهای عضو به دیگر مناطق میتواند منافع چین را هم لحاظ کند، اما از نظر نظامی این اوج روابط خواهد بود زیرا بستر این قضیه همکاری عمیق نظامی دولتهای غربی با یکدیگر است.
آنچه در حوزههای مختلف پررنگتر است، اتکای اروپا به اقتصاد چین برای تابآوری در برابر فشارهای تعرفهای آمریکاست.
اروپا به کالاهای ارزانقیمت چین و سرمایهگذاریهای تکنولوژیک و صنعتیاش نیاز دارد تا در برابر ضربات اقتصادی ترامپ که میتواند تولید ناخالص داخلی آنها را تحت تأثیر قرار دهد، ایمن شود.
حوزه سیاسی نیز متکی به حوزه اقتصادی است.
اظهار نظر آشکار مقامات اروپایی درباره همکاری اقتصادی با چین، نوعی پیام و هشدار سیاسی به ترامپ است.
۳- در جنگ اوکراین، چین جایگاهی محوری دارد بهطوریکه برخورد روسیه و اروپا در اوکراین به رقابتهای پکن و واشنگتن در عرصه جهانی ربط داده میشود.
تحت تحریمهای سنگین در بخشهای فروش انرژی، صادرات قطعات حساس و دسترسی به شبکه بانکی که غرب بر روسیه اعمال کرده، تسهیلات چین باعث باقیماندن، تابآوری و رشد مسکو در نبرد شده است.
چین برای جبران تحریم انرژی، مقدار بیشتری نفت و گاز از روسیه وارد میکند.
پکن قطعات الکترونیکی حساس و ممنوع، وسایل با کاربرد دوگانه مانند کوادکوپتر و جلیقه ضدگلوله، مواد اولیه تولید مهمات و ماشینآلات صنعتی مورد استفاده در خطوط تولید سلاح را بدون دردسر به روسها تحویل میدهد.
در خصوص شبکه بانکی، برای خنثیسازی سلطه دلار، دو کشور با پول ملی با یکدیگر مبادلات را انجام میدهند.
روسیه گرچه مبادلات نسبتاً مشابهی با هند و تعداد دیگری از دولتها دارد، اما هیچکدام از آنها قابل مقایسه با چین نیستند.
اروپا میداند روسیه از نظر نظامی قابل شکست دادن نیست و این را بسیاری از جمله ناپلئون و هیتلر آزمودهاند.
تا زمانی که چین روابط خود با روسیه را توسعه دهد، مسکو اجباری برای کنار گذاشتن سلاح نخواهد داشت.
این قضیه حکایت از آن دارد که پکن ابزار و فضایی مناسب برای اعمال نفوذ بر مسکو یافته و اروپاییها برای مهار روسیه باید با چین کنار بیایند.
۴- آمریکا برای مهار چین باید ضرباتی مستقیم و غیرمستقیم به اقتصاد این کشور وارد کند که آسان نیست.
اقتصاد چین غیرقابل مهار است.
این شاید مهمترین نکتهای باشد که بتوان از نزدیکی اروپا به این کشور دریافت.
آمریکا با وجود تلاش برای جلوگیری از سرمایهگذاریهای جدید در چین، بازگشت شرکتها به خاک آمریکا یا استقرار در کشوری به جز چین با اعمال تعرفه، تحریمهای گوناگون و بدنام کردن پکن، در وارد آوردن ضربه مؤثر ناکام مانده است.
چین با اقدام متقابل در ممنوعیت صادرات فلزات خاص و رونمایی از روشهای جدید محاسباتی در هوش مصنوعی موفق شده ابزارهای خود را به آمریکا اثبات کند.
چین به میزانی غیرقابل مهار شده که اروپا علیرغم اینکه حمایت این کشور از روسیه را عاملی مهم در تداوم جنگ میداند، همچنان پکن را شریک تجاری آینده تلقی میکند.
۵- نقش انگلیس باید پررنگ دیده شود.
با قضایای کانادا و تهدید ترامپ برای الحاق این کشور، نوع واکنش انگلیس آشکار کرد میزان تسلط لندن بر اتاوا بسیار بالاست.
انگلیسیها رئیس بانک مرکزی خود را به نخستوزیری کانادا رساندهاند.
این نفوذ بالا به معنای آن است که لندن را نباید تنها در محدوده قدرت اقتصادی و نظامی انگلیس دید، بلکه باید کانادا، استرالیا و نیوزلند را هم به آن افزود.
از این نظر انگلیس به قدرتی با وسعت، منابع و جمعیتی همانند روسیه تبدیل شده و از رده کشورهایی مانند فرانسه و آلمان جدا میشود.
از این حیث در بالاترین سطح، آمریکا و چین قرار دارند.
در طبقه دوم روسیه و انگلیس هستند و در طبقه سوم دولتهایی مثل فرانسه، آلمان و هند.
در این میان اتحادیه اروپا ظرفیت قرار گرفتن در طبقه دوم و یا اول را دارد، اما به دلیل پراکندگی نظرات و ضعف اراده، در محاسبات فعلاً جایگاه مهمی را در اختیار نگرفته است.
احتمالاً اروپا با وضعیت کنونی با هدایت فرانسه و آلمان در طبقه دوم قرار گیرد.
جهتگیری کشورها در طبقات و ردههای مختلف نقش مهمی در رقابت آمریکا و چین دارد.
پس از روی کار آمدن ترامپ، روابط روسیه و آمریکا اندکی بهبود یافت و در دولت حزب کارگر، روابط پکن و لندن نسبت به دوره حکومت حزب محافظهکار ارتقا یافت.
جهتگیریهای مثبت انگلیس و اتحادیه اروپا نسبت به چین، استمرار اتکای مسکو به پکن و اقدامات بیمحابای ترامپ علیه دوست و دشمن، چینیها را در موقعیتی قرار داده که شامل فرصتهای بسیاری است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.