ضدونقیض ترامپ در باب ناآرامیهای ایران، هدف آمریکا چیست؟
به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران نوشت:
در بررسی علل اعتراضات اقتصادی بهعنوان بستر ناآرامیهای اخیر بهویژه ۱۸و ۱۹ دی ماه، میتوان به موارد متعددی اشاره نمود.
از جمله مهمترین آنها فقدان هرگونه چشمانداز مثبت در وضعیت اقتصادی کشور از سوی مردم، فشارهای روانی بر جامعه ناشی از فعال شدن مکانیسم ماشه، نوسان شدید قیمتها ناشی از مشکلات تامین ارز و تجارت خارجی و موج افزایش مداوم قیمت دلار و طلا بهعنوان شاخص حساسیت جامعه نسبت به تورم آینده بود.
همچنین جامعه پس از جنگ دوازده روزه امکان نقشآفرینی موثر سیاستخارجی بهنفع اقتصاد را نیز منتفی میدانست.
انباشت نارضایتی اقتصادی منجر به شکلگیری اعتراضات محدود و پراکندهای در بازار تهران شد که بعد از گذشت چند روز فروکش نمود.
اما اعتراضات به تهران محدود نماند و در برخی موارد بهواسطه سازماندهی حرکات به سمت مراکز نظامی و انتظامی به خشونت نیز کشیده شد.
در همین اثناء تغییر رئیس کل بانک مرکزی و حذف ارز ترجیحی در یک موقعیت زمانی اشتباه، بدون زمینه و گفتوگو با مردم و اقناع افکار عمومی، اصلیترین عاملی بود که مردم معترض نسبت به افزایش قیمت کالاهای اساسی را به خیابان آورد.
با این وجود، تنها عوامل ناآرامیهای اخیر مسائل داخلی نبود.
از ابتدا، موضعگیریهای متعددی از سوی دولتمردان آمریکا و در راس آنها ترامپ باعث تشدید فضای ملتهب داخلی شد.
آمریکا از دو طریق در صدد منحرف نمودن جریان اعتراضات به سمت اهداف از پیش تعیین شده خود بود.
نخست هدایت و سازماندهی هستههای عملیاتی در کف خیابان و دوم، روایتسازی از حمایت از معترضین با پررنگ نمودن احتمال مداخله و حمله نظامی بهمنظور جلوگیری از برخورد با هستههای میدانی.
نخستین اظهاراتی که حضور عوامل موساد در ایران را تائید کرد، روزنامه اسرائیلی اورشلیمپست بود که طی آن به تهییج مردم و معترضین به اقدام علیه حکومت توسط موساد اشاره و تاکید میکند «عوامل موساد در خیابان در کنار مردم هستند».
علاوه بر این، مایک پمپئو، رئیس اسبق سازمان سیا در پیامی صریحا نسبت به حضور عوامل موساد در خیابانهای ایران در کنار معترضین اشاره نمود.
مضاف بر موارد فوق، کانال چهارده اسرائیل نیز در خبری از «تسلیح معترضان ایرانی به سلاح گرم توسط عناصر خارجی» پرده برداشت.
همزمان ترامپ نیز که پس از ربایش مادورو اعتمادبهنفس دوچندانی گرفته بود، در پی بهرهبرداری از تاثیر روانی آن در دیگر پروندههای سیاستخارجی آمریکا از جمله موضوع ایران بود.
وی در نخستین پیام خود درحالی که هنوز اعتراضات خشونتآمیز نشده بود نوشت «اگر ایران به شلیک و کشتار معترضان ادامه دهد، آمریکا برای نجات آنها خواهد آمد».
این پیام نشان میداد زمینه مداخله احتمالی آمریکا، گسترش خشونت است.
پیغامی که از سوی عناصر میدانی بهخوبی دریافت و اجرایی شد.
ترامپ همچنین در روزهای بعد در پیامهای مختلفی نوشت «وطندوستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهید و موسسات دولتی را اشغال کنید، کمک در راه است»!
چنانکه پیداست، تشدید غیرعادی اعتراضات و تبدیل آن به ناآرامیهای فاجعهبار اخیر، پروژهای تحت عنوان پهلویخواهی به کارفرمایی اسرائیل بهمنظور اقناع آمریکا برای حمله به ایران بود.
اسرائیل تغییر حکومت در ایران را در دسترس میدید و برای به سرانجام رساندن آن، نیازمند مداخله آمریکا بود.
سناریو چنین بود که مشابه جنگ دوازده روزه که آمریکا در روزهای پایانی و برای اتمام کار وارد شد، درصورت تزلزل در اقتدار مرکزی، ایالات متحده مشابه پروژهای که در لیبی انجام گرفت، با ادعای مداخله بشردوستانه به ایران حمله کند.
کمتر از یک هفته پس از برقراری آرامش در کشور، ترامپ مدعی شد ایران پس از هشدارهای او از اعدام معترضین منصرف شده است.
اظهار نظری که بهصورت واضح عقبنشینی از مواضع پیشین تلقی میشد.
با این وصف، ترامپ در مصاحبه با پولتیکو گفت اکنون زمان آن است که به دنبال رهبران جدیدی در ایران باشیم که نشان از تلاش آمریکا برای حفظ سایه جنگ و فشار بر ایران است.
با فروکش کردن آشوبها، بهنظر میرسد فعالسازی مجدد آن ساده نیست.
با این وجود، ترامپ برای حفظ اعتبار خود و امیدوار نگاهداشتن هستههای میدانی، در تلاش خواهد بود با اظهارات ضدونقیض و تحرکات نظامی، احتمال حمله نظامی را همچنان زنده نگاه دارد.
از سوی دیگر، حمله به ایران فارغ از احتمال پاسخ وسیع و فراگیر در سطح منطقه، ممکن است به انسجام درونی کشور منجر شود که مطلوب آمریکا نیست.
بهنظر میرسد جدیترین راهبرد آمریکا، حفظ سایه جنگ و در عین حال تشدید فشارهای اقتصادی با ابزار تحریمها و تلاش برای محدود نمودن حکومت در انجام کارکردهای اساسی خود، به منظور حفظ شرایط بحرانی تا فراهم شدن زمینه مداخله مستقیم است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.