نوک کوه یخ!
به گزارش مشرق، علی حیدری فعال رسانه نوشت:
از فردای توقف جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونی و آمریکا علیه ایران، بخشهای دیگری از جنگ ترکیبی فعال شد و سناریوی ایجاد ناآرامی در داخل کشور به منزله پیش نیاز تهاجم دوباره کلید خورد.
موضوعی که دشمنان منتظر بودند از روز اول تهاجم نظامی به کشورمان شکل بگیرد و عوامل مزدورشان آن را به صحنه کشتهسازی و جنگ داخلی تبدیل کنند تا همزمان با تجاوز نظامی، جمهوری اسلامی تسلیم خواست آمریکا و رژیم صهیونیستی شده و متعاقب آن ایران پهناور نیز تجزیه و نابود شود.
اما بیش از پنج ماه تمرکز ویژه بر جنگ روانی و رسانهای جزء جورجین جنگ شناختی ترکیبی دشمن بود.
آنها دنبال بهانه و بستری بودند تا کار ناتمام خود را در جنگ ۱۲ روزه کامل کنند؛ از این رو عملیات تروریستی دی ماه به روز سیزدهم جنگ ۱۲ روز شهرت یافت.
حوادث ۱۸ و ۱۹ دیماه از ابعاد گوناگون قابل تحلیل و بررسی است و با تحلیل صرف امنیتی از این رخدادها، نمیتوان تمام ابعاد این طراحی پیچیده را تحلیل کرد.
واقعیت این است که آنچه امروز جمهوری اسلامی ایران با آن مواجه است، تجلیای بارز از «جنگ ترکیبی» است که در آن، عملیات تروریستی و کشتهسازی، تنها نوک کوه یخ یک تهاجم گستردهتر با محوریت «جنگ شناختی» است.
شواهد و قراین متعدد، از هدایت، طراحی و پشتیبابی رسانهایـ شناختی این حوادث از سوی شبکههای پیچیده تحت مدیریت سرویسهای جاسوسی بیگانه به ویژه رژیم صهیونیستی (موساد) حکایت دارد.
در این پارادایم، ترور شهروندان در خیابانها برای بالا بردن آمار کشتهها به عنوان یک «رویداد محرک» عمل میکند.
بنابراین، هدف نهایی، نه تنها قتل و کشتار مردم ایران، بلکه ایجاد موجی از هراس، بیاعتمادی، ناامیدی و چندپارگی اجتماعی است.
دشمن با بهرهگیری از یک اکوسیستم رسانهای هماهنگ (شامل شبکههای ماهوارهای، صفحات و رباتهای فعال در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، رسانههای فارسیزبان خارجنشین) بلافاصله پس از هر حادثه، به تحریف ابعاد رویداد، بزرگنمایی نقاط ضعف، تخریب نمادهای امنیتی و انسجام ملی و تزریق روایتهای کاملاً دروغ و ساختگی دست میزند.
برای ارائه تحلیل شناختی از حوادث دی ماه امسال، نگاهی به شگردهای کلیدی جنگ شناختی دشمن در این حوادث خالی از لطف نیست:
۱- تولید و تعمیق گسلهای اجتماعی: با برجستهسازی تفاوتهای قومی و مذهبی و نسبت دادن حوادث به این اختلافات، سعی در دامنزدن به تنشهای داخلی و منحرف کردن اذهان از عاملان اصلی این عملیات تروریستی دارند.
۲- تضعیف اعتماد عمومی: با حمله سیستماتیک به نهادهای حاکمیتی، به ویژه دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی، تلاش میشود تا حس امنیت روانی جامعه تخریب و رابطه مردم با حافظان امنیت کشور تضعیف شود.
۳- ایجاد ناامیدی و آیندهسازی تاریک: روایت مسلط دشمن القای این احساس است که کشور در وضعیت بیثبات و ناامنی دائمی قرار دارد و آیندهای جز تشدید بحران متصور نیست.
۴- جعل واقعیت و انتشار گسترده اخبار کذب: ساخت و انتشار سریع و وسیع تصاویر، فیلمها و اخبار جعلی مرتبط با حوادث از اولین روزهای اعتراض بازاریان، برای ایجاد سردرگمی، خشم کور و جهتدهی افکار عمومی.
۵- استفاده ابزاری از احساسات: با نمایش به ظاهر دلسوزانه از آسیبدیدگان، اما در قالبی جهتدار، تلاش میشود احساسات طبیعی مردم به مسیر تخریب و اغتشاش هدایت شود.
در برابر این حمله سازمانیافته شناختی که هدفش تغییر ذهن و باور افراد جامعه است، دو خط دفاعی اساسی وجود دارد:
اول: مدیریت فعال و هوشمند فضای مجازی از سوی نهادهای متولی؛ اگرچه در شرایط تهدید امنیتی و عملیات تروریستی دشمن، ایجاد محدودیتهای ارتباطی یک راهکار مؤثر است، اما این موضوع باید هوشمندانه اعمال شود و دست رسانهها و تولیدکنندگان محتوا در برابر پمپاژ رسانهای دشمن بسته نشود؛ چرا که فعال بودن رسانههای داخلی پاسخگویی سریع، شفافیت به موقع، انتشار مستندات معتبر، خنثیسازی عملیات روانی دشمن با ابزارهای خلاقانه و جذاب و تقویت پیامرسانی رسانههای داخلی از ضروریات شرایطی است که دشمن با جنگ ترکیبی به مقابله با ملت ایران آمده است.
دوم: ارتقای هوشمندی رسانهای ملت؛ آگاهیبخشی به مردم درباره اهداف، شگردها و تکنیکهای جنگ شناختی دشمن یک ضرورت ملی است.
جامعه باید بیاموزد که چگونه هر محتوای منتشر شده در فضای مجازی را با دقت، تأمل و بررسی از مجاری معتبر ارزیابی کند.
«سواد رسانهای» و «هوش فضای مجازی» به سپر دفاعی قدرتمندی برای هر شهروند تبدیل شده است.
مردم باید نسبت به انتشار شایعات بیاساس، احساسات زودگذر و تحلیلهای سطحی و جهتدار بدبین باشند و هر چیزی را نپذیرند و باور نکنند.
حوادث تروریستی اخیر، یک آزمون سخت برای «ایمنی شناختی» ملت ایران است.
دشمن با ترکیب وحشیگری تروریستی و جنگ روانی پیشرفته، قصد دارد اراده ملی را تضعیف کند.
پیروزی در این نبرد، در گرو وحدت، هوشیاری و عقلانیت جمعی است.
دستگاههای امنیتی وظیفه تعقیب و انهدام شبکههای تروریستی و دستگاههای فرهنگی و رسانهای رسالت تقویت سرمایه اجتماعی و آگاهیبخشی را بر عهده دارند.
اما محور اصلی، مردم آگاه و بیدار هستند که با بینش دقیق، اجازه نمیدهند ترور نظامی، به ترور شخصیت ملت و نهادهایش بینجامد.
در این مسیر، مسئولیت هر شهروند، اشاعه حقیقت، عدم بازنشر اخبار مشکوک و استناد به منابع معتبر است تا شبکه پیچیده جنگ ترکیبی دشمن در برابر صخره استوار هوشمندی ایرانیان شکسته و نابود شود.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.