چرا تروریستها به طور سازمانیافته صدها هزار جلد کتاب را در سراسر کشور به آتش کشیدند؟ /همخون مغول
کتابخانه عمومی فردوسی شهر سورشجان در چهارمحال و بختیاری این کتابخانه با دارا بودن ۳۰ هزار جلد کتاب و ۷۰۰ عضو فعال، از جمله مراکز پرمراجعه در حادثه اخیر، بخش عمدهای از زیرساختهای خود را از دست داد.
به گزارش مشرق، چندی پیش مدیر انتشارات دارخوین، با اشاره به خسارت ناشی از اغتشاشات به واحد انتشارات خود گفت: «ما مدتی بود که برای توزیع بهتر کارها، دفتر و انبار خود را به شهرستان لنجان منتقل کرده جنب مسجد امام حسین(ع)، سه مغازه برای چاپ دیجیتال، انبارداری و انتشارات در نظر گرفتیم.
پنجشنبه، ۱۸ دیماه، با من تماس گرفتند و گفتند که در جریان اغتشاشات، مسجد امام حسین(ع) را آتش زدهاند و ممکن است آتش به مغازههای اطراف سرایت کند.
وقتی رسیدم، دیدم هر ۳ مغازه را آتش زدهاند و کتابها را بیرون از مغازه ریختهاند و روی آن بنزین میریزند، هلهله میکردند و نمیگذاشتند کسی برای خاموش کردن آتش اقدام کند که در نتیجه ۳۰۰ هزار جلد کتاب در آتش سوخت».
همان شب مرکز شماره یک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیشابور که از سال ۱۳۵۳ فعالیت میکرد نیز به آتش کشیده شد و ۱۶هزار جلد کتاب کودک و نوجوان در آتش سوخت که برخی نسخههای منحصربهفرد بودند.
مسؤولان عنوان کردند خسارت مالی اولیه بیش از ۲۰ میلیارد تومان برآورد شده است.
حالا آزاده نظربلند، دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، آماری از گستره کتابسوزی و ویرانسازی کتابخانهها در این اغتشاشات ارائه میکند که ابعاد وسیعتری از فاجعه را نشان میدهد.
او جدیترین و دردناکترین مورد آسیب را مربوط به کتابخانه عمومی محمدیه شهرستان بروجن در استان چهارمحال و بختیاری میداند و میگوید: این کتابخانه، میراثی ارزشمند با قدمت بیش از پنج دهه است که سال ۱۳۴۹ شمسی به همت یکی از نوادگان مرجع عالیقدر آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی، مرحوم حاج سیدمحمد حسینیمتقینجفی، وقف فرهنگ شد و از سال ۱۳۹۳ بهعنوان بخشی از شبکه نهاد کتابخانههای عمومی کشور فعالیت داشت.
به گفته دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، در این مرکز بیش از ۱۲ هزار نسخه کتاب نگهداری میشد که شامل نسخ خطی نادر، چاپهای سنگی، گراوری، دایرهالمعارفها و فرهنگهای معتبر عربی و فارسی و همچنین مجموعهای از چاپهای مهم ازجمله کتب معتبر اهل سنت مانند «صحاح سته» بود که از مراکز علمی جهان اسلام در لبنان (بیروت)، مصر (قاهره) و عراق (نجف و بغداد) چاپ و جمعآوری شده بودند.
این کتابخانه بهمثابه گنجینهای ملی بود که در جریان آشوبها، متأسفانه بخش نسخ خطی، نشریات، منابع کودک و آموزشی کاملا در آتش از بین رفت.
ما با دشمنان دانایی طرفیم.
با اراذل.
با لمپنهای بیسر و پا.
با کسانی که حاضر نیستند قبول کنند شکستهایشان در زندگی به خاطر سبک زندگیشان بوده و لجوجانهتر رفتار میکنند.
پس مزیت ما دانایی است.
ما مدافعان و حاملان فرهنگ و علم هستیم و پیادهنظام دشمن از همین است که اذیت میشود.
او همچنین از کتابخانه عمومی فردوسی شهر سورشجان در استان چهارمحال و بختیاری یاد کرد و افزود: این کتابخانه با دارا بودن ۳۰ هزار جلد کتاب و ۷۰۰ عضو فعال، از جمله مراکز پرمراجعه منطقه بود که در حادثه اخیر، بخش عمدهای از زیرساختهای خود را از دست داد.
نظربلند از آسیب جدی به کتابخانه عمومی امام حسن مجتبی(ع) در بخش زرنه شهرستان ایوان استان ایلام خبر داد و گفت: این کتابخانه با بیش از ۱۷ هزار جلد کتاب و ۴۰۰ عضو فعال، تنها مرکز فرهنگی در منطقهای کمبرخوردار بود و نقشی اساسی در اشاعه فرهنگ مطالعه و آموزش داشت که اکنون بهطور کامل در آتش سوخته است.
نظربلند در این صحبتها به آسیبی که کتابخانه میبد دیده بود هم اشاره کرد؛ اتفاقی که پیش از این هم در اخبار به آن اشارههایی شده بود.
در ادامه این موج تخریب، در شهرستان میبد، کتابخانه مصلای آیتالله اعرافی هم مورد حمله قرار گرفت.
سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی میبد گزارش داد این کتابخانه با ۷ هزار جلد کتاب آموزشی و کمکآموزشی که توسط خیرین تجهیز شده بود، بهطور کامل در آتش سوخت.
آزاده نظربلند در این صحبتها اذعان میکند که طی اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴ به بیش از ۵۰ کتابخانه از مجموعه نهاد کتابخانههای عمومی کشور آسیب جدی رسیده است و این خبر برای چندمین بار به ما نشان میدهد که با یک اتفاق خودجوش و خودسر که صرفاً برونداد خشمی اجتماعی باشد طرف نیستیم.
در ناآرامیهای آبانماه ۱۳۹۸، به یکی از کتابخانههای شهرستان شهریار حمله شد که باعث سوخته شدن ۱۳ هزار جلد کتاب شد.
این اتفاق در همان ایام واکنشهای گستردهای را برانگیخت اما به هر حال نمیشد کتمان کرد که رویدادی هرچند غلط اما طبیعی بوده است و فقط در گوشهای از ایران دیده شد ولی وقتی طی یکی- دو شب به دهها کتابخانه در نقاط مختلف سرزمین پهناوری مثل ایران حمله میشود، نمیتوان گمانهای جز برنامهریزی شده بودن این اتفاق را جدی گرفت.
این اتفاق که هر ایرانی را بلافاصله یاد بزرگترین ترومای جمعی این سرزمین، یعنی حمله مغولها میاندازد، میتواند به ما نشان دهد که یکی از اهداف دشمنان ایران کتاب و کتابخانه است.
این باید ما را متوجه خیلی چیزها کند؛ اینکه چرا اینقدر کتاب مهم است و حمله نمادین به کتابخانهها چه کارکردی دارد و در جهت روحیهبخشی به چه قشری از جامعه صورت میگیرد.
هرچه نباشد اتفاقات تلخ در کنار خساراتی که به ما وارد میکنند، عبرتآموزی هم دارند.
در ادامه تلاش شده است پاسخی برای این پرسشها یافت شود.
با اینکه جامعه ایران هر روز با اخبار شوکآوری مواجه بوده و شاید به نظر برسد دیگر چیزی نباید این مردم را متعجب کند، اتفاقات تلخ دیماه ۱۴۰۴ شوکآورتر از آن چیزی بود که جامعه ایرانی در نسبت با مسائل سیاسی و اجتماعی داخلیاش توقع داشت.
ظاهر مساله برای همه این بود که مشکلات اقتصادی و معیشتی وجود دارند که میتوان به آنها اعتراض کرد اما این اعتراضها در نطفه مصادره شد و حتی فراتر از مسائل سیاسی رفت و خیلی زود معلوم شد که برای ایران طراحی یک جنگ چریک - شهری صورت گرفته بود.
البته ایرانیها بهار امسال جنگ را به صورت مستقیم تجربه کردند و شوک آن در جامعه ما جذب شده بود اما آنچه این بار حیرتانگیز مینمود، مجرایی بود که تمام اهداف سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی دشمنان ایران از آن برای ورود به ساحت کشور استفاده کرد؛ مجرای فرهنگی.
این حملهای تمامعیار بود که با تحمل خسارات فراوان و اندوه از دست دادن تعدادی از پاکترین جوانهای کشور بالاخره دفع شد و موقعیت دشمن را از این لحاظ نسبت به گذشتهاش تضعیف کرد، چرا که بخش قابلتوجهی از شبکه نفوذ آنها در داخل ایران به واسطه این اتفاقات لو رفت اما حالا که از آن قضایا فاصله گرفتهایم، هر روز بیشتر به آنچه بر سرمان آمد و به آن چیزهایی که میتوانستیم به کار ببندیم تا قضیه به اینجا نکشد فکر میکنیم؛ به مساله فرهنگ.
حالا همه فهمیدهایم که دنبالکنندگان کانالهای بیگانه به لحاظ فکری در جزیرهای جدا از ما زندگی میکنند.
آنها بهرغم اینکه دهها بار اخبار این شبکهها با مدارک واضحی تکذیب شده، فقط همان اخبار را دیدهاند، نه تکذیبیهها را.
ما با خشونت و بربریتی مواجه بودیم که اجازه نداد مطالبات اقتصادی مردم شنیده شود و بهسرعت بازی را به زمینی که خودش میخواست برد.
ما با جنبشی مواجه شدیم که به لمپنها، به کندذهنترین افراد جامعه که در شرایط نرمال کاملاً غیرسیاسی هستند، اعتماد به نفس داد تا وسط میدان بیایند و احساس کنند به پشتوانه قدرتهای جهانی میتوانند هر غلطی در کف خیابانهای ایران کنند.
توجه به این مسائل به ما میگوید که ما اگرچه مشکلاتی در سیستم فرهنگی و مدیریتیمان داشتهایم اما قرار نیست در دام خودسرزنشی بیفتیم و از یاد ببریم که هر کشوری اگر زیر بار این همه دستکاری افکار و تبلیغات مسموم بود، احتمالاً تا به حال فرو میپاشید و در عین حال باید واقعیتی را بپذیریم.
واقعیت این است که ما مثل هر کشور دیگری نیستیم.
ما ناچاریم هوشیارتر باشیم چون در این نقطه طلایی از شاهراههای جهان قرار گرفتهایم و نفت و گاز داریم و چیزهای ارزشمند دیگر.
این تقدیر ما است که گرفتار این همه هجوم باشیم و میبایست نسبت به هر کشور دیگری ایمنی خودمان را در تمام زمینهها از جمله در حوزه مسائل فرهنگی و تبلیغاتی صدچندان کنیم.
درست است که پهلوی نمیتواند در جامعه ایران اکثریت را با خود همراه کند اما میتواند عده محدودی را خط بدهد تا خشونت را به حداکثر برسانند.
درست است که نقشه دشمن برای سوریهسازی و لیبیسازی ایران شکست میخورد اما ما باید کاری کنیم که یک عملیات حتی نتواند آغاز شود.
حالاست که ما مینشینیم و دانهبهدانه خللهایی را که داشتیم با دقت بررسی میکنیم، وضعیت را از هر لحاظ که میتوانست بهتر باشد میسنجیم، نقاط آسیبزا را رصد میکنیم و اینها میتواند به رشد ملت ما هم کمک کند.
بیراه نیست اگر بگوییم آنچه در خیابانهای ایران در دیماه ۱۴۰۴ رخ داد، دشمنی جاهلان و عقبماندهها با دانایی بود.
بله!
مشکلات اقتصادی وجود دارند اما این اراذل مزدور اجازه ندادند حتی چنین مسائلی مطرح شود و سریع قضیه را بردند به سمت جنگ شهری.
رفتار آنها ابداً خودجوش و طبیعی نبود و هرچه میکردند از یک الگوی واحد و طراحیشده پیروی میکرد.
حتی سبک تخریب آنها در شهرهای مختلف کاملاً شبیه به هم و با ابزارهایی یکسان بود.
اینکه عدهای بریزند فروشگاهها را به آتش بکشند، در یک شورش معیشتی، هرقدر هم خشن باشد، طبیعی نیست.
معمولاً گرسنگان خشمگین در چنین شرایطی فروشگاهها را غارت میکنند، نه اینکه آتش بزنند؛ مگر اینکه هدف و دستور کلی، ایجاد اختلال در تأمین زنجیره نیازهای اساسی مردم باشد.
اینکه به مساجد و حوزههای علمیه و حسینیهها و امامزادهها حمله میشود و قرآنها را بیرون بیاورند و کف خیابان آتش بزنند، نه تنها کار آدمهای عادی نیست، بلکه بیهدف هم صورت نمیگیرد.
اگر کسی واقعاً قصد حکومت بر ایران را داشته باشد، حتی ریاکارانه هم که شده، ناچار است احترام نمادهای مذهبی ایرانیان را نگه دارد؛ اما این بار با قطع امید از همراهی مردم ایران قصدشان عبور از یک سقف تهاجمی و معنایی بود تا از این طریق خشونت را تصعید کنند.
به همین سیاق آتش زدن کتابخانهها هم تصادفی و بیهدف صورت نگرفت.
حتی یک مورد در تمام تاریخ جهان نمیتوان سراغ گرفت که یک شورش معیشتی حتی خونین، بهطور سازمانیافته و سراسری، سراغ کتابخانههای کشور برود تا آنها را آتش بزند.
نظیر چنین موردی را فقط در حمله متجاوزان وحشی به سرزمینهایی که از آنها متمدنتر هستند دیدهایم.
جایی که اصالت و تمدن کشور مورد تجاوز، خار چشم متجاوزان است یا در مواردی دیگر که جنبشهای فاشیستی بودهاند.
در ایران ۱۴۰۴ هم به کتابخانهها حمله میشود، زیرا کسانی که به تعبیر رضا پهلوی پیادهنظام آمریکا و اسرائیل هستند، همگی از میان لمپنها گزینش شدهاند.
بیسوادترین و بیاصولترین آدمهای جامعه که بعضاً فکر کردهاند با مدل موی غربی و شلوار جین میتوانند خلأ سواد و اصالت را پر کنند ولی حقیقت به شکل بیرحمانهای هر بار به روح و روان آنها حمله میکند و حمله به کتاب و کتابخانه تشفیخاطر آنهاست.
آتش گرفتن کتابخانهها قرار است پیامی ناخودآگاه به تمام افراد این قشر بدهد و نیروی روحیشان را تقویت کند و از این جهت چنین کاری کاملاً به سبک هدفمند انجام شده است.
وقتی ترامپ در دوره اول ریاستجمهوریاش وارد تنش با ایران شد، تهدید کرد ۵۲ نقطه تاریخی و فرهنگی کشور ما را مورد هدف قرار دهد.
در همان ایام گفته شد او ناخودآگاه پرده از رنجی برداشت که بابت کمبودهایی در اصالت آمریکا میبرد؛ آمریکای تازهتأسیس و چهلتکه.
حسادت او نسبت به یک کشور کهن و با فرهنگ و تاریخمند بود که کلکلهای کودکانه او را به این سمت برد.
اینجا هم قرار است حمله به کتابخانهها و سوزاندن کتابها پیامی نامرئی به روحیه کسانی باشد که از نادانی و نااصل بودن خودشان بهطور ناخودآگاه رنج میبرند.
این کار قرار است لمپنها را به فعالسازی ظرفیتشان برای اقدامات بعدی نزدیکتر کند و به آنها قوت قلب ببخشد.
ما در دیماه امسال به واقع با دشمنان دانایی جنگیدیم و این جنگ همچنان ادامه دارد.
رژیم پهلوی اساساً به همین شکل سر کار آمد و با همین شیوه به حیات خود تا سالها ادامه داد.
آنها همیشه مایه اعتماد به نفس لمپنها و اراذل را فراهم میکردند تا برایشان در صحنه بمانند و نمادی هستند از اینکه جماعتی کندذهن، با شیکپوشی به سبک غربی فکر کنند هوش و سواد نداشتهشان جبران شده و حتی با وقاحت تمام، بقیه را عقبمانده و مرتجع بخوانند.
حالاست که بعد از تمام اتفاقات تلخی که در دیماه ۱۴۰۴ از سر گذراندیم، میتوانیم بنشینیم و به این فکر کنیم که کدام پیچ و مهرهها را باید تا ته سفت میکردیم و نکردیم و در ضمن، حالا اتفاقاً وقت این است که از حملات عریان و هیستریک دشمن بفهمیم چه چیزهایی نقاط قوت ما و خار چشم آنهاست.
ما با دشمنان دانایی طرفیم.
با اراذل.
با لمپنهای بیسر و پا.
با کسانی که حاضر نیستند قبول کنند شکستهایشان در زندگی به خاطر سبک زندگیشان بوده و لجوجانهتر رفتار میکنند.
پس مزیت ما دانایی است.
ما مدافعان و حاملان فرهنگ و علم هستیم و پیادهنظام دشمن از همین است که اذیت میشود.
از ۱۱۲۵۲ دستگیر شده اغتشاشات اخیر، تنها ۶ درصد مدرک لیسانس داشتند و یک درصدشان مدرکی بالاتر از آن.
البته معیار شعور و معلومات افراد، مدرک تحصیلی نیست اما میدانیم که اگر به صورت تصادفی ۱۱۲۵۲ نفر از مردم ایران را از یک خیابان در هر کدام از شهرهای کشور جمع کنیم، درصد تحصیلات دانشگاهی آنها خیلی بالاتر از این افراد است.
اینکه امروز میفهمیم به کتابخانههای متعددی در سراسر کشور حمله شده و حتی نسخ خطی به آتش کشیده شدهاند، بیشتر از اینکه برای ما سندی بر مظلومیتمان فراهم کند یا دستمایهای جهت لعن و نفرین تروریستها بدهد، میتواند یک آگاهی ایجاد کند که نقطه قوت ما و ضعف دشمنانمان کجاست.
وقتی این را دریافتیم، از جهات مختلف میتوان بر آن تکیه کرد و ظرفیتهای متعددی را برای مقابله با دشمنان فراهم ساخت.
حالا ما میدانیم که یکی از اسلحههایمان در برابر آنها کتاب و کتابخوانی است، فرهنگ و دانش است؛ و میتوانیم از اینجا حمله کنیم.