خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

سه شنبه، 07 بهمن 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ آمریکا: شعار آمریکا اول در لباس نظامی و تمرکز بر نیمکره غربی

باشگاه خبرنگاران | بین‌الملل | سه شنبه، 07 بهمن 1404 - 14:24
پایگاه راشاتودی در تحلیلی استراتژیک نوشت استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ آمریکا رویکردی عمل‌گرا و «واقع‌گرای قاطع» را دنبال می‌کند که در آن تمرکز اصلی بر دفاع از نیمکره غربی و بازدارندگی چین است.
آمريكا،استراتژي،دفاع،چين،روسيه،ملي،متحدان،سند،اروپا،قدرت،عنو ...

باشگاه خبرنگاران جوان؛ اعظم پورکند - پایگاه راشاتودی با اشاره به استراتژی راهبردی جدید آمریکا در مطلبی نوشت: استراتژی جدید دفاع ملی واشنگتن فقط یک سند دیگر پنتاگون نیست.
این یک مانیفست سیاسی در لباس نظامی است و بازتاب یک چرخش تند از فعال‌گرایی ایدئولوژیک سال‌های اخیر به سمت چیزی نزدیک‌تر به سیاست قدرت به سبک قدیمی است.
می‌توان آن را یک آموزه «واقع‌گرایی قاطع» نامید و این توصیف با آن سازگار است.
استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶آمریکا، که بر اساس استراتژی امنیت ملی منتشر شده در سال گذشته بنا شده، در وهله اول به خاطر آنچه نیست، متمایز است.
در لفافه از «بازدارندگی یکپارچه» یا مبارزات ارزشی جهانی پیچیده صحبت نشده است، چه رسد به ترویج دموکراسی.
در عوض، صریح و خودستایانه است.
این سند رهبران گذشته را به دلیل دنبال کردن توهمات «نظم مبتنی بر قواعد» و پروژه‌های «ملت‌سازی» که قدرت آمریکا را تحلیل بردند، مورد انتقاد قرار می‌دهد.
این سند شخصاً از دونالد ترامپ تمجید می‌کند و وعده بازگشت به «صلح از طریق قدرت»، «آمریکا اول» و واقع‌گرایی عمل‌گرا را می‌دهد.
این به معنای انزواگرایی نیست.
این استراتژی صریحاً آن را رد می‌کند.
اما به این معنی است که ایالات متحده دیگر خود را ناظر ایدئولوژیک جهان نمی‌بیند.
قدرت نظامی باید با گزینش بیشتر و با سلسله مراتب روشن‌تری از منافع به کار گرفته شود.
برخلاف سال ۲۰۲۲، زمانی که پنتاگون استراتژی دفاع ملی را همراه با بازبینی‌های هسته‌ای و دفاع موشکی منتشر کرد، استراتژی ۲۰۲۶ به تنهایی ظاهر می‌شود.
جمهوری‌خواهان استدلال می‌کنند که آنچه اکنون مهم است تنظیم اسناد بیشتر نیست، بلکه عمل است: مدرن‌سازی زرادخانه هسته‌ای و پیشبرد پروژه‌هایی مانند «گنبد طلایی».
گزارش‌هایی از اصلاحات برنامه‌ریزی شده در سیستم فرماندهی منطقه‌ای آمریکا، از جمله ادغام احتمالی فرماندهی‌های کلیدی، نیز با این انگیزه برای کارایی و تمرکز تلاش‌ها سازگار است.
در سطح مفهومی، این استراتژی اصطلاحات پرطمطراق عصر بایدن را کنار گذاشته و بر اولویت‌ها متمرکز می‌شود و بر برنامه‌ریزی عملیاتی یا استقرار نیرو‌ها تأکید نمی‌کند.
در عوض، یک «تنظیم مجدد» سیاست دفاعی آمریکا را شکل می‌دهد که حول یک مشکل اصلی بنا شده است: همزمانی.
دفاع از میهن، به هم زدن متحدان و بازدارندگی چین: نکات کلیدی از استراتژی دفاعی جدید آمریکا
سال‌هاست که پنتاگون نگران توانایی خود برای جنگیدن همزمان با دو جنگ بزرگ منطقه‌ای بوده است.
چین و روسیه قوی‌تر شده‌اند.
جنگ‌های خاورمیانه و دوره‌های محدودیت بودجه، آمادگی آمریکا را تضعیف کرده است.
راه‌حل استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ صریح است.
متحدان باید بیشتر اقدام کنند.
معیار ناتو برای هزینه‌کرد پنج درصدی تولید ناخالص داخلی برای مخارج دفاعی و مرتبط با امنیت به عنوان یک مدل ارائه شده است.
ایالات متحده هزینه‌های خود را افزایش خواهد داد، اما عمدتاً بر نیمکره غربی و هندو-آرام متمرکز خواهد بود.
در اروپا، خاورمیانه و دیگر جاها، انتظار می‌رود متحدان بار اصلی را با پشتیبانی «حیاتی، اما محدودتر» آمریکا تحمل کنند.
این پیام بار‌ها و بار‌ها تکرار می‌شود و با زیرمتنی تجاری همراه است: سهم قابل توجهی از آن هزینه‌کرد بیشتر متحدان باید به سمت سلاح‌های آمریکایی برود.
برخورد این استراتژی با متحدان گویاست.
اسرائیل به عنوان یک شریک الگو معرفی شده و بار‌ها ذکر می‌شود.
رویکرد کلی شبیه ایده‌های «موازنه فراساحلی» است که مدت‌ها با محققانی مانند جان میر‌شایمر مرتبط بوده است.
آمریکا تلاش نمی‌کند جهان را به صورت خرد مدیریت کند.
می‌خواهد در نیمکره خود قدرت مسلط باقی بماند در حالی که از ظهور هژمون‌های منطقه‌ای رقیب در جا‌های دیگر، به ویژه چین، جلوگیری کند.
چین دومین اولویت واضح پس از دفاع از میهن و نیمکره است.
با این حال حتی در اینجا نیز لحن کمتر از سال‌های اخیر ایدئولوژیک است.
هیچ جنگ صلیبی «دموکراسی‌ها در برابر خودکامگی‌ها» وجود ندارد.
در عوض، زبان درباره ثبات استراتژیک و تجارت منصفانه است، با نگرانی مضاف بر احترام متقابل.
هدف اعلام شده تحقیر چین نیست، بلکه اطمینان از این است که بر آمریکا یا متحدانش تسلط نیابد.
بر بازدارندگی در امتداد زنجیره اول جزایر تأکید شده است، همان‌طور که بر توانایی برای «ضربات ویرانگر» تأکید شده، اما ابزار‌های دیپلماتیک و کاهش تنش نیز برجسته شده است.
حتی تایوان صراحتاً ذکر نشده است.
با این حال، اولین اولویت به خانه نزدیک‌تر است.
دفاع از ایالات متحده و نیمکره غربی در صدر فهرست قرار دارد.
«گنبد طلایی»، نیرو‌های هسته‌ای، مبارزه با تروریسم، تروریسم مواد مخدر و تهدیدات پهپادی همگی عمدتاً در این زمینه مورد بحث قرار می‌گیرند.
مهاجرت و قاچاق مواد مخدر به عنوان مسائل امنیتی قاب‌بندی شده‌اند و پنتاگون در کنار وزارت امنیت داخلی کار می‌کند.
در اینجا دکترین مونرو به طور برجسته‌ای ظاهر می‌شود، به همراه آنچه تبین «الحاقیه» ترامپ به آن می‌نامد.
اهمیت استراتژیک کانال پاناما، خلیج مکزیک (که در سند به «خلیج آمریکا» تغییر نام داده شده) و گرینلند مورد تأکید قرار گرفته است.
واشنگتن آشکارا حق اقدام یکجانبه را برای خود محفوظ می‌دارد.
مسئله گرینلند، در این خوانش، کمتر درباره منابع است و بیشتر درباره نشان دادن عزم برای اجرای تفسیر سختگیرانه‌ای از دکترین مونرو.
اقدامات در ونزوئلا و فشار حول گرینلند قرار است پیام‌هایی نه تنها به کشور‌های منطقه، بلکه به چین، روسیه و ایران نیز ارسال کند.
جایگاه اروپا به طور محسوسی تنزل یافته است.
این استراتژی می‌گوید روسیه تهدیدی برای آمریکا یا ناتو به طور کلی نیست، بلکه عمدتاً برای اعضای شرقی ناتو است و این تهدید «پایدار، اما قابل مدیریت» است.
این استراتژی ادعا می‌کند که قدرت روسیه اغلب اغراق‌آمیز است و خاطرنشان می‌کند که آلمان به تنهایی از نظر اقتصادی در شرایط تولید ناخالص داخلی اسمی دلاری از روسیه پیشی می‌گیرد و ناتو به عنوان یک کل آن را چندین برابر سنگین‌تر می‌کند.
سند می‌گوید: «روسیه در موقعیتی نیست که ادعای هژمونی در اروپا را داشته باشد.»
آمریکا در ناتو باقی خواهد ماند و حضوری محدود در اروپا، به ویژه در حوزه‌هایی مانند زیردریایی‌ها و قابلیت‌های سایبری حفظ خواهد کرد.
اما بازدارندگی روسیه و حمایت از اوکراین به عنوان مسئولیت اروپای غربی قاب‌بندی شده است.
این استراتژی صریحاً می‌گوید درگیری در اوکراین «باید پایان یابد».
در عین حال، واشنگتن نشان می‌دهد که تلاش‌ها و منابع اروپای غربی باید عمدتاً به سمت اروپا هدایت شود، نه مهار چین در آسیا.
این یک گسست روشن از تلاش‌های قبلی برای پیوند امنیت اروپا و هندو-آرام است.
چپاول ونزوئلا بن‌بست تاریخ است
در خاورمیانه و فراتر از آن، ایران همچنان یک دشمن برای آمریکا باقی می‌ماند، اما دشمنی که اغلب می‌توان به طور غیرمستقیم، از طریق اسرائیل و شرکای منطقه‌ای، با آن برخورد کرد، با مزیت افزوده فروش سلاح.
کره شمالی فقط توجه مختصری دریافت می‌کند، که به عنوان خطری برای سئول و توکیو توصیف شده که همچنین خاک آمریکا را تهدید می‌کند.
در نهایت، این استراتژی به پایگاه صنعتی دفاعی می‌پردازد.
خواستار بازصنعتی‌سازی، قابلیت‌های لجستیکی و تعمیر قوی‌تر، همکاری با پیمانکاران سنتی و جدید، و گسترش صادرات سلاح به متحدان است.
یک بخش به ویژه دراماتیک است و خواستار نوعی بسیج ملی می‌شود، تلاش صنعتی مورد نیاز را با تلاش‌هایی مقایسه می‌کند که پیروزی‌های آمریکا در جنگ‌های جهانی و جنگ سرد را پشتیبانی کردند.
در کل، استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ یک سند صریح و عمل‌گراست.
اولویت‌های کاخ سفید کنونی را بازتاب می‌دهد و از گفتمان لیبرال-جهانی‌گرا فاصله می‌گیرد.
برای مسکو، این چارچوبی قابل درک‌تر و از برخی جهات راحت‌تر از رویارویی ایدئولوژیک سال‌های بایدن است.
اما ما همچنین باید در برابر توهمات مراقبت کنیم.
نیرو‌های جنگ‌طلب و تقابلی در دستگاه آمریکایی، در سراسر خطوط حزبی، همچنان قوی هستند.
زبان ممکن است آرام‌تر و واقع‌گراتر باشد، اما رقابت بین قدرت‌های بزرگ همچنان بسیار زنده است.
منبع: راشاتودی