بازدارندگی چند لایه؛ از بیروت تا دریای سرخ
کشورهای همسایه و متحدان ایران همراه با گروههای مقاومت منطقه نسبت به تبعات ماجراجویی واشنگتن علیه ایران هشدار دادند
باشگاه خبرنگاران جوان؛ مهدی سیف تبریزی - در روزهایی که فضای رسانهای و دیپلماتیک جهانی بار دیگر تحت تأثیر گمانهزنیهای درباره سناریوهای تقابلی آمریکا علیه ایران قرار گرفته، تحولات میدانی و هشدارهای منطقهای تصویری متفاوت و هشداردهنده ارائه میدهند.
موج حمایتها و اعلام آمادگیهای کمسابقه از سوی بازیگران کلیدی محور مقاومت و قدرتهای جهانی نشان میدهد که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران نه تنها اقدامی بازدارنده نیست، بلکه میتواند به بحرانی منطقهای و فرامنطقهای با پیامدهای گسترده و غیرقابل کنترل منجر شود.
در همین چارچوب، بیانیه تند و آشکار کتائب حزبالله عراق که اعلام کرد آماده مقابله با هرگونه تجاوز علیه ایران است، و پیام ویدئویی نیروهای انصارالله یمن که تهدید کردند در صورت حمله به ایران، منافع و کشتیهای آمریکا در منطقه هدف قرار خواهند گرفت، صرفاً واکنشهای تبلیغاتی نیستند.
این مواضع، بازتاب یک واقعیت مستحکم در معادلات امنیتی غرب آسیاست: ایران در قلب شبکهای از بازدارندگی فعال قرار دارد که هرگونه درگیری با آن، سریعاً از سطح یک تقابل محدود فراتر خواهد رفت.
همزمان، مواضع همسو از لبنان تا یمن نشان میدهد که اگر جنگی آغاز شود، جغرافیای پاسخ ایران محدود به مرزهای خود نخواهد بود.
این امر، مفهوم «حمله محدود» و «کنترل بحران» را برای واشنگتن به یک توهم خطرناک بدل کرده است.
معماری بازدارندگی ایران؛ قدرتی فراتر از مرزهای جغرافیایی
ایران امروز نه تنها بر توان موشکی و ظرفیتهای نظامی خود تکیه دارد، بلکه یک معماری بازدارندگی چندلایه ایجاد کرده است.
این ساختار شامل قدرت سخت، شبکههای منطقهای متحد، تجربه عملیاتی دههها جنگ نامتقارن و توان راهبردی برای پاسخ همزمان به چند جبهه است.
این معماری سبب شده که هرگونه محاسبه نظامی آمریکا با درجه بالایی از عدم قطعیت مواجه شود و هزینه اشتباهات را به شدت بالا ببرد.
برخلاف برخی تحلیلهای سطحی، ایران کشور قابل تسلیم در برابر فشار یا حمله محدود نیست.
تهران بارها تأکید کرده که هرگونه تجاوز—چه محدود و چه گسترده—بهمعنای آغاز یک جنگ کامل تلقی میشود و توان تبدیل آن به یک درگیری فراگیر منطقهای را دارد.
خطای محاسباتی آمریکا؛ توهم کنترل بحران
یکی از اشتباهات راهبردی مزمن واشنگتن، باور به امکان مهار یک بحران در محیطهای پیچیده ژئوپلیتیکی است.
این نگاه که ریشه در دوران جنگ سرد دارد، همچنان بر برتری فناوری، قدرت هوایی و قابلیت ضربه اولیه تاکید دارد، در حالی که واقعیتهای میدانی در خاورمیانه ثابت کردهاند این برتری نه تنها به پیروزی راهبردی منجر نمیشود بلکه براساس تجربیات عملیاتهای نظامی آمریکا در منطقه مانند تجربه جنگهای عراق، افغانستان و حتی سناریوهای اخیر سوریه و یمن میتواند شکستهای راهبردی را برای آمریکا درپی داشته باشد.
این شکستها نشان داده که برتری نظامی کلاسیک نمیتواند یک بازیگر منطقهای با عمق راهبردی و شبکه متحدان چندلایه را محدود کند.
جنگ احتمالی با ایران نه یک عملیات کوتاهمدت، بلکه درگیری چندجبههای فرسایشی است که از خلیج فارس و دریای عمان تا دریای سرخ و مدیترانه گسترده خواهد شد.
در چنین شرایطی، پایگاهها، ناوگان دریایی و خطوط تدارکاتی آمریکا و متحدانش در معرض تهدید مستقیم قرار میگیرند و هیچ سامانه دفاعی پیشرفتهای نمیتواند به طور کامل از آنها محافظت کند.
شوک انرژی و فروپاشی امنیت اقتصادی جهانی
یکی از مهمترین پیامدهای یک درگیری احتمالی با ایران، تأثیر آن بر اقتصاد جهانی و انرژی است.
ایران در قلب خلیج فارس و شاهراههای کلیدی تجارت و انرژی قرار دارد و هرگونه بیثباتی، بهسرعت بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
افزایش ناگهانی قیمت نفت و گاز، ناامنشدن مسیرهای کشتیرانی، افزایش هزینه بیمه و اختلال در زنجیره تأمین جهانی تنها بخشی از تبعات فوری این بحران هستند.
این پیامدها بیش از آنکه ایران را تحت فشار قرار دهند، اقتصادهای غربی، بهویژه آمریکا و متحدانش را در تنگنای جدی قرار میدهند.
این وضعیت نه تنها به بازار انرژی محدود نمیشود، بلکه صنایع کلیدی جهانی از تولید تا فناوری پیشرفته را نیز تحت فشار قرار خواهد داد و شکافهای اقتصادی را تشدید میکند.
افزون بر این، ورود بازیگران منطقهای قدرتمند مانند انصارالله یمن به معادله، نشان داده که حتی نیروهایی فراتر از دولتهای ملی نیز میتوانند خطوط حیاتی انرژی و کشتیرانی را تهدید کنند.
انصارالله با استفاده از قابلیتهای پهپادی، موشکی و قایقهای انتحاری، توانست بارها اقدام به هدف قرار دادن ناوگان نظامی و کشتیهای تجاری آمریکایی و غربی در دریای سرخ و بابالمندب کند.
این اقدامات نه تنها امنیت خطوط حملونقل بینالمللی را به چالش کشیده، بلکه هزینهها و ریسکهای عملیاتی تجارت جهانی را نیز افزایش داد.
نمونه عملی آن، کاهش تردد کشتیها در مسیرهای حیاتی و افزایش مسیرهای جایگزین طولانیتر بود که هم هزینههای حملونقل را بالا برد و هم جریان تأمین کالا و انرژی را کند کرد.
این رخدادها نشان داد که شبکه بازدارندگی ایران، زمانی که با متحدان منطقهای خود مانند انصارالله تقویت شود، توانایی ایجاد اختلال گسترده در امنیت اقتصادی جهانی و مسیرهای تجاری را دارد.
حملات این گروه به ناوگان نظامی آمریکا و کشتیهای تجاری، نمونهای روشن از اثرگذاری بازیگران منطقهای کوچک، اما راهبردی است که میتوانند عملاً جریان انرژی و تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار دهند و هزینههای اقتصادی کشورهای غربی را بهطور چشمگیری افزایش دهند.
بنابراین، هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، نه تنها تهدیدی برای امنیت ملی ایران، بلکه عاملی است که تمام شبکه انرژی و تجارت بینالمللی را در معرض بیثباتی قرار میدهد و نشان میدهد که ترکیب توان بازدارندگی ایران با متحدان منطقهای، یک مانع جدی و عملی برای ماجراجوییهای آمریکا و متحدانش محسوب میشود.
اسرائیل؛ حلقه شکننده در معادله تقابل با ایران
در این معادله، رژیم صهیونیستی بیش از هر بازیگر دیگری آسیبپذیر است.
اسرائیل که هنوز تبعات اقتصادی، اجتماعی و امنیتی درگیریهای جنگ ۱۲ روزه با ایران را جبران نکرده، با شکافهای داخلی و فرسایش اعتماد عمومی مواجه است.
زیرساختهای اقتصادی و فناورانه اسرائیل، که شدیداً به ثبات امنیتی وابستهاند، در برابر یک درگیری فراگیر آسیبپذیر هستند.
جامعه اسرائیلی نیز آمادگی تحمل یک جنگ فرسایشی جدید را ندارد.
افزایش نارضایتی عمومی، مهاجرت معکوس و فشارهای اقتصادی، توان آنها برای مدیریت بحران جدید را به حداقل رسانده است.
در چنین شرایطی، هرگونه درگیری مجدد با ایران میتواند به بحرانی وجودی برای این رژیم تبدیل شود.
پیامدهای ژئوپلیتیک جهانی
از منظر ژئوپلیتیک، آمریکا امروز در موقعیتی شکننده قرار دارد.
هشدارهای ترکیه، عربستان، قطر، عمان و عراق نشان میدهد حتی شرکای سنتی واشنگتن نیز حاضر به حمایت از یک جنگ جدید نیستند.
این کشورها بهخوبی میدانند که جنگ با ایران، ثبات منطقهای را به طور کامل نابود خواهد کرد.
در سطح جهانی، مواضع چین و روسیه نیز تأکیدی بر پیامدهای خطرناک هرگونه اقدام نظامی علیه ایران است.
این امر، آمریکا را در شرایطی قرار میدهد که هر ماجراجویی نظامی، به تشدید انزوای بینالمللی و تضعیف جایگاه جهانی آن منجر خواهد شد.
همزمان، پروندههای متعدد واشنگتن در اروپا و آسیا فشارهای خارجی را افزایش داده و حتی متحدان سنتی آمریکا را نیز از این کشور دور کرده است.
تحلیل نظامی-عملیاتی
ایران امروز قادر است هرگونه حمله را با واکنش نظامی سریع و متقابل در چند جبهه پاسخ دهد.
عمق عملیاتی ایران و شبکه متحدان آن بهگونهای طراحی شده که هر تلاش برای محدودسازی واکنش، ناکام میماند.
از حمله موشکی به ناوگان دریایی و مراکز لجستیک آمریکا گرفته تا عملیات نامتقارن و تهدید خطوط حیاتی انرژی، هر سناریویی که واشنگتن تصور کند، با پاسخ شدید و گسترده مواجه خواهد شد.
این توان عملیاتی باعث میشود حتی فکر «حمله محدود» یا «ضربه نمایشی» به ایران، به یک جنگ واقعی با پیامدهای غیرقابل کنترل تبدیل شود.
گزینه نظامی علیه ایران شکستخورده است
تحولات میدانی، اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیک نشان میدهد ایران توانسته معادلات قدرت را به گونهای تغییر دهد که گزینه نظامی علیه آن، عملاً به یک بنبست راهبردی تبدیل شود.
تهران اعلام کرده که هرگونه تجاوز، چه محدود و چه گسترده، بهمثابه آغاز یک جنگ تمامعیار تلقی خواهد شد و توان تبدیل آن به یک درگیری فراگیر با آسیب مستقیم به منافع آمریکا و اسرائیل را دارد.
پیام تحولات اخیر روشن است؛ تقابل با ایران مسیر پرخطر، پرهزینه و فاقد افق پیروزی است.
هرگونه اقدام نظامی، نه تنها به شکست راهبردی آمریکا و متحدانش منجر میشود، بلکه بیثباتی گسترده منطقهای، اختلال در بازارهای جهانی انرژی و تجارت، و فشارهای داخلی و بینالمللی را به دنبال خواهد داشت.
ایران امروز بهعنوان یک بازیگر مقتدر منطقهای، توان تبدیل هر تهدیدی را به فرصت بازدارندگی دارد و برای هر گونه حماقت محاسباتی آمریکا و اسرائیل، پاسخی فراگیر و غیرقابل مهار آماده کرده است.