روایتی از سلاخی پلیسی که حق تیر نداشت +فیلم(۱۸+)
سرکوبگر صدایش کردند مأموری را که نه سلاح داشت نه دفاع؛ همان داعشیهای از خدا بیخبر که پیکرش را قطعهقطعه کرده و به آتش کشیدند.
به گزارش مشرق، سلاخی در واژه یعنی چه؟
پاسخ: پوستکَنی یا سَلّاخی، کندن پوست کالبد جانوران یا انسان پس از کشتن را گویند.
در واژگان سیاسی از این گزاره، بیشتر برای توصیف «کشتن به صورتی فجیع» استفاده میشود.
معمولاً از فرد قربانی با عنوان «سلاخیشده» یاد میشود.
سلاخی در عمل یعنی چه؟
پاسخ: فیلم زیر(نکته : تماشای این فیلم برای افراد زیر ۱۸ سال و همچنین بیماران قلبی توصیه نمیشود).
سلاخی مأموران پلیس و نیروهای بسیجی این روزها دیگر موضوع باور نکردنی و تعجببرانگیزی نیست؛ کموبیش در موردش شنیده یا از رسانهها برخی روایتها و ماتشده تصاویرش را دیدهایم؛ از سوختن بسیجیهای پاکدشت گرفته تا اربااربا کردن پلیس قم با ۵۸ ضربه چاقو یا سوزاندن تازهداماد ۲۱ سالۀ یگان ویژه.
اما روایت امروز شهادت ۲ مامور پلیس در مرودشت وحشتناکتر از آن است که فکرش را بکنی، تمام محاسبات رفتار آدمیزاد را زیر سوال میبرد، یعنی تا کجا یک آدم میتواند پیش برود.
در مرودشت قصۀ سلاخی مأموران پلیس یا همانها که سرکوبگر نامیده بودنش قصۀ عجیبوغریب و باورنکردنی از رفتار به ظاهر انسانهایی بود که افراد بیدفاع و بیسلاح را تنها گیر انداخته و هر آنچه که در توان از توحش داشتند به اجرا گذاشتند.
قصۀ شهادت ۲ مأمور ۲۴_۲۳ سالۀ پلیس که در مرودشت با چاقو و قمه و میله مورد حمله قرار گرفته، بعد دست و پاهایشان را قطع کرده، میله در چشمان فرو کرده و بدن را آتش زده و طناب به دور گردن بسته و پیکر بیجان را روی زمین کشیده و جسارت به جسم بیجانشان کردند دیگر قصه نیست روایت کربلاست.
یکی از آنها ابوالفضل مقدسی بود؛ آقازاده نبود و حامی نداشت، پلیس بود و حق تیر نداشت اما بچۀ یک خانواده از ساری بود، عزیز دل پدری که معلول بود و مادری که چشم امیدش به پسر دسته گلش بود...
غریبانه و مظلومانه همانگونه که به مادرش قول داده سربلند شد اگرچه پیکرش را اغتشاشگران قطعهقطعه کرده و سوزاندند.