اختلاف بر سر خرید چاه؛ زمینه قتل هولناک مرد جوان
درگیری بر سر خرید یک چاه منجر به قتل مردی شد که جسدش هم پیدا نشد و حالا متهمان یکدیگر را عامل قتل معرفی میکنند.
کد خبر: 755795 | ۱۴۰۴/۱۰/۱۶ ۲۰:۳۰:۱۹
درگیری بر سر خرید یک چاه منجر به قتل مردی شد که جسدش هم پیدا نشد و حالا متهمان یکدیگر را عامل قتل معرفی میکنند.
به گزارش سایت جنایی، دو سال قبل زنی به پلیس گزارش داد شوهرش گم شده است.
این زن گفت: شوهرم از خانه خارج شد و دیگر برنگشت و تلفن همراهش هم جواب نمیدهد.
پلیس تحقیقات خود را در این زمینه آغاز کرد و مشخص شد مرد جوان به نام آرمان احتمالاً به باغی در بهارستان رفته است چراکه آخرین بار تلفن همراهش در آن منطقه آنتن داشت.
پلیس بر اساس بررسیهایی که انجام داد متوجه شد این مرد با دوستش یوسف قرار داشته.
یوسف گفت از سرنوشت آرمان خبر ندارد اما نتوانست به طور کامل توضیح دهد چرا همدیگر را ملاقات کردهاند.
او گفت: من و آرمان قرار داشتیم و با هم به باغی رفتیم اما بعد آرمان از من جدا شد و رفت.
پلیس از همسایهها هم پرسوجو کرد.
آنها گفتند دیدهاند که آرمان و یوسف با هم به باغ رفتهاند.
یکی از همسایهها گفت: من دیدم گاز پیکنیک دارند.
از آنها گازشان را هم گرفتم اما بعد از آن دیگر از آرمان خبر ندارم.
بررسیهای بعدی نشان داد بهجز یوسف دو نفر دیگر به نامهای جلال و عباس هم در باغ بودهاند.
آنها نیز آگاهی از سرنوشت آرمان را انکار کردند، تا اینکه بعد از تحقیقات گسترده ماموران متوجه شدند آرمان به قتل رسیده است.
یوسف به پلیس گفت: من و آرمان با هم اختلاف داشتیم.
قرار بود چاهی بخریم و سر این مساله با هم درگیر شدیم.
من عصبانی شدم و با شلیک گلوله او را کشتم.
بعد با کمک دو نفر دیگر جسد را تکهتکه کردیم و در حسنآباد دفن کردیم.
ماموران به آدرسهایی که متهم داده بود، رفتند اما جسدی پیدا نشد آنها فقط یک تکه استخوان پیدا کردند که برای آزمایش به پزشکی قانونی فرستاده شد.
چند روز بعد نتیجه آزمایش نشان داد تکه استخوان به آرمان تعلق دارد.
به این ترتیب کیفرخواست علیه متهمان صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 10 ارسال شد.
در جلسه رسیدگی اولیای دم درخاست قصاص کردند.
پدر مقتول گفت: این قاتلان حتی مرا از جسد پسرم هم محروم کردند و از آنها گذشت نمیکنم.
تنها خواستهام این است که جسد پسرم را بدهند.
سپس متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت.
او گفت: اتهام را قبول ندارم.
هرچه گفتم هم اشتباه است و تحت فشار بودم.
حتی آدرسی که برای اجساد دادم، اشتباه است.
البته دیدم به آرمان شلیک شد اما چون با جواد اختلاف داشت او به آرمان شلیک کرد.
قاضی گفت: شما چرا اختلاف داشتید؟
متهم گفت: ما اول سر یک دستگاه گنجیاب با هم مشکل داشتیم اما آن مساله حل و بعد قرار شد یک چاه بخریم که سر این مساله اختلاف داشتیم اما من او را نکشتم.
در ادامه متهم ردیف دوم در جایگاه حاضر شد.
او گفت: من اتهام معاونت در قتل را قبول ندارم.
یوسف دروغ میگوید.
خودش مرتکب قتل شد.
او به ما گفته بود بر سر یک سفته با آرمان اختلاف دارد و میخواهد دوستانه حل کند.
ما اصلاً نفهمیدیم اسلحه دارد.
او در یک لحظه شلیک کرد و آرمان را کشت.
جسد را هم خودش تکه کرد و همراه متهم دیگر جسدش را به جاهای دیگر بردند.
وقتی نوبت به متهم ردیف سوم رسید، او گفت: ما کاری نکردیم.
کسی که این کار را کرد همدست دیگرمان بود که گفته میشود خودکشی کرده است.
ضارب او بود و همه کارها را هم او انجام داد.
بعد از پایان جلسه دادگاه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.