آخرین اذان در خلوت دلها؛ روزی که دل کندن از مسجد سخت است
مشگین شهر- آخرین روز اعتکاف روز رفتن نیست؛ روز ماندنِ حال و هوایی است که سه شبانهروز در دلها ریشه دوانده است.
خبرگزاری مهر؛ گروه استانها: شیرین اسلوب: صبح آخرین روز، مسجد دیگر شبیه روزهای قبل نیست.
سکوتش معنا دارد و هر قدم، با مکث برداشته میشود.
قرآنها هنوز باز است، مفاتیح بسته نشده و زمزمه دعا، آرام و پیوسته در فضا میچرخد.
اینجا، زمان عجله ندارد؛ انگار خودش هم میداند آخرینها ارزش بیشتری دارند.
سه روز پیش، خیلیها با دلهای پر از حرف وارد مسجد شدند؛ امروز با کولهباری از سکوت بیرون میروند آخرین روز، روز جمعبندی است؛ جمعبندی با خود، با گذشته و با راهی که باید ادامه پیدا کند.
معتکفان، در گوشهوکنار مسجد، مشغول حسابوکتاب با خودشان هستند؛ سه روزی که گذشت، آینهای شد برای دیدن دل.
مریم ۱۴ ساله میگوید: تازه فهمیدم چقدر به سکوت نیاز داشتم و دیگری اعتراف میکند که اعتکاف، شروع یک تصمیم جدی برای تغییر است.
نازنین زهرا که همراه دوستانش است چنین میگوید: دلم میخواهد همین حالت رو برای خانواده ام تعریف کنم ولی میترسم نتوانم درست منتقل کنم.
کاش میتوانستم یک ذره از این سکوت رو با خودم به خانه ببرم، ام یدوارم بتوانم همین صبری که اینجا یاد گرفتم، در بیرون هم نگه دارم خیلی دوست دارم آدم بهتری باشم.
یکی از دانشآموزان معتکف میگوید: اینجا فهمیدم چقدر دلم شلوغ بوده.
آخرین روز دلم نمیخواهد از مسجد بیرون بروم، حس میکنم تازه خودم را پیدا کردهام و دیگری که برای نخستین بار تجربه اعتکاف را داشته، با صدایی آرام میگوید: آخرین روز، سختترین روز است.
هم خوشحالم که سبک شدهام، هم غمگینم که این حال خوب دارد تمام میشود.
وقتی زمان خروج میرسد، کسی با صدای بلند خداحافظی نمیکند.
همه آرام از کنار هم میگذرند، اما چیزی مشترک میانشان هست؛ تصمیمی نانوشته برای اینکه مسجد، فقط یک مکان نباشد، بلکه حالوهوایی باشد که با آنها به زندگی برمیگردد.
از اشک تا تبسم
در میان جمع زن میانسالی اشکهایش را پاک میکند.
دختر جوانی با چشمانی درخشان تبسمی معنوی بر لب دارد.
نوجوانی سرش را به دیوار تکیه داده و آرام زیر لب اذان را همراهی میکند.
اینجا، هر کسی به زبان خودش با این لحظه خداحافظی میکند.
اذان که به «لا اله الا الله» پایانی میرسد، گویی فشردهای از تمام اعتکاف، یکباره در جانها مرور میشود.
در برنامههای پایانی، دعاها رنگ دیگری دارد؛ دستها بلندتر و صداها لرزانتر شده است.
اشکها بیواسطه جاری میشود؛ اشک شکر، اشک دلتنگی و اشک امید.
امید به اینکه این حال خوب، پشت درهای مسجد جا نماند و با آدمها به زندگی روزمره برگردد.
سخن پایانی: وداعی که بدرقه میکند
آخرین اذان اعتکاف، شبیه آخرین آهنگ یک سمفونی نیست که همه چیز را تمام کند.
بلکه شبیه نوت پایانی است که ملودی را کامل میکند و آن را برای سفر به گوشهای دیگر آماده میسازد.
معتکفان از مسجد خارج میشوند تا آن سکوت را با خود به خانه، محل کار و جامعه ببرند.
اعتکاف تمام میشود، اما تأثیرش، اگر واقعی باشد، تازه شروع به جوانه زدن کرده است.